باقریه (فرهنگ فرق اسلامی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
باقریه نام دو گروه متمایز است: یکی از
فرق شیعه که
امام محمد باقر(علیهالسلام) را مهدی منتظر میدانست و با استناد به روایت سلامرساندن
جابر بن عبدالله انصاری این باور را توجیه میکرد.
باقریه همچنین به شاخهای از
شیخیه به پیروی از
میرزا محمدباقر خندقآبادی (همدانی) اطلاق میشود که پس از جانشینی او در
همدان شکل گرفت و در برخی نواحی ایران گسترش یافت.
باقریه گروهى از «
شیعیان» هستند كه معتقد به
رجعت امام محمد باقر (علیهالسلام) بودند.
ايشان كسانى هستند كه رشته «
امامت» را از
حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) نواده او بنا بر وصيت پدرش (
علی بن حسین) امام محمد بن على بن حسين معروف به باقر كشانيده و او را «
مهدی منتظر» مىدانند و گويند از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده كه رسول خدا او را مورد خطاب قرارداد و فرمود:
«انک تلقاه فأقرئه منى السلام.» همانا تو او را خواهى ديد و چون او را ديدى سلام مرا به وى برسان.
جابر آخرين كس، از اصحاب
پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) بود كه در سن پيرى و نابينايى در گذشت.
وى به دنبال حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) كه در آن وقت كودک بود در كوچههاى
مدینه همىگشت و مىگفت: «يا باقر متى القاک» اى حضرت باقر (علیهالسلام) من كى ترا ديدار خواهم كرد؟
روزى در يكى از كوچههاى مدينه به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود چسبانيده و سر و دستش را ببوسيد و گفت: يا بنى جدّک رسولاللّه يقرئك السلام، يعنى: اى پسرک من، جدّ تو رسول خدا به تو سلام مىرساند.
گويند: در همان شب پس از ديدار آن حضرت، جابر درگذشت.
«
باقريه» گويند: چون جابر مأمور رسانيدن سلام از طرف جدّش به وى بود آن حضرت «مهدى منتظر» است.
کشی از حمدويه روايت مىكند كه جابر عمامه سياه بر سر داشت و در مدينه در
مسجد رسول خدا مىنشست و همىگفت: اى باقر، اى باقر. اهل مدينه چنان پنداشتند كه او ديوانه شده است. وى گفت: به خدا سوگند كه من ديوانه نشدهام وليكن از رسول خدا شنيدم كه فرمود: تو مردى از اهل بيت مرا خواهى ديد كه نام او نام من و شمايل او شمايل من است و او شكافنده علوم مىباشد. سلام مرا به او برسان.
روزى جابر، امام باقر (علیهالسلام) را در يكى از كوچههاى مدينه بديد و بشناخت و سپس به حضرت گفت: اى پسر، رويت را به سوى من كن. پس گفت: پشتت را به سوى من كن و دريافت كه او داراى شمايل پيغمبر است، پس پيش آمده سر آن حضرت را ببوسيد و گفت: به جان پدر و مادرم سوگند كه رسول خدا به تو سلام رسانيده است پس ضامن شفاعت من در آخرت شو. سپس حضرت محمد بن على باقر (علیهالسلام) به نزد پدر خويش محمد بن على زينالعابدين (علیهالسلام) رفت و آنچه را كه با وى و جابر رفته بود بازگفت. حضرت فرمود: اى پسرک من در خانهات بنشين و با كس در اين باب سخن مگوى.
از فرق «شيخيه» پيرو ميرزا محمد باقر خندقآبادى دورچهاى هستند كه بعداً معروف به ميرزا باقر همدانى شد.
وى نماينده حاجى محمد كريم خان كرمانى در همدان بود و پس از وى دعوى جانشينى او كرد و جنگ بين «شيخى» و «
بالاسری» را در همدان به راه انداخت. پيروان او را شيخيه «
باقريه» گويند.
ميرزا محمد باقر داراى تأليفات چندى است، وى از
کرمان با ميرزا ابوتراب از مجتهدان «شيخيه» از طايفه نفيسىهاى كرمان و عدهاى ديگر مهاجرت كردند و در
نایین و
اصفهان و
جندق و
بیابانک و همدان پيروانى يافتند و سلسله «
باقريه» را در همدان تشكيل دادند.
•
مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانهچی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۹۶-۹۸.