بولس سلامه (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بولس سلامه (متولد ۱۹۱۰ میلادی، جزین لبنان، درگذشته ۱۹۷۹) دانش آموخته حقوق از دانشگاه یسوعی لبنان و قاضی بود. از آثار معروف او «ملحمة ایام العرب» و «ملحمة عید الغدیر» است. او مسیحی است اما پس از سه ماه تحقیق تاریخی و سه ماه نظم، این ملحمه را درباره امام حسین(ع) و کربلا سروده و خود را شیعه در معنای حب اهل بیت میداند. ویژگی آثار او: زبان نو، عاطفه آمیخته با خشم و نفرت، پیروزی انتقام بر اندوه، فضای حماسی. ملحمه به شعر قصصیِ اسطورهای با ابیات زیاد (دست کم صد بیت) و حوادث خارقالعاده گفته میشود.
در سال ۱۹۱۰ میلادی در شهرستان «جزین» لبنان به دنیا آمد و در دانشگاه یسوعی لبنان در رشته حقوق ادامه تحصیل داد. سپس به شغل قضاوت پرداخت، او آثار ادبی و فکری بسیاری از خود به جای گذارده است. سلامه در سال ۱۹۷۹ میلادی وفات یافت.
از آثار معروف او «ملحمة
ایام العرب» و «ملحمة عید الغدیر» میباشد.
زندگانی امام حسین (علیهالسّلام) و حادثهی کربلا بخش پایانی ملحمهی «عید الغدیر» است. نویسنده آغاز داستان را با نقل اختلاف بین امّیه وهاشم آغاز کرده و بسیاری از حوادث ملحمه را بر این مبنا، نهاده است. بولس اوج این اختلاف و درگیری را در جریان عاشورا میبیند، اگرچه مانند برخی مستشرقین تلاش نمیکند واقعه را در یک نزاع قومی و درگیری قبیلگی خلاصه نماید، لذا اشارات خوبی به انگیزهی قیام امام حسین (علیهالسّلام) و اهداف والای حضرت کرده، همان اموری که او را به سرودن ملحمه ترغیب نموده است.
زبان نو، عبارات تازه و استدلالهای غیر تقلیدی از خصائص و شیوههای احتجاج در ملحمهی سلامة میباشد. عاطفه در ملحمهی او با نوعی احساس خشم و نفرت درآمیخته و در ترازویاندوه و انتقام، هماره انتقام را پیروز مییابیم. فضای حاکم بر ملحمهی او فضای حماسه، عاطفه و انتقام است. ملحمه عید الغدیر از ملاحم مشهوری است که جایگاه مناسبی را در ادب عربی به خود اختصاص داده است.
بولس سلامه ملحمهسرای مسیحی برای سرودن این اثر زیبای خود سه ماه به بررسی تاریخی داستان از منابع معتبر تاریخی میپردازد و سه ماه دیگر نیز آن را به نظم درمیآورد و میگوید: «درست است که من یک مسیحی هستم ولی تاریخ تعلّق به همهی جهان دارد. من آن مسیحیام که در برابر عظمت مردی که میلیونها انسان در شرق و غرب، روزی ۵ نوبت نام او را فریاد میکنند، کرنش میکنم.»
سپس در پاسخ به این سؤال که چرا علی (علیهالسّلام) و فرزندانش را بدین منظور برگزیده است، به دلاوری، مردانگی، صبر، شجاعت و حقگویی آن بزرگان اشاره میکند و شیفتگی خود را به صفات و خصایص والای آنان، برملا میسازد. او میگوید: «اگر تشیع، حبّ علی (علیهالسّلام) و اهل بیت او، قیام بر علیه ظلم و بیداد و تاثر واندوه از آنچه بر حسین (علیهالسّلام) و فرزندانش رفته است میباشد؛ من شیعه هستم
شعر ملحمی، شعری قصصی است که دارای اسلوب افسانهای است و موضوع آن دلاوری در جنگ و صلح است. جنبهی اسطورهای بر آن غالب است، زیرا که به فجر تاریخ انسان مرتبط است و میراث عمومی را مطرح میکند که همهی مردم به آن دل بستهاند و خروش آنان را با اسلوب محکم خود برمیانگیزاند...»
خصائص عمدهی ملحمه عبارتند از:
۱ - معمولا ملحمه به نقل اساطیر، معجزات و بسیاری اوقات خرافاتی که یک ملت بدان اعتقاد دارد میپردازد.
۲ - ابیات ملحمه، گاه به دهها هزار بیت میرسد، و حد اقل ابیات آن صد بیت است.
۳ - روایت ملحمه بیش از آنکه روایت قهرمانی باشد، روایت زمانی و تاریخی است و از این جهت آن را «قصّه شعری» یا «شعر قصصی» مینامند.
۴ - در ملحمه امور خارق العاده و حوادث عجیب فراوان به چشم میخورد.
۱ - یا امیر الاسلام حسبی فخرا• • • • • انّنی منک مالی اصغربا
۲ - جلجل الحقّ فی المسیحیّ حتّی• • • • • عدّ من فرط حبّه علوّیا
۳ - انا من یعشق البطولة و...... • • • • • الالهام و العدل و الخلاق الرّضیّا
۱ -ای سردار اسلام همین فخر برای من کافیست که هرچه دارم از تو دارم.
۲ - حق و حقیقت در فردی مسیحی وارد شده تا اینکه از فرط محبّتش (نسبت به علی (علیهالسّلام) و خاندانش) علوی شناخته شود.
۳ - من کسی هستم که عاشق فداکاری و جانبازی و الهام و عدالت و اخلاق پسندیده هستم.
• • • این کتاب در بیش از ۳۵۰ صفحه و حدود ۳۵۰۰ بیت به رشتهی تحریر درآمده که بیش از ۱۲۰ صفحه و ۱۸۰۰ بیت آن اختصاص به امام حسین (علیهالسّلام) و حادثهی کربلا دارد.
در این ملحمه زندگی اهل بیت (علیهالسّلام) از عصر جاهلی تا پایان حادثهی کربلا به تصویر کشیده شده است. سلامه پس از ذکر شهادت امام علی (علیهالسّلام) در مرثیهای که در فقدان ایشان میسراید، به هجو معاویه پرداخته و بهگونهای گذرا به زندگی امام حسن (علیهالسّلام) اشاره مینماید. سپس برای ورود به قیام امام حسین (علیهالسّلام) با هجو و دشنام یزید قصیدهی خویش را آغاز میکند.
• • • ابیاتی از «عید الغدیر» که در ارتباط با امام حسین (علیهالسّلام) است را در اینجا میآوریم:
۱ - ارفع الصّوت داعیا للفلاح• • • • • و اخفض الصّوت فی اذان الصّباح
۲ - و ترّفّق بصاحب العرش مشغولا• • • • • عن اللّه بالقیان الملاح
۳ - الف «اللّه اکبر» لا تساوی• • • • • بین کفّی یزید نهلة راح
(ورود سلامه به داستان کربلا، وصف یزید و شرح و تفصیل عیّاشی او، ضدیّتش با دین، شرابخوارگی و بیبندوباریاش میباشد):
۱ - صدا را برای دعوت کردن به فلاح و پیروزی بالا ببر و هنگام اذان صبح پایین بیاور.
۲ - رو به صاحب عرش بیاور در حالیکه تو از خدا به بنده مشغول هستی!
۳ - هزار اللّه اکبر مساوی نیست با آنچه که بین دو دست یزید کشته شد.
• • • پس از آن بیعت خواستن یزید از امام حسین (علیهالسّلام) که از سلالهی پاک نبوت است را طرح مینماید و اینکه به محض پیشنهاد بیعت، امام حسین (علیهالسّلام) خشمگین گردید و آنگاه ایستادگی امام (علیهالسّلام) را بیان میکند:
۱ - و یهبّ الحسین هبّة لیث• • • • • و علا القول مثل لذع الجراح
۲ - المثلی ذلّ القیود و جدّی• • • • • کوکب المجد و التّقی و السّماح؟!
۱ - امام حسین (علیهالسّلام) مانند شیری غرش کرد و سخنش مانند داغ جراحت بر آنها وارد شد
۲ - آیا چون منی که جدّم ستارهی بزرگی و باتقوا و کرامت است این ذلّت را میپذیرد؟
• • • امام تصمیم به هجرت میگیرد. خروج مضطربانه و پردرد امام حسین (علیهالسّلام) از مدینه به مکّه:
۱ - هجر السّبط یثربا و الرّفاقا• • • • • کضیاء یودّع الآفاقا
۲ - یثرب ملعب الطّفولة اذ• • • • • یجری حسین، مع الرّیاح استباقا
۳ - تارة ینثر الرّماح و طورا• • • • • فی البساتین ینثر الاوراقا
۴ - ذلک الطّفل بین امّ وجدّ• • • • • کان درّا مکوکبا رقراقا
۵ - فاذا هلّ وجهه فالتماع• • • • • الشّمس مدّت جبینها اشراقا
۶ - ذکر السّبط هجرة الجدّ منفیّا• • • • • سقته الآلام جاما دهاقا
۱ - نوهی گرامی رسول اللّه تصمیم به هجرت از یثرب (مدینه) میگیرد و او مانند نوری بود که با افق وداع میکند.
۲ - و امام (علیهالسّلام) طفولیت خود را به یاد میآورد که در این شهر، به اینسو و آنسو میدوید.
۳ - شنها را به هوا میپاشید. گاه در بازی با برگ درختان آنها را به هرسو میپراکند.
۴ - زمانی با باد مسابقه میداد و زمانی دیگر چون گوهری درخشان و تابناک میان دستهای مادر و جدّش در آمدوشد بود.
۵ - و هنگامیکه هلال ماه صورتش نمایان شد، گویی خورشید انوار خود را به دو طرف میگستراند.
۶ - و بالاخره هجرت جدّش رسول اللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پس از رنجها و ملامتهای بسیار برایش تداعی میگردید.
• • • در مکه کوفیان شروع به نامهنگاری میکنند و امام (علیهالسّلام) را به شهر خود دعوت مینمایند.
۱ - کتبوا للحسین اقدم علینا• • • • • انّ حکم النّعمان مرّ مذاقا
۲ - یا ابن بنت الرّسول اقدم، و فی• • • • • صحبک تمشی ملائک اجواقا
۳ - و اغثنا فانّ جور یزید• • • • • بثّ فینا الشّقاء و الاملاقا
۴ - ان تجئنا فانّنا لیزید• • • • • قد شحذنا المهنّد الفلاّقا
۵ - حنّ ماء الفرات یابن رسول• • • • • اللّه شوقا متی تعیث العراقا؟!
مردم کوفه در نامههای خود به امام حسین (علیهالسّلام) مینویسند که نعمان بن بشیر (حاکم کوفه) در قصر حکومتی نشسته است و هیچیک از ما با او همراهی نمیکنیم و در هیچیک از مراسم دینی شرکت نمیکنیم. ای پسر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) هرچه زودتر خود را به کوفه برسانید. مردم منتظر شما هستند و جز شما امامی ندارند.
۱ - به امام حسین (علیهالسّلام) نامه نوشتند که حکومت نعمان بر ما خیلی تلخ شده است.
۲ -ای پسر دختر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به نزد ما بیا! که در میان یاران تو، ملائک وجود دارند و تو را یاری میکنند.
۳ - به ما مدد برسان! زیرا از جور و ستم یزید صدایمان بلند شده است و دیگر نمیتوانیم تحمّل کنیم.
۴ - اگر به سوی ما بیایی ما با شمشیرهای هندی برّان و تیزکرده گوش به فرمان تو هستیم.
۵ - آب فرات نیز در شرق این خبر که تو عراق را یاری خواهی کرد امیدوار و شاد گردیده است.
• • • امام (علیهالسّلام)، مسلم بن عقیل را به عنوان نمایندهی خود به کوفه میفرستد و پس از دریافت نامهی مسلم مبنی بر بیعت مردم کوفه با او، امام (علیهالسّلام) تصمیم به حرکت به سمت کوفه گرفتند:
۱ - هیّا الزّاد و استجاد الرّحالا• • • • • و المحفّات تستقلّ العیالا
۲ - بینها الکاعب الوضیئة و• • • • • الحبلی و ظنر ترضّع الاطفالا
۱ - امام حسین (علیهالسّلام) حرکت به سمت کوفه را آغاز کرد. کاروان آماده و مهیای حرکت شد و بر روی مرکبهای سواری، زنان در کجاوهها نشستند
۲ - در بین کاروانیان دختران نوجوان کم سن سال و زنان آبستن و زنان شیرده نیز وجود داشتند. و این چنین کاروان به راه افتاد.
• • • امّا کوفیان عهدشکنی کردند و مسلم به شهادت رسید:
۱ - یا اصیحاب مسلم اکلاب• • • • • انتمام ارانب فی نقاب! ؟
۲ - یا الهی افرطت فی القول جهلا! • • • • • ربّ فاغفر اساءتی للکلاب
۳ - کم رای العابرون کلبا امینا• • • • • مات دون الحفاظ دون الباب!
۱ - اصحاب بیوفای مسلم که پیمان خود را شکستند و مسلم بن عقیل را تنها گذاشتند به حیواناتی مانند سگ و خرگوش شباهت دارند
۲ - امّا نه، خدایا از این تشبیه استغفار میکنم و آن را اسائهی ادب به حیوانات میدانم ۳ - و از وفاداری و امانتداری حیواناتی چون سگ تقدیر میکنم
• • •
۱ - من یقل للحسین عنّی الا ارجع• • • • • خلت الغاب من اسود الغاب
۲ - لیس فیها سوی الثّعالب و• • • • • الحیات همّت بلسعة و انسیاب
۳ - خرست صدّح البلابل فالاصداء• • • • • رجع النّعّاب للنّعّاب
۱ - مسلم بن عقیل به امام (علیهالسّلام) با زبان دل پیام میدهد و حیله و نیرنگ کوفیان را شرح میدهد
۲ - حسین جان برگرد! این بیشه از شیران خالی است و جز مار و روباه در آن نمییابی.
۳ - همچنانکه بلبلان از آواز ماندهاند و تنها طنین قارقار کلاغها به گوش میرسد.
• • •
اسند اللّیث راسه لجدار• • • • • مسبلا جفنه علی تسکاب
این شیر تنها سر به دیوار نهاده و پلک بر اشک ریزان فروهشته است. (لحظه تنهایی و غربت واندوه مسلم در کوفه)
۱ - کرّ فالها جمون سرب رئال• • • • • فی مجال الغشمشم الوثّاب
۲ - ادبروا کالنّواهس الضّعف هرّت• • • • • حول خدر فروّعت بالنّاب
۱ - مسلم در حالیکه در محاصرهی سپاه دشمن قرار دارد دلاورانه میجنگد و به مهاجمانی که بیشباهت به گلهی شترمرغان نیستند، با دلیری و بیباکی در میدان حماسه و خیزش یورش میبرد.
۲ - و آنان همانند سگان گوش آویخته که از نیش شیر بیشه وحشت نمودهاند پا به فرار میگذارند.
• • • بولس سلامه آنگاه با هجوی گزنده، چهرهی بسیار زشتی از «شمر بن ذی الجوشن» ترسیم میکند:
۱ - ابرصا کان ثعلبیّ السّمات• • • • • اصفر الوجه احمر الشّعرات
۲ - ناتیء الصّدغ، اعقف الانف، • • • • • مسودّ الثّنایا، مشوّه القسمات
۳ - صیغ من جبهة القرود، و• • • • • الوان الحرابی، و اعین الحیات
۴ - منتن الرّیح، لو تنفّس فی الاسحار• • • • • عاد الصّباح للظّلمات
۵ - یستر الفجر انفه و یولّی• • • • • ان یصعّد انفاسه المنتنات
۶ - ذلک المسخ، لو تصدّی لمرآة• • • • • لشاهت صحیفه المرآة
۷ - رعب الامّ حین مولده المشؤوم• • • • • و الامّ سحنة السّعلاة
۸ - و دعاه ذو الجوشن النّذل شمرا• • • • • لم یشمر الاّ عن الموبقات
۱ - فردی پیسی صورت و روباه صفت، با چهرهای زرد و موهایی قرمز
۲ - که پیشانی برآمده، بینی کج و دندانهای سیاهش چهرهای درهم و پلید از او ساخته است.
۳ - پیشانی میمونوار و رنگ چهرهاش که شبیه آفتابپرست است به چشمان مارگونهاش مزین گردیده است.
۴ - او آنچنان بدبوست که از نفس او صبح به تاریکی میگراید،
۵ - و فجر از بوی او، بینی خود را گرفته، میگریزد.
۶ - اگر در برابر آینه بایستد، آینه را دگرگون و نامطلوب میسازد.
۷ - کسیکه هنگام تولد، مادرش به وحشت افتاد، در حالیکه خود یک دیو بود
۸ - و پدرش او را شمر یعنی مرد کارآزموده نام نهاد، در حالیکه او جز برای کارهای زشت و مهلک، آستین بالا نزد و آزموده نگشت.
• • • بعد از منزلگاه شراف و در بلندیهای ذو حسم کاروان امام (علیهالسّلام) با سپاهیان حرّ بن یزید ریاحی روبرو شد:
۱ - وصل الرّکب للعراق و حارا• • • • • سابق المکر ضلّل السّیّارا
۲ - ذاک انّ المخاتل ابن زیاد• • • • • سدّ فی وجه خصمه الامصارا
۳ - فاتی الحرّ یقدم الجیش• • • • • جرّارا، سکوتا، لا ینتضی بتّارا
۴ - همّه ان یصدّ رکب حسین• • • • • عن ثغور یلقی یها انصارا
۵ - فاذاّ حاول المسیر یمینا• • • • • لزّه الحرّ ان یمرّ یسارا
۶ - و کذاک القنّاص یختل صیدا• • • • • حین ینساق للطرّاد اضطرارا
(آن روز که حرّ راه را بر حسین (علیهالسّلام) گرفته بود، از قادسیه میآمد و پسر زیاد برای اینکه هرچه زودتر و بهتر به مقصد برسد. به حصین بن نمیر دستور داده بود که به قادسیه رفته و حرّ را با هزار نفر به سوی امام حسین (علیهالسّلام) روانه کند. حصین نیز بر طبق فرمان، حرّ را به سوی امام (علیهالسّلام) فرستاد سپاه امام حسین (علیهالسّلام) به عراق رسید و قبل از آن حرّ و سپاهیانش به عنوان مقدمهی لشکر کوفه برای مسدود کردن راه در برابر امام (علیهالسّلام) ایستادهاند و راه را گرفتند امام قصد بازگشت به حجاز را داشت اما حرّ مانع شد و گفت: میتوانی از بیراهه بروی، راهی که به طرف کوفه و حجاز نباشد. بنابراین به سمت چپ و از طریق قادسیه و عذیب هجانات حرکت کنید، امام ناچارا پذیرفتند و حرّ نامهای به عبید اللّه نوشت تا کسب تکلیف کند و خود با لشکریانش همراه ایشان حرکت نمودند.)
۱ و ۲ - سپاه امام (علیهالسّلام) به سرزمین عراق رسید. امّا پسر زیاد که در مکر و حیله بسیار سابقه داشت به سبب دشمنیاش با امام (علیهالسّلام) تصمیم گرفت که راه را بر او ببندد.
۳ - وی برای اینکه زودتر به مقصد برسد، حرّ را فرستاد تا سپاه امام (علیهالسّلام) را درو کند
۴ - با این هدف که راه را بر سپاه امام (علیهالسّلام) ببندد و او را از رسیدن به سرزمینی که یاری میشد، بازدارد.
۵ - هنگامیکه امام (علیهالسّلام) سعی کرد راه درست را برود (به سوی حجاز برگردد) حرّ مانع شد و گفت میتوانی از راه چپ بروی (بیراهه بروی) راهی که به سمت کوفه و حجاز نباشد.
۶ - و همانگونه که صیّاد، صید را در دام میاندازد و راه را بر او میبندد او نیز راه را بر امام (علیهالسّلام) بست و او را در دام دشمنانداخت.
• • • و اینچنین صحنههای جان خراش روز عاشورا مهیا میشود، دلاوریها و از جان گذشتگیهای خاندان و اصحاب امام حسین (علیهالسّلام) در ابیات این ملحمه به زیبایی آشکار است که چند نمونه از آن را ذکر میکنیم:
و یقول الحسام للغمد و دّعنیّ• • • • • فلن ارتضیک بعد قرابا
حرّ نادم و پشیمان توبه کرد و تصمیم گرفت گذشته را جبران نماید شمشیرش با غلاف وداع کرد و پیمان خویشاوندی با او را گسیخت و به سوی میدان کارزار شتافت.
۱ - زمجر الفارس الّذی یقطع• • • • • الفرسان رعبا ان جرّد القرضابا
۲ - و استوی فوق ابلق، فی قتام• • • • • النّقع، یجری علی الصّعید شهابا
۳ - من رآه، لا ریب، یوقن انّ• • • • • اللّه قد ابدع الخیول عرابا
۱ - آنگاه درگیری حرّ با سپاه دشمن آغاز میشود. جنگاوری که چون شمشیر از نیام برآرد وحشت بر جنگجویان مستولی میشود. حرّ در حالیکه نعره میزد با تیغ بران به سوی دشمن یورش آورد.
۲ - او که از دل گردوخاک برخاستهی میدان، بر مرکب ابلق خویش چونان شهاب به پرواز درآمد.
۳ - هرکس او را ببیند بدون شک یقیین میکند که خداوند این لشکر را خالص گردانیده است.
• • •
۱ - اخذته السّیوف اخذ فؤوس• • • • • تضرب الجذع اذ تروم احتطابا
۲ - یا ابن بنت الرّسول قال: وداعا• • • • • قد غسلت الآثام! قال وغابا
۳ - و تهاوی الکرام حول حسین• • • • • بعد ضرب راع الحفیض فشابا
۱ - به خاک و خون غلطیدن حر و دیگر اصحاب امام (علیهالسّلام) شبیه به نهالها و درختانی است که تبر دشمن بر ریشهی آنان فرود آمده و تندباد بیرحم و ویرانگری آنها را از ریشه درآورده است.
۲ -ای پسر رسول خدا با تو وداع میکنم و خود را از گناهانم میشویم
۳ - آن پاکان و بزرگواران در اطراف امام (علیهالسّلام) شهید شدند و در خون خود غلطیدند.
• • •
۱ - یلبس العاقل الحکیم لباس• • • • • الصّبر ان کانت الخطوب کبارا
۲ - انّ هذی الدنیا سحابة صیف• • • • • و متی کانت الغیوم قرارا؟!
۳ - حبّی الموت یلبس الموت ذلا• • • • • مثلما یکسف اللّهیب البخارا!
(هنگامیکه امام (علیهالسّلام) زینب (سلاماللهعلیها) و دیگر زنان حرم را توصیه به صبر نمود، فرمود: ای اهل بیت من! شما را به صبر سفارش میکنم)
۱ - انسان عاقل حکیم وقتی با چنین خواست بزرگی مواجه میشود باید لباس صبر بپوشد.
۲ - این دنیا ابر تابستانی است که پایداری از او انتظار نمیرود،
۳ - و دوست داشتن مرگ، مرگ را ذلیل و خوار میسازد، همانگونه که زبانهی آتش، بخار را میپراکند. (امام حسین (علیهالسّلام) دنیا و ذلّت مرگ را در برابر روحهای بزرگ و آماده بیان میفرماید.)
• • •
شقّ نحر الذّبیح فاندفق• • • • • المرجان یکسوه حلّة حمراء
مهجة البرعم الرّضیع تلقّاها• • • • • حسین بکفّه اجزاء
قلبه سال فی یدیه فلا• • • • • یدری اقلبا اراقه، ام دماء
طفل شیرخوار حسین (علیهالسّلام) به گل سرخی شباهت دارد که به دلیل بیآبی خشکیده و پژمرده گردیده است. او زمانی که مورد اصابت تیر دشمن قرار میگیرد، خونش شبیه به مرجانی است که قبای سرخ رنگ به تن کرده است. خون طفل در کف دست حسین (علیهالسّلام) مانند قلب طفل است که لحظهی شهادت طفل شیرخوار حرکتی دارد و سپس بازمیایستد.
• • •
۱ - فتح الرّمل قلبه مستهاما• • • • • یتلقّی من الحسین الدّماء
۲ - یستبیه الدّم النّفیس، کسمط• • • • • الدّر یغری الصّیارف البخلاء
۳ - یتلقّی دماء طه کنوزا• • • • • سائلات فتستفیض ثراء
۴ - و یباهی فی الارض، کلّ بقاع• • • • • الارض، حتّی یکاد یغزو السّماء
(لحظهی شهادت امام حسین (علیهالسّلام) و ریختن خون آن حضرت بر روی ریگهای بیابان)
۱ - قلب عاشق ریگهای بیابان برای برگرفتن خون حسین (علیهالسّلام) باز میشود.
۲ - خونی که چون گردنبند مروارید از نظر پاکی، درخشندگی و ارزش جلوهگری میکند
۳ - وقتی خون پاک آنان به گنجهای زمین میخورد، گنجینهاش افزایش مییابد واندوختهاش بیشتر میشود
۴ - و زمین کربلا به خاطر چنین درّ گرانبهایی بر زمین و آسمان مباهات میکند.
• • •
۱ - لا یموت الحسین الاّ هصورا• • • • • لن یموت الحسین موت الشّاة
۲ - و الّذی سیّد الحسام ابوه• • • • • لا یعدّ المنون فی الموبقات
۳ - انّ صدرا یستهدف الحقّ صرفا• • • • • لیس یخشی طعن القنا و الظّبات
۱ - آیا حسینی که مانند شیر بیشه است میمیرد؟ او هرگز چون گوسفندان نخواهد مرد!
۲ - کسیکه پدرش مانند شمشیر برّان بود، هرگز از مهلکهها نمیگریزد.
۳ - سینهای که نور حق در آن دارد شده است هرگز از طعن نیزه و شمشیر نمیترسد.
• • •
۱ - سوف تبکی علی الحسین البواکی• • • • • و یری کلّ محجر شلاّلا
۲ - لیت شعری لم البکاء؟ و ذاک• • • • • الیوم عید یشرّف الاجیالا؟!
۳ - ماتم القاتلین! لا ماتم القتلی• • • • • یسیرون للخلود عجالی
۱ - چرا بر حسین (علیهالسّلام) میگریید؟ چرا کاسهی چشم شما اشکریزان است؟
۲ - علت گریه چیست؟ روز عاشورا، روز عید و شرافت نسلهاست.
۳ - روز عزای قاتلان است. نه عزای شهیدانی که شتابان به سوی جاودانگی شتافتند.
• • • خاتمهی داستان با ذکر جوانمردی و وصف استقامت مصلحان و اثرات خیر آنان به هستی مزیّن میشود:
۱ - شیمة المصلحین یمشون فی• • • • • الدّنیا علی شفرة الحسام الفالق
۲ - فاذا یترکونها یترکون الکون• • • • • روضا بالخیر و الفوح عابق
۱ و ۲ - استقامت مصلحان مانند کسی است که بر لبۀ شمشیر برّنده راه برود تا دنیا پابرجا بماند. اگر اینکار را نکنند هستی نابود میشود.
• • •
۱ - یا ابن بنت الرّسول حسبک فخرا• • • • • انّک السّبط شرّف الشّهداء
۲ - جذب الکون نحوها و جلاها• • • • • فغدت کلّ ربوة سیناء
۳ - دمک السّمح یا حسین ضیاء• • • • • فی الدّیاجیر یلهم الشّعراء
۱ -ای پسر دختر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) همین افتخار برای تو کافیست که شهادتت موجب شرافت برای تمامی شهیدان است
۲ - و جاذب تمام هستی و جلالتبخش آن که تمام خاک سینا را پوشاندی.
۳ - و خون توای حسین (علیهالسّلام) الهامبخش و روشنیبخش شاعران است.
• • •
۱ - و مشی موکب الحسین قلیل• • • • • العدّ، و الدّر لا یکون تلالا
۲ - بل حبوب قلیلة تبهر• • • • • الآفاق لمعا و تملا الآصالا
۳ - لا یکون الطّغام الاّ کثیرا• • • • • کلّ ارض تحوی القذی و النّمالا
۴ - او لیس الجراد و هو حقیر• • • • • یکسف الجوّ و الثری ارجالا
۱ و ۲ - تعداد یاران امام حسین (علیهالسّلام) اگرچه کم است امّا آنان به جواهر و مرواریدی میمانند که تلالؤشان زیاد است و نور آنها افقها را روشن میکند.
۳ (امّا دشمنان امام) اوباش و جاهلان بسیار زیادند و تمام زمین را مانند موریانه فراگرفتهاند.
۴ - آیا چنین نیست که آنان مانند ملخهای کوچک حقیر که تعدادشان زیاد است و آسمان را پر کردهاند و اطراف امام را فراگرفتهاند، امّا بسیار بیارزشند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۰۷.