• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بیعت۱

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: بیعت.

بيعت در فقه سیاسی پیمان التزام به اطاعت از حاکم واجد شرایط شرعی و اظهار رضایت عمومی نسبت به زمامداری اوست.
بیعت عام یا خاص بوده و در سنت اسلامی کارکردی سیاسی ـ اجتماعی در تثبیت حاکمیت دارد.
از منظر غالب فقها بیعت منشأ مشروعیت نیست بلکه کاشف از تحقق شرایط شرعی و مقبولیت مردمی حاکم است.
ماهیت بیعت در تحلیل فقهی میان عقد شرعی، التزام دینی و ابزار شناسایی حاکم صالح تبیین شده است.




بيعت به معنای پيمان بستن بر فرمانبردارى و سپردن امور است.
بيعت نوعى قرارداد اجتماعى - سياسى است كه بين مردم و شخصى كه از او اطاعت مى‌كنند، منعقد مى‌شود.

۱.۱ - اقسام بیعت

بيعت مى‌تواند به‌ طور عام در تمام شؤون حکومت و همۀ امور عمومى و اختيارات دولت باشد و ممكن است در خصوص تعهد به فداكارى در جنگ‌ها و يا مقررات خاص ديگر مردم در برابر حاكمان انجام شود.

۱.۲ - ریشه لغوی بیعت

به هر حال كلمۀ بيعت از ريشۀ بیع است و نامگذارى قرارداد سياسى بين مردم و حاكمان بدان جهت بيعت ناميده شده كه در جاهلیت براى تحقق يك بيع، فروشنده دست بر دست مشترى مى‌زد تا پايان قرارداد را اعلام كند.
[۱] المقدمه، ج۲، ص۵۴۸-۵۴۹.



در کلام و فقه اهل سنت بيعت به عنوان ركن دوم دولت خلافت مورد تأكيد قرار گرفته و در فقه شیعه نيز با اتخاذ سند از رويه امام علی (علیه‌السّلام) در قبول خلافت با بيعت، به عنوان روش انتخاب حاكم در عصر غیبت پذيرفته‌ شده است.

۲.۱ - بیعت و انتخابات

به اين صورت بيعت به مفهوم سياسى انتخاب حاکم اسلامی متحول شده و معادل انتخابات در عصر حاضر تفسير شده است، اما با وجود اين تفسير ويژه از بيعت، بسيارى از متفكران مسلمان در مرزبندى بين شورا و بيعت دچار اشتباه و خلط شده‌اند.

۲.۲ - نسبت شورا و بیعت

تعبيرات عالمانى چون ماوردی نشان مى‌دهد كه بيعت عبارت از رأى اكثريت اهل حل و عقد است.
بر اين اساس شورا و بيعت تداخل مى‌يابند و تمايز آن دو دشوار مى‌شوند در حالى‌ كه از تعبيرات عالمانى چون غزالی و ابن تیمیه، چنان برمى‌آيد كه شورا به معناى نامزدى و بيعت به معنى رأى و موافقت عامه مردم است.
[۳] قضائح الباطنيه، ص۱۷۷.
[۴] ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنه، ص۳۶۷.


۲.۳ - دیدگاه اهل سنت معاصر

نويسندگان معاصر اهل سنت بر ابهام مسئله افزوده و آن دو را به يك معنى و به مفهوم «انتخابات» در عصر حاضر تفسير كرده‌اند.
[۵] الشورى بين النظريه و التطبيق، ص۷۶.
[۶] الحريات العامه، ص۲۲۰.

برخى هم در اين ميان شورا به معنى بيعت كوچك (صغرى) و بيعت را بيعت بزرگ (كبرى) تعبير كرده‌اند.

۲.۴ - ماهیت سیاسی بیعت

متفكرانى چون «غزالى»، «ابن تيميه» و ابن حزم، عقد بيعت را داراى ماهيت سياسى و به معناى تفویض حاكميت از طرف مردم به حاكم منتخب مى‌دانند و مادام كه شخص بيعت شده از شروط حاكم اسلامى خارج نشده اطاعت وى مادام الحيات بر همگان واجب است.


فخرالدین رازی و تفتازانی عقيده بر آن دارند كه مردم داراى حاكميت سياسى بوده و «حاكم بيعت شده» به نیابت و وکالت از طرف مردم اعمال حاكميت مى‌كند و از اين رو مردم مى‌توانند وى را در شرايط فقدان شروط لازم عزل كنند.
[۸] المواقف، ج۸، ص۳۴۵.


۳.۱ - نقد وکالتی بودن بیعت

وكالتى بودن عقد بيعت مستلزم آن است كه از ابتداى انتخاب و نيز در هر حال حتى در صورت واجد شرايط بودن حاكم منتخب، عزل وى از سوى مردم امكان‌پذير باشد، در حالى‌ كه چنين حالتى را هيچكدام از فقهاى اهل سنت مشروع نشمرده‌اند.

۳.۲ - تفاوت بیعت و وکالت

افزون بر اين، بيعت يك حق و فریضه عمومى است و وكالت امر جائز و اختيارى است و تعيين خصوصيات وکیل بر عهده موكل است. در حالى‌ كه در بيعت، شرايط انتخاب شونده از پيش توسط شرع بيان‌ شده است و مهم‌تر از همه انتخاب‌شونده در بيعت موظف است بر اساس موازين اسلامى و مصالح عمومی عمل نمايد در حالى‌ كه دروكالت، بايد عمل وكيل طبق خواسته موكل انجام پذيرد.


بيعت عبارت است از تعهدى كه شخص يا امت به منظور اطاعت از خليفه ، امام یا حاكم، آن را مى‌پذيرد هى‌العهد على الطاعه گويى بين امت و امام قراردادى مبنى بر قبول اطاعت امام از طرف امت و قيام به قسط و عدالت از طرف امام منعقد مى‌شود و هركدام از طرفين در برابر ديگرى حقوق و تكاليفى را مى‌پذيرد.
[۱۰] روض‌ النضير، ج۵، ص۲۶.

وقتى امت با فردى واجد شرائط بيعت نمود مفهوم آن مى‌تواند يكى از دو مطلب باشد:

۴.۱ - تفسیر اول بیعت و نقد آن

با بيعت امامت و خلافت فرد بيعت شده ثابت مى‌شود و قدرت او در دولت اسلامی مشروعيت مى‌يابد و به عبارت ديگر وى با بيعت صلاحیت حكومت پيدا مى‌كند.
بيعت به اين معنا مبتنى بر يك اصل مردود است و آن اين است كه اجماع و بيعت منبع و وسيله قانونگذارى است در صورتيكه اجماع و بيعت به عنوان رأى مردم مشرع و قانون‌ساز نيست، بلكه آن دو به معناى دلیل و کاشف از حقيقتى است كه قبلا در شرع آمده و اتفاق آراء مردم نشانه آن است كه واقع همان است كه مردم به اتفاق آراء يا اكثريت به آن رسيده‌اند.

۴.۲ - تفسیر دوم بیعت

بيعت به كسى‌كه از نظر اسلام واجد شرائط است، قدرت مردمى مى‌دهد و فرد صلاحيت‌دار به وسيله بيعت شناخته مى‌شود و معلوم مى‌شود كه هم او مصداق درست خليفه و امام واجد شرائط است.
بنابر اين تفسير، اگر مردم در بيعت، شناخت و تشخيص اشتباه كرده باشند، فرد منتخب آنها خليفه و امام واقعى نبوده و تنها به دليل منتخب بودن صلاحيت خلافت و امامت را نخواهد يافت.


ماهيت بيعت به چند صورت قابل تفسير است:

- بيعت عقد و قرارداد خاصى است كه در اسلام امضا شده و مشمول (أَوْفُوا بِالْعُقُود) است؛
- بيعت نوعى وكالت است كه امام و خليفه بدان وسيله، امور كشور را به وكالت از امت اداره مى‌كند؛
- وعده ابتداى (نه عقدى) به اطاعت از كانديداى امامت است.
- التزام زبانى به اطاعت از كسى است كه شرعا اطاعت او واجب است (لازمه ایمان).

در شرائط فعلى اشكال مسئلۀ بيعت عدم امكان تحقق آن به صورت بيعت همۀ مسلمين است ولى در صورت تحقق بدون شك پذيرفته است.
[۱۲] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سياسى، ج۷.



۱. المقدمه، ج۲، ص۵۴۸-۵۴۹.
۲. ماوردی، علی بن محمد، الاحکام السلطانیه، ص۶-۷.    
۳. قضائح الباطنيه، ص۱۷۷.
۴. ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنه، ص۳۶۷.
۵. الشورى بين النظريه و التطبيق، ص۷۶.
۶. الحريات العامه، ص۲۲۰.
۷. ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، المحلی بالآثار، ج۱، ص۴۶.    
۸. المواقف، ج۸، ص۳۴۵.
۹. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۷، ص۲۹۵.    
۱۰. روض‌ النضير، ج۵، ص۲۶.
۱۱. مائده، سوره۵، آیه۱.    
۱۲. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سياسى، ج۷.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۴۳۸-۴۴۰.    






جعبه ابزار