• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بوروکراسی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






بوروکراسی در فقه سیاسی به ساختار دیوان‌سالار دولت مدرن، مبتنی بر عقلانیت ابزاری، تخصص‌گرایی و سلسله‌ مراتب اداری اطلاق می‌شود.
این ساختار با وجود کارکرد سازمان‌دهنده در اعمال حاکمیت، مستعد تمرکز قدرت، ازخودبیگانگی انسانی و فساد اداری است.
در رویکردهای انتقادی، بوروکراسی سازوکاری برای تثبیت سلطه سیاسی و اجتماعی اقلیت حاکم تلقی می‌شود.
فقه سیاسی بر مهار بوروکراسی از طریق نظارت مؤثر، شایسته‌سالاری و التزام اخلاقی در نظام اداری تأکید دارد.



ديوان‌سالارى بوروكراسى را به ديوان‌سالارى يا دستگاه عريض و طويل ادارى كه مبتنى بر نظام تقسيم كار بر پايۀ تخصص و سلسله‌ مراتب و عقلانيت مدرن است، تعريف كرده‌اند.
اين كلمه از ريشۀ تاريخى «Burra» گرفته‌ شده است.
در سده هجدهم يكى از دولتمردان فرانسوى آن را به صورت «Burreaucratie» به كار برد.
يك سده بعد، اين كلمه وارد زبان آلمانى شد و به تدريج در زبان انگليسى نيز رواج يافت.

۱.۱ - بوروکراسی در نگاه منتقدان کلاسیک

بالزاک رمان‌نويس فرانسوى در داستانى «كارمندان» بوروكراسى را قدرتى هيولايى ناميد كه به دست جماعت كوتوله‌ها اداره مى‌شود.
گاتانا موسکا جامعه‌شناس ايتاليايى، دولت مدرن را اساسا يك دولت بوروكراتيك مى‌نامد كه اقليتى بر آن حاكم است.
کارل مارکس بوروكراسى را عاملى براى الينه (از خود بيگانه كردن) گروه‌هاى انسانى در جامعه مدرن مى‌دانست.

۱.۲ - تحلیل ماکس وبر

اما مبنايى‌ترين بررسى در خصوص بوروكراسى را (ماکس وبر) جامعه‌شناس آلمانى انجام داده است.
وبر، بوروكراسى را نمود «سازماندهى عقلانى كار» در عصر مدرن مى‌داند.
او ويژگى‌هاى بوروكراسى را اينچنين برشمرد:
«وجود دستگاه ادارى حقوق‌بگير، نقش و وظيفه معين براى هر يك از كاركنان دستگاه، اهميت قدرت مقام و منصب به جاى فرد، نگهدارى سازمان يافتۀ اسناد و مدارك.»


در واقع بوروكراسى، ساختار پيچيده و گاه عريض و طويلى است كه حول محور عقل‌گرایی، ابزارى محاسبه‌گر، مدرن و سامان‌يافته است و در واقع قدرت دولت و حکومت را در حوزه‌هاى ادارى و سازماندهى سياسى، اقتصادى و برنامه‌ريزى فرهنگى متبلور مى‌كند.

۲.۱ - بوروکراسی و زوال آزادی

بوروكراسى همان هيولايى است كه «بالزاك» از آن نام مى‌برد و هربرت مارکوزه (متفكر معاصر آلمانى) معتقد است كه قدرت توتالیتاریستی بوروكراسى مدرن، آزادى‌ها و حقوق فردى را در معناى انسانى آن از بين برده است.

۲.۲ - از خودبیگانگی در نظام بوروكراسى

بوروكراسى دستگاه عريض و طويل و نيرومندى است كه بر فرد حكومت مى‌كند و چون ماهيت سازمانى و ساختارى و تقسيم كارى دارد، افراد را تابع منطق و نظم خود كرده و به مهره‌هايى در يك مجموعۀ ماشينى تبديل مى‌كند.
عقلى كه بوروكراسى را اداره مى‌كند، عقل ابزارى مدرن است و روحى خشك و مبتنى بر نظمى ماشينى دارد.
آدمى در ساختار بوروكراسى به تدريج هويت انسانى خود را از دست مى‌دهد و جنبۀ شيئى، ماشينى و ابزارى پيدا مى‌كند.

۲.۳ - بوروكراسى و سرکوب خلاقیت

بوروكراسى به دليل اداره شدن توسط عقل ابزارى مدرن، ماهيتى از خودبيگانه‌كننده و بنابراين شيئى‌وار پيدا مى‌كند.
بوروكراسى، استعدادها و شخصيت افراد را قالب‌ريزى مى‌كند و بخش عمده‌اى از خلاقيت‌هاى آنان را مى‌سوزاند و مى‌خشكاند.

۲.۴ - بوروكراسى و تکنوکراسی

بوروكراسى در واقع چهره ادارى تکنوکراسی يا نظام تكنيك است و به همان ميزان انعطاف‌ناپذير، خشك و مبتنى بر انضباط غير خلاق پادگانى است.

۲.۵ - فسادپذیری ساختار بوروكراتيک

بوروكراسى به دليل پيچيده و عريض و طويل بودن به‌ شدت كارهاى مراجعان را كند مى‌كند و قابليت فسادپذيرى بسيارى دارد، به گونه‌اى كه مى‌توان گفت عقل سود محور ابزارى مدرن خواسته يا ناخواسته افرادى را تربيت مى‌كند كه در سيستم عريض و طويل و فاقد نظارت بوروكراتيك از قابليت فسادپذيرى بسيار بالايى برخوردارند.
بوروكراسى ساختارى مدرن است.

۲.۶ - بوروكراسى و منافع طبقات مسلط

جو برگ جامعه‌شناس آمريكايى معتقد است بوروكراسى وسيله‌اى است كه توسط آن، طبقۀ مرفه و سرمايه‌دار از وضع خوب خود در مقابل طبقات پايين جامعه مراقبت و محافظت مى‌كند.
[۱] مک‌لين، ايان، فرهنگ علوم سياسى آكسفورد، ص۷۵-۷۶.


۲.۷ - ارتباطات زائد و بوروكراسى اداری

بهاى بيشتر دادن به ارتباطات، زائده‌هاى مضرى را در سازمان به وجود مى‌آورد كه از آن به بوروكراسى دست و پاگير و احيانا كاغذبازى و قرطاس‌بازى تعبير مى‌كنند و اين يكى از مشكلات نظام ادارى است كه هر مدير لايقى بايد از آن بپرهيزد و با عوامل به وجودآورندۀ آن مبارزه كند.

۲.۷.۱ - علل پیدایش بوروكراسى زیان‌بار

يكى از عوامل عمده بوروكراسى زائد، انحراف از ضوابط لياقت اعضا و كاركنان سازمان به هنگام گزينش آنهاست.
همچنين اين پديده زيان‌بخش ممكن است از سوء نظام ادارى و يا كافى نبودن نظارت و كنترل به وجود آمده باشد.

۲.۷.۲ - تمرکز و تقسیم کار افراطی

بوروكراسى زائد و زيان‌بخش تنها در صورت بيش از اندازه مورد نياز بودن كاركنان و نيروهاى سازمان به وجود نمى‌آيد، بلكه ممكن است اين پديده، معلول عدم تناسب نيروها با عمليات و برنامه باشد و گاه بوروكراسى از سيستم شديد تمركز و گاه از تقسيم كار بى‌رويه ناشى مى‌شود.

۲.۷.۳ - راهکار مهار بوروكراسى

تنها راه حذف بوروكراسى زائد، بالا بردن سطح آگاهى نيروها و تقويت تعهد و تقوا و رشد استعدادها و توان كارى اعضا و اعمال دقت در نظارت و كنترل است.


۱. مک‌لين، ايان، فرهنگ علوم سياسى آكسفورد، ص۷۵-۷۶.
۲.
عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۷، ۴۹۷-۴۹۸.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۴۲۷-۴۲۹.    






جعبه ابزار