بدعت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بدعت در فقه اسلامی به نوآوری در عقیده یا عمل دینی بدون استناد به منابع معتبر شرعی اطلاق میشود.
این مفهوم در مقابل سنت که به آموزههای مستند پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و ائمه (علیهمالسلام) اشاره دارد، قرار میگیرد.
بدعت از دیدگاه شرعی حرام است و ممکن است در حوزه عقاید به کفر بینجامد.
مصادیق شاخص آن شامل تغییر در آیینهای عبادی یا بنیانگذاری روشهای استنباط فقهی بدون پایه شرعی است.
مبارزه با بدعت از طریق بیان علمی و دوری جستن از بدعتگذاران بر عالمان دینی واجب شمرده شده است.
بدعت، بنيان نهادن عقيده يا عملى از پيش خود به نام دين است.
بدعت عبارت است از نوآورى عقيده يا عملى در حوزه دين بدون استناد به منابع پذيرفتهشده در استنباط احكام، همچون قرآن و سنت معصومان (علیهمالسلام) كه از آن به تشريع در دين نيز تعبير مىشود.
بنابراين بدعت عبارت از اثبات هر نوع نظر و عملى است كه در نصوص دينى نفى شده و يا نفى نظر و عملى است كه مورد تأييد دين قرار گرفته است و از اينرو مصداق بدعت الزاما هر امر نو نيست و ممكن است بدعت در واپسگرايى و بازگشت به فكر يا عملى صدق كند كه با آمدن اسلام منسوخ شده و بهجاى آن، ايدۀ نو جايگزين شده است. بازگشت به جاهليت و آثار ضد توحيدى آن بدعت محسوب مىشود.
مقابل بدعت «سنت» قرار دارد كه عبارت است از مجموعه عقايد، اخلاقيات و احكام عملى كه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و امامان (علیهمالسلام) پايهگذارى كردهاند.
از اين عنوان در بابهايى مانند طهارت، صلات، صوم، حج، امر به معروف و نهى از منكر، تجارت و طلاق سخن رفته است.
حرمت بدعت از مسلمات شريعت مقدس اسلام و ضرورى دين است؛ بلكه بدعت در حوزۀ عقايد گاه موجب كفر و شرک مىشود. مانند قول به تجسم ذات خداوند متعال يا حلول او در كسى.
روايات بسيارى در نكوهش بدعت وارد شده است. مضمون برخى از آنها عبارت است از:
•«هر بدعتى گمراهى و فرجام هر گمراهى آتش است.»
•«هيچ بدعتى نهاده نشده مگر آنكه در كنار آن سنتى ترک شده است.»
بعضى مصاديق روشن بدعت عبارت است از:
• اذان دوم يا سوم در روز جمعه؛
• گفتن جمله «الصلاة خير من النوم» در اذان صبح؛
• خواندن نوافل شبهاى ماه رمضان به جماعت؛
• تقدم خطبهها بر نماز در نماز عيد فطر و قربان؛
• بنيان نهادن قياس، استحسان و مصالح مرسله بهعنوان ادلۀ استنباط احكام شرعى.
مقابله با بدعت به اظهار علم، بر عالمان دينى، واجب و كتمان علم جز در موارد تقيه و خوف حرام است.
در روايات آمده است: «اگر عالم، به رويارويى با بدعتها برنخيزد و دانش خود را، به منظور روشن كردن افكار عمومی، عرضه نكند، دچار نفرين خداوند مىشود.»
بيزارى جستن از بدعتگذاران و ترک تعظيم آنان و نيز برحذر داشتن مردم از نزديک شدن و ارتباط با ايشان واجب است.
از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل شده است: «چنانچه پس از من با بدعتگذاران برخورد كرديد، از آنان بيزارى بجوييد و آنان را بسيار دشنام دهيد و به بدى ياد كنيد تا در اسلام طمع فسادانگيز نورزند و نيز مردم را از ايشان برحذر داريد كه تحت تأثير بدعتهاى آنان قرار نگيرند.»
در حديثى ديگر آمده است: «هركس نزد بدعتگذارى برود و او را تعظيم نمايد، سعى در نابودى اسلام كرده است.»
كتاب در بردارنده بدعت از كتابهاى ضاله است كه هرگونه كسب با آن به فروختن، اجاره يا عاريه دادن و جز آنها، حرام و از بين بردن آن واجب است.
بدعت به اشكال مختلف و در قالبهاى متعدد تفسير شده است. برخى از آنها عبارت است از:
• بسيارى از فقها بدعت را مختصّ به تعبديات دانسته و انجام اعمالى كه در شريعت به آنها امر تعبدى نشده را اگر به قصد تعبد صورت گيرد، بدعت شمردهاند؛
• نسبت دادن هر نوع اعتقاد يا عملى كه مورد تأييد دين نيست به دين و يا نفى كردن هر نوع اعتقاد و عملى كه مورد تأييد دين است از قلمروى دين؛
• تثبيت باورها و يا اعمال خاص به منظور اينكه ديگران آنها را بهعنوان جزيى از دين پذيرا و يا عامل باشند، بدون آنكه بر آنها دليل شرعى وجود داشته باشد. مانند بسيارى از بدعتهاى خلفاى جور؛
• نهادينه كردن امور غير دينى در دين و يا ايدئولوژيک كردن امور غيردينى مانند ايدئولوژيک كردن مسائل عادى از قبيل لباس، غذا، درمان، احساسات و عواطف بشرى مگر آنكه امكان ايدئولوژيک نمودن آن در شريعت پيشبينىشده باشد. مانند اينكه مىتوان هر عمل سودمندى را به قصد تقرب به خدا بهعنوان عبادت انجام داد.
• عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۴۰۲.