• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

استقلال 1

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



استقلال به حاکمیت جامعه یا دولت بر سرنوشت خویش و رهایی از سلطه بیگانه اطلاق می‌شود.



استقلال مصدر باب استفعال از ماده «ق‌ل‌ل» به معنای اندک شمردن، حمل‌کردن،
[۱] المعجم‌الوسیط، ص‌۷۵۶.
[۲] لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۲۸۷.
[۳] القاموس‌المحیط، ج‌۴، ص‌۵۴، «قلّ».
[۴] لغت‌نامه، ج‌۲، ص‌۱۸۴۲.
و به‌کاری پرداختن بدون مشارکت دیگران آمده است.
[۵] مجمع‌البحرین، ج‌۳، ۱۵۱۰.
[۶] لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۲۸۹.
[۷] المعجم‌الوسیط، ص‌۷۵۶، «قلّ».

در اصطلاح علوم سیاسی برای استقلال تعاریفی متفاوت ارائه شده است؛ مانند:جدا بودن حاکمیت یک کشور از هر نوع سلطه خارجی و
[۸] فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی، ص‌۱۵۴.
آزادی اراده ملّی برای اداره امور داخلی و خارجی‌خود که از خلال سازمان سیاسی دولت پدیدار می‌شود.
[۹] فرهنگ علوم سیاسی، علی بابایی، ج‌۲، ص‌۴۵.
[۱۰] فرهنگ واژه‌های انقلاب، ص‌۸۴.
[۱۱] فرهنگ علوم سیاسی، علی بابایی، ج‌۲، ص۶۱.
میل به سلطه‌جویی در سرشت انسان قرار دارد و این میل در دولت‌ها نیز تجلّی می‌یابد، به‌گونه‌ای که در پی مطیع ساختن دیگران و بهره‌برداری از منابع و امکانات آنان است. از سوی دیگر میل به استقلال نیز فطری انسان‌هاست و جوامع و دولت‌های گوناگون در پی هویت و استقلال عملی خویش هستند. استقلال از ارزش‌های مسلّم انسانی، عامل عزت و سربلندی انسان‌ها و جوامع و نبود آن، نشانی از ذلت و زبونی آنان است.
[۱۲] اندیشه‌های فقهی سیاسی، ص‌۴۸۳.
[۱۳] مقایسه تئوری‌های وابستگی، ص‌۱۷۰.
برخی با استناد به اینکه‌ دولت شخصیت ترکیب یافته از افراد است
[۱۴] حقوق بین‌الملل اسلامی، فارسی، ص‌۱۰۸‌_۱۰۹.
[۱۵] حقوق بین‌الملل اسلامی، خلیلیان، ص‌۱۴۵‌_۱۵۱.
گفته‌اند:چنان‌که استقلال حق هر فرد است، حق دولت نیز هست.
بسیاری از دانشمندان سیاسی، ریشه همه عقب ماندگی‌های جوامع و ملت‌ها را در وابستگی به استعمار دیده و استقلال را کلید حل مشکلات قلمداد کرده‌اند،
[۱۶] استقلال و ضرورت‌های جدید، ص‌۶۲.
زیرا محور خط مشی کشورهای تحت سلطه به جای منافع خودشان، منافع کشورهای سلطه‌گر است.
[۱۷] اندیشه‌های فقهی سیاسی، ص‌۴۸۳.



استقلال با جنبه‌های مختلف فرهنگی و اقتصادی آن در نگاه اسلام با دو مفهوم «دارالاسلام» و «دارالکفر» ارتباط پیدا می‌کند، زیرا مرزبندی‌های جدید جغرافیایی ملاک مناسبی برای استقلال نیست. در تعریف و محدوده واژگان ذکر شده دیدگاه‌های گوناگونی ارائه شده
[۱۸] آثارالحرب، ص‌۱۶۹‌_۱۷۰.
[۱۹] فقه، ش‌۱۰ سال ۷۵، ص‌۲۲‌۱۱۱.
[۲۰] مقایسه تئوری‌های وابستگی، ص‌۱۳۲‌_۱۳۵.
که از مجموع آن‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که ملاک دارالاسلام و دارالکفر اجرا و عدم اجرای قوانین الهی است. دارالاسلام به سرزمینی گفته می‌شود که شریعت اسلامی در آن پیاده می‌شود و حاکم مسلمانی بر آن حکمرانی می‌کند و همه افراد جامعه در برابر حکومت اسلامی تسلیم هستند. و دارالکفر به سرزمین‌هایی گفته می‌شود که احکام اسلامی در آن جاری نیست و مسلمانان در آن‌جا حاکمیت و سلطه ندارند. براساس این مرزبندی است که قرآن مسلمانان را از خطر وابستگی برحذر داشته و دستیابی به استقلال را در آیات زیادی بیان‌ می‌کند.


در قرآن کریم واژه استقلال به صراحت نیامده؛ ولی این مفهوم از برخی واژه‌ها، تعبیرها و موضوعات قابل استفاده است؛ مانند:عزّت مسلمانان، نفی سبیل کافران، نپذیرفتن سلطه و سرپرستی کافران، عدم میل و اعتماد به کافران، پیروی نکردن از اهل کتاب و مشرکان، روی پای خود ایستادن، نداشتن دوستی صمیمانه با مشرکان و آیاتی که دشمنی کافران و مشرکان با مسلمانان را گوشزد می‌کند و خواستار هوشیاری مسلمانان در برابر نقشه‌ها و توطئه‌های آنان است. اکنون هر یک از این واژگان و موضوعات به‌طور گذرا بررسی می‌شود.

۳.۱ - عزت

قرآن کریم عزت و برتری را ویژه خداوند و فرستاده وی و مؤمنان می‌داند. بر‌اساس آیات ۱۳۸‌۱۴۰ نساء وابستگی به کافران و پذیرش سرپرستی آنان موجب ذلّت و عذاب الهی و پذیرفتن ولایت و سرپرستی خداوند و گسستن از ولایت غیر او سبب عزّت فرد و جامعه می‌شود
[۳۹] جامع‌البیان، مج۴، ج۴، ص۴۴۲‌_۴۴۳.
[۴۰] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۹۳‌_۱۹۴.
:«بَشِّرِ المُنفِقِینَ بِاَنَّ لَهُم عَذابًا اَلِیما • اَلَّذینَ یَتَّخِذونَ الکفِرینَ اَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنِینَ اَیَبتَغونَ عِندَهُمُ العِزَّةَ فَاِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ‌جَمیعا». قرآن برای تأمین عزت و سربلندی مسلمانان و برتری آنان بر کافران و حفظ و صیانت این موقعیت، مؤمنان را موظف می‌کند تا از هر کاری که موجب سلطه و سیطره کافران گشته و مسلمانان را به وابستگی می‌کشاند دوری کنند.
[۴۲] من وحی‌القرآن، ج‌۷، ص‌۵۰۶‌_۵۱۳.


۳.۲ - نفی سبیل

بر اساس آیه «ولَن یَجعَلَ اللّهُ لِلکفِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلا= هرگز خداوند برای کافران راه تسلط بر اهل ایمان را باز نگذاشته است» خداوند کمترین سلطه‌ای را برای کافران بر مؤمنان تشریع نکرده و هرگونه پیمان فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و‌... را که موجب سلطه کافران و وابستگی مسلمانان گردد حرام و باطل شمرده است.
[۴۵] فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۲۵‌_۳۲۹.
سبیل در لغت به معنای «راه»
[۴۶] مفردات، ص۳۹۵.
[۴۷] لسان‌العرب، ج۶، ص۱۶۲_۱۶۳، «سَبَل».
و در این آیه به معانی نصر، حجت در دنیا، حجت در آخرت، سلطه اعتباری و سلطه خارجی دانسته شده‌است.
[۴۹] کتاب‌البیع، ص‌۷۲۱.
[۵۰] احکام‌القرآن، ابن‌عربی، ج‌۱، ص‌۵۰۹‌_۵۱۰.
آیه نفی سبیل بیانگر دو جنبه ایجابی و سلبی است:جنبه ایجابی آن بیانگر وظیفه جامعه اسلامی و حاکمان آن در حفظ استقلال و از میان برداشتن زمینه‌های وابستگی است و جنبه سلبی آن ناظر به نفی سلطه بیگانگان بر سرنوشت سیاسی اجتماعی مسلمانان است.
[۵۲] فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۸۵‌_۴۰۰.
بر اساس مفاد حرف نفی «لن» که به معنای نفی ابد است کافران هیچ‌گاه در هیچ زمینه‌ای شرعاً نمی‌توانند بر مسلمانان مسلّط شوند و نفی سبیل بر همه روابط خارجی در زمینه‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی حاکمیت دارد و همه روابط باید بر این پایه استوار باشد و با آن ارزیابی گردد.
[۵۳] فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۲۵‌_۳۲۹.


۳.۳ - نفی ربوبیت غیر خدا

اتخاذ ارباب و پذیرش اراده و سلطه دیگران با توحید ناسازگار است و انسان را به شرک مبتلا می‌سازد:«قُل یاَهلَ الکِتبِ تَعالَوا اِلی کَلِمَة سَواء بَینَنا وبَینَکُم اَلاَّ نَعبُدَ اِلاَّ اللّهَ ولا نُشرِکَ بِهِ شیًا ولا‌یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا اَربابًا مِن دونِ‌اللّهِ...»، بنابراین، آزادی سیاسی و حق اطاعت از نظام‌های سیاسی و نهاد قدرت ، مشروط به آن است که موجب «اتخاذ ارباب» نشود و در برابر ربوبیّت تشریعی خداوند نباشد. به گفته سید‌قطب، در این جهت تفاوتی میان نظام‌های دیکتاتوری با نظام‌های دموکراسی نیست و همگی ارباب زمینی‌اند که انسان را به رقّیت و عبودیّت خویش می‌خوانند و تنها نظام اسلامی و توحیدی است که می‌تواند بشر را رهانیده و به او آزادی واقعی ببخشد.
[۵۵] فی ظلال القرآن، ج‌۱، ص‌۴۷.
بر اساس آیه پیشگفته خداوند سلطه و استعمار فرهنگی و فکری را یک نوع عبودیت و پرستش می‌داند و همان گونه که با شرک و بت‌پرستی مبارزه می‌کند با استعمار فکری و سلطه فرهنگی نیز‌می‌جنگد.
[۵۶] نمونه، ج‌۲، ص‌۵۹۵.


۳.۴ - اعتماد و تکیه نکردن به کافران

مسلمانان نباید بر ستمگران تکیه و اعتماد کنند:«ولا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ...» تکیه و اعتماد بر ستمگران در شکل وابستگی آشکار می‌گردد و وابستگی فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نتیجه‌ای جز اسارت و استثمار و نابودی استقلال ندارد.
[۵۸] نمونه، ج‌۹، ص‌۲۲۰‌_۲۲۱.
[۵۹] المنیر، ج‌۲، ص‌۱۶۷‌_۱۶۸.
[۶۰] من وحی القرآن، ج‌۱۲، ص‌۱۴۰‌_۱۴۲.


۳.۵ - روی پای خود ایستادن

به گزارش قرآن اصحاب خاص پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در انجیل به زراعتی تشبیه شده‌اند که جوانه‌های آن به تدریج نیرومند شده و بر پای خود ایستاده است، به‌گونه‌ای که کشاورزان را به شگفتی وا می‌دارد
[۶۱] مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۱۹۲.
[۶۲] نمونه، ج‌۲۲، ص‌۱۱۵‌_۱۱۷.
:«ومَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرع اَخرَجَ شَطَهُ فَازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یُعجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّارَ...» این تمثیل ، به ویژه با توجه به تعبیر «فَاستَوی عَلی سوقه» اشاره‌ای گویا به استقلال جامعه اسلامی دارد.

۳.۶ - نهی از سرپرستی کافران

«وَلاء» و «توالی» در لغت به معنای نزدیکی دو چیز به یکدیگر بدون فاصله، محبّت و صداقت و «ولیّ» به معنای شخص مددکاری است که بر آنچه تحت سرپرستی اوست سلطه دارد، به‌طوری که حق تصرف تام در آن را داشته باشد
[۶۴] مفردات، ص‌۸۸۵‌.
[۶۵] لسان‌العرب، ج‌۱۵، ص‌۴۰۱‌_۴۰۳.
[۶۶] التحقیق، ج‌۱۳، ص‌۲۰۳‌_۲۰۶ «ولی».
، بر این اساس، قرآن برای حفظ استقلال و آزادی، جوامع اسلامی را از پذیرش ولایت و سرپرستی کافران نهی کرده است، زیرا ولایت و سرپرستی کافران موجب دخالت و تصرّف آنان در شئون مسلمانان و زمینه خروج مسلمانان از مسیر حق و وابستگی آنان به کافران می‌شود ، ازاین‌رو قرآن کریم در خطابهای گوناگون از پیامبر و مسلمانان خواسته تا از خواهش‌ها و تمایلات دشمنانِ دین خدا پیروی نکنند و درباره تلاش کفرپیشگان برای واداشتن جامعه اسلامی به پیروی از خود هشدار می‌دهد
[۷۴] مواهب الرحمن، ج‌۶، ص‌۱۷۷.
[۷۵] الکاشف، ج‌۲، ص‌۱۲۰.
[۷۶] فی ظلال القرآن، ج‌۲، ص‌۹۰۳‌_۹۰۴.
:«یاَیُّهَاالَّذینَ ءامَنوا اِن تُطیعوا فَریقًا مِنَ الَّذینَ اوتُوا الکِتبَ یَرُدّوکُم بَعدَ ایمنِکُم کفِرین» و حفظ استقلال را در بی‌اعتنایی به خشنودی کافران در پیروی از آنان می‌داند.
[۷۸] جامع‌البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۳۴‌_۳۵.

[۷۹] التحریر والتنویر، ج‌۲، ص‌۲۷‌_۲۸.


۳.۷ - تحریم رابطه دوستانه و صمیمی با کافران

در آیاتی از قرآن مسلمانان از دوستی با اهل کتاب و کافران ‌که زمینه‌ساز سلطه و حاکمیت آنان و نفی استقلال مسلمانان است‌ برحذر داشته شده‌اند:«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا‌تَتَّخِذوابِطانَةً مِن دونِکُم لا یَألونَکُم خَبالاً‌...». واژه «بطانه» به معنای لباس زیر
[۸۴] التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۹۲‌_۲۹۳.
[۸۵] مفردات، ص‌۱۳۰ «بطن».
و در اینجا کنایه از این است که کافران و بیگانگان نباید محرم اسرار مسلمانان قرار گیرند، زیرا دوستی و اعتماد و وابستگی به بیگانگان موجب نابودی خرد مسلمانان می‌شود.
[۸۶] جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۸۰‌_۸۲.
[۸۷] البصائر، ج‌۴۵، ص‌۴۳۵‌_۴۳۶.
[۸۸] من وحی‌القرآن، ج‌۶، ص‌۲۳۷‌_۲۳۸.



۱. ↑ المعجم‌الوسیط، ص‌۷۵۶.
۲. ↑ لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۲۸۷.
۳. ↑ القاموس‌المحیط، ج‌۴، ص‌۵۴، «قلّ».
۴. ↑ لغت‌نامه، ج‌۲، ص‌۱۸۴۲.
۵. ↑ مجمع‌البحرین، ج‌۳، ۱۵۱۰.
۶. ↑ لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۲۸۹.
۷. ↑ المعجم‌الوسیط، ص‌۷۵۶، «قلّ».
۸. ↑ فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی، ص‌۱۵۴.
۹. ↑ فرهنگ علوم سیاسی، علی بابایی، ج‌۲، ص‌۴۵.
۱۰. ↑ فرهنگ واژه‌های انقلاب، ص‌۸۴.
۱۱. ↑ فرهنگ علوم سیاسی، علی بابایی، ج‌۲، ص۶۱.
۱۲. ↑ اندیشه‌های فقهی سیاسی، ص‌۴۸۳.
۱۳. ↑ مقایسه تئوری‌های وابستگی، ص‌۱۷۰.
۱۴. ↑ حقوق بین‌الملل اسلامی، فارسی، ص‌۱۰۸‌_۱۰۹.
۱۵. ↑ حقوق بین‌الملل اسلامی، خلیلیان، ص‌۱۴۵‌_۱۵۱.
۱۶. ↑ استقلال و ضرورت‌های جدید، ص‌۶۲.
۱۷. ↑ اندیشه‌های فقهی سیاسی، ص‌۴۸۳.
۱۸. ↑ آثارالحرب، ص‌۱۶۹‌_۱۷۰.
۱۹. ↑ فقه، ش‌۱۰ سال ۷۵، ص‌۲۲‌۱۱۱.
۲۰. ↑ مقایسه تئوری‌های وابستگی، ص‌۱۳۲‌_۱۳۵.
۲۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۳۹.    
۲۲. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۱۰.    
۲۳. ↑ منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۲۴. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.    
۲۵. ↑ مائده/سوره۵، آیه۵۱‌۵۲.    
۲۶. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳.    
۲۷. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۹‌۱۵۰.    
۲۸. ↑ مائده/سوره۵، آیه۴۹.    
۲۹. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۴۸.    
۳۰. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸‌۱۱۹.    
۳۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۵۷.    
۳۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۰۵‌۱۰۹.    
۳۳. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸‌۱۲۰.    
۳۴. ↑ توبه/سوره۹، آیه۸.    
۳۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۱.    
۳۶. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۶۵.    
۳۷. ↑ منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۳۸. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۳۸ ۱۴۰.    
۳۹. ↑ جامع‌البیان، مج۴، ج۴، ص۴۴۲‌_۴۴۳.
۴۰. ↑ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۱۹۳‌_۱۹۴.
۴۱. ↑ احکام‌القرآن، جصاص، ج‌۲، ص‌۴۰۶‌ ۴۱۰.    
۴۲. ↑ من وحی‌القرآن، ج‌۷، ص‌۵۰۶‌_۵۱۳.
۴۳. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.    
۴۴. ↑ القواعد الفقهیه، ج‌۱، ص‌۱۸۹‌ ۱۹۰.    
۴۵. ↑ فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۲۵‌_۳۲۹.
۴۶. ↑ مفردات، ص۳۹۵.
۴۷. ↑ لسان‌العرب، ج۶، ص۱۶۲_۱۶۳، «سَبَل».
۴۸. ↑ القواعدالفقهیه، ج‌۱، ص‌۱۸۹‌ ۱۹۰.    
۴۹. ↑ کتاب‌البیع، ص‌۷۲۱.
۵۰. ↑ احکام‌القرآن، ابن‌عربی، ج‌۱، ص‌۵۰۹‌_۵۱۰.
۵۱. ↑ القواعد الفقهیه، ج‌۱، ص‌۱۹۰.    
۵۲. ↑ فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۸۵‌_۴۰۰.
۵۳. ↑ فقه سیاسی اسلام، ص‌۳۲۵‌_۳۲۹.
۵۴. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۵۵. ↑ فی ظلال القرآن، ج‌۱، ص‌۴۷.
۵۶. ↑ نمونه، ج‌۲، ص‌۵۹۵.
۵۷. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۳.    
۵۸. ↑ نمونه، ج‌۹، ص‌۲۲۰‌_۲۲۱.
۵۹. ↑ المنیر، ج‌۲، ص‌۱۶۷‌_۱۶۸.
۶۰. ↑ من وحی القرآن، ج‌۱۲، ص‌۱۴۰‌_۱۴۲.
۶۱. ↑ مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۱۹۲.
۶۲. ↑ نمونه، ج‌۲۲، ص‌۱۱۵‌_۱۱۷.
۶۳. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۴۸.    
۶۴. ↑ مفردات، ص‌۸۸۵‌.
۶۵. ↑ لسان‌العرب، ج‌۱۵، ص‌۴۰۱‌_۴۰۳.
۶۶. ↑ التحقیق، ج‌۱۳، ص‌۲۰۳‌_۲۰۶ «ولی».
۶۷. ↑ آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۸.    
۶۸. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۴۴.    
۶۹. ↑ مائده/سوره۵، آیه۵۱.    
۷۰. ↑ مائده/سوره۵، آیه۵۷.    
۷۱. ↑ المیزان، ج‌۵، ص‌۳۶۸‌ ۳۷۴.    
۷۲. ↑ مائده/سوره۵، آیه۴۹.    
۷۳. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۱۵.    
۷۴. ↑ مواهب الرحمن، ج‌۶، ص‌۱۷۷.
۷۵. ↑ الکاشف، ج‌۲، ص‌۱۲۰.
۷۶. ↑ فی ظلال القرآن، ج‌۲، ص‌۹۰۳‌_۹۰۴.
۷۷. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۰.    
۷۸. ↑ جامع‌البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۳۴‌_۳۵.
۷۹. ↑ التحریر والتنویر، ج‌۲، ص‌۲۷‌_۲۸.
۸۰. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۴۵.    
۸۱. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۸.    
۸۲. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۴۴.    
۸۳. ↑ مائده/سوره۵، آیه۵۱.    
۸۴. ↑ التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۹۲‌_۲۹۳.
۸۵. ↑ مفردات، ص‌۱۳۰ «بطن».
۸۶. ↑ جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۸۰‌_۸۲.
۸۷. ↑ البصائر، ج‌۴۵، ص‌۴۳۵‌_۴۳۶.
۸۸. ↑ من وحی‌القرآن، ج‌۶، ص‌۲۳۷‌_۲۳۸.



دائرةالمعارف قرآن کریم، جلد سوم، برگرفته از مقاله«استقلال».    



جعبه ابزار