اختیارالدین تربتی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اِخْتیارُالدّین تُرْبَتی، حسن بن غیاث الدین حسینی مشهور به
قاضی اختیار ، قاضی،
فقیه ،
ادیب و
شاعر (در ۹۲۸ق /۱۵۲۲م) می باشد.
در زاوه
تربت حیدریه زاده شد، در
جوانی به دارالسلطنه
هرات رفت، در آن شهر
دانش دین آموخت و در اندک
مدتی ترقی بسیار کرد.
علی شیرنوایی ۸۴۴ -۹۰۶ق در مجالس النفایس ترکی، ذیل سید اختیار از وی با نام «سید اختیار» یاد میکند و او را جوانی خوش طبع و نیک رفتار میخواند که در دارالقضای مولانا نظام الدین در تحریر سجلات و قبالات بدو محول بوده، و در عربیت و فقه شهرت داشته است.
وی اختیارالدین را سزاوار این شهرت دانسته، می نویسد که او به تألیف
کتابی سرگرم است که میزان شایستگی اش پس از پایان این تصنیف روشن خواهد شد.
او کسانی را که بر اختیارالدین خرده می گرفتهاند که
زحمت بسیار می کشیده تا دستار خود را دانشمندانه ببندد، «
خبیث » خوانده، می نویسد: «هیچ کس نیست که از
زخم زبان آنان رهایی داشته باشد».
وی در
پایان دو
بیت شعر حاوی ماده
تاریخ «ساقی کوثر» = ۹۷ از سروده های او آورده است.
خواندمیر درباره اختیارالدین مینویسد: «در نوشتن فتوا و تحریر صکوک... و در فن انشا و معما صاحب وقوف» بود.
وی در اواخر
روزگار پادشاهی سلطان حسین میرزا بایقرا به منصب قضای
هرات رسید و به سبب داشتن
فضل و
زیرکی و
دینداری ، منزلتش فزونی یافت و سرآمد تمامی قضات هرات شد.
همو با ستایش از منش های پسندیده وی به توجه امیرعلی شیرنوایی نسبت به او و
مدیحه های او در وصف علی شیر اشاره دارد و می نویسد: به یمن مرحمت امیر در مدرسه های خواجه ملک زرگر و اخلاصیه هرات به
تدریس سرگرم است.
ظهیرالدین بابر دقت اختیارالدین را در کار
داوری ، و نیز
تیزهوشی وی را ستوده است و درباره او می نویسد: «قضا را خوب کرد» و در دیداری که با من در مَرغاب داشت، از خط بابری سخن به میان آمد.مفردات آن را طلبید، من نوشتم و در همان
مجلس مفردات را خواند و
قواعد را دانست و به آن خط «چیزها نوشت».
داوری سام میرزا درباره اختیارالدین به گونه ای دیگر است.
وی می نویسد که او به زر اندوزی و
امساک شهرت داشت، اما «خالی از فضلی نبود» و در
شعر از دیگران پیشی می گرفت.
پس از تصرف هرات به دست محمدخان شیبانی، قاضی اختیار همچنان در جایگاه خویش برقرار ماند و پس از
کشته شدن محمدخان به
دست شاه اسماعیل اول صفوی ، به زادگاه خویش بازگشت و به
کشاورزی پرداخت و در همانجا به
بیماری سوءالقنیه ضعف عمومی
بدن درگذشت و در
آرامگاه پدرانش به
خاک سپرده شد.
قاضی در ساختن ماده تاریخ به ویژه به
شعر چیره دست بود.
وجود ماده تاریخ های بسیار در میان آثار او برخی از پژوهشگران معاصر را بر آن داشته که وی را مانند بعضی دانشوران همزمانش زیر نفوذ حروفیان به شمار آورند.
قاضی اختیارالدین را برخی از تذکره نویسان در شمار
خوشنویسان قلم تعلیق آوردهاند که خطاست، زیرا نه تنها هیچ یک از نویسندگان همزمانش وی را خوشنویس ندانسته اند، بلکه هیچ اثری که نشان دهنده
هنر خوشنویسی او باشد، نیز برجا نمانده است.
این خطا از کتاب مرا¸ة العالم آغاز شده،
و با نسبت دادن کتابت منشآتی از سوی مهدی بیانی به او در سده اخیر نیرو گرفته است
دایرة المعارف فارسی، در حالی که نسخه ای از مکاتیب سلطان حسین میرزا بایقرا که کتابت آن به او نسبت داده شده، و هم اکنون در کتابخانه
کاخ -
موزه گلستان شم ۵۷ نگاهداری میشود، در کتابت شده است،یعنی
سال پس از درگذشت قاضی اختیار.
بنابراین در نادرستی این نسبت جای
دو دلی نیست.
این لغزش به سبب در آمیختن احوال قاضی با اختیار منشی پدید آمده است،
۱. شرح مقدمه الصلاة، که
تفسیر و شرحی است به فارسی بر مثنوی مقدمه الصلاة مولانا شرف الدین بخاری سروده شامل
آداب وضو ،
نماز ،
روزه و جز آن،
تاریخ تألیف آن ماده تاریخ : «آخر سال» است. نسخه هایی از این اثر در کتابخانه دیوان هندلندن و کتابخانه دولتی نسخه های
شرقی مدرس نسخه نگهداری میشود.
۲. اساس الاقتباس، به
عربی ، گزیده ای از
آیات ،
اخبار ،
احادیث ، امثال و حکم منثور و منظوم و جز آن، شامل دیباچه و بخش هایی که مؤلف آنها را کلمات، سطور و حروف خوانده، و به امیرعلی شیرنوایی که از او در دیباچه با جمله «سَمی اسدالله الغالب» یاد میکند، تقدیم کرده است.
تاریخ تألیف آن ۸۹۷ق به ماده تاریخ های «بتتمیمه» و «بسلخ رجب» است.
برگزیده آن در ۸۶۳م به کوشش یوسف داوود، با عنوان تنزیه الالباب، در موصل، و تمامی
کتاب در ۲۹۸ق به کوشش عبدالحافظ طائفی در
استانبول و به سال های ۳۱۶، ۳۲۳ و ۳۲۶ق در
قاهره چاپ شده است.
نسخه های مختلف این اثر با نام های گوناگون در کتابخانه ها یافت میشود: اوایل التحریر،
نشر الطیب فیما یلزم للکاتب و الخطیب،
اختیار الغیاثیة فی فن الانشاء، مقامات حسینی،
دور نیست که مجالس الملوک که تألیف آن را به قاضی اختیار نسبت داده اند، نیز همین اساس الاقتباس، باشد.
زیرا وی در آغاز این کتاب
علم بیان و انشاء را بهترین
یاور برای دریافت مطالب عالیه... و رسیدن به «مجالس الملوک و منازل الاحرار» دانسته است.
۳. مختارالاخیار علی مذهب المختار، در فتوا و قضا و آداب و رسوم آنها.
قاضی اختیار در دیباچه این اثر می نویسد: به هنگام تصدی امور فتوا و تکفل قضای هرات از وی خواسته شد تا کتابی به فارسی درباره آداب و رسوم آن امور بنویسد و وی مطالب این نسخه را از کتاب های فتاوی بیرون کشیده، و نوشته است.
تاریخ تألیف آن ۹۲۸ق است و نسخه هایی از آن در کتابخانه های
پاکستان : ۳ نسخه، کتابخانه آستان
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نجف ، انجمن آسیایی بنگال و کتابخانه بودلیان مارشال، وجود دارد.
۴. شرح قصیده معجزات، شرحی است بر قصیده معجزات
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) سروده عبدالرحمان جامی.
تاریخ تألیف آن ۹۰۰ق است و نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی
دانشگاه تهران وجود دارد.
۵. اخلاق همایونی، در
علم اخلاق به فارسی، در ۹۱۲ق برای بابر در ۹۳۷ق تألیف شده است. نسخه هایی از آن در کتابخانه ملی پاریس بلوشه، انجمن آسیایی بنگال نسخه، کتابخانه بودلیان نسخه، کتابخانه دانشگاه پرینستون و کتابخانه برلین پرچ، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
موجود است.
۶. زینة اللباس، به فارسی درباره
پوشاک از دیدگاه
مذهبی که به نام مظفر حسین بن سلطان حسین بایقرا تألیف شده است، نسخه ای از آن در کتابخانه تفلیس گرجستان وجود دارد.
۷.
دیوان غزل اختیار، شامل ۴۰ غزل در ۲۷۰ بیت. نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
۸.مثنوی عدل و جور، به فارسی، شامل
هزار بیت که به نام شاه اسماعیل اول صفوی سروده شده، و از آثار اواخر عمر اختیارالدین است. سام میرزا بر آن است که هزار بیت این اثر را قاضی اختیار از ریاضی زاوه ای در ۹۲۱ق
دزدیده است.
افزون بر آنچه گذشت، شماری ماده تاریخ از قاضی اختیارالدین در مآخذ آمده که این هاست: دو بیت شعر با ماده تاریخ «ساقی کوثر» به مناسبت پایان ساختمان حوض پای حصار هرات در ۹۲۷ق.
یک دو بیتی با ماده تاریخ «منبر بسنگ مرمر» به سبب پایان ساختن
منبر مسجد جامع هرات به دستور امیر علی شیرنوایی
بیت شعر با ماده تاریخ «
دهم شهر ربیع الاول » و بیت به عربی با ماده تاریخ «بانی الخیر» هر دو به مناسبت مرمت مسجد جامع هرات به دستور امیر علی شیرنوایی.
(۱) آستان قدس، فهرست.
(۲) آقابزرگ، الذریعة.
(۳) اختیارالدین حسن، اساس الاقتباس، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز.
(۴) امین محسن، معادن الجواهر و نزهة الخواطر، بیروت، ۱۴۰۱ق.
(۵) بابر ظهیرالدین محمد، بابرنامه، بمبئی، ۱۳۰۸ق.
(۶) بختاورخان محمد، مرا¸ة العالم: تاریخ اورنگ زیب، به کوشش ساجده س علوی، لاهور، ۱۹۷۹م.
(۷) بیان اصفهانی احمد، خلد برین، اصفهان، ۱۳۲۶ش.
(۸) بیانی مهدی، کارنامه بزرگان ایران، تهران، ۱۳۴۰ش.
(۹) حاجی خلیفه، کشف.
(۱۰) خواندمیر غیاث الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ۱۳۵۳ش.
(۱۱) خواندمیر غیاث الدین، فصلی از خلاصة الاخبار، به کوشش گویا اعتمادی، کابل، ۱۳۴۵ش.
(۱۲) خواندمیر غیاث الدین، مآثر الملوک، به کوشش هاشم محدث، تهران، ۱۳۷۲ش.
(۱۳) دانش پژوه محمدتقی، نسخه های خطی در کتابخانه های اتحاد جماهیر شوروی، تهران، ۱۳۵۸ش.
(۱۴) دانش پژوه محمدتقی، نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نسخه های خطی، تهران، ۱۳۴۰ش، دفتر نخستین.
(۱۵) دایرة المعارف فارسی.
(۱۶) سام میرزا صفوی، تحفه سامی، به کوشش رکن الدین همایون فرخ، تهران، علمی.
(۱۷) علیشیر نوایی، مجالس النفایس، ترکی، نسخه های خطی مدرسه عالی سپهسالار سابق، شم ۰۰ و ۷۲۹.
(۱۸) علیشیر نوایی، مجالس النفایس، ترجمه محمد فخری هراتی، به کوشش علی اصغر حکمت، تهران، ۱۳۶۳ش.
(۱۹) مرکزی، خطی.
(۲۰) مکاتیب سلطان حسین میرزا بایقرا، نسخه خطی کاخ - موزه گلستان، شم ۵۷.
(۲۱) منزوی، خطی.
(۲۲) منزوی، خطی مشترک.
(۲۳) میرخواند محمد، روضة الصفا، تهران، ۱۳۳۹ش.
(۲۴) واصفی محمود، بدایع الوقایع، به کوشش الکساندر بلدروف، تهران، ۱۳۴۹ش.
دانشنامه بزرگ اسلامی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی برگرفته از مقاله «اختیارالدین تربتی»ج۷، ص۳۰۰۲.