• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اهمیت اعراب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مفسران بر ضرورت آشنایی با مباحث نحوی قرآن و اعراب که روح کلام عربی است،
[۱] المحرر الوجیز، ج۱، ص۱۴.
پیش از ورود به تفسیر آیات تأکید کرده‌اند و هیچ مفسری در اهمیت نقش آن در تفسیر تردید نکرده است.
[۲] اصول‌التفسیر وقواعده، ص۱۵۵-۱۵۹.
[۳] قواعدالتفسیر، ج۱، ص۲۳۵ به بعد.




طبرسی برترین علم از علوم قرآن را اعراب قرآن معرفی کرده است، زیرا هر بیانی به آن نیازمند و آن کلید گشودن معنای الفاظ و بدون آن آگاهی از مراد خدا ناممکن است. سمین حلبی علم اعراب را نخستین دانش از میان ۵ علم مؤثر در فهم قرآن می‌شمارد.
[۵] الدر المصون، ج۱، ص۴۵.

به‌رغم تأکید مفسران بر نقش و تأثیر اعراب در فهم و تفسیر قرآن، ابن هشام در باب پنجم مغنی و به دنبال او زرکشی و سیوطی با ذکر شواهدی متعدد اعراب را فرع بر فهم معنا دانسته و معتقدند مُعرِب ابتدا باید معنا و فهم صحیحی از آیات به دست آورد. سپس بر طبق معنا اعراب آیه را بیان کند.
[۶] مغنی اللبیب، ج۲، ص۶۸۴-۷۰۶.
[۷] البرهان، ج۱، ص۴۱۰.
[۸] الاتقان، ج۱، ص۳۸۲.



اما به نظر می‌رسد میان این دو دیدگاه ناسازگاری نیست، زیرا از یک سو هر یک از این دو دیدگاه به نحو جزئی و نه کلی صحیح است؛ یعنی در حالی که در موارد بی‌شماری فهم صحیح آیه بر نوع اعراب آن مبتنی است، موارد فراوانی نیز یافت می‌شود که اعراب، مبتنی بر دریافت معنا و فرع آن است و این به سبب ویژگی زبان عربی به ویژه زبان قرآن و نظم دقیق و حساب شده آن است که در بسیاری موارد به آیات، قابلیت وجوه نحوی و اعرابی گوناگون می‌دهد و مطابق با هر ترکیب و تحلیل ، معنایی متناسب برداشت می‌شود. این ویژگی آیات قرآن (قابلیت داشتن برای چند ترکیب و اعراب) از دشواریهای پیش روی مفسران در فهم قرآن است که ارائه راهکاری جدی برای مواجهه با آن می‌طلبد، چنان‌که آنچه تاکنون تحت عناوین و قواعد نحوی و اعرابی برای حل این دشواری پیشنهاد شده به دلیل استثناها و تخصیصهایی که به آن‌ها خورده است هرگز نتوانسته این مشکل را از پیش روی مفسر بردارد و همین مسئله از عوامل اختلاف دیدگاههای فقهی و کلامی میان فرق اسلامی و فقها بوده است، به علاوه آن‌که این امر وسیله‌ای جهت متهم شدن فرقه‌های اسلام به تفسیر به رأی بوده است.
[۹] ر. ک: اثر المعنی النحوی فی تفسیر القرآن الکریم بالرأی.



بدیهی است که اِعراب از عناصر علم نحو و دستور زبان است و میان این دو دانش رابطه‌ای عمیق و دوسویه است،
[۱۰] ظاهرة الاعراب فی النحو العربی، ص۲۰.
با این حال در گذشته گاه این دو اصطلاح به جای یکدیگر به‌کار می‌رفته است.
[۱۱] لسان العرب، ج۱۴، ص۷۶، «نحا».
[۱۲] دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج۲، ص۳۱۷.
در حقیقت علم نحو راه آشنایی با اعراب است و به گفته ابوحیان اعراب از علم نحو گرفته می‌شود، به همین دلیل او علم نحو را دومین علم مورد نیاز مفسر دانسته است.
[۱۳] البحر المحیط، ج۱، ص۱۴-۱۵.
سیوطی نیز دومین علم از ۱۵ علم مورد نیاز مفسر را علم نحو دانسته و آن را زمینه‌ساز آشنایی با اعراب معرفی کرده است، زیرا نحو درباره انواع اعراب بحث می‌کند و با تغییر اعراب کلمه، معنای آن در جمله دگرگون می‌شود.
[۱۴] الاتقان، ج۱، ص۳۹۷.



علم صرف که درباره بنای کلمات و صیغه‌های گوناگون آن بحث می‌کند نیز گرچه با اعراب قرآن رابطه دارد؛ اما این رابطه نسبت به علم نحو ضعیف‌تر است. این رابطه سبب شده در گذشته و حال در کتابهای اعراب القرآن کم و بیش از جایگاه و نقش صرفی کلمات نیز بحث شود. زرکشی به نقل از ابن فارس درباره اهمیت علم صرف آورده که هرکس با علم صرف آشنا نباشد بخش قابل توجهی از فهم زبان و لغت عربی را از دست داده است. برای مثال معنای فعل «وجد» برای ما مبهم است؛ اما با توجه به صرف آن و شناسایی مصدر آن معنایش روشن می‌شود؛ «وجد، یجد، وجداناً» به معنای یافتن و «وجد، یجد، موجدةً» به معنای دارا و غنی شدن و «وجد، یجد، وجداً» به معنای به خشم آمدن است.
[۱۵] البرهان، ج۱، ص۴۰۱-۴۰۲.


۴.۱ - تفسیری نادرست

زمخشری تفسیری انحرافی و نادرست از آیه «یَومَ نَدعوا کُلَّ اُناس بِاِممِهِم» معرفی کرده است که می‌گوید: «امام» جمع اُمّ است و در روز قیامت مردم به مادرانشان نسبت داده می‌شوند و نه پدرانشان. وی با تأکید بر این‌که جمع امّ «امهات» است منشأ این تفسیر نادرست را جهل مفسر به علم صرف می‌داند.
[۱۷] الکشاف، ج۲، ص۶۸۲.
[۱۸] الاتقان، ج۲، ص۳۹۷.
نیز برخی مفسران فعل «کِدنا» در آیه «کَذلِکَ کِدنا لِیوسُفَ» را از «کاد یکاد» گرفته و آن را استثنائاً به معنای «اردنا» دانسته‌اند،
[۲۰] البرهان، ج۴، ص۱۲۲.
در حالی که این فعل از «کاد یکید» است.

۴.۲ - نمونه‌های ناصواب

ابن هشام
[۲۱] مغنی اللبیب، ج۲، ص۸۷۲-۸۸۲.
و زرکشی
[۲۲] البرهان، ج۱، ص۴۰۲-۴۰۴.
نمونه‌های متعددی از برداشت ناصواب دانشمندان و نوآموزان نحو از شکل صرفی کلمات را نشان داده‌اند. نمونه‌ای از آیات دال بر ارتباط علم صرف با اعراب، آیه ۶ سوره قلم است: «بِاَییِّکُمُ المَفتون» اگر «مفتون» را اسم مفعول و به معنای مجنون بدانیم می‌توان آن را خبر و «بِاَیّیکُم» را مبتدا قرار داد؛ اما اگر «مفتون» مصدر و به معنای جنون باشد، در این صورت مبتدای مؤخر است و «بِاَیّیکُم» به معنای «فی ایکم» و خبر خواهد بود؛ یعنی جنون در کدام‌یک از شماست؟
[۲۴] الکشاف، ج۴، ص۵۸۵-۵۸۶.
[۲۵] البحرالمحیط، ج۱۰، ص۲۳۷.
[۲۶] مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۰۰.
نمونه دیگر آیه ۲۸۲ سوره بقره است: «... لا یُضارَّ کاتِبٌ ولا شَهیدٌ» اگر «لایُضارَّ» فعل مجهول تلقی شود، «کاتِبٌ» نایب فاعل آن است و اگر آن را معلوم فرض کنیم «کاتِبٌ» فاعل آن خواهد بود و طبق هر فرض معنای خاصی از آیه برداشت می‌شود.
[۲۸] الکشاف، ج۱، ص۲۲۷.
[۲۹] مجمع‌البیان، ج۲، ص۶۸۰.



۱. ↑ المحرر الوجیز، ج۱، ص۱۴.
۲. ↑ اصول‌التفسیر وقواعده، ص۱۵۵-۱۵۹.
۳. ↑ قواعدالتفسیر، ج۱، ص۲۳۵ به بعد.
۴. ↑ مجمع‌البیان، ج۱، ص۸۱.    
۵. ↑ الدر المصون، ج۱، ص۴۵.
۶. ↑ مغنی اللبیب، ج۲، ص۶۸۴-۷۰۶.
۷. ↑ البرهان، ج۱، ص۴۱۰.
۸. ↑ الاتقان، ج۱، ص۳۸۲.
۹. ↑ ر. ک: اثر المعنی النحوی فی تفسیر القرآن الکریم بالرأی.
۱۰. ↑ ظاهرة الاعراب فی النحو العربی، ص۲۰.
۱۱. ↑ لسان العرب، ج۱۴، ص۷۶، «نحا».
۱۲. ↑ دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج۲، ص۳۱۷.
۱۳. ↑ البحر المحیط، ج۱، ص۱۴-۱۵.
۱۴. ↑ الاتقان، ج۱، ص۳۹۷.
۱۵. ↑ البرهان، ج۱، ص۴۰۱-۴۰۲.
۱۶. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۷۱.    
۱۷. ↑ الکشاف، ج۲، ص۶۸۲.
۱۸. ↑ الاتقان، ج۲، ص۳۹۷.
۱۹. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۷۶.    
۲۰. ↑ البرهان، ج۴، ص۱۲۲.
۲۱. ↑ مغنی اللبیب، ج۲، ص۸۷۲-۸۸۲.
۲۲. ↑ البرهان، ج۱، ص۴۰۲-۴۰۴.
۲۳. ↑ قلم/سوره۶۸، آیه۶.    
۲۴. ↑ الکشاف، ج۴، ص۵۸۵-۵۸۶.
۲۵. ↑ البحرالمحیط، ج۱۰، ص۲۳۷.
۲۶. ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۰۰.
۲۷. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۲۸. ↑ الکشاف، ج۱، ص۲۲۷.
۲۹. ↑ مجمع‌البیان، ج۲، ص۶۸۰.



دائرة‌المعارف قرآن کریم، مقاله اعراب قرآن.    



جعبه ابزار