انگیزههای نظامیگری در سیاست (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
انگیزههای نظامیگری در سیاست چالش کنترل نظامیان فراتر از پیشبینیهای صرف قانونی در اساسیترین شکل خود باقی است.
مسئله اصلی، شناسایی یک
راهحل میانه معتبر بین رژیمهای نظامی و غیرنظامی است.
این ایده، بنیان نظریه کلاسیک عدم دخالت نظامیان در سیاست را تضعیف میکند.
راهحلها شامل تعهد قانونی به دستورات
دموکراتیک و تشکیل ارتشهای داوطلبانه مردمی است.
همچنین دخالت محدود نظامی بدون تصدی قدرت و ارتقاء فرهنگ سیاسی پیشنهاد میشود.
فرهنگ سیاسی به عنوان علت اصلی، اثر تکرار دخالت نظامی را در بلندمدت خنثی میسازد.
فرايند رشد ميليتاريسم در دولت و سياست با اهداف و انگيزهها رابطه مستقيم دارد.
شناخت اين اهداف و انگيزهها در تحليل پيدايش نظامىگرى (ميليتاريسم) و تعيين ميزان دخالت نظاميان در دولت و يا منع دخالت آنان در سياست نقشى تعيينكننده دارد.
اهداف و انگيزههاى زير را مىتوان عوامل مؤثر در كشيده شدن نيروهاى مسلح به عرصه سياست به شمار آورد:
۱. تعويض كادر سياسى يا اجتماعى در خدمت منافع گروهى نظاميان.
۲. وظيفه استراتژيک نيروهاى مسلح در موارد
جنگ يا تداركات جنگى كه منجر به تحميل نظرات نظاميان به دولت مىگردد.
۳. عكس العمل در برابر نارساییهاى اقتصادى و رشد فقر و افزايش تنگناهاى اقتصادى.
۴. ضعف فرهنگ سياسى كه منجر به آشوبها و بحرانهاى داخلى يا خارجى مىشود.
۵. دخالت سياستهاى خارجى و نفوذ استراتژى قدرتهاى بزرگ و سلطه گر.
۶. بىثباتى
نظام سیاسی كه نيروهاى مسلح را براى ايجاد ثبات به ميدان سياست مىكشاند.
۷. بروز پديده نخبهگرایى و قهرمانگرى در نيروى مسلح.
۸. حرفهاى شدن نظامیها كه معمولاً در ردههاى بالاى نظامى با نوعى عقايد سياسى همراه است و اغلب موجب تنشهایی در سياست كلى كشور و برخورد با مقامات كشورى مىگردد.
۹. فساد هيأت حاكمه و نارضايتى مردم كه كودتاى نظاميان را
مشروعیت مىبخشد.
۱۰. نفوذ گروههاى فشار در نيروهاى مسلح كه آنها را به طغيان در برابر سياست حاكم بر مىانگيزد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۰۱-۵۰۲.