اصول انقلاب اسلامی (فرمایشهای رهبر شهید در سال 1404)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اصول انقلاب اسلامی، از مفاهیم بنیادین نظام جمهوری اسلامی است که
رهبر شهید در برخی مقاطع سال ۱۴۰۴ هجری شمسی به آن پرداختهاند. این پژوهش، صرفاً به جمعآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری بدون هرگونه تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف مبادرت نموده است.
بر اساس فرمایشهای رهبر شهید در این مقطع، بیاعتنائی مردم به مبانی دینی و اعراض از آن، موجب
«تأخیر در تحقق تقدیر الهی» معرّفی میشود. به فرموده ایشان جمهوری اسلامی
«اصول و منظومه ارزشی» معیّنی دارد و با وجود همه فرازونشیبها، بر این اصول تکیه کرده و کشور را پیش برده است.
از منظر ایشان مظهر
«عقلانیت امام خمینی»، دو رکن اساسی
«ولایت فقیه» و
«استقلال ملّی» است. رکن استقلال ملّی به معنای ایستادن ملت ایران بر پای خود و
«منتظر چراغ سبز و نگران چراغ قرمز آمریکا نبودن است». از سرفصلهای ذیل استقلال ملّی،
«اصل ما میتوانیم»،
«اصل مقاومت»،
«اصل ارتقاء قدرت دفاعی کشور»،
«اصل تبیین» و
«اصل استقامت» برشمرده میشود. مقاومت نیز به معنای
«سر خم نکردن در برابر اراده و تحمیل و زورگویی دشمن» تعریف میشود.
رهبر شهید تصریح مینمایند که امروز در برخی گفتارها،
«عقلانیت» به معنای تسلیم در برابر قدرت زورگو و سر خم کردن مقابل آمریکا دانسته میشود، اما این عقلانیت نیست.
گزیده بیانات در پایان مجلس عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام)، ۱۴۰۴/۰۲/۰۴: • حادثهی کربلا، این «بیاعتنائی مردم به مبانی دینی»،
این اِعراض آنها، اثرش این بود که این تقدیر الهی عقب افتاد.
بیانات در دیدار معلمان، ۱۴۰۴/۰۲/۲۷: • جمهوری اسلامی «اصول» مشخّصی دارد،
منظومهی ارزشی معیّنی دارد؛... بر این اصول تکیه کرده و کشور را پیش برده.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: • مظهر عقلانیّت امام، ... دو رکن اساسی بود:
یک رکن «ولایت فقیه»،
یک رکن «استقلال ملّی.»
• معنای «استقلال» این است که کشور ایران، ملّت ایران، روی پای خودش بِایستد ...
«منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ نگران چراغ قرمز آمریکا و امثال آمریکا نباشد.»
• «مقاومت» یعنی «در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، انسان سر خم نکند»؛
اگر به چیزی اعتقاد دارد، چیزی را لازم میداند یا چیزی را ممنوع میداند، بر طبق عقیدهی خودش عمل کند
و «در مقابل ارادهی دشمن، تحمیل دشمن، زورگویی دشمن، سر خم نکند.»
• در بعضی از گفتارها میگویند «عقلانیّت»،
اسم «عقلانیّت» را میآورند، (امّا) منظورشان از «عقلانیّت» این است که ما برویم در مقابل آمریکا سر خم کنیم؛
میگویند این «عقلانیّت» است... اینها «عقلانیّت» نیست.
«عقلانیّت»، «عقلانیّت امام» است.
گزیده بیانات در پایان مجلس عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام)، ۱۴۰۴/۰۲/۰۴:در کلمات امام حسن مجتبیٰ (علیه السّلام) اشاره شده به اینکه
این حادثه، این تسلّط کفر و نفاق، بنا نیست دائمی باشد؛
در تقدیر الهی این موقّت است. تا کی؟ تا سال ۷۰.
یعنی طبق همین روایت، سال ۷۰ هجری بنا است هر کس از اهلبیت در قید حیات است،
قیام کند و حکومت را به دست بگیرد، و امامت واقعی تحقّق پیدا کند. بعد حضرت میفرمایند:
«فَلَمّا قُتِلَ الحُسینُ علیه السلام اِشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلی اَهلِ الاَرضِ فَاَخَّرَهُ اِلی مِئَةٍ وَ اَربَعین»؛
یعنی حادثهی کربلا، این بیاعتنائی مردم به مبانی دینی، این اِعراض آنها، اثرش این بود که این تقدیر الهی عقب افتاد تا سال ۱۴۰.۱۴۰ زمان امام صادق (علیه السّلام) است دیگر، که حضرت (سال) ۱۴۸ از دنیا رفتند.
این را شیعه میدانستند. یعنی خواصّ شیعه میدانستند.
لذا مثلاً در یک روایتی دارد که زُراره به اصحابش ــ زراره که خب جزو نزدیکان است ــ میگوید
«لا تَری عَلی أعوادِها اِلّا جعفراً»؛
اعواد، (یعنی) پایههای منبر، منبر خلافت؛
یعنی من جعفر را دارم میبینم که روی این منبر خواهد نشست. این (جور) است.
بیانات در دیدار معلمان، ۱۴۰۴/۰۲/۲۷:جمهوری اسلامی «اصول» مشخّصی دارد، «منظومهی ارزشی» معیّنی دارد؛
با همهی فرازونشیبهایی که در پیرامون ما اتّفاق افتاده،
بر این
«اصول» تکیه کرده و کشور را پیش برده.
امروز ایران، ایرانِ سی سال قبل و چهل سال قبل و پنجاه سال قبل نیست.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴:مظهر عقلانیّت امام، ... دو رکن اساسی بود:
یک رکن «ولایت فقیه»،
یک رکن «استقلال ملّی».
«استقلال» به معنای عدم ارتباط با کسی نیست.
معنای «استقلال» این است که کشور ایران، ملّت ایران، روی پای خودش بِایستد،
به این و آن تکیه نکند، خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد، خودش عمل کند؛ این معنای «استقلال ملّی» است.
معنای «استقلال» این است، منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ نگران چراغ قرمز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛
تشخیص با خود ملّت ایران، تصمیمگیری با خود ملّت ایران و اقدام در هر جایی که لازم باشد با خود ملّت ایران است؛
دیگران، قدرتها، آمریکا، دیگری، موافق باشند یا مخالف باشند اهمّیّت ندارد؛ این معنای «استقلال» است.
اصل بعدی اصل «مقاومت» است.
«مقاومت» یعنی در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، انسان سر خم نکند؛
اگر به چیزی اعتقاد دارد، چیزی را لازم میداند یا چیزی را ممنوع میداند، بر طبق عقیدهی خودش عمل کند؛
ودر مقابل ارادهی دشمن، تحمیل دشمن، زورگویی دشمن، سر خم نکند؛
یک اصل دیگر «ارتقاء قدرت دفاعی کشور» است، ...
یک سرفصل دیگر اصل «تبیین» است...
یک اصل دیگر اصل «استقامت» است؛ ...
«استقلال ملّی» مجموعهای از این «اصول» و برخی (اصول) دیگر است؛...
امروز گاهی ... اسم
«عقلانیّت» را میآورند،
(امّا)
منظورشان از «عقلانیّت» این است که ما برویم در مقابل آمریکا سر خم کنیم؛
میگویند این «عقلانیّت» است! مقصودشان این است که ما تسلیم قدرت زورگو بشویم؛
این را «عقلانیّت» میدانند! اینها «عقلانیّت» نیست.«عقلانیّت»، عقلانیّت امام است؛
همان چیزی است که توانست این ملّت را پیش ببرد، این ملّت را قوی کند، مقتدر کند، در دنیا آبرومند کند، موجّه کند و آیندهی روشنی را در مقابل این ملّت بگذارد.
گروه پژوهشی ویکی فقه.