جواز در حکم حکومتی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
{{منابع:|عناوین دانشنامه جهان اسلام (بخش ۵) |}}
جواز، اجازه مکتوب
سلطان یا
حاکم برای ورود یا خروج افراد از
شهر و تأمین
امنیت آنان در راه بود و در منابع به رخصت،
اجازه،
خلاص، خط و دستک راه، چک
مسافران و
گذرنامه معنا شده است.
نخستین گزارش از صدور آن به اواخر قرن اول هجری و
قتیبه بن مسلم در لشکر کشی به کاشغر بازمیگردد و در دوره عباسی برای
نظارت بر رفت و آمدها و مقابله با آشوبها اهمیت یافت و دیوان رسالت آن را صادر میکرد.
در دورههای
ایلخانان،
تیموریان،
صفویه و
قاجار با گسترش مناسبات تجاری و سیاسی، جواز رونق بیشتری گرفت و پایزه و سپس تذکره به کار رفت.
جواز معمولاً فردی بود، اما برای بازرگانان یا مبلغان مذهبی دسته جمعی نیز صادر میشد، بر کاغذ نوشته یا بر بازو مهر میشد و گاه توصیههایی درباره رعایت حال و فراهم کردن امکانات
مسافر در آن درج میگردید.
جواز، اجازه مکتوب سلطان یا حاکم برای ورود یا خروج افراد از یک شهر و تأمین امنیت آنان در راه می باشد.
جواز را در منابع به معنای رخصت، اجازه و خلاص، خط و دستک راه، چک مسافران و گذرنامه آوردهاند و برای صورت جمع آن «أجوِزه» به کار رفته است.
از زمان آغاز استفاده از جواز در سرزمینهای اسلامی اطلاعی در دست نیست، اما ظاهراً پس از گسترش فتوحات و توسعه قلمرو جهان اسلام، این نوع سند رواج یافته است. اولین گزارش در این زمینه، متعلق به اواخر قرن اول هجری است. قتیبه بن مسلم در سال ۹۶، هنگام لشکرکشی به کاشغر، جوازهایی صادر کرد که لشکریان بدونِ در دست داشتن آنها نمیتوانستند به عقب بازگردند
.
در اوایل دوره عباسی، به دلیل آشوبهای سیاسی و نیز قیامها و شورشهایی که برضد حکومت مرکزی صورت میگرفت، خلیفه یا کسانی که با شورش بر شهری مسلط میشدند، به صدور جواز برای نظارت بر رفتو آمدها، بسیار اهمیت میدادند
.
گویا ابن فضلان هنگام سفر به ماوراءالنهر و ترکستان در حدود ۳۱۰، سفارشنامهای (جواز) از خلیفه وقت عباسی در دست داشته است
.
به گفته مقدسی در قرن چهارم، هیچکس نمیتوانست بدون جواز از شیراز خارج شود
.
بیهقی نیز از صدور جواز در دوره خویش سخن گفته است
.
ظاهراً در این دوره، دیوان رسالت، جواز را صادر میکرده است
.
بیهقی همچنین به «گشادنامه» اشاره کرده
که در واقع اعتبارنامه و حکم مأموریت و نیز نوعی جواز بوده است
.
ابن بطوطه در مسیر سفر خود، از لزوم داشتن جواز برای ورود به شهرهای قسطنطنیه، دِمیاط، دهلی، خانبالق و سوماترا سخن گفته است
.
به گفته وی
تنها به کسانی جواز ورود به دهلی میدادند که قصد اقامت در آنجا داشتند.
در دوره ایلخانان و تیموریان، به سبب گسترش مناسبات تجاری و سیاسی میان دولتها، استفاده از جواز نیز رونق بیشتری گرفت.
در منابع این دوره به ویژه به نوعی جواز به نام پایزه • اشاره شده است.
در دوره صفویه، با گسترش مناسبات ایران و اروپا، صدور جواز برای تجار خارجی و جهانگردان اروپایی اهمیت فراوانی یافت
.
در دوره قاجار و مقارن آن در قلمرو عثمانی، ورود و خروج بیگانگان و اتباع کشور برای تحصیل، تجارت یا سیاحت، بدون داشتن جواز ممکن نبود
.
از اواخر قرن سیزدهم در ایران و عثمانی کلمه تذکره به جای جواز به کار رفت
جواز معمولاً بر روی کاغذ نوشته میشد و گاه بر بازوی افراد، به نشانه جوازِ ورود یا خروج، مهر میزدند
.
جواز اغلب به صورت فردی صادر میشد، اما برای بازرگانان یا مبلّغان مذهبی ممکن بود جواز دسته جمعی نیز صادر گردد
.
در جوازِ ورود و خروج، گاه توصیههایی درباره رعایت حال مسافر و فراهم آوردن امکانات رفاهی و مالی وی نیز نوشته میشد
۱. ابن اثیر؛
۲. ابن بطوطه، رحله ابن بطوطه، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛
۳. ابن فضلان، رساله ابن فضلان، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰؛
۴. ابن منظور؛
۵. آنتونی شرلی و رابرت شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ترجمه آوانس، چاپ علی دهباشی، تهران ۱۳۶۲ ش؛
۶. اخبار الدوله العباسیه وفیه اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، بیروت: دارالطلیعه للطباعه و النشر، ۱۹۷۱؛
۷. علی بن محمد امینالدوله، سفرنامه امینالدوله، چاپ اسلام کاظمیه، تهران ۱۳۵۴ ش؛
۸. حسن انوری، اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی، تهران ۱۳۵۵ ش؛
۹. محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معین، تهران ۱۳۶۱ ش؛
۱۰. بیهقی؛
۱۱. محمدامین ریاحی، سفارتنامههای ایران: گزارشهای مسافرت و مأموریت سفیران عثمانی در ایران، تهران ۱۳۶۸ ش؛
۱۲. محمد بن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج ۱۵، چاپ ابراهیم ترزی و دیگران، کویت ۱۳۹۵/۱۹۷۵، چاپ افست بیروت
[۳] ؛
۱۳. محمد پادشاه بن غلام محییالدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش؛
۱۴. صالح شیرازی، سفرنامه، چاپ اسماعیل رائین، تهران ۱۳۴۷ ش؛
۱۵. طبری، تاریخ (بیروت)؛
۱۶. محمدبک فرید، تاریخ الدوله العلیه العثمانیه، چاپ احسان حقی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
۱۷. مقدسی؛
۱۸. نعیم بن حمّاد، کتاب الفتن، چاپ سهیل زکار، مکه [?۱۹۹۱
چاپ افست دمشق، بیتا.]؛
۱۹. مهدیقلی، هدایت، سفرنامه مکه، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۸ ش؛
۲۰. Carsten Niebuhr, Reisebeschreibung naeh Arabien und den umliegenden LAndern, Graz ۱۹۶۸.;
۲۱. Heribert Busse, Untersuchungen zum islamischen kanzleiwesen, an Hand turkmenischer und safawidischer Urkunden, Cairo ۱۹۵۹;
۲۲. Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient, new ed. by L. Langlهs, Paris ۱۸۱۱;
جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۵/۶/۲۹.