جواد محدثی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حجتالاسلام جواد محدثی (متولد ۱۳۳۲،
سراب) روحانی، نویسنده و شاعر معاصر است.
او تحصیلات حوزوی را در
قم تا مقطع
خارج فقه گذراند و پیش از
انقلاب سابقه فعالیتهای سیاسی و زندان را دارد.
وی پس از انقلاب با مطبوعات و صداوسیما همکاری داشته و هماکنون در سپاه پاسداران و
حوزه علمیه قم مستقر است.
محدثی بیشتر
شعر نو و گاهی
شعر عربی میسراید و از آثار او میتوان به مجموعه:
شعرهای «میثاق»؛
«قبله این قبیله»
و کتابهایی مانند «فرهنگ عاشورا» اشاره کرد.
حجتالاسلام جواد محدثی به سال ۱۳۳۲ ه. ش در
سراب آذربایجان و در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود.
از آنجایی که پدر و نیای او هر دو روحانی بودند در شهرستان قم به موازات تحصیل در دورهی کلاسیک به فرا گرفتن
علوم اسلامی در
حوزه علمیه قم پرداخت و تا
خارج فقه در این زمینه نیز پیش رفت.
وی در سال ۱۳۵۴ شمسی به واسطهی ارتباط با
آیتاللّه غفاری دستگیر و زندانی شد همچنین در سال ۱۳۵۶ پس از واقعه
۱۹ دی قم به دنبال سخنرانی که داشت دستگیر شد و با قیام مردم مسلمان
ایران او و دیگر مبارزین آزاد گردیدند.
جواد محدثی بیشتر در مایهی
شعر نو کار میکند و تاکنون چند مجموعهی شعر تحت عناوین:
«اسیر آزادی بخش»؛
«قبله این قبیله»؛
«میثاق»؛
منتشر شده و کتابهایی هم در زمینههای دیگر نظیر:
«آشنایی با اسوهها»؛
«آشنایی با سورهها»؛
«آشنایی با علوم قرآن»؛
«فرهنگ عاشورا» و... از آثار اوست.
پس از
پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه نویسندگی با مطبوعات، جراید، صدا و سیما همکاری داشته است.
هماکنون در
شهر مقدس قم در کنار حوزهی علمیه در سپاه پاسداران است.
وی به
زبان عربی نیز شعر میسراید.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
| ای که آمیخته مهرت با دل • • • • • کرده عشق تو مرا دریا دل | | |
| بذر عشقی که به دل کاشتهام • • • • • جز هوای تو ندارد حاصل | | |
| از میعشق تو عاقل، مجنون • • • • • وز خُم مِهر تو مجنون، عاقل | | |
| کربلا سر زد و پیدا شد حق • • • • • جلوهای کردی و گم شد باطل | | |
| گر شود کار جهان زیر • • • • • و زبر نشود عشق تو از دل زایل | | |
| دارم امید که گردد روزی • • • • • قابل لطف تو این ناقابل | | |
| | |
فرزند یقین:| الگوی شجاعت و ادب، اکبر • • • • • دردانهی فاطمی نسب، اکبر | | |
| فرزند یقین ز نسل ایمان بود • • • • • پروردهی دامن کریمان بود | | |
| آن یوسف حسن، ماه کنعانی • • • • • در خلق و خصال، احمد ثانی | | |
| آن شاهد بزم، سرو قامت بود • • • • • دریا دل و کوه استقامت بود | | |
| آن دم که لباس رزم، میپوشید • • • • • از کوثر عشق، جرعه مینوشید | | |
| از فرط عطش، فتاده بود از تاب • • • • • گردید، ز دست جدّ خود سیراب | | |
| در راه خدا، ذبیح دین گردید • • • • • بر حلقهی عاشقان، نگین گردید | | |
| داغش کمر حسین را، بشکست • • • • • با خون سرش، حنای خونین بست | | |
| دیباچهی داستان حق، اکبر • • • • • قربانی آستان حق، اکبر | | |
| کدام عاشق در این ره در بلا نیست • • • • • کدامین دل شما را مبتلا نیست؟ | | |
| اگر در سوگتان شد دیده نمناک • • • • • اگر از عشقتان دل گشت غمناک | | |
| گواه عشق ما این دیده و دل • • • • • رساند اشک و غم ما را به منزل | | |
| کنون ماییم و درد داغداری • • • • • کنون ماییم و اشک و سوگواری | | |
| هنوز اشک عزا پیوسته جاری است • • • • • رواق چشممان آیینهکاری است | | |
| غدیر ما محرّم دارد امروز • • • • • محرّم، بذر غم میکارد امروز | | |
| | |
از عاشورای آن سال به خون آغشته تاکنون
هماره؛ هم چنان فریاد
«هَلْ مِنْ ناصِر» ش در سینهی تاریخ پابرجاست
از آن فریاد دعوتگر که در «متن زمان» جاری است
و پیغامش، شعار شور و بیداری است
میان
حقّ و
باطل،
«داد» یا
«بیداد» نبردی جاودان برپاست
در این میدان و این پیکار
ندای دعوتش چشم انتظار پاسخی از «ما» ست
که حق تنهاست
و... هرجا کربلا، هر
روز عاشورا است.»
بیاد کربلا دلها غمین است:| بسوزای دل که امروز اربعین است • • • • • عزای پور ختم المرسلین است | | |
| مرام شیعه در خون ریشه دارد • • • • • نگهبانی ز خط خون چنین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| حسین بن علی سالار دین است • • • • • امام و رهبر اهل یقین است | | |
| قیام کربلایش تا قیامت • • • • • سراسر درس، بهر مسلمین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| حسین است آنکه با حق همنشین است • • • • • خدا را حجت و دین را امین است | | |
| حسین است آنکه در خط شهادت • • • • • امام اولین و آخرین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| حسین است آنکه حق را جاودان کرد • • • • • حسین است آنکه باطل را عیان کرد | | |
| حسین است آن که حکم دین بیان کرد • • • • • حسین است آنکه با قرآن قرین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| دلا، کوی حسین، عرش زمین است • • • • • مطاف و کعبه دلها همین است | | |
| اگر خیل شهیدان حلقه باشند • • • • • حسین بن علی، آن را نگین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| افق، از خون پاکان، لالهگون است • • • • • نهال دین حق، محتاج خون است | | |
| برای یاری حق، بهترین کار • • • • • شهادت در ره قرآن و دین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| شهادت، زندگی در لامکانی است • • • • • شهادت، لطف حق، لطفی نهانی است | | |
| شهادت، چون حیات جاودانی است • • • • • میان مرگها، زیباترین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| دل ما در پی آن کاروان است • • • • • که از کرب و بلا، با غم روان است | | |
| چه زنجیری به دست و بازوان است • • • • • که گریان دیدهی روح الامین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| پیام خون، خطاب آتشین است • • • • • بقاء دین، رهین اربعین است | | |
| که تاریخ پر از خون و شهادت • • • • • سراسر اربعین در اربعین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| به دوران سیاه سلطه شب • • • • • که میدوزند از افشاگران، لب | | |
| جهاد حضرت سجاد و زینب • • • • • بیان خطبههای آتشین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| اسیران را چو بر محمل نشاندند • • • • • تو گوئی تیر غم بر دل نشاندند | | |
| گلی را چیده و در گل نشاندند • • • • • رقیه آن گل شاداب دین است | | |
| یاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| دیار شام، با غمها قرین است • • • • • قلوب شیعیان زان غم، حزین است | | |
| مزار زینب و قبر رقیه • • • • • تجلیگاه عشق عارفین است | | |
| بیاد کربلا دلها غمین است • • • • • دلا خون گریه کن چون اربعین است | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۴۸۴.