• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اسماء بنت یزید در قرآن خام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اَسماءْ بنت یزید:(فکیهه) دختر یزید‌بن سکن انصاری
[۱] الطبقات، ابن‌خیاط، ص‌۶۳۵؛ اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۳۴۷؛ الاستیعاب، ج‌۴، ص‌۳۵۰.

کنیه‌اش امّ عامر
[۲] تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۱.
و به گفته برخی امّ سلمه
[۳] همان، ص‌۳۴؛ عارضة الاحوذی، ج‌۶، ص‌۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج‌۱۲، ص‌۳۵۰.
است. او از قبیله اوس تیره بنی‌عبداشهل
[۴] اسد الغابه، ج‌۷، ص‌۱۸.
و مادرش امّ سعد دختر خزیم اشهلی
[۵] الطبقات، ابن‌سعد، ج‌۸، ص‌۲۴۴.
و طبق برخی نقلها امّ‌بجاد بود.
[۶] الطبقات، ابن‌خیاط، ص‌۶۳۵.
همسرش را ابوسعد
[۷] المعجم الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۳۰۷؛ اسدالغابه، ج‌۶، ص‌۱۳۵.
و برخی ابوسعید
[۸] اسد الغابه، ج‌۶، ص‌۱۳۷.
یاد‌کرده‌اند.
وی زمانی که در شمار نخستین زنان بیعت کننده با پیامبر(صلی الله علیه وآله) قرار گرفت
[۹] الدرالمنثور، ج‌۸، ص‌۱۴۱؛ اسد الغابه، ج‌۷، ص‌۳۴۷.
، تازه جوان بود.
[۱۰] مجمع الزوائد، ج‌۶، ص‌۳۹؛ المعجم الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۱۶۴.
پدر و برادرش (عامر) در غزوه اُحُد• شهید شدند. در مسیر بازگشت پیامبر(صلی الله علیه وآله)از صحنه احد به مدینه، هنگام عبور از محلّه بنی‌عبداشهل، اسماء در حال شیون و زاری بر پدر و برادر خود بود و به پیامبر عرض کرد که با وجود شما، هیچ مصیبتی سنگین نیست و به شیون خود پایان داد.
[۱۱] المغازی، ج‌۱، ص‌۳۱۵.
هنگام حفر خندق در سال پنجم هجری مقداری غذا تهیّه کرد و نزد پیامبر فرستاد.
[۱۲] المغازی، ج۲،ص۴۷۷؛ تاریخ‌دمشق، ج۳۳، ص۲۲۳.
در غزوه ذی‌قِرد (غابه) در سال ششم هجری که شتران پیامبر به غارت رفته بودند، مردان را به شرکت در غزوه وا‌می‌داشت و همواره نگران سلامت پیامبر بود.
[۱۳] المغازی، ج‌۲، ص‌۵۴۳.

وی سال ششم هجری جزو ۴ زنی بود که در صلح حدیبیّه شرکت جست و در بیعت• رضوان با پیامبر بیعت کرد.
[۱۴] همان، ص‌۵۷۴‌؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۹‌، ص‌۳۶؛ تاریخ‌الاسلام، ص‌۷۳.
در جنگ با یهودیان خیبر• نیز حضور داشت و یکی از ۲۰ زنی بود که در این جنگ شرکت کرده بودند.
[۱۵] المغازی، ج۲، ص۶۳۳؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۳۱.
او افزون بر این، در فتح مکّه نیز همراه پیامبر بود.
[۱۶] تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۴.
در حجّة‌الوداع•، اسماء که افسار شتر پیامبر را در دست داشت، سنگینی نزول وحی بر پیامبر را هنگام نزول آیات سوره مائده، از نزدیک مشاهده کرد.
[۱۷] مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۰۹؛ البدایة و النهایه، ج‌۳، ص‌۱۹.
پس از پیامبر(صلی الله علیه وآله)اسماء در جنگ یرموک (منطقه شامات) در سال ۱۳ هجری شرکت جست و با عمود خیمه، چند تن از سپاه روم را کشت
[۱۸] تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲.
و از آن پس، در شام سکنا گزید.
[۱۹] تاریخ الاسلام، ص‌۷۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷.
اسماء به پیامبر علاقه فراوانی داشت.
[۲۰] مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۱۴؛ حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
یک‌بار هنگامی که پیامبر به محلّه بنی‌عبداشهل آمد و در مسجد آنان نمازگزارد، پیامبر را به منزل خود دعوت، و از حضرت پذیرایی کرد که همراهان پیامبر نیز به برکت آن حضرت از غذای او سیر‌شدند.
[۲۱] تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص۳۷؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج‌۸، ص‌۲۴۴‌۲۴۵.

هنگامی که زنان مدینه از او خواستند پرسشهای خود را نزد پیامبر طرح کند، در حضور اصحاب چنان زیبا سخن گفت و پرسشهای آنان را مطرح کرد که مورد تحسین پیامبر قرار گرفت.
[۲۲] اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۱۷.
در گفتوگو با پیامبر کمتر خجالت می‌کشید
[۲۳] . مجمع الزوائد، ج‌۴، ص‌۳۱۱؛ ج‌۶‌، ص‌۳۹؛ تاریخ‌دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲.
، بدین‌جهت ۸۱ روایت در زمینه‌های گوناگون از پیامبر نقل کرده
[۲۴] اعلام النساء، ج‌۱، ص‌۶۷.
و راوی ثقه (مورد اعتماد) شناخته شده است.
[۲۵] الثقات، ج‌۳، ص‌۴۶۱.
ابن‌حنبل، بخشی از اثر خود را به روایات او اختصاص داده است.
[۲۶] مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۰۶.
در مباحث قرآنی، روایاتی از اسماء درباره اسم اعظم در قرآن
[۲۷] همان، ج‌۷، ص‌۶۱۵؛ تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۴.
، سوره قریش/ ۱۰۶
[۲۸] مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۱۵.
و آیه ۵۳ زمر/۳۹
[۲۹] همان، ص‌۶۰۸.
وجود دارد.
اسماء را زنی دیندار، خردمند
[۳۰] اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۱۷؛ الاستیعاب، ج‌۴، ص‌۳۵۰.
، سخنور
[۳۱] تهذیب التهذیب، ج‌۱۲، ص‌۳۵۰؛ الاصابه، ج‌۸، ص‌۲۱.
، خادم پیامبر و مجاهد در راه خدا
[۳۲] سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲؛ حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
و بی توجّه به زیور دنیا
[۳۳] حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
وصف کرده‌اند.
او به سال ۷۰ هجری از دنیا رفت
[۳۴] الوافی بالوفیات، ج‌۹، ص‌۵۴.
و در قبرستان باب الصغیر شام مدفون شد.
[۳۵] سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷.

اسماء در شأن نزول:
زنان مسلمان در آغاز، پس از طلاق، عِدّه• نگه نمی‌داشتند تا اینکه اسماء از همسر خود طلاق• گرفت و آیه«والمُطَلّقتُ یَتَربّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلثَةَ قُروء... » (بقره/۲،۲۲۸) نازل شد. به روایت ابی‌داود و ابن‌ابی حاتم از اسماء، حکم عدّه طلاق، نخستین بار درباره او نازل شده‌است.
[۳۶] سنن ابی‌داود، ج‌۲، ص‌۱۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۸، ص‌۹۹؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۲۷۷.




الاستیعاب فی معرفة الاصحاب؛ اسد الغابة فی معرفة الصحابه؛ اعلام النساء فی عالمی العرب والاسلام؛ البدایة و النهایه؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام؛ تاریخ مدینة دمشق؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ تهذیب التهذیب؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛ سنن ابی‌داوود؛ سیر اعلام النبلاء؛ عارضة الاحوذی بشرح جامع الترمذی؛ الطبقات الکبری؛ کتاب الثقات؛ کتاب الطبقات؛ کتاب الوافی بالوفیات؛ مجمع‌الزوائد و منبع الفوائد؛ مسند احمد‌بن‌حنبل؛ المعجم الکبیر؛ المغازی.


۱. ↑ الطبقات، ابن‌خیاط، ص‌۶۳۵؛ اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۳۴۷؛ الاستیعاب، ج‌۴، ص‌۳۵۰.
۲. ↑ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۱.
۳. ↑ همان، ص‌۳۴؛ عارضة الاحوذی، ج‌۶، ص‌۳۶۵؛ تهذیب التهذیب، ج‌۱۲، ص‌۳۵۰.
۴. ↑ اسد الغابه، ج‌۷، ص‌۱۸.
۵. ↑ الطبقات، ابن‌سعد، ج‌۸، ص‌۲۴۴.
۶. ↑ الطبقات، ابن‌خیاط، ص‌۶۳۵.
۷. ↑ المعجم الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۳۰۷؛ اسدالغابه، ج‌۶، ص‌۱۳۵.
۸. ↑ اسد الغابه، ج‌۶، ص‌۱۳۷.
۹. ↑ الدرالمنثور، ج‌۸، ص‌۱۴۱؛ اسد الغابه، ج‌۷، ص‌۳۴۷.
۱۰. ↑ مجمع الزوائد، ج‌۶، ص‌۳۹؛ المعجم الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۱۶۴.
۱۱. ↑ المغازی، ج‌۱، ص‌۳۱۵.
۱۲. ↑ المغازی، ج۲،ص۴۷۷؛ تاریخ‌دمشق، ج۳۳، ص۲۲۳.
۱۳. ↑ المغازی، ج‌۲، ص‌۵۴۳.
۱۴. ↑ همان، ص‌۵۷۴‌؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۹‌، ص‌۳۶؛ تاریخ‌الاسلام، ص‌۷۳.
۱۵. ↑ المغازی، ج۲، ص۶۳۳؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۳۱.
۱۶. ↑ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۴.
۱۷. ↑ مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۰۹؛ البدایة و النهایه، ج‌۳، ص‌۱۹.
۱۸. ↑ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲.
۱۹. ↑ تاریخ الاسلام، ص‌۷۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷.
۲۰. ↑ مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۱۴؛ حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
۲۱. ↑ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص۳۷؛ الطبقات، ابن‌سعد، ج‌۸، ص‌۲۴۴‌۲۴۵.
۲۲. ↑ اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۱۷.
۲۳. ↑ . مجمع الزوائد، ج‌۴، ص‌۳۱۱؛ ج‌۶‌، ص‌۳۹؛ تاریخ‌دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲.
۲۴. ↑ اعلام النساء، ج‌۱، ص‌۶۷.
۲۵. ↑ الثقات، ج‌۳، ص‌۴۶۱.
۲۶. ↑ مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۰۶.
۲۷. ↑ همان، ج‌۷، ص‌۶۱۵؛ تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۴.
۲۸. ↑ مسند احمد، ج‌۷، ص‌۶۱۵.
۲۹. ↑ همان، ص‌۶۰۸.
۳۰. ↑ اسدالغابه، ج‌۷، ص‌۱۷؛ الاستیعاب، ج‌۴، ص‌۳۵۰.
۳۱. ↑ تهذیب التهذیب، ج‌۱۲، ص‌۳۵۰؛ الاصابه، ج‌۸، ص‌۲۱.
۳۲. ↑ سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۹، ص‌۳۲؛ حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
۳۳. ↑ حلیة الاولیاء، ج‌۲، ص‌۷۶.
۳۴. ↑ الوافی بالوفیات، ج‌۹، ص‌۵۴.
۳۵. ↑ سیر اعلام النبلاء، ج‌۲، ص‌۲۹۷.
۳۶. ↑ سنن ابی‌داود، ج‌۲، ص‌۱۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۸، ص‌۹۹؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۲۷۷.







جعبه ابزار