جنگهای ایران و روس
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
جنگ های ایران و روس دو دوره درگیری بر سر
قفقاز بود که با سیاست توسعه طلبانه
روسیه و اختلافات مرزی و سیاسی آغاز شد و به شکست
ایران انجامید.
دوره اول با تصرف گنجه توسط روسها شروع شد و پس از جنگهای پراکنده و شکست اصلاندوز، با
عهدنامه گلستان به پایان رسید.
دوره دوم با تحریک نارضایتی مسلمانان قفقاز و حمایت
انگلیس و
علما شکل گرفت و ایران ابتدا مناطقی را بازپس گرفت، اما با پیشروی پاسکویچ و سقوط
تبریز شکست خورد.
سرانجام با
عهدنامه ترکمان چای، مناطق وسیعی از قفقاز به روسیه واگذار شد و این جنگها از اثر گذارترین وقایع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در دو قرن اخیر شد.
جنگهای ایران و روس، دو دوره جنگ میان ایران و روسیه ۱۲۱۸ـ ۱۲۲۸/ ۱۸۰۳ـ۱۸۱۳ و ۱۲۴۱ـ۱۲۴۳/ ۱۸۲۶ـ ۱۸۲۸ بر سر تصرف منطقه قفقاز، که به شکست ایران و انعقاد عهدنامههای گلستان و ترکمان چای انجامید.
این جنگها از اثرگذارترین وقایع دو قرن اخیر ایران در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بودند.
مهمترین علت این جنگها، سیاستهای توسعه طلبانه روسیه بود، سیاستی که از زمان پتر کبیر و با رشد سرمایههای تجاری روسیه شروع شد.
سیاستمداران این کشور، برای پیشرفت، تسلط بر
هند را شرط لازم میشمردند و از این رو، ایران و
خلیج فارس به مثابه دروازه هند مورد توجه ایشان قرار گرفت.
توسعه طلبی دولت روسیه همسنگ سیاستهای استعماری دولتهای اروپایی بود.
از دوره کاترین، امپراتور
روسیه، این کشور توسعه یافت و توجه آن کشور به
قفقاز و سواحل غربی و جنوبی
دریای خزر بیشتر شد، زیرا حفظ این مناطق به منزله حفظ مرزهای روسیه در برابر عثمانی بود.
اهمیت تجاری و حاصل خیز بودن قفقاز و نیز دستیابی به دریای مازندران از دیگر انگیزههای روسیه برای تصرف این ناحیه بود .
• مناسبات ایران و روسیه در این دوره مناسبات
ایران و روسیه بر پایه بیاعتمادی، طرح اتهامات متقابل و برخورد نظامی قرار داشت.
دولت روسیه، به ویژه در دوره پتر و کاترین، به بهانه حمایت از گرجیان و ارمنیان و نجات آنان از حاکمیت مسلمانان، برای آمال توسعه طلبانه خود توجیه مذهبی ساخت.
ارمنیان و گرجیان نیز به آنان وعده همکاری بر ضد ایران داده بودند.
.
علت دیگر بروز جنگ، اردوکشی نظامی آقا محمد خان در ۱۲۰۹ و ۱۲۱۰ به
گرجستان برای پیشگیری از تبدیل آن منطقه به پایگاه روسیه علیه تمامیت ارضی ایران بود، که کاترین دوم را برای تصرف قفقاز مصرّ کرد.
کاترین رسماً خود را حامی گرجیها خواند.
در بیانیهای در سال ۱۲۱۰ اعلام کرد که قصدش از حمله به ایران، رهانیدن مردم ایران از فشار ستم آقا محمد خان است.
• تصرف قفقاز و مرگ کاترین پس از تصرف تفلیس به توسط آقا محمد خان، کاترین به سپاهی هشت هزار نفره دستور حمله به ایران را داد.
در ۱۲۱۰، دربند،
باکو،
طالش، شماخی،
گنجه و سراسر غرب دریای خزر، از مصبّ رود اترک تا کُر، به تصرف روسیه در آمد
، اما پس از مرگ کاترین در ۱۲۱۱/ ۱۷۹۶، ناگهان به سپاه روسیه دستور تخلیه گنجه و بازگشت به روسیه داده شد.
آقامحمدخان نیز دست به ضد حمله زد تا قلعه شوشی را تصرف کند، اما در ۱۲۱۲ در آنجا به قتل رسید.
• گرجستان و بازگشت روسها به قفقاز مرگ کاترین و
قتل آقا محمد خان رابطه دو
کشور را در وضع نه جنگ و نه صلح قرار داد و مسئله قفقاز حل نشده باقی ماند.
در ۱۲۱۳/۱۷۹۸، گئورکی، حاکم گرجستان، از پاول اول، جانشین کاترین، درخواست حمایت و اعزام نیرو کرد.
در ۱۲۱۴/ ۱۷۹۹، سربازان روسی به تفلیس وارد شدند و مورد استقبال قرار گرفتند و گئورگی از بیم اسکندر میرزا، برادرش، که به دربار ایران پناهنده شده بود و مدعی تاج و تخت
گرجستان بود، خود را تابع
روسیه اعلام کرد.
• تصرف گنجه و آغاز جنگ نخست در ۱۲۱۵/ ۱۸۰۱، الکساندر تزار روسیه شد و سیسیانوف را با اختیارات تام به گرجستان فرستاد و او در ۱۲۱۸/ ۱۸۰۳ شهر گنجه را تصرف کرد.
به این ترتیب، صلح پایان یافت و دوره اول جنگهای ایران و روسیه آغاز شد.
این دوره از جنگها از آنرو دارای اهمیت است که به ضرورتِ این درگیریها، ایران ناچار شد برای نخستین بار به طور وسیع نه تنها با روسیه که با دولتهای اروپایی بریتانیا و
فرانسه تماس حاصل کند و در پی اصلاحاتی، به ویژه در زمینه نظامی، برآید.
با توجه به تحولات جنگ و ارتباط آن با مسائل خارج از ایران، دوره اول جنگهای ایران و روس را میتوان به سه مرحله تقسیم کرد:
۱. از ۱۲۱۸ تا ۱۲۲۲/ ۱۸۰۳ـ۱۸۰۷، که با انعقاد معاهده تیلسیت بین روسیه و فرانسه پایان یافت.
۲. از ۱۲۲۲/ ۱۸۰۷ تا معاهده بخارست در ۱۲۲۷/۱۸۱۲.
۳. از معاهده بخارست تا عهدنامه گلستان در ۱۲۲۸/۱۸۱۳.
پس از فتح گنجه در شوال ۱۲۱۸ و تخریب مسجد آن و ساختن کلیسا به جای آن و اخراج مسلمانان از شهر، روسها به ادامه جنگ ترغیب شدند. از ۱۲۱۹ تا ۱۲۲۰/ ۱۸۰۴ـ ۱۸۰۵، آنها در نظر داشتند از ارس بگذرند و حوزه جنوبی آن را تصرف کنند.
ارتش ایران در این زمان تحت فرماندهی عباس میرزا و چهار افسر فرانسوی قرار داشت
.
آنها توانسته بودند قوای ایران را تحت یک مرکز فرماندهی در نخجوان در آورند، اما هنوز خود را با شرایط جدید جبهه منطبق نکرده بودند. ایرانیان قصد داشتند زودتر از روسها به قرهباغ برسند و گنجه را آزاد کنند و پس از آن به طرف تفلیس بروند و گرجیها را بر ضد روسها بشورانند
.
در ۲۹ صفر ۱۲۱۹ سپاه ایران تعرض خود را آغاز کرد اما از سپاه سیسیانوف که محمد خان ایروانی قوانلو او را به تصرف ایروان دعوت کرده بود، شکست خورد و به اردوی عباس میرزا، که در اوچ کلیسا در سه فرسخی ایروان • بود، عقب نشست
.
سپس اوچ کلیسا به محاصره روسها درآمد اما با مقاومت اهالی و رسیدن فتحعلی شاه با پنج هزار نیروی کمکی، نیروهای روس به سمت تفلیس عقب رانده شدند و ایروان مدت کوتاهی به دست ایرانیان افتاد
.
جنگ در جبههها با آغاز فصل سرما متوقف شد. در این زمان فتحعلی شاه از ناپلئون کمک خواست. رقابتهای استعماری در اروپا، فرانسه را برای تحاد علیه روسیه و دسترسی به هند متوجه ایران کرد. رومیو، فرستاده ناپلئون، در ۱۲۱۹/ ۱۸۰۵ و ژوبر در ۱۲۲۱/ ۱۸۰۶ به تهران رسیدند. آنان در نامههایی قصد ناپلئون را، که میخواست در دو جبهه اروپا و ایران با روسیه بجنگد، به ایران اعلام کردند.
رومیو زمینه عقد قرارداد فینکنشتاین • را فراهم کرد
.
در ۱۲۲۰، عباس میرزا با بیست هزار سپاه روانه جنگ شد. ایرانیها در جبهههای ایروان، قرهباغ، طالش و دریای مازندران قرارگاههای خود را تقویت کرده و روسها نیز به فرماندهی کِتلیرفسکی صف آرایی کرده بودند. عباس میرزا تعرض را از جبهه قرهباغ، که حاکم آن از روسها تقاضای حمایت کرده بود، آغاز کرد، قلعه پناه آباد و شوشی را از روسها گرفت و به سمت گنجه رفت. فتحعلی شاه نیز در پی سپاه از ارس گذشت
.
پس از شکست قوای روس در گنجه، سیسیانوف به سوی رودخانه ترتر حرکت کرد و در گنجه درگیری آغاز شد. روسها مردم گنجه را قتلعام کردند. نیروی مرکزی به رهبری عباس میرزا شکست خورد و از گنجه عقب نشست، شاه نیز به تهران بازگشت
.
در رجب سال ۱۲۲۰، دستهای از سپاهیان روسی، به فرماندهی شفت، در بندر انزلی پیاده شدند و به سوی رشت حرکت کردند تا از آن طریق بتوانند تهران را تصرف کنند، اما دشواریهای عبور از مرداب انزلی و نیز حمله غیرمنتظره سرهنگ موسی خان لاهیجی منجم رشتی، فرمانده ایرانی، با کمک گیلکها قوای روسی را وادار به عقبنشینی به باکو کرد.
سپاه عباس میرزا نیز در باکو متعرض نیروهای شفت شد و سپاهیان روس به انزلی گریختند
.
در اینمیان، سیسیانوف نیز به دست حسینقلی خان، حاکم باکو، به قتل رسید
.
در دو سال اول جنگ، عباس میرزا سازماندهی ارتش را با کمک «ارکان حرب» پیش میبرد. ارکان حرب حکم شورای اجرایی را داشت که با کمک افسران اروپایی ایجاد شده و به ایرانیان کمک کرده بود تا با فنون جدید نظامی آشنا شوند
.
خانهای منطقه قفقاز، برای حفظ استقلال خود در برابر دولتهای روسیه و ایران، همواره سیاستی دوگانه داشتند و از دو دولت امتیازات بیشتری میخواستند. در ۱۲۲۱ اتحادی از خانهای شکی، طالش، قرهباغ و داغستان ایجاد شد و آنان به عباس میرزا قول همکاری دادند
.
ارتش ایران در ساحل دریای مازندران، طالش، قرهباغ، نخجوان، ایروان و اوچ کلیسا مستقر شد. در این زمان اسداللّه خان نوری، وزیر جنگ، مأمور شد تا یکصد فوج محلی را گردآورد. مهم ترین منبع درآمد دولت ایران، در آن زمان، مالیات از بخش زراعت بود که بر اثر جنگ وصول آن لطمه جدّی دیده بود. وضع نامطلوب نیروی نظامی ایران را سربازان فراری و متمرد بدتر میکردند. با اینهمه، عباس میرزا توانست یکصد هزار مرد جنگی گردآورد و سواره نظام ایلات را تقویت کند. سپاه روسی، که در اروپا متحمل شکست شده بود، تا اوایل تابستان ۱۲۲۱ حرکتی نکرد ولی نیروی دریایی آنها بندرهای غازیان و لنکران را به توپ بستند. عباس میرزا، با اطلاع از وضع جبهههای اروپا و شکست روسیه از فرانسه، اقدامات خود را در ربیع الاول ۱۲۲۱ از جبهه قرهباغ شروع کرد. ایرانیان روسها را عقب راندند. با اینحال، قلعه شوشی در تصرف روسها ماند
.
در جبهههای طالش و باکو روسها تفوق پیدا کردند. خانهای پنبک، شوره گل، گنجه و گرجستان علیه ایران دست به کار شدند. عباس میرزا، برای جنگ با روسها و خانهای متحد روسیه، سپاهی به شوره گل و پنبک فرستاد که در نتیجه، روسها به قلاع خود گریختند
.
سال ۱۲۲۱ از لحاظ سیاسی سالی دشوار و پیچیده برای دولتمردان ایران بود. آنان گرفتار بند و بستهای سیاستمداران غربی شده بودند. ناپلئون پس از پیروزی در اروپا، برای رسیدن به هند، ایران را وارد بازیهای سیاسی جهانی کرد. قرارداد فینکنشتاین که در ۱۲۲۲/۱۸۰۷ با فرستاده ایران، محمد رضاخان، بسته شد، ایران را به ادامه نبرد و فرانسه را به ارسال کمکهای نظامی متعهد کرد. به دنبال این قرارداد، گاردان • (مستشار نظامی فرانسه) به ایران آمد و به نوسازی ارتش ایران پرداخت؛ در اصفهان کارخانه توپ ریزی و در تهران زرادخانه و توپخانه صحرایی ایجاد کرد و چهار هزار سرباز ایرانی را به روش اروپایی آموزش داد و تجهیز کرد
.
همچنین ناپلئون نفوذ خود را در قسطنطنیه افزایش داد و از اختلاف روسیه و عثمانی، بر سر حاکمیت بر قفقاز غربی و امیرنشینهای گرجی، استفاده کرد و عثمانی را به اتحاد با ایران برضد روسیه تشویق نمود. عثمانی، سپس در ۱۲۲۴/ ۱۸۰۹ با ایران علیه روسیه متحد شد
.
در ۱۲۲۲/ ۱۸۰۷، ناپلئون از ایران خواست به تفلیس حمله کند. عباس میرزا این پیشنهاد را نپذیرفت زیرا برای ایران توان فرسا بود. دولت بریتانیا نیز خواهان ادامه جنگ نبود و به متارکه و صلح بین دو کشور تمایل داشت. اما فتحعلی شاه به عباس میرزا فرمان داد تا به تفلیس حمله کند و او در پایان بهار دست به عملیات نظامی زد. در طالش ایرانیها پیشروی کردند و سالیان و منطقه خنثین در قرهباغ را گرفتند. روسها بحث مصالحه را پیش کشیدند، اما مذاکره نتیجهای نداشت زیرا ایرانیها مصالحه را مشروط به خروج روسها از قفقاز کردند
.
مرحله دوم جنگهای دوره اول از ۱۲۲۲/ ۱۸۰۷، پس از عقد قرارداد تیلسیت بین روسیه و فرانسه، آغاز شد و تا ۱۲۲۷/۱۸۱۲ ادامه یافت. روسیه با ناپلئون در دهکده تیلسیت قرارداد صلحی امضا کرد که حاکمیت روسیه را بر گرجستان، قرهباغ و اران را به رسمیت میشناخت. پس از آن ناپلئون خواستار صلح بین ایران و روسیه شد، اما راه به جایی نبرد
.
در پی شکست مذاکرات، گودوویچ در زمستان ۱۲۲۳ با دو سپاه به ایروان و نخجوان و یک سپاه به قلعه قارْص در عثمانی حمله برد. شورش ینی چریها در عثمانی سبب برکناری سلطان عثمانی شد و دولت عثمانی نتوانست با ایران همکاری کند. در جنگ ایروان، ایرانیان ارتش روسیه را زمین گیر کردند و ذخیره تسلیحاتی زیادی به چنگ آوردند. در نخجوان نیز ایرانیان، به فرماندهی عباس میرزا، پس از شکست اولیه، سپاه روسیه را شکست دادند. با ادامه جنگ، گودوویچ شکست خورد و به تفلیس گریخت. سرما نیز بسیاری از سپاهیان روسی را از بین برد
.
دولت بریتانیا، که از اتحاد روسیه و فرانسه بیمناک بود و هند را از جانب آنان در خطر میدید، درصدد جلب دوستی ایران برآمد. در ۱۸۰۸/۱۲۲۳، جان ملکم از سوی کمپانی هند شرقی انگلیس رهسپار ایران شد تا برای اخراج فرانسویها از ایران زمینه سازی کند، اما در مأموریتش شکست خورد، زیرا فتحعلی شاه هنوز به وعدههای گاردان دلگرم بود. به علاوه، ملکم خارک و پنج نقطه در خلیج فارس را برای پایگاه نظامی ـ تجاری خواسته بود. در بازگشت از ایران، ملکم از لرد مینتو، فرماندار هند، خواست به خارک لشکر بکشد
.
گاردان، که بر اثر قرارداد تیلسیت قادر به انجام تعهداتش نبود، با ورود سفیر بریتانیا، سرهارفورد جونز •، به ایران در اواخر ۱۲۲۳/۱۸۰۹، تهران را ترک کرد. پس از آن، هارفورد جونز قرارداد مجمل را با میرزا شفیع مازندرانی، به امضا رساند
.
از این پس به جای مستشاران فرانسوی، مستشاران نظامی انگلیس وظیفه آموزش نظامی سپاه ایران را به عهده گرفتند، به شرط آنکه ایران به هیچ کشوری اجازه ندهد که برای رسیدن به هند از خاک ایران عبور کند. هارفورد جونز مبلغ کلانی برای ایران از کمپانی گرفت
.
در ۱۲۲۴، مراجع شیعه نظر خود را در باره جنگ با روسیه، به عنوان جهاد اعلام داشتند، فتحعلی شاه را موظف به جهاد در راه خدا کردند و رسالات جهادیه نوشتند و مردم ترغیب به حضور در جبهه شدند
نیز رجوع کنید به جهادیه •
در ۱۲۲۴/ ۱۸۰۹، ژنرال گودوویچ، به دلیل شکست در ایروان، از مقام خود خلع شد و به جای او تورماسوف به فرماندهی کل قفقاز تعیین و عازم تفلیس گردید. از سوی دیگر، والی اَخیسخه و اهالی گرجستان در نامهای به فتحعلی شاه قول همکاری با سپاه ایران را دادند. شاه به محمدعلی میرزا دولتشاه فرمان تصرف گنجه را داد و دستور داد عباس میرزا نیز از پی او روانه شود. در این مأموریت، محمدعلی میرزا سپاه روس و ارمنیان و ایلات بزچلو را شکست داد
تورماسوف در ربیعالاول ۱۲۲۵/ آوریل ۱۸۱۰، بارون ویردی را برای مصالحه و متارکه جنگ روانه کرد. از سوی ایران برای مذاکره قائم مقام تعیین شد، اما چون روسها خواهان مداخله نکردن ایران در جنگ روسیه و عثمانی شدند و ایران با عثمانی قرار اتحاد بسته بود، صلح واقع نشد و عباس میرزا دستور قطع مذاکرات را داد و درگیریها بار دیگر آغاز شد. روسها لنکران را به توپ بستند. مستشاران انگلیسی در مواضع ارس ـ لنکران استحکامات جدید بنا کردند. جان ملکم تعدادی توپ و توپچی ماهر از راه هند به ایران فرستاد و در تبریز به آموزش ایرانیان پرداختند. نبرد در جبهه قرهباغ و شرور و نخجوان و پنبک ادامه یافت. روسها کشته بسیاری دادند
.
خانهای باکو، قبه، لزگی و داغستان با ایران متحد شدند و سپاه ایران با کمک توپچیهای انگلیسی نیروهای روسی را شکست دادند. سپس، با قطع خطوط ارتباطی روسها، نیروهای ایران در حوالی گنجه تفوق یافتند
.
براساس قرارداد جدید ایران و انگلیس، بریتانیا متعهد شد به ایران در جنگ قفقاز کمک رساند و تا سه سال سالانه دویست هزار تومان کمک مالی کند، تعدادی قورخانه در ایران تأسیس نماید و سی هزار تفنگ، بیست عراده توپ، سی معلم نظام و مهندس برای آموزش فنون جنگی به ایران بفرستد
.
از این پس سیاست دو پهلوی انگلیس، برای عقد قرارداد صلح با روسیه و انضمام مناطق اشغالی به روسیه، آغاز شد
.
در ۱۲۲۶، جنگ در جبهه ایران همچنان جنبه تدافعی داشت. در این سال، برای استحکام مبانی اتحاد عثمانی و ایران، سید عبدالوهاب افندی و چهار افسر توپخانه برای کمک به سپاه ایران روانه شدند. سپاه ایران در گنجه و جنوبشرقی قرهباغ پیشروی کردند. فصل سرما بار دیگر جنگ را متوقف کرد
.
جنگ ایران و روس از ۱۲۲۷ و انعقاد عهدنامه بخارست وارد مرحله سوم شد و تا ۱۲۲۸ ادامه یافت
.
روسها لنکران را به توپ بستند. غازیان بر اثر شلیک توپخانه نابود شد، اما روسها قادر به حفظ این مناطق نبودند. قوای محلی همواره در خطوط مرزی در تردد بودند. جاده گرجستان ـ قفقاز پرمخاطره بود و توپخانه و ارابه بزرگ نمیتوانست از آن عبور کند. به علاوه، قفقاز از نظر بهداشت و امراض گوناگون مشکلات بسیاری برای سپاهیان روسی ایجاد کرد. اقتصاد منطقه مختل شده بود و روسها نتوانستند به پیشبینی توسعه طلبانه خود در آن منطقه جامه عمل بپوشانند. نیازهای نظامی سبب تورم سریع در قیمت کالاهای اساسی شد. در ۱۲۲۶ قحطی شدیدی منطقه را فرا گرفت
.
ارتش روسیه با معضل فرار سربازان و ضعف روحیه سپاهیانش روبهرو بود. در سالهای پایانی جنگ، گرسنگی بر تعداد فراریان افزود. عباس میرزا از سربازان روسی فراری استفاده کرد. در جنگ اصلاندوز یک واحد دویست نفره سربازان روسی در ارتش ایران خدمت میکرد
.
در سپاه ایران اوضاع متفاوت بود. ایرانیان با فنون جدید نظامی آشنا شده بودند. تعداد سپاهیان ایران چندین برابر روسها بود. بخش اعظم سپاه، سواره نظام ایلی بود که در جنگهای چریکی مهارت داشتند. افراد یکجانشین روستایی در پیاده نظام خدمت میکردند. مقرری سپاه بسیار کم بود. بنابراین، ارتش ایران به غنایم دلبسته بود که عامل مهم در پیشروی جنگ به شمار میآمد. عباس میرزا، که در آغاز جنگها پانزده سال داشت، در طول جنگ آزموده شد و شهامت بسیار از خود نشان داد. در بین سرداران ایرانی دو تن در شجاعت زبانزد بودند: حسینقلی خان، که در ۱۲۲۲ حاکم ایروان شد؛ و صادق خان قاجار، فرمانده پیاده نظام ایران، که در ۱۲۲۷ با کمک دو افسر توپخانه انگلیسی طالش را تسخیر کرد و در ۱۲۲۸ بدون کمک انگلیسیها همراه ده فرمانده و ۵۰۰، ۲ سرباز با شهامت از لنکران در برابر حمله روسها دفاع کرد و در میدان نبرد کشته شد
.
مشکل بارز ارتش ایران ضعف توپخانه و تاکتیک بود. ارتش ایران چند توپ داشت که یا از روسها غنیمت گرفته بود یا از دوره صفوی باقی مانده بود و بنابراین دقت کافی نداشت. تفنگهای ایرانی نیز قدیمی بودند و سربازان ایرانی که با توپخانه آشنا نبودند، از توپخانه روسها میترسیدند
.
ارتش ایران نابسامان و بیانضباط بود. هر هنگ سوار از افراد یک ایل بودند، و فقط به ایل خود وفادار بودند و با هنگهای دیگر همکاری نمیکردند. حرکت سواره نظام بینظم بود و حمله نظامی بیشتر به کوچ ایلی شباهت داشت. سربازان گاه روستاییان را غارت میکردند. جنگ از نظر آنان شبیخون با هدف کسب غنیمت بود. در نظام سنّتی ارتش ایران فرماندهی بر اساس لیاقت افراد نبود و معمولاً نزدیکان دربار به مقامهای مهم منصوب میشدند و فرماندهان به ولی نعمت خود وفادار بودند نه به ارتش و حکومت ایران
.
در ۱۲۲۷، روسیه با عثمانی قرارداد صلح بخارست را منعقد کرد. با خروج عثمانی از جنگ، جبهه چپ ایران خالی شد و روسیه قوای بیشتری به قفقاز فرستاد. همچنین تمام کشورهای اروپایی، از جمله بریتانیا، علیه ناپلئون با روسیه متحد شدند
.
در جبهه شوره گل، حسین خان سردار • به گوگچه گول حمله کرد. در قرهباغ ایرانیها با روسها درگیر شدند. جنگ در جبهه طالش، گوگچه، شکی، و کُر ادامه یافت
.
بریتانیا همچنان خواهان صلح بین ایران و روسیه بود. ژنرال رتیشچف، فرمانده قوای روسیه، در نامهای از دربار ایران تقاضای مذاکره برای صلح کرد و از سفیر بریتانیا نیز درخواست نمود تا واسطه این صلح باشد. سفیر انگلیس، برای مذاکرات صلح، چهل روز وقت تعیین کرد و قرار شد عباس میرزا در جبهه طالش به فعالیت ادامه دهد. در این میان خبر شورش اسکندر میرزا در گرجستان، سردار روس را به عباس میرزا بدگمان کرد. رتیشچف از آن پس، با بهانههای گوناگون، مذاکرات صلح را معلق نگاه میداشت
.
گفته شده که تأخیر در مذاکرات صلح از سوی روسیه و انگلستان برای اغفال مقامات ایران برای حمله غافلگیرکننده به اصلاندوز بوده است
.
به علاوه، پیشنهاد صلح رتیشچف پذیرفتنی نبود، زیرا روسیه علاوه بر مناطق اشغال شده، اراضی غیراشغالی را نیز میخواست. سر گور اوزلی، سفیر بریتانیا در ایران، به ایران فشار میآورد تا تن به صلح دهد و افسران انگلیسی نیز در آموزش ایرانیان کوتاهی را شروع کردند
.
نبرد اصلاندوز سرنوشت جنگ ایران و روس را رقم زد. رتیشچف، کتلیرفسکی را از آق اوغلان با سپاهی مأمور کرد و خود به تفلیس بازگشت. عباس میرزا نیز با سپاه و چند عراده توپ به اصلاندوز رفت. کتلیرفسکی شبانه همراه مرادخان دلاغرده، که ایلش در اصلاندوز بود، از آق اوغلان حرکت کرد، تمام قراولان اردوی عباس میرزا را دستگیر و سپاه ایران را محاصره کرد. تلاش عباس میرزا برای ساماندهی به سپاه به جایی نرسید. روسها اردوی ایران را به توپ بستند. توپچی انگلیسی سپاه ایران، به بهانه عقد قرارداد صلح بریتانیا و روسیه، از جنگ دست کشید و معلمان نظامی انگلیسی سربازان را رها کردند. سپاهیان ایرانی روی به گریز نهادند. جمعی از اسیران روسی به سوی جبهه روسیه گریختند و راهنمای آنها در حمله به سپاه ایران شدند. ایرانیان شکست خوردند و روسها تمام وسایل اردوی ایران را به غنیمت بردند. عباس میرزا به مشکین و سپس تبریز رفت و روسها به قرهباغ رفتند
.
گفته شده است که افراد انگلیسی حاضر در اردوی ایران برای روسها خبرچینی میکردند
.
سر گور اوزلی و ابوالحسن خان ایلچی، به تقاضای رتیشچف، واسطه صلح شدند. سر گور اوزلی در طرح صلح جانب روسها را میگرفت. در عین حال میکوشید مناطق مسلماننشین را از قلمرو روسیه جدا یا حداقل تحت الحمایه بریتانیا کند. او پیشنهاد داد گرجستان را به ازای مبلغی، که کمپانی هند شرقی میپرداخت، به ایران باز گردانند. سرانجام فتحعلی شاه پیشنهاد مذاکره صلح را پذیرفت و حاصل جنگهای ده ساله ایران و روسیه با حفظ سرزمینهای اشغالی برای روسها، انعقاد عهدنامه گلستان • در ۱۲۲۸ شد
.
این جنگها در سالهای ۱۲۴۱ـ۱۲۴۳/ ۱۸۲۶ـ ۱۸۲۸ شکل گرفت و به عهدنامه ترکمان چای • انجامید. این جنگها به دلیل پارهای علل سیاسی و اجتماعی به وجود آمدند. علل اجتماعی از هنگامی شکل گرفت که روسها به عنوان دولت غالب بر مردم منطقه مسلط شدند. شیوه اداره آنها با شیوه سنّتی اداره قفقاز در تضاد بود. حاکمان محلی منطقه قفقاز طی قرنها نوعی استقلال داشتند و با پرداخت مالیات تابع شاهان ایران بودند و در حوزه حکومتی خود قدرت مطلقه داشتند و حکومت در خاندان آنان موروثی بود. از هنگامی که سرزمینهایشان اشغال شد، حقوق موروثی آنان از بین رفت و آنان تابع افسران روسی شدند، قدرت آنان تحت الشعاع زمامداران روسی قرار گرفت، عایدات املاکشان را از کف دادند و ترقی آنها در دستگاه دولتی روسی بسیار کم شد
.
در این میان حسین خان سردار، برای گریختن از محاسبات دیوانی، به بهانه استفاده ایلات گرجستان از یگین زمین (سرزمین آفتابرو) که از مراتع دولت ایران بود، اختلاف بین دو دولت روس و ایران را زمینه سازی کرد
.
حسینقلی خان بادکوبهای، که در این زمان حاکم اردبیل و طوالش بود، تصرف محالّ اُجارود را به وسیله روسیه، برخلاف مواد عهدنامه گلستان میشمرد و خانهای قفقاز، که به آذربایجان مهاجرت کرده بودند، عباس میرزا و دربار را تحریک میکردند
.
تا پیش از اشغال، مسلمانان، قفقاز را اداره میکردند و موقعیت برتری داشتند اما پس از اشغال، پایینتر از دیگر اقوام قرار گرفتند و به آداب و رسومشان توهین شد. علمای دین که پس از اشغال به موقعیت و نفوذشان آسیب وارد شده بود، به شدت از حکومت روسها ناراضی بودند. خانهای منطقه عریضههایی تهیه میکردند و به مسلمانانی که به زیارت عتباتِ در عراق میرفتند میدادند تا علما و مجتهدان عراق و آذربایجان را از درد مسلمانان قفقاز آگاه کنند
.
وضع دهقانان نیز بهبود نیافت زیرا مأموران روسی افراد فاسدی بودند که اجحافات آنها به مراتب بیشتر از خانها و حاکمان پیشین بود. این رفتارها به نارضایتی مردم انجامید که با انتقام جویی دولتمردان ایران نیز همراه بود. از علتهای سیاسی آغاز دوباره جنگ، ابهامات عهدنامه گلستان بود رجوع کنید به گلستان •، عهدنامه.
به علاوه، با جلوس نیکلای در روسیه، شورشهای همگانی روی داد که خبر آنها به ایران رسید. دولت انگلیس که مترصد بود از نفوذ روسها در ایران بکاهد، عباس میرزا را به حمله به روسیه تحریک کرد و حتی پیشنهاد پرداخت پول نیز داد
.
عباس میرزا، که امیدوار بود با کمک بریتانیا همه یا حداقل بخشی از سرزمینهای اشغالی را دوباره به دست آورد، نامههایی به دربار روسیه فرستاد مبنی بر استرداد مناطق اشغالی. از سوی دیگر او نگران پادشاهی خود بود زیرا سفیر روسیه، یرمولوف، طی ده سال سفارت خود ترجیح میداد محمدعلی میرزا دولتشاه جانشین فتحعلی شاه شود
.
اخباری که از وضع مردم مسلمان قفقاز به کربلا رسیده بود، علما و در صدر آنان سید محمد مجاهد را بر آن داشت تا با تشکیل مجمع علما، علیه روسها اعلام جهاد و شاه را مکلف به جهاد کنند
.
تلاش روسیه برای ادامه صلح به جایی نرسید
. انگلیس برای دفع نفوذ روزافزون روسیه از فرصت به دست آمده استفاده کرد. انگلیسیها با فرمان فتحعلی شاه برای خانهای مهاجر، که آنان را صاحب اختیار ولایات قدیم اعلام کرده بود، عازم ولایات اشغالی شدند. شورش از همه طرف برخاست. دربار ایران نیز با علما هم صدا شد و سیصد هزار تومان هزینه جهاد را پرداخت
.
مرحله اول از دوره دوم جنگ ایران و روس از ذیحجه ۱۲۴۱ تا آخر محرّم ۱۲۴۲ به طول انجامید. در این مرحله ایران تمام مناطقی را، که طبق عهدنامه گلستان به تصرف روسها در آمده بود، از آنان پس گرفت
.
عباس میرزا به جمعآوری ایلات و اهالی گرجستان، شیروان و شکی پرداخت و خود به قره باغ رفت و قلعه شوشی را به محاصره درآورد
.
حاجی محمدخان دَوَلو قاجار، بعد از تصرف قلعه گِرْمی، با چند سردار به لنکران حمله برد و لنکران را پس از چهارده سال، در شب تاسوعای ۱۲۴۲ از روسها بازپس گرفت و غنایم و اسرای بسیاری به دست آورد
.
در پی آن، قلعه سالیان نیز به تصرف سپاه ایران در آمد. حکومت طالش به میر حسن خان داده شد. عباس میرزا، اغورلوخان، پسر حاکم گنجه، را برای فتح طالش فرستاد. روسها در شمکور شکست خوردند و به تفلیس گریختند
.
علما در محرّم ۱۲۴۲، در عزاداری امام حسین (علیهالسلام)، سربازان را به جهاد ترغیب میکردند. لشکریان فوج فوج نزد عباس میرزا میرفتند و خواستار جنگ میشدند و نایب السلطنه آنان را به صبر و آرامش دعوت میکرد
.
در این زمان پاسکویچ فرمانده سپاه قفقاز شد. در ۲۸ صفر ۱۲۴۲، اردوی ایران و روس در برابر هم صف آرایی کردند
.
مرحله دوم این دوره از جنگها از صفر ۱۲۴۲ آغاز شد که به عقبنشینی و شکست ایران انجامید. عباس میرزا فرمان داد پسرانش که در جنگ شرکت داشتند، از محل درگیری کناره بگیرند ولی بیاحتیاطی آنان در این کار سبب شد تا سپاهیان به تصور گریختن آنان، فرار و از گنجه تا ارس عقب نشینی کنند
.
از سوی دیگر، حسن خان سارواصلان، مصطفی خان شیروانی و محمدحسین خان شکی دست به غارت زدند. عباس میرزا سپاه سه هزار نفری برای محافظت ایروان فرستاد و خود تا اوایل زمستان در کنار رود ارس ماند. پس از آن سیفالملوک میرزا، حاکم قراچه داغ، را به حفظ و حراست معبرهای ارس گماشت و خود به تبریز رفت. سیفالملوک میرزا در انجام دادن وظیفه خود کوتاهی کرد و به قراچه داغ بازگشت و سپاه روس، به فرماندهی مددوف، از ارس گذشت. عباس میرزا برای مقابله با روسها سپاه فرستاد و روسها به قرهباغ عقبنشینی کردند و اسلحه و توپخانه و آذوقه آنان به دست سپاه ایران افتاد
.
پاسکویچ در شوال ۱۲۴۲ سردار خود، گودوویچ، را با تجهیزات کامل به محالّ ایروان فرستاد. گودوویچ از حسن خان سارواصلان شکست خورد
.
از سوی دیگر، درباریان تهران با بیان اینکه عباس میرزا با روسها سازش کرده است، شاه را به نایب السلطنه بدگمان ساختند و فتحعلی شاه به سرعت از تهران به خوی رفت. ولیعهد نیز به خدمت او رسید. در این هنگام پاسکویچ به پیشروی خود ادامه داد و قلعه عباس آباد و سردارآباد و ایروان را تصرف کرد
. روسها در ۱۲۴۳ قلعه ایروان را تصرف کردند
،
سپس سپاه روسیه به سوی مرند و تبریز رهسپار شد. تصرف مرند به علت خیانت حاکم آنجا، نظرعلی خان یکانلو، رخ داد. او به فرمان عباس میرزا کشته شد و طایفه یکانلو، ساکن محالّ مرند، از اطاعت دولت ایران روی برتافتند. پاسکویچ تبریز را نیز در ۳ ربیعالا´خر ۱۲۴۳، بدون مقاومت اهالی آنجا، تصرف کرد رجوع کنید به پاسکویچ. عباس میرزا در شندآباد بود که خبر سقوط تبریز را شنید؛ گروهی از سپاهیانش با شنیدن این خبر گریختند و عباس میرزا نیز به ارومیه رفت
. بدین ترتیب، دوره دوم جنگهای ایران و روس با انعقاد عهدنامه صلح ترکمان چای در شعبان ۱۲۴۳ پایان یافت رجوع کنید به ترکمان چای •، عهدنامه
۱. آلفرد دو گاردان، مأموریت ژنرال گاردان در ایران، ترجمه عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۶۲ ش؛
۲. میورییل اتکین، روابط ایران و روس: ۱۸۲۸ـ۱۷۸۰، ترجمه محسن خادم، تهران ۱۳۸۲ ش؛
۳. اسناد روابط ایران و روسیه در دوران فتحعلی شاه و محمدشاه قاجار، به کوشش فاطمه قاضیها، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، ۱۳۸۰ ش؛
۴. علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه، اکسیر التواریخ: تاریخ قاجاریه از آغاز تا سال ۱۲۵۹ ق، چاپ جمشید کیانفر، تهران ۱۳۷۰ ش؛
۵. «اعلان جنگ روسیه با ایران، ۱۲۴۲ هجری»، یغما، سال ۲، ش ۱۱ (بهمن ۱۳۲۸)؛
۶. عباسقلی آقا باکیخانوف، گلستان ارم، چاپ عبدالکریم علیزاده و دیگران، باکو ۱۹۷۰؛
۷. علیاکبر بینا، تاریخ سیاسی و دیپلوماسی ایران، تهران ۱۳۴۲ـ ۱۳۴۸ ش؛
۸. جهانگیر میرزا، تاریخ نو: شامل حوادث دوره قاجاریه از سال ۱۲۴۰ تا ۱۲۶۷ قمری، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۲۷ ش؛
۹. فضلاللّه بن عبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذو القرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران ۱۳۸۰ ش؛
۱۰. محمد فتحاللّه بن محمدتقی ساروی، تاریخ محمدی ( احسن التواریخ )، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ۱۳۷۱ ش؛
۱۱. محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید کیانفر، تهران ۱۳۷۷ ش؛
۱۲. شچرباتوف، «مقدمات جنگ دوم ایران و روس»، ترجمه محمودکی، بررسیهای تاریخی، سال ۹، ش ۲ (خرداد ـ تیر ۱۳۵۳)؛
۱۳. جمیل قوزانلو، تاریخ نظامی ایران، تهران ۱۳۱۵ ش؛
۱۴. شرفالدین قهرمانی، «یک سلسله اسناد تاریخی»، مجله شرق، دوره ۱، ش ۱۰ (مهر ۱۳۱۰)؛
۱۵. عبدالعلی کارنگ، «سقوط گنجه»، در یادگارنامه حبیب یغمائی، زیرنظر غلامحسین یوسفی، محمدابراهیم باستانی پاریزی، و ایرج افشار، تهران: توس، ۱۳۵۶ ش؛
۱۶. محمود میرزا قاجار، تاریخ صاحبقرانی، نسخه خطی کتابخانه ملی ایران، ش ۱۸۹۲/س۱۱۱۷؛
۱۷. محمد رضی مستوفی تبریزی، زینه التواریخ، نسخه خطی کتابخانه (ش ۱) مجلس شورای اسلامی، ش ۳۳۶۳۲؛
۱۸. عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخ جنگهای اول ایران و روس، چاپ غلامحسین زرگری نژاد، تهران ۱۳۸۳ ش؛
۱۹. عیسی بن حسن میرزا بزرگ قائم مقام، احکام الجهاد و اسباب الرشاد، چاپ غلامحسین زرگری نژاد، تهران ۱۳۸۰ ش؛
۲۰. هما ناطق، «میرزا صالح شیرازی و جنگهای ایران و روس»، راهنمای کتاب، سال ۱۷، ش ۱ـ۳ (فروردین ـ خرداد ۱۳۵۳)؛
۲۱. سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران ۱۳۶۱ ش؛
۲۲. رضا قلی بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، ج ۸ ـ۱۰؛
۲۳. خانک عشقی، سیاست نظامی روسیه در ایران: ۱۸۱۵ـ۱۷۹۰، تهران ۱۳۵۳ ش;
۲۴. فتحاللّه عبداللّه یف، گوشهای از مناسبات روسیه و ایران و سیاست انگلستان در ایران در آغاز قرن نوزدهم، ترجمه غلامحسین متین، تهران ۱۳۵۶ ش
۲۵. John Malcolm, The history of Persia: from the most early period to the present time , London ۱۸۲۹;
۲۶. Robert Grant Watson, A history of Persia: from the beginning of the nineteenth century to the year ۱۸۵۸ , London ۱۸۶۶, repr. ۱۹۷۶.;
جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۷/۰۱.