• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

باقریه - معتقد به مهدویت امام باقر (فرهنگ فرق اسلامی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: باقریه.


باقریه گروهی از شیعیان بودند که امام محمد باقر (علیه‌السلام) را مهدی منتظر می‌دانستند و به رجعت او باور داشتند.
این باور بر روایتی از جابر بن عبدالله انصاری درباره دیدار امام باقر (علیه‌السلام) و ابلاغ سلام پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) استوار بود.



باقریه گروهى از «شیعیان» هستند كه معتقد به رجعت امام محمد باقر (علیه‌السلام) بودند.



ايشان كسانى هستند كه رشته «امامت» را از حضرت علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) نواده او بنا بر وصيت پدرش (علی بن حسین) امام محمد بن على بن حسين معروف به باقر كشانيده و او را «مهدى منتظر» مى‌دانند و گويند از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده كه رسول خدا او را مورد خطاب قرارداد و فرمود: «انک تلقاه فأقرئه منى السلام.» همانا تو او را خواهى ديد و چون او را ديدى سلام مرا به وى برسان.



جابر آخرين كس، از اصحاب پيغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود كه در سن پيرى و نابينايى در گذشت.
وى به دنبال حضرت امام محمد باقر (علیه‌السلام) كه در آن وقت كودک بود در كوچه‌هاى مدینه همى‌گشت و مى‌گفت: «يا باقر متى القاک» اى حضرت باقر (علیه‌السلام) من كى ترا ديدار خواهم كرد؟
روزى در يكى از كوچه‌هاى مدينه به آن حضرت برخورد و او را به سينه خود چسبانيده و سر و دستش را ببوسيد و گفت: يا بنى جدّک رسول‌اللّه يقرئك السلام، يعنى: اى پسرک من، جدّ تو رسول خدا به تو سلام مى‌رساند.
گويند: در همان شب پس از ديدار آن حضرت، جابر درگذشت.



«باقريه» گويند: چون جابر مأمور رسانيدن سلام از طرف جدّش به وى بود آن حضرت «مهدى منتظر» است.



کشی از حمدويه روايت مى‌كند كه جابر عمامه سياه بر سر داشت و در مدينه در مسجد رسول خدا مى‌نشست و همى‌گفت: اى باقر، اى باقر. اهل مدينه چنان پنداشتند كه او ديوانه شده است. وى گفت: به خدا سوگند كه من ديوانه نشده‌ام وليكن از رسول خدا شنيدم كه فرمود: تو مردى از اهل بيت مرا خواهى ديد كه نام او نام من و شمايل او شمايل من است و او شكافنده علوم مى‌باشد. سلام مرا به او برسان.
روزى جابر، امام باقر (علیه‌السلام) را در يكى از كوچه‌هاى مدينه بديد و بشناخت و سپس به حضرت گفت: اى پسر، رويت را به سوى من كن. پس گفت: پشتت را به سوى من كن و دريافت كه او داراى شمايل پيغمبر است، پس پيش آمده سر آن حضرت را ببوسيد و گفت: به جان پدر و مادرم سوگند كه رسول خدا به تو سلام رسانيده است پس ضامن شفاعت من در آخرت شو. سپس حضرت محمد بن على باقر (علیه‌السلام) به نزد پدر خويش محمد بن على زين‌العابدين (علیه‌السلام) رفت و آنچه را كه با وى و جابر رفته بود بازگفت. حضرت فرمود: اى پسرک من در خانه‌ات بنشين و با كس در اين باب سخن مگوى.


۱. شهرستانی، محمد بن عبد الکریم، الملل و النحل، ج۱، ص۱۹۳.    
۲. فیض کاشانی، محسن، تفسیر صافی، ج۱، ص۴۶۴.    
۳. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۱، ص۴۱.    
۴. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار - ط دارالاحیاء التراث، ج۴۶، ص۲۲۶.    



مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه‌چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۹۶-۹۷.    






جعبه ابزار