• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

برخوار و میمه دانشنامه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: عنوان


برخوار و میمه شهرستانی در مرکز و مغرب استان اصفهان است که شامل دو بخش برخوار مرکزی و میمه می‌شود و شهرهایی چون شاهین‌ شهر، دولت‌آباد، گز و میمه را در خود دارد.این منطقه از نظر کشاورزی، دامداری و صنایع دستی مانند قالی‌بافی و کرباس‌بافی اهمیت دارد و محصولاتی چون گندم، جو، پنبه، انار و خربزه (به‌ ویژه خربزه گرگاب) در آن به عمل می‌آید.
برخوار از نواحی باستانی اصفهان است که در منابع تاریخی از جمله آثار ابن خرداذبه، ابن رسته، ابن حوقل و یاقوت حموی از آن یاد شده و در دوره قاجاریه ۱۱۲ رشته قنات داشته است.



بَرخُوار و مِیْمه، شهرستان (جمعیت طبق آمار سال ۱۳۷۵ ش، ۲۲۱۰۱۷ تن).
در مرکز و مغرب استان اصفهان مشتمل بر دو بخش برخوار مرکزی و میمه است. برخوار مرکزی سه دهستان، به نام‌های برخوار شرقی و برخوار غربی و مورچه خورت، و شش شهر به نام‌های دولت‌آباد، حبیب‌آباد، گز، دستگرد، خُوَرزوق و شاهین شهر دارد.
میمه دارای دو دهستانِ زَرکان و وَنداده و دو شهرِ میمه و وَزْوان است.


شمال شهرستان کوهستانی است و کوه محمودآباد (ارتفاع بلندترین قله: ۲۴۷۳ متر)، در بخش برخوار قرار دارد. آبادی‌های آن بیشتر در دشت واقع‌اند و آب آن از چاه‌های عمیق و قنات تأمین می‌شود. در دوره قاجاریه، ۱۱۲ رشته قنات داشته است.
[۱] محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، ص۳۰۰، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.

از پوشش گیاهی خاکشیر و درخت گز، از جانوران خرگوش، گرگ، روباه، شغال، و از پرندگان کبک و تیهو در آن یافت می‌شود.


محصولات مهم آن گندم و جو و پنبه و یونجه و تره‌بار است. انار و انگور و هندوانه و خربزه در آن به عمل می‌آید. خربزه روستای گرگاب آن در ایران شهرت دارد. دامداری آن مهم است. کرباس‌بافی و ریسندگی و قالی‌بافی با نقش‌های ترنج و لچک و افشان دارد.
در گذشته، در برخوار نوعی پارچه به نام کیش، و کرباس بافته می‌شد.
[۲] حسینعلی رزم‌آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آباد‌ی‌ها)، ج۱۰، ص۳۶ـ۳۷، ج ۱۰: استان دهم (اصفهان)، تهران ۱۳۵۵ ش.
[۳] مسعود کیهان، جغرافیای مفصل ایران، ج۲، ص۴۲۵، تهران ۱۳۱۰ـ۱۳۱۱ ش.

از صنایع جدید کارخانه‌های آجرپزی و گچ‌پزی و آردسازی و نسّاجی و ساخت کیسه پلاستیک و پروفیل‌سازی دارد. در اراضی شهرستان مرغداری و دامداری صنعتی دایر شده است.


راه اصلی تهران ـ قم ـ اصفهان از این شهرستان می‌گذرد. در این شهرستان، در مناطق سین و گز آثار باستانی و تاریخی دیده‌ می‌شود. که برجسته‌ ترین آنها کاروانسرای شاه‌عباسی گز (جز) است. برخی از آبادی‌های آن، از جمله شهر جعفرآباد، در یورش افغان‌ها ویران شده است.
[۴] محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، ص۳۰۳، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.

در مهر ۱۳۶۹، شهرستان برخوار و میمه، به مرکزیت شاهین شهر، از ادغام دو بخش نامبرده در استان اصفهان تشکیل شد.
[۵] روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، ۱۴ مهر ۱۳۶۹. ، ص۳.



از تاریخچه میمه در پیش از اسلام اطلاعی نداریم، اما برخوار شهری قدیمی است و نام آن را بُرخُوار نیز نوشته‌اند. به نوشته یاقوت حموی میمه پیش‌ از مغول ولایتی از اصفهان شمرده می‌شده و آبادی‌های فراوان داشته است.
نخستین بار در اوایل سده سوم، ابن خرداذبه از رستاق‌های اصفهان (مناطق روستایی) از جمله برخوار نام برده و افزوده است که در سفر از اصفهان به سوی ری، از یهودیه تا بَرخوار سه فرسنگ، و از برخوار تا رباط وَزّ هفت فرسنگ راه است.
به نوشته ابن رسته خسرو اول پس از رسیدن به پادشاهی، چون مولدش اردستان اصفهان بود، در ضیاع آنجا، از جمله برخوار، برای هر یک از همدرسانش که هشتاد کودک بودند، کاخی ساخت که تا روزگار ابن‌ رسته بر جا بود.
ابن فقیه نیز برخوار را از رستاق‌های اصفهان به شمار آورده است. به نوشته ابن حوقل، در دوره او برخوار دارای صد ضیاع بود و آب آن از قنات تأمین می‌شد که برای کشت پنبه و کنجد و انواع غلات و تنباکو و جز آن به مصرف می‌رسید و در آنجا شتران فراوانی با شتربانان برای حمل بار حاضر بودند.
در اوایل قرن هفتم، یاقوت برخوار را از نواحی اصفهان به شمار آورده و نوشته است که اصفهان چندین رستاق، و رستاق برخوار چندین قریه دارد.
ابوالفداء نیز در سده هشتم، برخوار را مشتمل بر چندین ده ضبط کرده است. حمدالله مستوفی (اوایل سده هشتم) درباره برخوار نوشته است:
«پنجم ناحیت برخوار است، ۳۲ پاره دیه است، دیه جَز (=گز) معظم قُرای آن؛ و این ناحیت را نیز آب از کاریز است... و بدین ناحیت به دیه جَز، بهمن بن اسفندیار آتشخانه‌ای ساخته بود»
[۱۵] حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهة القلوب، ص۵۱، چاپ گی لسترنج، تهران ۱۳۶۲ ش.
ظاهراً حملات مغول و تیمور یکی از دلایل مهم کاهش قریه‌های برخوار پس از تمدن اسلامی بوده است. در سال ۱۰۱۲، شاه عباس اول، در حرکت به آذربایجان، به برخوار رفت و یک شب آنجا ماند.
[۱۶] عبدالحسین نوائی، شاه عباس: مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفصیلی، ج۲، ص۲۲۱ـ۲۲۲، تهران ۱۳۶۶ ش.



۱. عبدالحسین نوائی، شاه عباس: مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفصیلی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۲. ایران. وزارت دفاع. اداره جغرافیایی ارتش، فرهنگ جغرافیائی آبادی‌های کشور جمهوری اسلامی ایران، ج ۷۱: اصفهان، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳. ابن حوقل، کتاب صورة الارض، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۴. ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، لیدن ۱۹۶۷.
۵. ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسه، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۶. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۷. اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان، چاپ رینود ودیسلان، پاریس ۱۸۴۰.
۸. محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.
۹. ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات کشوری، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، تهران ۱۳۷۶ ش.
۱۰. حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهة القلوب، چاپ گی لسترنج، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۱. حسینعلی رزم‌آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آباد‌ی‌ها)، ج ۱۰: استان دهم (اصفهان)، تهران ۱۳۵۵ ش.
۱۲. روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، ۱۴ مهر ۱۳۶۹.
۱۳. مسعود کیهان، جغرافیای مفصل ایران، تهران ۱۳۱۰ـ۱۳۱۱ ش.
۱۴. یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.


۱. ↑ محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، ص۳۰۰، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.
۲. ↑ حسینعلی رزم‌آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آباد‌ی‌ها)، ج۱۰، ص۳۶ـ۳۷، ج ۱۰: استان دهم (اصفهان)، تهران ۱۳۵۵ ش.
۳. ↑ مسعود کیهان، جغرافیای مفصل ایران، ج۲، ص۴۲۵، تهران ۱۳۱۰ـ۱۳۱۱ ش.
۴. ↑ محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، ص۳۰۳، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.
۵. ↑ روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، ۱۴ مهر ۱۳۶۹. ، ص۳.
۶. ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۴۵، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.    
۷. ↑ ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، ص۲۰، ۵۸، لیدن ۱۹۶۷.    
۸. ↑ ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، ص ۵۸، لیدن ۱۹۶۷.    
۹. ↑ ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسه، ص۱۵۳، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.    
۱۰. ↑ ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ص۵۳۱، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.    
۱۱. ↑ ابن حوقل، کتاب صورة الارض، ج۲، ص۳۶۶، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.    
۱۲. ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۷۴-۳۷۵، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.    
۱۳. ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۹۲، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.    
۱۴. ↑ اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان، ص۴۷۲، چاپ رینود ودیسلان، پاریس ۱۸۴۰.    
۱۵. ↑ حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی، کتاب نزهة القلوب، ص۵۱، چاپ گی لسترنج، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۶. ↑ عبدالحسین نوائی، شاه عباس: مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفصیلی، ج۲، ص۲۲۱ـ۲۲۲، تهران ۱۳۶۶ ش.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «برخوار و میمه»    






جعبه ابزار