• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تحول چهره اسلام انقلابی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تحول چهره اسلام انقلابی در پایان قرن بیستم با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اسلام را به‌مثابه دکترین مقاومت، ظلم‌ستیزی و دفاع مشروع در برابر سلطه غربی برجسته ساخت. با حوادث یازده سپتامبر، گفتمان مسلط غرب با جایگزینی مفهوم «اسلام تروریستی»، پیوند دین و سیاست، اسلام سیاسی و مقاومت اسلامی را در چارچوب امنیتی و تهدیدآمیز بازتعریف کرد.
در این چارچوب، دفاع مشروع، مقابله‌به‌مثل و مبارزه با تروریسم دولتی به‌نادرست مترادف تروریسم معرفی شد، درحالی‌که خشونت سازمان‌یافته دول غربی و تجاوزهای نظامی نادیده ماند. هم‌زمان، تحول ابزارهای مقاومت در قالب جنگ فناورانه، هک، و نبرد سایبری نشان‌دهنده تغییر روش‌های اسلام انقلابی در عصر فناوری، بدون گسست از مبانی قرآنی و اصول ظلم‌ستیزانه است.



پایان قرن بیستم مسیحی را باید اوج اسلام انقلابی دانست که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ظهور جمهوری اسلامی ایران، اسلام در قالب یک دکترین انقلابی مطرح گردید و به‌سرعت توجه‌ اندیشمندان مسلمان را در سراسر جهان اسلام و نیز توجه تحلیلگران بین‌المللی را به خود معطوف نمود. اما حوادث قرن بیست‌ویکم که نه در جهان اسلام بلکه در قلب سمبل غرب یعنی آمریکا رخ داد زمینه تحول‌اندیشه‌ها را حداقل در زمینه اسلام انقلابی فراهم نمود.
امروز واژه اسلام تروریست جای اسلام انقلابی را گرفته و دنیای غرب بویژه آمریکا سعی دارند تصریحاً و تلویحاً اسلام انقلابی را که راه نجات جهان اسلام از تهاجم استعماری غرب است تروریسم بنامند و کانون‌های اسلام انقلابی را محورهای تروریستی معرفی نمایند.


در این راستا مساله رابطه دین و سیاست نقش کلیدی را بازی می‌کند و هر نوع رابطه تفسیری از اسلام که این رابطه را مثبت تلقی نماید عامل تروریسم و پایگاه تروریست‌ها محسوب می‌شود.
امروز در مطبوعات و رسانه‌ها هنگامی که این سؤال از سوی غربیان مطرح می‌شود که چرا اینان (مسلمانان) از ما نفرت دارند؟ در پاسخ سعی می‌شود انگشت اشاره به سمت اسلام نشانه رود یعنی به خاطر اسلام.
حتی مقامات رسمی در کشورهای غربی بویژه آمریکا سعی می‌کنند این فکر را در اذهان القا کنند که این ماهیت تعالیم اسلام است که تروریسم را پرورش می‌دهد و عامل همه حوادث تروریستی ریشه در درون اسلام دارد.
این در حالی است که پیشتاز حوادث ۱۱ سپتامبر - بنا به گفته آمریکایی‌ها - اسامه بن لادن بوده که خود دست‌پرورده تشکیلات امنیتی جهان غرب بوده است و آمریکا بود که سپاه اسامه بن لادن یعنی طالبان را خلق و صاحب آرایش جنگی نمود.


در اینکه ظلم‌ستیزی از تعالیم قرآن است و تن به ظلم‌دادن به همان‌اندازه گناه است که ظلم‌نمودن گناه محسوب می‌شود نباید تردید نمود اما دفاع مشروع که اساس اسلام انقلابی است را نباید با تروریسم مترادف گرفت.
این خود از عجایب قرن بیست‌ویکم است که تروریسم دولتی در پشت نقاب ضدتروریسم، عملیات تجاوزگرانه و تروریستی خود را نه‌تنها در فلسطین اشغالی بلکه در سایر بلاد اسلامی ادامه می‌دهد و عاملان تروریسم بین‌المللی دفاع مخالفان و قربانیان خود را تروریسم می‌نامند.
بی‌گمان اسلام انقلابی پس از سرکوب ناجوانمردانه توسط قدرت‌های بزرگ راه دیگری را برای بقای خود یافته است اما این راه تروریسم نیست و در حقیقت راهی جز مقابله‌به‌مثل نمی‌باشد. قاعده کلی: (جَزٰاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُهَا) به آغازگران ستم، تجاوز و جنایت هشدار می‌دهد که از مشابه آنچه که عمل می‌کنند در امان نیستند و این نوع مقابله‌به‌مثل اگر تروریسم نامیده شود بی‌شک آغازگران نیز خود نخستین تروریست‌ها هستند.


گزارشاتی که در جراید و رسانه‌ها در زمینه فعالیت‌های الکترونیکی تخریبی ارائه می‌شود نمونه این تحول اسلام انقلابی در عمل است. یک نشریه روسی از این راز پرده برداشت و از جنگ رایانه‌ای گزارش مفصلی نوشت و از قول کارشناس رسمی پنتاگون گزارش داد که توجه به رایانه و فناوری رایانه‌ای به حدی رشد یافته که احتمال دارد مشت رایانه‌ای خود را بر سر ما فرود آورند و دشمنان در کندوکاو و کشف نقاط ضعف ما در فضای اطلاع‌رسانی به‌مراتب بیشتر از گذشته وقت صرف کرده‌اند. اینک مساله بودن یا نبودن حمله رایانه‌ای در میان نیست بلکه اینجا فقط مساله زمان مطرح است یعنی این حمله چه زمانی رخ خواهد داد.
سنای آمریکا نیز در زمینه فناوری و بسیج فوق‌العاده، قوانین متعددی را به تصویب رسانده. جریان «امدادها» در پس حادثه ۱۱ سپتامبر نشان داد که اگر اختلالی در خطوط ارتباطات و اطلاع‌رسانی دولتی به وجود آید چه وضعیت وخیم و فاجعه بزرگ‌تر از اصل حادثه به وجود خواهد آمد. اطلاع‌رسانی درباره شمارش تعداد قربانیان حادثه بیش از یک هفته به طول انجامید.
لایحه نامبرده اگر تصویب شود بسیاری از آزادی‌ها را در حوزه رایانه‌ای محدود کرده و استفاده عموم از اینترنت را دچار مشکل خواهد کرد. یکی از خطرناک‌ترین ضربات رایانه از جانب «هکرها» ست که نوعی القاعده جدید می‌باشند.
تحقیقاتی که با مشارکت پنتاگون و مرکز تحقیقات ملی معروف «لیورمور» انجام گرفت شعاع جست‌وجو را در سه کشور عربستان سعودی،‌ اندونزی و پاکستان، محدود کرد بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که با پی‌گیری غریبی سعی می‌شود از طریق سرورهای مشخص واقع در خاک این کشورها به شبکه‌های رایانه‌ای آمریکا رخنه شود تا چگونگی کار سیستم هشداردهنده به هنگام بروز وضعیت فوق‌العاده و چگونگی کار توزیع انرژی برق‌رسانی و آب‌رسانی مخازن اصلی و نیز گازرسانی خانه‌ها و مؤسسات صنعتی و هدایت نیروگاه‌های اتمی کشف شود.
چنان‌که یک حادثه کوچک در جریان جنگ افغانستان، آمریکایی‌ها را سخت به وحشت‌انداخت. آنها در جست‌وجوهای نظامی خود به مرکزی برخوردند که رایانه‌هایی دارای اطلاعات وسیع در زمینه واحدهای با اهمیت حیاتی آمریکا بودند و گردانندگان این رایانه‌ها سعی داشتند کنترل این مراکز را از طریق اینترنت به دست گیرند و حتی خطر این رایانه‌ها بیشتر از خطر هکرهای سنتی بوده است.
تصور نتایج فاجعه‌بار این نوع جنگ فناورانه جنایت ۱۱ سپتامبر را از یادها می‌برد. تصور کنیم القاعده جدید با استفاده از ابزار فناوری بتواند اختلالاتی را در چند مورد زیر به نحو برنامه‌ریزی‌شده انجام دهد، چه فاجعه بزرگی به وقوع می‌پیوندد؟
الف – سیستم‌های هدایت پروازها را از تنظیمات خود خارج سازد.
ب – سیستم‌های ارتباط اضطراری را از کار بیندازد.
ج – سیستم‌های هشداردهنده و اعلام خطر را خنثی نماید.
د – کنترل باز شدن دریچه‌های سدها را مختل سازد.
هـ – سیستم‌های برق، آب، گازرسانی را از کنترل خارج نماید.
و – کنترل سلاح‌های هسته‌ای و نیتروژنی را دچار اختلال نماید.
مگر نمونه کوچک این حمله فناورانه توسط شخصی به نام «وینک بودن» در استرالیا در رابطه با سیستم‌های تصفیه یکی از شرکت‌ها اتفاق نیفتاد که متهم در حال کار با رایانه در اتومبیل خود دستگیر گردید. وی توانست با استفاده از راهنماهای برنامه‌نویسی متداول، «تلمبه‌خانه شماره ۴» شرکت را در دست بگیرد و سیستم هشداردهنده را از کار بیندازد و هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد.
این نکته را نیز باید توجه داشت که کارشکنی‌ها و اعمال تخریبی رایانه‌ای، هزینه زیادی دربر ندارد و از نظر امنیت بسی آسان‌تر از جنگ‌های نظامی است. به عنوان مثال می‌توان انفجار یک سد را از دو راه استفاده از یک تن مواد منفجره که رساندن آن به محل و کار گذاشتن آن جای خود دارد با منفجر کردن رایانه‌ای سد مقایسه کرد. گزارش عمل یک هکر ۱۲ساله آمریکایی که توانسته بود تا نزدیک‌ترین مرحله باز کردن دریچه سد روزولت در ایالت «آریزونا» پیش برود توسط معاون وزیر دادگستری ایالات متحده آمریکا در سال (۱۹۹۸) منتشر گردید که اگر وی موفق می‌شد حداقل شهر یک‌میلیون‌نفری را زیر آب می‌برد.
طبیعی است که در آمریکا، اقدامات مؤثری در این زمینه‌ها برای پیشگیری خطرات احتمالی در حال انجام است اما باید به گزارش مدیر دایره دفاع ساختاری زیربنایی در مرکز اف‌بی‌آی نیز گوش فرا داد که می‌گوید: «اغلب شب‌ها فکر این که کار سازمان مقابله با حریق و پزشکی دچار اختلال شود و بیمارستان‌ها و سایر واحدهای امدادی بدون برق بمانند مرا دچار بی‌خوابی می‌کند».
با توجه به آسانی خشونت از طریق فناوری احتمال شکل‌گیری آن در قالب انقلاب نوین در شرایطی که عملیات جنگ‌طلبانه آمریکا دنیا را به ستوه آورده و قوانین و مقررات بین‌المللی را زیر پا گذاشته و جهان را به دوره تیره‌ای از هرج‌ومرج و قانون جنگل سوق داده به دور از انتظار نیست.
رئیس‌جمهور قبلی آمریکا بصراحت از رهبری جهان توسط آمریکا سخن گفت و با تشکیل دادگاه جنایی بین‌المللی مخالفت ورزید و بارها حقوق بشر را در خاک خود و دیگر کشورها نقض نمود و سربازان آمریکا اشخاص را بدون محاکمه اعدام نمودند و خودکامه هر نوع شکنجه‌ای را در مورد مخالفان اعمال نمودند و بدون آنکه کشور آمریکا مورد حمله نظامی قرار گیرد، جنگ یک‌جانبه‌ای را آغاز نمود و حمایت از جنایت‌های اسرائیل را بدانجا رسانید که گویی بناست جهان فدای امنیت و منافع اسرائیل گردد.


۱. شوری/سوره۴۲، آیه۴۰.    



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۴۰۸-۳۹۹.    



جعبه ابزار