تحولات بیرهبر
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
در
فقه سیاسی رهبری واقعی نیازمند پیوند عمیق با خواستههای جمعی و ایدئولوژی است.
نمونههایی مانند
نهضت مشروطیت نشاندهنده پیچیدگی رهبری دوگانه دینی و غربگرا است.
تقلب و
فریب در رهبری، تشخیص رهبران واقعی را دشوار کرده و گاه به ناشناختهماندن آنها منجر میشود.
شناخت رهبران واقعی مستلزم مطالعه دقیق و کنکاش عمیق است.
در رهبرى يك جريان، چه به صورت گروهى يا به شكل تودهاى، آن چنان نيست كه رهبر بنا بر ميل و اراده شخصى خود هر جهتى كه بخواهد به جريان بدهد و يا هر جريانى را كه خواست ايجاد نمايد.
گاه جريانهائى بنا به دلائل خاص شناخته شده و ناشناخته، بدون آنكه رهبرى خاصى در تكون و آغاز آن به چشم بخورد به وجود مىآيد و بنابر عوامل ديگرى ادامه مىيابد و كسانى در اين رابطه به غلط رهبر شناخته مىشوند.
چنانكه برخى از تحولات و جريانهاى اجتماعى نيز از نوعى رهبرى مركب برخوردار مىگردد كه ابتدا در يك سمت و نهايتاً به دو جريان جداگانه و احياناً به نابودى جريان مىانجامد.
به عنوان مثال نهضت مشروطيت را در نظر مىگيريم:
برخى معتقدند كه در جريان مشروطيت، رهبرى مشخصى وجود نداشت و اين نهضت بنا بر عوامل خاصى كه در آن هم
روحانیت و مايههاى دينى و تفكر غربى و آزادىخواهى نقش داشت به وجود آمد و مدتى در يك جهت حركت نمود و سپس به دو جريان منشعب و سرانجام به جريان انحرافى ديگرى تبديل گرديد.
برخى نيز قيام مشروطيت را يك تحول و جريان مركب با دو نوع رهبرى متفاوت دانستهاند و در حقيقت از روز نخست مشروطيت دو جريان به هم پيوسته به وجود آمد:
نقش
مرجعیت دینی را در ايجاد و تحولات مشروطيت نمىتوان ناديده گرفت.
زيرا چه فتواى معروف
میرزای بزرگ شیرازی در به ثمر رسيدن جنبش تنباكو و چه فتاوى و پيامهاى
مراجع تقلید نجف اشرف در جريان مشروطيت و تشكيل
مجلس شورا و استقرار آن از عوامل مؤثر و ريشههاى اصلى نهضت مشروطيت و پيروزى آن به شمار مىرود.
ولى معنى اين واقعيت غير قابل انكار اين نيست كه مرجعيت دينى، رهبرى نهضت را بر عهده داشته و جريان را در تمامى مراحل، رهبرى و هدايت مىنموده است.
در حقيقت روحانيت نهضت ضد ظلم و استبداد را به عنوان وسيله و زمينه استقرار
حاکمیت الهی و اجراى قوانين
اسلام رهبرى نمود.
ولى قبل از آنكه اين نهضت به ثمر برسد و نظام اسلامى جايگزين نظام
شرکآلود و ظلمپرور استبداد گردد، در چنين زمينه آمادهاى، نهالى را از جاى ديگر - توسط رهبران آزادیخواه و روشنفكران غربگرا - آوردند و به حمايت سياست خارجى و با حربه
افترا و
تهمت كاشتند و آن را با خون مردمى كه آشنا به آن نبودند آبيارى نمودند و تعدادى از روحانيون نيز بدون توجه به
عاقبت و حيله
دشمن، از آن حمايت كردند.
از سوى ديگر جريانهائى كه به صورت مردمى به وجود مىآيد، معمولاً داراى جهت خاصى است كه وقتى رهبرى مىشوند، در حقيقت رهبر آن جهت را مىشناسد و جامعه را در مسير آن هدايت مىكند.
آن چنان نيست كه رهبرى بتواند به ميل خود به جريانى جهت بدهد و با كسب
قدرت، مردم را فراموش كند.
او نمىتواند از تحولات عقب مانده يا از مردم پيشى بگيرد زيرا در هر دو مورد رهبر از مردم و جامعه جدا شده، رشد و حركت فردى و جمعى متوقف شده يا به فساد خواهد كشيد.
ولى اين حقيقت تلخ را نيز نمىتوان انكار كرد كه گاه در برخى از جريانها با استفاده از فرصتها، بحرانها و شرائط خاص،
تزویر و فريب جاى رهبرى ايثارگرانه را مىگيرد و در نتيجه رهبران واقعى و دلسوز توسط اهريمنان رهبرنما از صحنه رانده مىشوند.
گاه نيز وسوسههاى ويرانگر، جاى واقعبينى و دلسوزى فعال را مىگيرد و به ويژه در رهبریهاى دسته جمعى، رقبا به خاطر احتمال خطر واهى توسط يكديگر از ميان برداشته مىشوند.
نيز چنان اتفاق مىافتد كه بر سر تفسير اهداف و انتخاب راهها و روشها، اختلاف در رهبرى رخ مىدهد و جريان به انشعاب كشانده مىشود و يا با شايعهسازیها و بحرانهاى تصنعى و ايجاد مشكلات، توطئهها، تهمتها، جريانهاى انحرافى و تضعيف رهبرى، بسيارى از رهبران از بدنه جريان جدا و منزوى مىگردند.
گاهی چون
آیتالله نائینی كه سى سال بعد از پيروزى مشروطيت زنده ماند، ولى ديگر از سياست چيزى نمىگويد و حتى بنابر نقلى، نسخههاى كتاب
تنبیه الامه را جمعآورى مىكند.
در چنين مواردى تشخيص رهبرى واقعى دشوار است و گاه همچنان ناشناخته مىماند تا حدی که يافتن و شناختن رهبران واقعى به مطالعه وسيع، دقت و كنكاش فوقالعادهاى نيازمند است.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۵۷-۲۵۹.