• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابو محمد صوری (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.


عبدالمحسن صوری، شاعری برجسته از قرن چهارم و پنجم هجری بود که به لطافت در غزل و استواری در بحث مشهور بود.
دیوان او شامل حدود ۵۰۰۰ بیت شعر است که روحیه‌ی مذهبی او را منعکس می‌کند.




عبد المحسن بن محمّد بن احمد بن غالب بن غلبون صوری از شعرای قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است.



اشعار ابو محمد صوریدر عین سلامت و روانی، پرمعنی است.
وی در غزل‌سرایی لطیف و در بحث و جدل استوار است.
دیوانش در حدود ۵۰۰۰ بیت است که روحیه‌ی مذهبی او را نشان می‌دهد.



ابن شهر آشوب ابو محمد را در سلک شعرایی نام می‌برد که بی‌پروا به ستایش اهل بیت (علیهم‌السلام) برخاسته‌اند و ثعالبی در کتاب خود ۲۲۵ بیت از اشعار او را ثبت کرده است.


ابو محمد صوری در نهم شوال سال ۴۱۹ ه‌ ق در سن هشتاد سالگی درگذشت.





۵.۱ - مدح اهل بیت


عیون منعن الرقاد العیونا• • • • • جعلن لکلّ فؤاد فنونا
فکنّ المنی لجمیع الوری• • • • • و کنّ لمن رامهنّ المنونا
و قلب تقلّبه الحادثات• • • • • علی ما تشاء شمالا یمینا
یصون هواه عن العالمین• • • • • و مدمعه یستذلّ المصونا
فمالی و کتمان داء الهوی‌؟! • • • • • و قد کان ما خفته ان یکونا


۱ - چشمانی آشوبگر که خواب از چشمها ربودند و هر دلی را مفتون خود ساختند.
۲ - آرزوی جهانیان بودند، آفت جان همگان.
۳ - دلی دارم که حوادث روزگارش برآشفت، از چپ و راست به خاک و خونش کشید.
۴ - شور درون را از همگان پنهان کردم و اشک رخسارم آتش دل را برملا ساخت.
۵ - دیگر از چه درد عشق را کتمان کنم «کوس رسوایی من بر سر هر بام زدند».

و کان ابتداء الهوی بی مجو• • • • • نا فلمّا تمکّن امسی جنونا
و کنت اظنّ الهوی هیّنا• • • • • فلاقیت منه عذابا مهینا
فلو کنت شاهد یوم الوداع• • • • • رایت جفونا تناجی جفونا
فهل ترک البین من ارتجیه• • • • • من الاوّلین و الآخرینا؟!
سوی حبّ آل نبیّ الهدی• • • • • فحبّهم اهل الآملینا


۶ - ابتدا عشق را بازیچه پنداشتم اینک کارم به جنون کشیده است.
۷ - هوای دل را سرسری گرفتم، اینک رنج هجرانم از پای درآورده است.
۸ - کاش روز وداع، شاهد حال زارم بودی که دیدگان من و او به راز و نیاز‌اندر بودند.
۹ - دیو مرگ بر کسی ابقا نکرد که دل در مهر او بندم.
۱۰ - جز آل پیامبر که مهرشان آرزوی آرزومندان است.

هم عدّتی لوفاتی هم• • • • • نجاتی هم الفوز للفائزینا
هم مورد الحوض للواردین• • • • • و هم عروة اللّه للواثقینا
هم عون من طلب الصالحات• • • • • فکن بمحبّتهم مستعینا
هم حجّة اللّه فی ارضه• • • • • و ان جحد الحجّة الجاحدونا
هم الناطقون هم الصّادقون• • • • • و انتم بتکذیبهم کاذبونا
هم الوارثون علوم النبیّ• • • • • فما بالکم لهم وارثونا؟!
لحا اللّه قوما راوا رشدکم• • • • • هبینا فضلّوا ضلالا مبینا


۱۱ - آل پیامبر، ذخیره‌ی فردای من‌اند، و هم وسیله‌ی نجات و رستگاری رستگاران.
۱۲ - ساقی کوثرند و دستاویز محکم برای امیدواران.
۱۳ - نیکوکاران امت را یار و مددکارند، از همت ایشان یاری طلب.
۱۴ - حجّت خدا در زمین، گرچه منکران سر بتابند.

۱۵ - سخنوران و راستگویانند و شما با تکذیبشان راه عناد پیمودید.
۱۶ - وارث دانشهای رسول‌اند، از چه آنان را ترک گفتید؟!
۱۷ -‌ای آل پیامبر! مطرود باد قومی که پرچم هدایت را به دست شما دیدند و باز هم جانب گمراهی سپردند.


۵.۲ - مرثیه‌ی اهل بیت (علیه‌السّلام)


و رزایا المصطفی فی اهله• • • • • فاتحات للرّزایا و ختم
یا بنی الزّهراء ماذا اکتست• • • • • فیکم الایّام من عتب و ذم‌؟!
یا طوافا طاف طوفان به• • • • • و حطیما بقنا الخطّ حطم
ایّ عهد یرتجی الحفظ له• • • • • بعد عهد اللّه فیکم و الذمم‌؟!
لا تسلّیت و انوار لکم• • • • • غشیتها من بنی حرب ظلم


۱ - اما مصیبت آل پیامبر بالاترین مصیبت‌هاست.
۲ -‌ای زادگان زهرا، این داغ ننگ و نکوهش از چهره‌ی روزگار زدوده نخواهد شد.
۳ -‌ای «طواف‌کننده» که دچار طوفان بلا شدی! ‌ای حطیمی که پی سپر نیزه‌ها گشتی.
۴ - بعد از آنکه پیمان الهی را زیر پا نهند، به کدامین پیمان پای بندند؟
۵ - کجا این دل آرام و قرار گیرد، با آنکه سیاهکاری بنی امیه پرتو انوارتان را در حجاب کرد.
رکبوا بحر ضلال سلموا• • • • • فیه و الاسلام فیهم ما سلم

ثمّ صارت سنّة جاریة• • • • • کلّ من امکنه الظلم ظلم
و عجیب انّ حقّا بکم• • • • • قام فی الناس و فیکم لم یقم
و الولا فهو لمن کان علی• • • • • قول عبد المحسن الصوری قسم
و ابیکم و الذی وصیّ به• • • • • لابیکم جدّکم فی یوم خم
لقد احتجّ علی امّته• • • • • بالذی نالکم باقی الامم


۶ - به دریای ضلالت و سرگشتگی غوطه‌ور گشتند و به جان رستند، ولی اسلام از دست آنان نرست.
۷ - از آن پس سیاهکاری رواج داشت و هرکس هرچه توانست کرد.
۸ - شگفتا! حقّی که با شمشیر شما رونق گرفت، درباره‌ی شما اجرا نگشت.
۹ - تنها مهر و دوستی شما در میان دوستان پابرجاست.
۱۰ - سوگند به جان علی و سوگند به آن عهدی که جدّتان در «غدیر خم» گرفت.
۱۱ - سایر امت‌ها که به فرمانروایی شما گردن نهادند، حجّت رسول را بر قوم او تمام کردند.


۵.۱ - مدح اهل بیت

و اراها لا تستقیم لذی الزهد• • • • • اذ المال مال بالاعناق
فلهذا ابناء احمد ابناء علیّ• • • • • طراید الآفاق
فقراء الحجاز بعد الغنی الاکبر• • • • • اسری الشام قتلی العراق
جانبتهم جوانب الارض حتّی• • • • • خلت انّ السماء ذات انطباق
ان اقصّر یا آل احمد او اغر• • • • • ق کان التقصیر کالاغراق


۱ - نپندارم که این روزگار فریبکار، روزی با خاندان زهد کنار آید، چون مال و منال دنیا، گردنگیر مردمان است.
۲ - از این است که فرزندان احمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و علی (علیه‌السّلام)، آواره‌ی هر شهر و دیارند.
۳ - در حجاز با آن دولت و مکنت فقیر و درمانده، در شام، اسیر دست بسته و در عراق، به خاک و خون غلطانند.
۴ - زمین پهناور از پناه دادن آنها دریغ دارد، گویا درهای آسمان هم باز نگردد.
۵ -‌ای زادگان احمد، اگر در ستایشتان سخن کوتاه کنم و یا سرحدّ امکان در ثناگستری مبالغه ورزم، هر دو یکسان است.

لست فی وصفکم بهذا و هذا• • • • • لا حقا غیر ان تروا الحاقی
انّ اهل السماء فیکم و اهل الا• • • • • رض ما دامتا لاهل افتراق
عرفت فضلکم ملائکة اللّه• • • • • فدانت و قومکم فی شقاق
یستحقّون حقّکم زعموا ذلک• • • • • - سحقا - لهم من استحقاق
و اری بعضهم یبایع بعضا• • • • • بانتظام من ظلمکم و اتّساق


۶ - هیچگاه به مقام عظمت شما دست نیابم جز اینکه لطف شما دستگیر من باشد.
۷ - فرشتگان ملا اعلی، با ساکنان زمین با هم به مقابله برخاسته‌اند.
۸ - آنان فضل و کمال شما را می‌ستایند و اینان بر ستیز و عناد خود می‌فزایند.
۹ - حقّ شما را بردند و پندارند - خاک بر دهانشان - که سزاوار آنند.
۱۰ - دست به دست پیمان خلافت بستند تا هماره بر ظلم و ستم بپایند.

و استثاروا السیوف فیکم فقمنا• • • • • نستثیر الاقلام فی الارواق
ایّ عین‌؟ لو لا القیامة و المر• • • • • جوّ فیها من قدرة الخلاّق
فکانّی بهم یودّون لو انّ الخ‌• • • • • والی من اللیالی البواقی
لیتوبوا اذا یذادون عن اکر• • • • • م حوض علیه اکرم ساق
و اذا ما التقوا تقاسمت النار• • • • • علیّا بالعدل یوم التّلاق
قیل: هذا بما کفرتم فذوقوا• • • • • ما کسبتم یا بؤس ذاک المذاق


۱۱ - آنان شمشیر کین به روی شما از نیام برکشیدند و ما بر حمایت، نوک قلم را بر صفحه‌ی اوراق روان کردیم.
۱۲ و ۱۳ - گویا می‌نگرم به روز رستاخیز که آرزو کرده گویند: کاش در دنیا بودند.
۱۴ - که راه تو به پیش گیرند، آنگاه که ساقی کوثرشان از کنار حوض براند.
۱۵ - همانا که بنگرند علی سالار محشر است و دشمنان را به دوزخ می‌سپارد.
۱۶ - این است سزای کفران و ناسپاسی، بچشید عذابی که با دست خود افروختید.



۱. ثعالبی، ابو منصور، یتیمة الدهر، ج۱، ص۲۵۷.    
۲. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۲۲۵-۲۲۶.    
۳. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۲۲۲-۲۲۳.    
۴. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۲۲۳.    
۵. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۲۲۴-۲۲۵.    
۶. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۲۲۷-۲۲۸.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۲۶.    






جعبه ابزار