• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ادیب الممالک فراهانی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




ادیب‌الممالک فراهانی از نامدارترین شاعران و روزنامه‌نگاران عصر قاجار بود که با ذهنی تیز، ذوقی نیرومند و روحی حساس، راهی میان سنت کهن و اندیشه‌های نو گشود. او با ورود به عرصه‌های ادبی، سیاسی و مطبوعاتی، به یکی از اثرگذارترین چهره‌های فرهنگی و اجتماعی روزگار خود بدل شد.



ميرزا محمد صادق فراهانى ملقّب به «امير الشعراء» و «اديب الممالك» و متخلّص به «اميرى» فرزند حاج ميرزا حسين و برادر ميرزا ابو القاسم قائم مقام، به سال ۱۲۷۷ ه‌. ق. متولد شد. وى از رجال برجسته‌ى ادبى و اجتماعى عصر قاجار به شمار مى‌رود.


اديب از كودكى به آموختن علوم و ادبیات فارسی و تازى و زبان‌هاى اروپايى اشتغال يافت و هم از كودكى به شعر پرداخت. در سالهاى جوانى بر اثر تنگدستى و تعديات حكمران محلّى، از زادگاهش «گازران اراک» پياده به تهران عزيمت كرد.


اديب سرودن شعر را با مديحه‌گويى و تخلّص «پروانه» آغاز كرد بعدها مورد توجه امير نظام گروسى وزير فوائد عامه قرار گرفت، و تخلّص خود را به «اميرى» تغيير داد. اديب تا سال ۱۳۱۴ ه‌. ق لقب امير الشعرايى داشت، امّا در اين سال مظفر الدّین شاه وى را لقب «اديب الممالك» داد. از سال ۱۳۱۶ هجرى نويسندگى و اداره‌ى روزنامه‌هاى «ادب»، «مجلس عراق عجم» و «آفتاب» را بر عهده داشت.
فراهانى سالها سمت‌هاى رياست عدلیه‌ سمنان، صلحيه‌ى ساوجبلاغ، عدليه‌ى اراك و عدليه‌ى یزد را بر عهده داشت. در طليعه‌ى انقلاب مشروطیّت در مسير مبارزات سياسى قرار گرفت و موضوعات شعرش به كلى تغيير يافت و به سرودن اشعار سياسى و وطنى پرداخت و غالب اشعارش نماينده‌ى زندگانى اجتماعى و مبارزات سياسى وى بود.


اديب الممالك در انواع شعر مخصوصا قصيده و قطعه استاد بود و سبك استادان قديم را پيروى مى‌كرد.
او در وطنيّات، سياسيّات، اجتماعيّات و آوردن تمثيلات و حكاياتى كه مبتنى بر نظرهاى انتقادى و اصلاحى باشد از نخستين گويندگان استاد عهد اخير است و نيز اطلاع او از ادب و لغت و تاريخ عرب و اسلام باعث گرديد كه بسيار بيشتر از معاصران خود كلمات و تركيبات غير ضرور عربى را در سخنان خود به كار برد.


فراهانى علاوه بر ادب فارسى و عربى در تاريخ و انساب احاطه و تبحّر داشت و از حکمت، ریاضیات، نجوم و علوم غریبه بهره داشت. تأليفات چندى نيز به جاى گذاشته است. ديوان اشعارش كه از اعتبار بسيار برخوردار است، چاپ شده است. تركيب‌بندى در مراثى اهل بيت دارد كه به تقليد محتشم سروده است.


اديب در سال ۱۳۳۵ ه‌ ق. كه مأمور عدليه يزد بود دچار عارضه سكته شد و در سال ۱۳۳۶ ه‌ ق. در تهران درگذشت.
[۱] فراهانی، محمدصادق، ديوان اديب الممالك؛ مقدمه وحيد دستگردى.
[۲] معین، محمد، دفرهنگ معين.
[۳] صدر حاج سيد جوادى، احمد، دائرة المعارف تشيع.

تركيب‌بند: مرثیه‌ اهل البیت (علیه‌السّلام):
باد خزان وزيد به بستان مصطفی «ص» • • • • • پژمرد، غنچه‌هاى گلستان مصطفى
درهم شكست قائمه‌ى عرش ايزدى • • • • • خاموش شد چراغ شبستان مصطفى
دور از بدن به دامن خاك سيه فتاد • • • • • آن سر كه بود زينت دامان مصطفى
انگشت بهر بردن انگشترى بريد • • • • • ديو دغل ز دست سليمان مصطفى
بيجاده‌گون شد از تف گرما و تشنگى • • • • • ياقوت و لعل و لؤلؤ و مرجان مصطفى
تا چوب كينه خورد به دندان شاه دين • • • • • از ياد شد شكستن دندان مصطفى
بوى قميص يوسف گل پيرهن وزيد • • • • • زد چاك دست غم به گريبان مصطفى
دار السّلام خلد كه دار السّرور بود • • • • • شد زين قضيّه كلبه‌ى احزان مصطفى

معانی کلمات:
بيجاده‌گون: به رنگ بيجاده (كهربا)، زرد رنگ.
قميص: پيراهن.


۱. فراهانی، محمدصادق، ديوان اديب الممالك؛ مقدمه وحيد دستگردى.
۲. معین، محمد، دفرهنگ معين.
۳. صدر حاج سيد جوادى، احمد، دائرة المعارف تشيع.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۳۱.    






جعبه ابزار