حوادث نوظهور در صدر اسلام (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مسائل نوظهور از جمله مسائلی است که در
مذاهب اسلامی مورد بحث و بررسی قرار میگیرند.
مسلمانان در فتوحات خود با
مسائل نوظهوری روبهرو میشدند که حکم آن را در
قرآن و
سنت نمییافتند، زیرا
آیات الاحکام و
احادیث فقهی محدودند.
فخر رازی نیز بر این نکته تأکید دارد.
نمونههایی از این مسائل، مانند مشکل «
عول» در
ارث و مسئله
سهطلاق، یاران
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را دچار حیرت میکرد و آنان با گمانهزنی آن را حل میکردند.
در حالی که اگر در میان
امت، عالم به
علم لدنی وجود داشت، میدانست که
شرع قانونی غیرقابل اجرا تصویب نمیکند و مشکل را برطرف میساخت.
مسلمانان در فتوحات خود، با
مسائل نوظهور و حوادث جدیدی روبرو میشدند که حکم آن را در قرآن و سنتهایی که در اختیار داشتند نمییافتند، و لذا مشکل بر روی مشکل، اضافه میشد، زیرا آیاتی که بیانگر
احکام فرعی باشد، بسیار محدود است و احادیث وارده درباره احکام نیز از پانصد حدیث تجاوز نمیکند.
فخر رازی میگوید: موضوعاتی که حکم آن به وسیله کتاب و سنت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بیان شده، بسیار کم است.
اینک نمونههایی از مسائل نوظهور که یاران پیامبر در آن، متحیر و سرگردان بودند:
مقصود از «عول» این است که در هنگام تقسیم
ارث میّت، ترکه نسبت به سهامی که در کتاب و سنت آمده است وافی نباشد.
مثلاً مردی بمیرد و وارثانی مانند همسر و پدر و مادر و دو دختر داشته باشد که سهام آنان به این ترتیب است همسر: ۸۱ و پدر و مادر ۳۱ و دو دختر بر روی هم ۳۲، در این صورت مجموع سهام میشود ۸۹ ترکه، و به این ترتیب، قابل تقسیم نیست، و لذا هنگامی که مساله به
عمر بن خطاب عرضه شد، گفت به خدا سوگند نمیدانم خدا کدام یک از شما را مقدم داشته و کدام را عقبانداخته است. آنگاه نقص را بر همه تقسیم کرد.
نمونه دیگر آن که مردی همسر خود را در
جاهلیت دوبار طلاق داده و در اسلام نیز یک بار. آیا این نوع سه طلاق مایه حرمت ابدی هست یا نه؟
مسلمانان، و کلیه یاران پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) درباره این گونه مشکلات دچار حیرت و شگفتی بودند و سپس با یک نوع گمانه زنی مشکل را حل کرده و به آن، رسمیت میدادند، در حالی که اگر در میان امّت، انسان دانا و آگاهی وجود داشت و از علم لدنّی بهره میگرفت، میدانست که محال است شرع انور قانونی را تصویب کند که قابل پیاده شدن نباشد و در سایه علم لدنی مشکل را برطرف میکرد.
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۶، ص۴۴.