• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تعاریف دیگر دارالذمه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تعاریف دیگر دارالذمه، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
فقها در تعیین مفهوم دارالاسلام، معیارهای متفاوتی مانند حاکمیت مسلمانان، امنیت مسلمانان و اجرای شعائر اسلامی ارائه کرده‌اند.
بر پایه برخی تعاریف، دارالذمه می‌تواند بخشی از دارالاسلام باشد، اما برخی دیگر این انطباق را محل تردید دانسته‌اند.
برخی فقها حاکمیت مسلمانان را تنها معیار دارالاسلام دانسته و وجود مسلمانان یا اجرای شعائر اسلامی را ضروری ندانسته‌اند.
در مورد کشورهای مستقل ذمی، به دلیل ابهام در میزان حاکمیت مسلمانان، الحاق آن‌ها به دارالاسلام محل اختلاف است.



تعاریف دیگر به شرح ذیل است.

۱.۱ - تعريف سرخسى و جمع دارالاسلام با دارالذمه

بنابر تعريف سرخسی كه دارالاسلام را به سرزمين و كشورى اطلاق مى‌كند كه در دست مسلمانان بوده و اهل اسلام در آن احساس امنيت نمايند، نيز امكان جمع بين دارالاسلام و دارالذمه وجود دارد، زيرا سرزمين و يا كشورى كه ذميان در آن به سر مى‌برند و مسلمانان بر آن حكم مى‌رانند دارالاسلام خواهد بود.


۱.۲ - تعريف زيديه و اشكال در صدق دارالاسلام بر دارالذمه

ولى بنابر تعريف فقهاى زیدیه كه «دارالاسلام را سرزمين و يا كشورى مى‌دانند كه در آن شعائر اسلام تحت حاكميت مسلمين اجرا مى‌شود و جز شعائر اسلام چيزى جز بر پايه قرارداد ذمه و يا امان ديده نمى‌شود»
[۲] ابن المرتضی، احمد بن یحیی، شرح الازهار، ج۵، ص۵۷۱-۵۷۲.
صدق دارالاسلام بر بلاد ذمه خالى از خدشه نخواهد بود، زيرا يكى از عناصر تعريف دارالاسلام كه اجراى شعائر اسلام است، در فرض دارالذمه متمركز وجود ندارد.


۱.۳ - تعريف مبتنى بر اجراى احكام اسلام

هم‌چنين بر اساس اين تعريف كه دارالاسلام عبارت از سرزمين و كشورى است كه در آن، احكام اسلام اجرا مى‌شود و مسلمانان در آن در امنيت به سر مى‌برند و غير مسلمانان تنها با داشتن امان از طرف مسلمين حق زندگى در آن را دارند، در مورد دارالذمه مفروض گرچه دو قيد اخير تعريف صادق مى‌باشد، ولى به دليل فقدان قيد اول يعنى اجراى احكام اسلام در صورت ذمى بودن همه ساكنان آن نمى‌توان چنين دارالذمه‌اى را دارالاسلام ناميد.


۱.۴ - ملاک حاكميت در نظر رافعى

رافعی صاحب فتح العزیز مانند علامه حلى و محقق کرکی تصريح مى‌كند كه تنها ملاک صدق دارالاسلام اين است كه سرزمينى تحت استيلاى مسلمين و حاكميت امام باشد، گرچه در آن يک مسلمان هم زندگى نكند.
[۴] رافعی، عبدالکریم بن محمد، فتح العزیز، ج۸، ص۱۴.



۱.۵ - ابهام در دارالذمه مستقل

بر اين اساس، بى‌شک دارالذمه جزئى از دارالاسلام خواهد بود. ولى در مورد فرض دارالذمه به صورت يک كشور مستقل هم‌چنان ابهام باقى است، زيرا نوع قرارداد ذمه با كشورهاى ذمى‌نشين مستقل، همواره چنين نيست كه موجب استيلا و حاكميت مسلمين بر آن كشورها گردد.


۱. سرخسی، محمد بن احمد، شرح السیر الکبیر، ج۱، ص۱۲۵۳.    
۲. ابن المرتضی، احمد بن یحیی، شرح الازهار، ج۵، ص۵۷۱-۵۷۲.
۳. خلاف، عبدالوهاب، السیاسة الشرعیه و نظام الدولة الاسلامیه، ج۱، ص۷۹.    
۴. رافعی، عبدالکریم بن محمد، فتح العزیز، ج۸، ص۱۴.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۷۵-۲۷۶.    


رده‌های این صفحه : اسلام | اهل ذمه | فقه سیاسی




جعبه ابزار