تاشکند (دانشنامه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تاشکند،
پایتخت ازبکستان، شهری باستانی در آسیای میانه با پیشینهای بیش از ۲۰۰۰ سال است که در مسیر
جاده ابریشم قرار داشته.
این
شهر در سال ۱۸۶۵ به تصرف
روسیه درآمد و در دوره شوروی به مرکز صنعتی و فرهنگی تبدیل شد.
پس از استقلال ازبکستان در ۱۹۹۱، تاشکند همچنان مهمترین شهر این کشور از نظر سیاسی، اقتصادی و جمعیتی باقی مانده است.
جمعیت آن حدود ۲.۵ میلیون نفر است و بافت تاریخی آن در کنار توسعه مدرن، ترکیبی از فرهنگ کهن و امروزی را به نمایش میگذارد.
اگر نیاز به جزئیات خاصی درباره تاریخ، جاذبهها یا وضعیت کنونی تاشکند دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
تاشکند (یا تاشکنت)، پایتخت جمهوری ازبکستان ، شهری بزرگ در آسیای میانه واقع در واحه چیرچیک.
آب آن از یکی از شاخههای راست سیردریا (سیحون) تأمین میشود.
در َ۱۶ ْ۴۱ عرض شمالی و َ۱۳ ْ۶۹ طول شرقی واقع است.
از چگونگی پیدایش این سکونتگاه در چیرچیک اطلاعی در دست نیست.
طبق منابع یونانی و رومی، در جانب دیگر سیردریا فقط کوچگرها زندگی میکردهاند.
در قدیمترین منابع چینی (از قرن دوم پیش از میلاد به اینسو) به سرزمین یونی اشاره شده است که بعداً معلوم شد همان قلمرو تاشکند است.
از آن پس، این سرزمین را چوچی یا چوشی یا به اختصار شی مینامند.
در چینی نشانه نوشتاری این واژه به معنای «سنگ» به کار رفته و شاوان (ص۱۴۰) آن را با نام ترکی ـ سغدی بعدی (تاش به معنای «سنگ» و کند به معنای «شهری با خندق و خاکریز»، مجموعاً به معنای «شهر سنگی») مربوط دانسته است.
املای چینی مسلماً باید با نام بومی چاچ، که در دوران اسلامی رایج بود، مطابقت داشته باشد.
در این مورد، اعراب تا حدی به طور غیرمعمول، حرف «چ» را بهجای «ص» با «ش» نشان دادهاند.
شکل عربیِ الشاش بتدریج نام اصلی را در نوشتار و گفتار از رواج انداخت.
هنوز محقق نشده که نام ترکی جدید که نخستین بار در قرن پنجم/ یازدهم دیده شده است با چاچ یا شاش نسبتی دارد یا خیر و اگر دارد.
چگونه ریشهای که پولیوانوف
پیشنهاد داده است (تاژکنت = شهر تاژیک، یعنی شهر اعراب)، چندان جالب توجه نیست.
جزئیات سرزمین چاچ و کرسی آن، که محیطش تقریباً ده «لی» (کمتر از پنج کیلومتر) بوده، نخستین بار در منابع قرن سوم میلادی یافت شده است.
در زمان هیوئن تسانگ/ هسیوآن دزانگ یادداشتهایی در باره نواحی غربی سرزمین چاچ حاکمی نداشت که مانند سایر ممالک بر همه آن حکومت کند؛ شهرهای جدا از همِ آن، تیول ترکها بود.
در تاریخ فتوحات دوره اسلامی در قرن دوم به «مَلِک شاش» فراوان اشاره شده است.
کرسی این ملک را شهری به نام طاربند ذکر کرده که در دیگر آثار جغرافیایی عربی نامی از آن نیامده است.
شاید این فرض مولر درست باشد که طاربند مختصر طُراربَنْد که
به آن اشاره کرده بوده است.
خاندان حاکم بر آنجا احتمالاً ترکنژاد بودهاند.
گاهی چینیان بهجای خاقانهای ترک بر آنجا حکومت میکردهاند.
در ۱۳۳ حاکم قوچا، که سرداری کُرهای به نام کائو سین چیه/ کائو هسین چیه بود، امیر الشاش را اعدام کرد و پسر امیر از مسلمانان یاری خواست.
زیاد بن صالح، فرستاده ابومسلم، در ذیحجّه ۱۳۳ در کنار رود تلاس/ تَلَس (: طَراز • ) چینیان را شکست سختی داد
و کائو سین چیه در نبرد کشته شد.
این نبرد سبب تثبیت سلطه
مسلمانانعرب در آسیای میانه شد و چینیان، دیگر به مخالفت با آن برنخاستند.
در زمان
خلفای عباسی قلمرو الشاش مرز
اسلام و ترکان به حساب میآمد.
شهرها با حصاری که بقایای آن هنوز برجاست، از هجوم کوچگرها در امان بود. اما در ۱۹۱ ترکان، احتمالاً فقط مدتی کوتاه، آنجا را گرفتند.
از «صاحب الشاش و ترکان وی» به عنوان متحدان رافع بن لیث شورشی نام بردهاند
.
در دوره
خلافت مأمون، الشاش دوباره از آنِ عباسیان شد.
در ۲۰۴ که اعضای خاندان سامانی بر نواحی مختلف
ماوراء النهر حکومت یافتند.
الشاش سهم یکی از ایشان به نام یحییبن اسد (متوفی ۲۴۱) گردید.
در ۲۲۵ نوح بن اسد، ارشدِ برادران سامانی و بزرگِ حاکمانِ سرزمینهای واگذار شده به
سامانیان، با تصرف اِسفیجاب (سَیرام کنونی) موفق شد که مرز سامانیان را در جهت شمال گسترش دهد.
مقارن همین زمان، یکی از آبراههای الشاش که از نخستین ایام ورود
اسلام پُر شده بود بازسازی شد.
معتصم عباسی دو میلیون درهم برای مرمت آبراههای الشاش اهدا کرد.
.
در منابع جغرافیایی قرن چهارم، چاچ/ الشاش نام ناحیه است نه شهر.
این ناحیه اصولاً شامل دره رود پَرَک (چیرچیک بعدی) بود که طبق
«از پشت کوه خَلُّخ/ قَرلُق» سرچشمه میگرفت و به سیردریا میریخت. در نوشتههای جغرافیایی، اغلب به لحاظ جاری بودن سیردریا از نزدیکی این منطقه، آن را «رودِ شاش» نامیدهاند.
این منطقه نزدیک ایلاق بود، ناحیهای در جنوب و در دره رود آهنگران که از دیگر شعبههای ساحل راست سیردریا بود و از کوههای فرغانه سرچشمه میگرفت.
همین منابع، ناحیه چاچ / الشاش را پهناور و پررونق و سرزمین مجاهدان پرشور اسلام خوانده و محصول خاص آن را تیروکمانِ ساخته شده از چوبِ خدنگ (احتمالاً درخت غان) نوشتهاند.
مرکز اصلی شهر، بِنْکَث بود که در این ایام حصارها و دروازههای بسیار داشت و با این حصارها از
مدینه/ شهرستان شارستان و قلعه یا ارگ و حومه شهر (رَبَض، بیرون) و باغهای گل و میوه آن حفاظت میکردند، آب فراوان شهر از آبراهها تأمین میشد و سراسر این ناحیه دیوار محافظی داشت که سردار عباسیان، عبداللّه بن حُمید بن قحطبه حاکم
خراسان در ۱۵۹، ساخته بود تا آن را از هجوم ترکان
کافر در امان بدارد.
ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی
میگوید که بنکث را به ترکی و یونانی به نامی معادل «برج الحجاره» میخواندند، که ظاهراً اشارهای است به ریشه شناسی ترکی عامیانه از تاشکند و «لیثینوس پورغوس» در آثار بطلمیوس
بارتولد با بررسی فواصل میان سکونتگاههای ناحیه، که جغرافیدانان ذکر کردهاند، به این نتیجه رسید که به احتمال بسیار تاشکند فعلی در محل بنکث قدیم قرار دارد.
از اوایل دوره عباسیان به بعد در بنکث سکه ضرب میشده است، اما معمولاً اسم منطقه «الشاش» بر آنها بوده و بندرت کلمه «بنکث» را میافزودهاند.
به گفته کاشغری قبر فقیه مشهور، ابوبکر محمد قفّال الشاشی (متوفی ۳۶۵) که ابن بَیّعِ،
حاکم نیشابوری، او را بزرگترین عالم شافعی زمان خود در ماوراء النهر خوانده است مشخصه معروف تاشکند بود.
ساختمان آجری بازسازی شده مقبره این فقیه هنوز پا برجاست.
رواج داشتن نام تاشکند پیش از غلبه ترکان (پیش از سقوط کامل سلسله سامانی، سراسر ناحیه سیردریا در ۳۸۶ تسلیم ترکان شده بود)، محل تردید است.
تا آنجا که میدانیم نام تاشکند نخستین بار در کتاب تحقیق
ماللهند ابوریحان بیرونی یافته شده است.
بیرونی از روی وجه اشتقاق این نام، به اشتباه آن را همان لیثینوس پورغوس بطلمیوس دانسته است.
محمود کاشغری علاوه بر تاشکند، «تِرکِن» را که در جای دیگری شناسایی نشده به عنوان «نام شاش» ذکر کرده است.
نام تاشکند بر روی سکه، اولین بار در دوره مغول دیده شده است.
در نیمه دوم قرن پنجم و در قرن ششم در بَناکَت • (یا فَناکَت/ بَناکِت) که در ساحل راست سیردریا و بسیار نزدیک به تاشکند قرار دارد سکه ضرب میشده است. احتمالاً در آن ایام این شهر از تاشکند مهمتر بوده است.
در گزارش جوینی از لشکرکشی
مغول به فناکت و خجند از تاشکند نامی نیست و تنها تصرف بناکت ثبت شده است.
در زمان حکومت مغولان، به دلایلی که بر ما روشن نیست، تاشکند سرنوشت بهتری از بناکت یافت: تاشکند همچنان شهر باقی ماند و گهگاه خانهای مغول به آنجا میآمدند، اما بناکت با وجود آنکه در برابر مغولان ایستادگی نکرده بود در این هنگام ویران بود و تا ۷۹۴ که تیمور آن را با نام جدید شاهرخیه بازسازی کرد همچنان ویران بود.
بعد از زوال جغتاییان/ چغتاییان، تاشکند در قلمرو حکومت تیمور و تیموریان قرار گرفت؛ در ۸۹۰ شهر تاشکند و اراضی متعلق به آن به خانی ترک مغول به نام یونسخان واگذار شد و او در ۸۹۲ در آنجا درگذشت.
قبر وی در
مسجد شیخ خاوندِ طُهور (در تداول عام: شیخانتور )، یکی از زُهّاد محل، قرار گرفته است.
پس از یونس خان، پسرش محمودخان جانشین او شد. بعد از ۹۰۸ تاشکند در قلمرو ازبکها قرار گرفت، اما اندکی بعد از مرگ بنیانگذار سلطنت ازبکها، شیبانیخان ، آنان مجبور شدند از آن دست بکشند.
طی قرون بعدی، گاه ازبکان و گاه قزاقها بر تاشکند حکم میراندند.
در ۱۱۳۵ قَلموقها آن را گرفتند، اما شهر یکباره به اشغال آنان درنیامد، بلکه همچنان امیری قزاق تبار، که خراجگزار حاکمان قلموق شده بود، بر آن حکومت میکرد و گاه حکومت شهر به دست «خوجه»ها، جانشینان شیخخاوند طُهور، میافتاد.
طی این قرون، تصاحب تاشکند اغلب سبب زدوخوردهای شدید میشد.
بعضی از گزارشهای این درگیریها برای شناخت شرایط مکانی آنجا در آن دوره اهمیت دارد.
گزارش جنگهای تاشکند در ایام عبد اللّه خان بن اسکندر شیبانی بروشنی نشان میدهد که شهر تاشکند هنوز به شکل کنونی درنیامده بود.
تا قرن دوازدهم از تقسیم شهر به چهار منطقه (کوکْچه، شیخانتور، سبزار سبزوار و بِش آغاچ) با بازاری مشترک خبری نیست.
گاهی هر منطقه برای خود حاکمی پیدا میکرد و استقلال مییافت و اغلب با منطقههای دیگر وارد جنگ میشد.
در حدود ۱۱۹۴ یونس خوجه، حاکم محله شیخانتور، توانست بر همه شهر حاکم شود.
وی پیروزمندانه با قزاقها جنگید، اما ازبکان خوقند به رهبری عالِمخان، شکست و عقبنشینی سنگینی بر او تحمیل کردند.
بعد از مرگ وی و در زمان پسر و جانشینش، سلطان خوجه، در ۱۲۲۴/ ۱۸۰۹ تاشکند ناچار به پذیرفتن حاکمیت خانهای خوقند شد که آن را پایگاه مقاصد توسعه طلبانه خود در استپهای قزاق ساختند.
تاشکند که در قلب واحهای عظیم و پنبه خیز قرار دارد و کانون ارتباطات منطقهای و بینالمللی است، در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم افزایش جمعیت و توسعه اقتصادی بسیار یافت و مهمترین مرکز شهرنشینی در آسیای میانه شد.
نقطه عطف عمده در تاریخ این شهر قبول حاکمیت
روسیه بود؛ در ۱۲۸۲/ ۱ژنرال چرنیایف، از پیشگامان اصلی توسعهطلبی تزارها به سوی
هند، به آن دست یافت.
در پی این تصرف، در شرق شهر اصلی و در بیرون حصارهای آن، شهر مهاجرنشینی متشکل از مناطق سنّتی «محله» و «دهه» ساخته شد که نشان میدهد مقامات تزاری میخواستهاند از مواجهه مستقیم با مردم محل اجتناب کنند.
دو سال بعد، فرمانداری کل
ترکستان تأسیس گردید که تاشکند مقر آن و ژنرال فون کاوفمان نخستین فرماندار کل آن شد.
از آن پس، در فعالیتهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تحرکی پدید آمد: در ۱۳۲۰/ ۱۹۰۲ نخستین محافل مخفی مارکسیستی پدید آمد که سبب اتحاد اصلاح طلبان اسلامی و ملیگرایان فراری از تعقیب و آزار در
بخارا شد؛ اولین روزنامه ازبکی، ترکستان وِلایَتینینگ غزتی، چاپ شد؛ نخستین تشکیلات غیردینی با شرکت روسها و مردم بومی بهوجود آمد.
جمعیت شهر از ۰۰۰، ۵۶ تن در ۱۲۸۵/ ۱۸۶۸ به ۰۰۰، ۱۵۶ تن در ۱۳۱۵/ ۱۸۹۷ رسید.
راهآ هن ماورای خزر در ۱۳۱۶/ ۱۸۹۸ به تاشکند رسید و در ۱۳۱۹/ ۱۹۰۱ کار راه آهن ماورای آرال آغاز شد که تاشکند را به اورنبورگ متصل میساخت.
مهاجر نشینان نظامی و غیر نظامی روسی دست به کار طرحهای بزرگ، تأسیس بانکها و ایجاد نهادهای علمی شدند و بهرغم محافظه کاریهای شدید مقامات استعماری که از خطر جهاد در بیم بودند، اجازه گرفتند که کلیساهای ارتدوکس برپا کنند.
در ۱۳۳۰/ ۱۹۱۲ در بحبوحه ناآرامیهای داخلی سراسری، نخستین هیئت تبشیری مذهبی معروف به «ضد اسلام» در تاشکند شروع به کار کرد که دوام چندانی نیافت و در کار تغییر مذهب و جلب پیروان جدید توفیقی کسب نکرد.
گذشته از تظاهرات مردم در ۱۳۰۹/ ۱۸۹۲ برضد اقدامات بهداشتی روسها هنگام شیوع
وبا که مغایر
اسلام شناخته شده بود تاریخ جمهوری
شوروی سوسیالیستی
ازبکستان شورش افسران تزاری در ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ و شورش ضد کارِ اجباری، که حتی به پایتخت ترکستان روس نیز سرایت کرد، حوادث مهمی بود که قبل از انقلاب ۱۳۳۵/ ۱۹۱۷ روی داد
.
فعالیتهای انقلابی در تاشکند، ضمن حفظ خصوصیات محلی خود، با فعالیتهایی که در
مسکو و پتروگراد (سنپترزبورگ) روی میداد، همخوانی داشت.
در این میان،
سمرقند بهجای تاشکند پایتخت شد؛ در
شعبان ۱۳۵۵/ژوئن ۱۹۱۷ هیئت حکومت موقت ترکستان که در چهاردهم جمادیالا´خره/ هفتم آوریل تشکیل شده بود منحل گشت و به موازات آن جبههای ضد انقلابی با شرکت سازمان نظامی تاشکند و «مجمع مفسران شریعت» شکل گرفت.
این مجمع در تاشکند قدیم به دست رهبران بورژوازی ملی تأسیس شده بود.
بلشویکها در سوم محرّم ۱۳۳۶/ بیستم اکتبر ۱۹۱۷، روکوم یا کمیته انقلابی شورای تاشکند را تشکیل دادند و مهاجران روسی که نگران ادعای حاکمیت مسلمانان بودند به طور غیرمنتظرهای از آن حمایت کردند.
از هفتم تا دهم جمادیالاولی ۱۳۳۶/ نوزدهم تا بیست و دوم فوریه ۱۹۱۸ قوای این شورا «ایالت خود مختار خوقند» را که مسلمانان شورشی در دره فرغانه به وجود آورده بودند، به توپ بستند.
این ماجرا نشانه شروع جنگ داخلی بود (۱۲۹۷ـ۱۳۰۱ش/ ۱۹۱۸ـ۱۹۲۲) که طی آن
ارتش سفید ژنرال دوتوف سراسر این ناحیه را از مناطق اصلی جدا ساخت و اهالی آنجا از قحطی از پای درآمدند.
همچنین این ناحیه، میدان چند سال جنگ ارتش سرخ با مبارزان باسماچی و مداخلهگران خارجی بود.
علاوه بر قیام مسلحانه ششم ربیعالا´خر ۱۳۳۷/ نهم ژانویه ۱۹۱۹ به رهبری اوسیپوف، افسر سابق ارتش تزاری، در پنجم رجب ۱۳۳۷/ ششم آوریل ۱۹۱۹ «موسبیورو» اداره مسلمانان تشکیل شد که اختصاصاً برای تبلیغات به نفع حزب کمونیست روسیه در میان محافل اسلامی ایجاد گشته بود و گردانندگان آن عبارت بودند از ریسکولوف، علییف، ابراهیمف، محیی الدین اوف و خدایف.
این رهبران اصلاح طلب، بلشویکها را برگزیده بودند.
از آنجا که این سازمان خواستار تشکیل جمهوری ترک و حزب
کمونیست ترک شده بود و در برابر اخاذی از مسلمانان و غصب اموال ایشان که سویتِ (شورای) تاشکند مرتکب میشد، مقاومت نشان میداد، لنین تصمیم گرفت که نظارت خود را مجدداً اعمال کند.
او کمیسیونی به نام تورک کمیسیا به ریاست فرونزه به محل فرستاد تاریخ سازمانهای کمونیستی آسیای میانه (، ۱۹۶۷). در ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴ تاشکند به جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان پیوست و در ۱۳۰۹ش/۱۹۳۰ باردیگر بهجای سمرقند پایتخت شد و در امور سیاسی و فرهنگی دوباره مرکزیت یافت.
پدر حال حاضر برای هر بیست هزار دانشآموز ۱۰۵ آموزشگاه وجود دارد، در حالی که در ۱۳۳۵/ ۱۹۱۷ تنها نوزده مدرسه برای هشت هزار دانشآموز وجود داشت.
با تغییرات عمیقی که در دهههای حاکمیت شوروی در تاشکند پدید آمد، نمیتوان تاریخ توسعه شهری را از حوادث سیاسی آن جدا ساخت. از همان آغاز کار قدرت نوظهور بلشویک، اصل تفکیک میان شهر سنّتی و شهر جدید نفی شد. وظیفه شهرسازان شوروی دو رکن پیدا کرده بود: از یک سو بازسازی محلههای قدیمی که از جنگ داخلی آسیب دیده بودند و مرمت خرابیهایی که همزمان با برقراری نظام شوروی به وجود آمده بود، از سوی دیگر جامه عمل پوشانیدن به هدفهای مسلکی مصوب دولت در ساختمانهای عمومی: بنای شبکهای
از مراکز فرهنگی، کتابخانهها، تماشاخانهها و بنیادهای آموزشی و تفریحی و طبی و اجتماعی. در این تحول میتوان چندین دوره را مشخص کرد جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان ( Uzbekistane، ص۴۰۲ـ۴۰۶) از ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۰ (۱۳۲۰ش)/ ۱۹۱۷ـ۱۹۴۱.
====دوره اول: ۱۳۳۵ تا ۱۳۲۰ش (۱۹۱۷‑۱۹۴۱) ====
این دوره، مانند همه جای اتحاد شوروی، به دوره برقی شدن (نخستین شبکه مرکزی در ۱۳۰۲ش/ ۱۹۲۳) و صنعتیشدن معروف است. در آخر دهه ۱۳۰۰ش/۱۹۲۰ مرحله بنای عمارات عظیم عمومی و مسکونی در سبکهای التقاطی، کلاسیک جدید یا ساختمانگرا (کاخ شورای عالی و کاخ امور اقتصادی) پایان پذیرفت. دهه ۱۳۱۰ش/۱۹۳۰ شاهد سرعت گرفتن در کار بناهای صنعتی، و نیز محلههای مسکونی (سوچگورود ) و پارکها و باغها بود. طرح کلی شهرسازی تاشکند که در ۱۳۱۷ش/ ۱۹۳۸ به تصویب رسید، از طرحی الهام گرفت که در ۱۳۱۴ش/ ۱۹۳۵ برای مسکو اختیار شده بود. طبق این طرح، مرکز شهر دست نخورده ماند و پیرامون میدان عظیم لنین (اکنون میدان استقلال) ساختوساز شد
تا ساختمانسازی تا حدممکن در مشرق و مغرب شهر قدیم ــ که طراحان توجه چندانی به آن نداشتند ــ گسترش یابد. با این وصف، بناهای مذهبی متعددی ــ که مشخصه محلهها بودند
ــ برای اهدافی چون ایجاد کارخانهها و انبارها و چاپخانهها تخریب شدند یا به صورت دیگری درآمدند. ۲) از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۱ـ ۱۹۴۵.
====دوره دوم: ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ش (۱۹۴۱‑۱۹۴۵) ====
درگیرشدن اتحاد شوروی در جنگ جهانی دوم موجب آشفتگیهای اساسی در پایتخت ازبکستان شد، کارخانهها و ادارات و دانشگاههای بسیاری همراه کل جمعیت وابسته به آنها (پنجاه نوع شغل، رویهمرفته سیصدهزار تن از جمله صد هزار کودک و چندین هزار یهودی اشکنازی) از جبهه غربی به تاشکند منتقل شدند. جمعیت شهر دو برابر شد و به یک میلیون تن رسید. در ۲۸ مهر ۱۳۲۲/ بیستم اکتبر ۱۹۴۳ هیئت روحانی مسلمانان آسیای میانه و قزاقستان، در تاشکند تأسیس شد (بعد از استقلال ازبکستان نام آن به هیئت روحانی مسلمانان ماوراءالنهر تغییر یافت). در این دوره، ساختمانهای عظیم و باشکوه ساخته شد. ۳) از ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۴ش/ ۱۹۵۵ـ ۱۹۶۵.
====دوره سوم: ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۴ش (۱۹۵۵‑۱۹۶۵) ====
در این دهه، پا به پای استفاده از فنّاوریهای جدید در ساختمانسازی (پیریزی با بتن مسلح)، شهرسازی بسیار رونق گرفت. سراسر محلات شهر قدیم پر از بناهای چند طبقه جدید در میان فضاهای سبز همگانی گشت. کوشش شده بود که ساکنان هر محله را باهم در مجتمعهای مسکونی جدید جای دهند تا وابستگیهای خانوادگی و عادات اجتماعی سنّتی حفظ گردد. مساحت شهر افزایش چشمگیر یافت. ۴) از ۱۳۴۵ تا ۱۳۷۰ش/ ۱۹۶۶ـ۱۹۹۱.
====دوره چهارم: ۱۳۴۵ تا ۱۳۷۰ش (۱۹۶۶‑۱۹۹۱) ====
پس از زمینلرزه هفتم اردیبهشت ۱۳۴۵/ ۲۶ آوریل ۱۹۶۶ ــ که تقریباً چهارصد هزار تن (یک سوم کل جمعیت شهر) کشته و مجروح داشت و ۰۰۰، ۹۵ خانه را ویران کرد و پسلرزههای مرگآور آن تا یک سال ادامه داشت ــ بازسازی شهر براساس طرح جدیدی که بیشتر متوجه محلههای مسکونی حاشیهای و اصل توسعه نامتقارن بود، انجام شد جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان ( Uzbekistane، p۴۰۵). معماری به آمیزهای از فنّاوریهای جدید ساختمان و «سبکهای ملی ازبک» (دالان، ایوان، مهتابی، کاشیکاری و قاببندی) گرایش یافت. علاوه بر افتتاح مؤسسه عالی اسلامی امامالبخاری در ۱۳۵۰ش/ ۱۹۷۱ (دومین مؤسسه اسلامی در اتحاد جماهیرشوروی بعد از مؤسسه بخارا)، در شانزدهم آبان ۱۳۵۶/ هفتم نوامبر ۱۹۷۷ نخستین خطآهن زیرزمینی شروع به کار کرد. مشخصه دوره برژنف (۱۳۴۳ـ۱۳۶۲ش/ ۱۹۶۴ـ۱۹۸۳)، فعالیتهای سیاسی شدید برای ایجاد حُسن مناسبات میان اتحاد جماهیر شوروی با کشورهای اسلامی بود. تاشکند در جایگاه نمونه بارز سوسیالیسم در آسیا دستکم تا ۱۳۵۷ش/ ۱۹۷۹ (تاریخ انقلاب ایران و مداخله شوروی در افغانستان) محل اجلاسهای متعدد صلح بود.
در جریان پروسترویکا (بازسازی) ــ که حاصل تظاهرات متعدد ملی و مذهبی احزاب جدید ملیگرای بیرلیک و ارک، حزب احیای اسلامی و تاتارهای کریمه، بین ۱۳۶۶ و ۱۳۷۰ ش/ ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱ بود ــ میخاییل گورباچف برای آخرین بار اقدام به مبارزهای ضداسلامی کرد، اما موفق نشد تجلیات احیای دین را که هر دم آشکارتر میشد، متوقف سازد (در ۱۳۶۸ش/ ۱۹۸۹ هیئت روحانی تاشکند قرآن عثمان
را که در کتابخانه موزه ارمیتاژ نگهداری میشد به تاشکند بازگردانید و مساجد بسیاری بازسازی یا آماده پذیرفتن مردم شد). این حرکت همراه بود با مبارزه با «مافیای پنبه» که خشم عمومی را برضد مسکو تشدید کرد و سبب شد که نخبگان حاکم، سیاستی مستقل پیش گیرند که در آغاز برایشان مطرح نبود. در دهم شهریور ۱۳۷۰/ اول سپتامبر ۱۹۹۱ تاشکند پایتخت جمهوری مستقل ازبکستان شد. این جمهوری در یازدهم اسفند ۱۳۷۱/ دوم مارس ۱۹۹۲ به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. بهرغم ادامه مشکلات مدیریت اقتصادی و اجتماعی و اداریِ دوران گذار از حاکمیت شوروی بهسبب برسرکار آمدن دوباره نخبگان نظام پیشین، عصر جدیدی آغاز شد که تغییر نام صدها خیابان از مظاهر آن به شمار میآمد. تاشکند در ۱۳۷۸ ش/ ۱۹۹۹، ۰۰۰، ۱۰۰، ۲ تن (۱۰% کل جمهوری) جمعیت داشته است. طرابلس، تونس، مراکش، پاتیالا (هندوستان)، سیاتل، اسکوپیه (اسکوب) و کراچی خواهرخوانده تاشکند شناخته شدهاند. تاشکند درصدد ایجاد اتحادهای اقتصادی و سیاسی و راهبردی جدیدی است
۱. ابناثیر؛
۲. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛
۳. بلاذری؛
۴. جوینی؛
۵. حدودالعالم؛
۶. محمود حقیقی، یادداشتهای سفر به ازبکستان، تهران: بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، ۱۳۷۸ ش (جزوه تکثیرشده)؛
۷. محمدحیدر دوغلات، تاریخ رشیدی، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه انستیتو ابوریحان بیرونی، تاشکند، ش۱۴۳۰، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، ۱۳۷۸ش؛
۸. طبری، تاریخ (لیدن)؛
۹. عقدالجمان (جشننامه واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد)، تاشکند ۱۹۲۷؛
۱۰. مقدسی؛
۱۱. A. Semenov, in Protokol i °Turk. Kuc §zka Ljub. Arkh., XX (۱۹۱۵);
۱۲. A.L. Dobrom °âslov, Tas ¢h ¢kent v pros ¢h ¢lom i nastoyas ¢h ¢c §em (تاشکند: گذشته و حال) , I, Tas ¢h ¢kent ۱۹۱۲;
۱۳. E. Chavannes, Documents sur les Tou-kiue occidentaux , St. Petersburg ۱۹۰۳;
۱۴. E. von Zambaur, Die Mدnzprجgungen des Islams, zeitlich und خrtlich geordnet , I, Wiesbaden ۱۹۶۸.;
۱۵. Encyclopaedia Iranica , s.v. "Central Asia. V: In the Mongol and Timurid periods" (by Bertold Spuler), "ibid. VI: In the ۱۰th - ۱۲th/ ۱۶th - ۱۸th centuries (by Robert D. McChesney), "ibid. VII: In the ۱۲th-۱۳th/ ۱۸th-۱۹th centuries (by Yuri Bregel);
۱۶. F. Azadaev, Tas ¢h ¢kent vo vtoroy polovine XIX v. (تاشکند در نیمه دوم قرن نوزدهم) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۵۹;
۱۷. F. Teufel, "Quellenstudien zur neueren Geschichte der Chہnate", ZDMG , XXXVIII (۱۸۸۴);
۱۸. French ed., Paris: Unesco;
۱۹. G. Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ۱۹۳۰;
۲۰. G. Pougachenkova et al ., Tas ¢h ¢kent a ۲۰۰۰ ans, Paris: Unesco, ۱۹۸۳;
۲۱. G. Pulatov and G.R. Ras ¢h ¢idov, Tas ¢h ¢kent v perv i °k ¢h ¢godak ¢h ¢sovetskoy vlasti ) noyabr' ۱۹۱۷-۱۹۲۰ ) (تاشکند در نخستین سالهای سلطه شوروی) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۷۲, in Tas ¢h ¢kent Ent ¢s ¢iklopediy ¢a ¢, Tas ¢h ¢kent ۱۹۸۳;
۲۲. H ¤udu ¦d al- ـ a ¦lam= The regions of the world , translated and explained by V. Minorsky, ed. C. E. Bosworth, Cambridge ۱۹۸۲;
۲۳. Istoriy ¢a ¢kommunistic §eskik ¢h ¢organizat ¢s ¢iy Sredney Azii (تاریخ سازمانهای کمونیستی آسیای میانه) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۶۷;
۲۴. Istoriy ¢a ¢Uzbekskoy S.S.R. (تاریخ جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان) , I, Tas ¢h ¢kent ۱۹۵۶, II, Tas ¢h ¢kent ۱۹۶۷-۱۹۶۸;
۲۵. J. Marquart, E ¦ra ¦ns §ahr , Berlin ۱۹۰۱;
۲۶. Kh. T. Tursunov, Vosstanie ۱۹۱۶ goada v Sredney Azii i Kazak ¢h ¢stane (شورش ۱۹۱۶ در آسیای میانه و قزاقستان) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۶۲;
۲۷. M. G. Vak ¢h ¢abov, Tas ¢h ¢kent v periode trek ¢h ¢revolut ¢s ¢ii (تاشکند در جریان سه انلاب) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۵۷.;
۲۸. Mah ¤mu ¦d b. H ¤usayn Ka ¦s ¢h ¢ghar ¦â, Diva ¦nد Lأgat-it- Tدrk Tercدmesi , tr. Besim Atalay, Ankara ۱۹۸۵-۱۹۸۶;
۲۹. Mإmoires sur les contrإes occidentaux , tr. St. Julien, I, Paris ۱۸۵۷;
۳۰. Srednyaya Aziya,spravot ¢s ¢nik-putevoditel (راهنمایآسیایمرکزی) , Moscow ۱۹۸۳;
۳۱. T.F. Kadyrova, Ark ¢h ¢itektura t ¢s ¢entra Tas ¢h ¢kenta (معماری تاشکند مرکزی) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۷۶;
۳۲. Uzbekskaya Sovetskaya Socialistic §eskaya Respublika (جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۸۱, ۴۰۲-۴۰۹, ۴۶۴-۴۶۶;
۳۳. V.L. Bulatova Mankovskaya, Pamyatniki zodc §estva Tas ¢h ¢kenta, XIX-XX (آثار معماری تاشکند) , Tas ¢h ¢kent ۱۹۸۳;
۳۴. V.V. Barthold, Four studies on the history of Central Asia , tr. V. and T. Minorsky, Leiden ۱۹۵۶-۱۹۶۲, I, ۱۳۰, ۱۴۳, ۱۵۶, ۱۶۰, ۱۶۳, III , ۹۴-۹۵, ۱۳۵;
۳۵. V.V. Barthold, Turkestan down to the Mongol invasion , London ۱۹۷۷;
۳۶. Yu. Buryakov and M.I. Filanovit ¢s ¢, "Stanovlenie gorodskoy kul'tur °âi etap °âee razvity ¢a ¢na territorii Tas ¢h ¢kenta" (ظهور فرهنگ شهری و مراحل توسعه آن در منطه تاشکند) , in Obs ¢h ¢c §estvenny ¢e ¢ Nauki v Uzbekistane , ۱۹۷۹;
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله « تاشکند (یا تاشکنت ) ».