• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خسرو فیروز بن ابی‌کالیجار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خسرو پیروز (خسرو فیروز) دیلمی (۴۴۰–۴۴۷ ه‌.ق.) ملقب به الملک الرحیم (مَلِکِ رحیم) و مُکَنّیٰ به ابونصر امیر آل بویه عراق و فرزند ابوکالیجار مرزبان بود.



الملک الرحیم ابونصر خسرو فیروز بن ابی کالیجار (د ۴۵۰ق/۱۰۵۸م)، مقارن مرگ ابوکالیجار، در بغداد بود. آنگاه خطبه به نام او کردند و او خود را از خلیفه خواست لقب احترام‌آمیز و بی‌سابقه «الملک الرحیم» را به او دهد، ولی خلیفه امتناع کرد. سال بعد به فارس رفت و چون با اختلاف سخت میان ترکان بغداد و ترکان شیراز روبه رو شد، به اهواز رفت و برادرش فولادستون بر فارس چیرگی یافت و عزم تسخیر اهواز کرد. ابونصر به مقابله رفت و شکست خورد و اهواز را نیز از دست داد. اما در میان سپاه فولادستون در اهواز اختلاف افتاد و پاره‌ای به ابونصر پیوستند و بقیه شهر را رها ساختند و ابونصر دوباره وارد اهواز شد (۴۴۲ق/۱۰۵۰م) و در عَسکَر مُکرَم اقامت گزید. آنگاه برای فریب امیر ابومنصور فولادستون و دیگر امیران شکست خورده که می‌خواستند طغرل سلجوقی را به یاری بخوانند، برادر خود امیر ابوسعد را به فارس فرستاد و او بدون برخورد با مقاومت، بر اصطخر و شیراز چیره شد (۴۴۳ق/۱۰۵۱م). از آن سوی فولادستون، به ابونصر که اینک، پس از جدایی سردارانش (چون بَساسیری و نورالدّوله دُبَیس بن مَزیَد) از او، به اهواز رفته بود، هجوم برد و او را به سختی درهم شکست و اهواز را تصرف کرد.


ابونصر به واسط واپس نشست. نیز در ۴۴۵ق/۱۰۵۳م، با سپاهی که از طغرل گرفته بود، شیراز را تصرف کرد. با این همه الملک الرحیم، طی ۲ سال بعد از آن، بر بصره و ارجان چیره شد. اما پایان کار وی فرا رسیده بود و نزاع‌های داخلی میان دیلمیان، و تسلط ترکان بر امرای آل بویه، دولت آنان را به سراشیب سقوط افکنده بود. از آن گذشته، دولت تازه نفس سلجوقیان به سرعت نیرو می‌گرفت و بال‌های خویش را بر سراسر ممالک اسلامی می‌گسترد. طغرل سلجوقی که از مدت ها پیش، استیلا بر بغداد و تحصیل مشروعیت حکومت خویش را در پیش چشم داشت، از ضعف شدید آل بویه و پریشانی‌هایی که بساسیری در بغداد پدید آورده بود، نیک سود جست و در ۴۴۷ق/۱۰۵۵م، به بغداد تاخت و کس به نزد خلیفه فرستاد و اظهار اطاعت کرد و ترکان بغداد را وعده مال و احسان داد. ترکان نخست نپذیرفتند، ولی خلیفه از بیم بساسیری که می‌خواست کاخ وی را به تاراج دهد، طغرل را به بغداد خواند. و خطبه به نام او کرد (جمعه، ۲۲ رمضان ۴۴۷ق/۱۵ دسامبر ۱۰۵۵م) و او در ۲۵ رمضان/۱۸ دسامبر وارد شهر شد.


روز بعد میان پاره‌ای از مردم با یکی از سربازان طغرل نزاع شد و به گمان آن که ابونصر دیلمی به جنگ با طغرل برخاسته همه بغداد جز شیعیان کَرخ، بر سپاه طغرل شوریدند، اما به سختی شکست خوردند و طغرل، ابونصر فیروز را گرفت و به قلعه سیروان و دولت آل بویه از بغداد برچیده شد. اما فولادستون که در همان سال بر شیراز چیره شده بود، تا سال بعد برجای بماند و در ۴۴۸ق/۱۰۵۶م، فضل بن حسن فضلویه شبانکاره ا/spanو را گرفت و زندانی کرد و سلسله آل بویه در فارس نیز برافتاد. ابونصر فیروز را بعداً به ری بردند ودر قلعه آن جا به زندان افکندند تا در ۴۵۰ق/۱۰۵۸م، درگذشت.
[۶] ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، ج۳، ص۲۸۷، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۳۵۰ق.



۱. ↑ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۵۵۵، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.    
۲. ↑ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۵۷۲-۵۷۵، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.    
۳. ↑ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۵۸۸، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.    
۴. ↑ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۵۹۴، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.    
۵. ↑ ذهبی، شمس الدین محمد، العبر، ج۲، ص۲۸۹، به کوشش ابوهاجر محمد، بیروت، دارالکتب، العربیة، ۱۴۰۵ق.    
۶. ↑ ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، ج۳، ص۲۸۷، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۳۵۰ق.



دانشنامه بزرگ اسلامی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی برگرفته از مقاله «آل بویه»، ج۱، ص ۳۸۸.    



جعبه ابزار