• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

دارابی محمد جواد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوعبدالله‌ محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴۲۵۶ق)، نامدارترین محدث اهل سنت و پدیدآورندهٔ صحیح البخاری، با سفری گسترده به مراکز علمی جهان اسلام و بهره‌گیری از هزاران استاد، گنجینه‌ای از احادیث معتبر را گردآوری کرد که در میان مذاهب سنی پس از قرآن، والاترین و معتبرترین منبع حدیثی به شمار می‌رود.
صحیح البخاری با ساختاری فقهی و ابواب چینشی، نه تنها مجموعه‌ای از روایات صحیح، بلکه آیینهٔ اجتهاد و فقاهت مؤلف است؛ هرچند از سوی ناقدان (چون دارقطنی) و علمای شیعه به ضعف‌هایی در اسناد، تقطیع احادیث و کم‌توجهی به روایات اهل‌ بیت (علیهم‌السلام) نقد شده، اما همچنان با شروح متعدد و اعتبار کم‌نظیر، سنگ زیرین حدیث‌پژوهی اهل سنت باقی مانده است.



ابوعبدالله‌ محمد بن‌ اسماعیل‌ بن‌ ابراهیم‌ بن‌ مُغیرة‌ بن‌ بَرْدِزْبَه‌ بُخاری‌، ابوعبداللّه‌ جُعْفی‌، از نامبردارترین‌ محدثان‌ اهل‌ سنّت‌ و نویسنده اثر مهم‌ حدیثی‌ الجامع‌ الصحیح‌ معروف‌ به‌ صحیح‌ بخاری‌ (۱۹۴-۲۵۶) است.
نسبت‌ وی‌ به‌ «جعفی‌» به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ جدّ دومش‌، مغیره‌، از موالیِ «یَمان‌ جعفی‌» حاکم‌ بخارا بوده‌ و به‌ دست‌ وی‌ اسلام‌ آورده‌ بوده‌ است‌.
پدر مغیره‌، بردزبه‌ (به‌ معنای‌ کشاورز
[۷] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص‌۲، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
بعلاوه‌، در این‌ منابع‌ به‌ جای‌ آن‌ برزویه‌، بَدِذْبه‌، یَزْذِبه‌، یَزْدِزبه‌، الاحنف‌ نیز آمده است.) زردشتی‌ بود و بر همین‌ دین‌ نیز از دنیا رفت‌. سخن‌ یاقوت‌ حموی‌ که‌ گفته‌ بردزبه‌ به‌ دست‌ حاکم‌ بخارا مسلمان‌ شد، اشتباه‌ است‌.
بخاری‌ در ۱۳ شوّال‌ ۱۹۴ در خَرتنگ‌، از قرای‌ بخارا، زاده‌ شد. در کودکی‌ پدرش‌ راـ که‌ راوی‌ معتبر حدیث‌ بود ـ از دست‌ داد و مادرش‌ سرپرستی‌ او را به‌ عهده‌ گرفت‌. او در همان‌ دوران‌ بیناییش‌ را از دست‌ داد ولی‌ با دعای‌ مادرش‌ آن‌ را بازیافت‌ از او نقل‌ کرده‌اند که‌ یک‌ بار دیگر پیش‌ از مراجعت‌ از سفر، در خراسان‌ به‌ چشم‌ درد سختی‌ مبتلا شد و شخصی‌ او را با گل‌ خطمی‌ معالجه‌ کرد.


بخاری‌ حافظه‌ای‌ بسیار قوی‌ داشت‌ و از کودکی‌ در بخارا مشغول‌ تحصیل‌ شد و از ده‌ سالگی‌ به‌ حفظ‌ و جمع‌آوری‌ حدیث‌ پرداخت‌؛ یازده‌ ساله‌ بود که‌ اشتباه‌ استادش‌، داخلی‌ را درباره سند روایتی‌ تصحیح‌ کرد و تحسین‌ او را برانگیخت‌.
بنا به‌ آنچه‌ در منابع‌ آمده‌ است‌، مصاحبان‌ او احادیثی‌ را که‌ نوشته‌ بودند بر مبنای‌ آنچه‌ وی‌ از حفظ‌ می‌خواند، تصحیح‌ می‌کردند. در شانزده‌ سالگی‌ کتاب‌های‌ ابن‌ مبارک‌
[۱۸] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
و وکیع‌ بن‌ جرّاح‌
[۱۹] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
را از برکرد. در همان‌ سال‌ همراه‌ مادر و برادرش‌ به‌ حج‌ رفت‌ و برای‌ فرا گرفتن‌ حدیث‌ در حجاز ماند. در هجده‌ سالگی‌ در کنار قبر پیامبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌) کتاب‌ قضایا الصحابة‌ والتابعین‌ و اقاویلهم‌ را تألیف‌ کرد.
بخاری‌ در جستجوی‌ حدیث‌، به‌ رسم‌ بیشتر عالمان‌ و محدثان‌ آن‌ روزگار، سفرهای‌ طولانی‌ کرد و در شهرهای‌ خراسان‌، جبال‌، عراق‌، مصر، شام‌ و حجاز نزد استادان‌ به‌ فراگیری‌ حدیث‌ پرداخت‌. او هنگام‌ اقامت‌ در بصره‌ در مدت‌ شانزده‌ روز بیش‌ از پانزده‌ هزار حدیث‌ حفظ‌ کرد.
دو بار به‌ شام‌ و مصر و جزیره‌، و چهار بار به‌ بصره‌ رفت‌، شش‌ سال‌ در حجاز اقامت‌ جست‌ و به‌ کوفه‌ و بغداد نیز بسیار سفر کرد. او یکصد هزار حدیث‌ با سند صحیح‌ و دویست‌ هزار حدیث‌ دیگر را حفظ‌ کرده‌ بود و مدعی‌ بود که‌ نزد بیش‌ از هزار شیخ‌ استماع‌ حدیث‌ کرده‌ است‌.


از دیدگاه‌ اهل‌ سنّت‌، بخاری‌ ارزش‌ بسیار دارد و ائمه حدیث‌ در فضایل‌ او بسیار سخن‌ گفته‌اند؛ برخی‌ ادعا کرده‌اند که‌ در علم‌ حدیث‌ کسی‌ داناتر از بخاری‌ نیست‌. مسلِم‌ گفته‌ است‌ که‌ من‌ شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ مانند او در دنیا وجود ندارد.
بخاری‌ پس‌ از تکمیل‌ صحیح‌، به‌ بخارا بازگشت‌. هنگام‌ عبور از شهرها مردم‌ بگرمی‌ از او استقبال‌ می‌کردند. در نیشابور چهار هزار اسب‌ سوار، علاوه‌ بر کسانی‌ که‌ با وسایل‌ دیگر آمده‌ بودند، از او استقبال‌ کردند. او مدتی‌ در نیشابور ماند و جلسه حدیث‌ برپا داشت‌ و جمعیت‌ انبوهی‌ در مجلس‌ او شرکت‌ کردند. ظاهراً همین‌ امر حسادت‌ محمد بن‌ یحیی‌ ذُهلی‌، از اعاظم‌ اهل‌ حدیث‌ و استاد بخاری‌، را برانگیخت‌ و موجب‌ دشمنیش‌ با بخاری‌ شد.
ذهلی‌ و اکثر متکلّمان‌، قائل‌ به‌ قدیم‌ بودن‌ لفظ‌ قرآن‌ بودند و مخالفان‌ خود را مرتد می‌دانستند. اما، بخاری‌ قائل‌ به‌ مخلوق‌ بودن‌ لفظ‌ قرآن‌ بود، ازاینرو به‌ بد دینی‌ متهم‌، و شرکت‌ در مجلسش‌ ممنوع‌ شد. او ناگزیر از نیشابور به‌ بخارا رفت‌. تمامی‌ شاگردانش‌، جز مسلم‌ و احمد بن‌ مَسْلمه‌، از گِردش‌ پراکندند.
در راه‌ بخارا، در یک‌ فرسخی‌ شهر، برایش‌ چادر زدند و اهل‌ شهر به‌ استقبالش‌ شتافتند و درهم‌ و دینار بسیار نثارش‌ کردند. مدتی‌ در بخارا ماند و جلسه حدیث‌ تشکیل‌ داد تا اینکه‌ خالد بن‌ احمد ذهلی‌، حاکم‌ شهر، او را برای‌ بیان‌ حدیث‌ به‌ قصر خویش‌ دعوت‌ کرد، اما بخاری‌ نپذیرفت‌ و پیام‌ فرستاد که‌ من‌ علم‌ را خوار نمی‌کنم‌ و آن‌ را به‌ در خانه مردم‌ نمی‌برم‌، اگر حاکم‌ به‌ چیزی‌ از علم‌ احتیاج دارد باید در مسجد یا منزل‌ من‌ حاضر شود. البته‌ اگر او این‌ امر را خوش‌ نمی‌دارد قدرتمند است‌ و می‌تواند مرا از حضور در مجلس‌ حدیث‌ منع‌ کند. در آن‌ صورت‌ من‌ نزد خدا در روز قیامت‌ عذری‌ خواهم‌ داشت‌ وگرنه‌ هرگز علم‌ را کتمان‌ نمی‌کنم‌. همین‌ امر اختلاف‌ و بدبینی‌ آنها را نسبت‌ به‌ هم‌ برانگیخت‌.
به‌ روایت‌ دیگر، حاکم‌ از او خواست‌ که‌ برای‌ فرزندانش‌ جلسه خصوصی‌ تشکیل‌ دهد، اما بخاری‌ از اینکه‌ با این‌ کار میان‌ ایشان‌ و دیگران‌ فرق‌ بگذارد خودداری‌ کرد (نیز درباره اینکه‌ آیا منشأ این‌ بدبینی‌ سعایت‌ مخالفان‌ او بوده‌ یا امری‌ دیگر رجوع کنید به
[۳۲] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ص۴۶، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
) بعلاوه‌، در بخارا جمعی‌ مانند حُرَیْث‌ بن‌ ابی‌الورقا با او مخالفت‌ نمودند و درباره مذهبش‌ صحبت‌ها کردند که‌ به‌ تبعید او انجامید.


اهالی‌ سمرقند در نامه‌ای‌ او را به‌ شهر خود دعوت‌ کردند، بخاری‌ دعوت‌ آنها را پذیرفت‌ و به‌ قصد سمرقند به‌ راه‌ افتاد. چون‌ به‌ زادگاهش‌، در دو فرسخی‌ سمرقند، رسید، به‌ منزل‌ خویشاوندان‌ خود وارد شد و پس‌ از مدتی‌ در شب‌ پنجشنبه‌ عید فطر ۲۵۶ فوت‌ کرد و در همانجا به‌ خاک‌ سپرده‌ شد.


بخاری‌ از مشایخ‌ و علمای‌ شهرهایی‌ که‌ بدانها مسافرت‌ کرد، احادیث‌ بسیاری‌ فرا گرفت‌.
او تعداد مشایخ‌ خود را بیش‌ از هزار تن‌ ذکر کرده‌ است‌ که‌ مهم‌ترین‌ آنان‌ بدین‌ قرارند،
در بخارا: محمد بن‌ سلام‌ و محمد بن‌ یوسف‌ بیکندی‌، محمد بن‌ عُریر، هارون‌ بن‌ اشعث‌؛
در بلخ‌: مکّی‌ بن‌ ابراهیم‌ یحیی‌ بن‌ بشیر الزاهد؛
در مرو: علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ شفیق‌، صدقة‌ بن‌ فضل‌؛
در نیشابور: یحیی‌ بن‌ یحیی‌، بشر بن‌ حکم‌؛
در ری‌: ابراهیم‌ بن‌ موسی‌ حافظ‌؛
در بغداد: محمد بن‌ عیسی‌ الطباع‌، شریح‌ بن‌ نعمان‌؛
در بصره‌: ابوعاصم‌ النبیل‌، محمد بن‌ عبداللّه‌ انصاری‌، عمرو بن‌ عاصم‌ کلابی‌؛
در کوفه‌: عبداللّه‌ بن‌ موسی‌، طلق‌ بن‌ غنّام‌، حسن‌ بن‌ عطیه‌، خالد بن‌ مخلد؛
در مکّه‌: ابوعبدالرحمان‌ مقری‌، احمد بن‌ محمد ارزق‌؛
در مدینه‌؛ عبدالعزیز اویسی‌، مطرّف‌ بن‌ عبداللّه‌؛
در واسط‌: عَمرو بن‌ عون‌؛
در مصر: سعید بن‌ ابی‌مریم‌، سعید بن‌ بلید، عمرو بن‌ ربیع‌ بن‌ طارق‌ و طبقة‌ آنها؛
در دمشق‌: ابونصر فرادیس‌، ابومسهر؛
در بَقیساریه‌: محمد بن‌ یوسف‌ فریابی‌؛
در عَسقَلان‌: آدم‌ بن‌ ابی‌ ایاس‌
و در حِمْص‌، ابومغیره‌، علی‌ بن‌ عیاش‌، احمد بن‌ خالد الوهبی‌.

۵.۱ - طبقات مشایخ بخاری

بخاری‌ از راویان‌ بزرگ‌تر و کوچک‌تر از خود و همسالان‌ روایت‌ و کتابتِ حدیث‌ کرده‌ است‌. از اینرو مشایخِ او را به‌ پنجطبقه‌ تقسیم‌ کرده‌اند:
۱) کسانی‌ که‌ از تابعین‌ روایت‌ کرده‌اند؛
۲) کسانی‌ که‌ در زمان‌ او بودند ولی‌ با تابعین‌ معتبر ملاقات‌ نکرده‌ بودند؛
۳) طبقة‌ وَسط‌ از مشایخ‌ او که‌ از کبار تابعانِ تابعان‌ روایت‌ کرده‌اند؛
۴) همسالان‌ بخاری‌ و کمی‌ بزرگ‌تر از او؛
۵) کسانی‌ که‌ از لحاظ‌ سن‌ و رتبه سندی‌ به‌ منزله شاگردان‌ او بودند. از طبقه اخیر احادیث‌ اندکی‌ نقل‌ کرده‌ است‌.

۵.۲ - روایت بخاری از امامان

بخاری‌ از امامان‌ شیعه‌، با واسطه‌ یا بدون‌ واسطه‌، به‌ندرت‌ حدیث‌ نقل‌ کرده‌ و در کتاب‌ صحیح‌ خود فقط‌ بیست‌ و نه‌ حدیث‌ از امام‌ علی‌ (علیه‌السّلام‌) و نیز احادیثی‌ اندک‌ از امام‌ حسن‌ و امام‌ باقر (علیهماالسّلام‌) روایت‌ کرده‌ است‌.
[۴۴] محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۲۵، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
[۴۵] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


۵.۳ - شاگردان

گروه‌ بسیاری‌ از محدثان‌ در شهرهای‌ مختلف‌ از بخاری‌ استماع‌ حدیث‌ کرده‌ و نوشته‌اند. از قدمای‌ آنها ابوزرعه‌ و ابوحاتم‌اند. از مؤلفان‌ جوامع‌ مهم‌ حدیثی‌، ترمذی‌،
[۴۶] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
و مسلم‌ (۲۰۱-۲۶۱) و عده بسیاری‌ از ائمه حدیث‌ از او حدیث‌ نقل‌ کرده‌اند.
بخاری‌ چندین‌ بار به‌ بغداد رفت‌ و جلسه حدیث‌ تشکیل‌ داد. محمد بن‌ یوسف‌ بن‌ عاصم‌ می‌گوید که‌ در مجلس‌ او سه‌ نفر املا می‌کردند و مردم‌ می‌نوشتند و بیش‌ از بیست‌ هزار تن‌ در آن‌ شرکت‌ می‌کردند.
عده‌ای‌ از بغدادی‌ها - از جمله‌، ابراهیم‌ بن‌ محمد باغندی‌، یحیی‌ بن‌ محمد بن‌ صاعد، محمد بن‌ هارون‌ حضرمی‌ و دیگران‌ - از او حدیث‌ نقل‌ کرده‌اند و نسخه اصلی‌ کتاب‌ صحیح‌ نزد آنها بوده‌ است‌، با وجود این‌ احادیث‌ نسخه‌های‌ مختلف‌ آنها از لحاظ‌ تقدّم‌ و تأخّر مختلف‌ است‌.
[۴۹] ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، ۱۴۰۴، ص۶.

از بخاری‌ نود هزار محدّث‌ استماع‌ حدیث‌ کرده‌اند.


به‌ عقیده محققان‌، نمی‌توان‌ بخاری‌ را پیرو یکی‌ از مذاهب‌ چهارگانه اهل‌ سنت‌ یا مذاهب‌ مشهور دیگر دانست‌. در واقع‌، او مسلک‌ فقهی‌ خاصی‌ داشت‌ و به‌رأی‌ خویش‌ اجتهاد می‌کرد. هرچند برخی‌ از پیروانِ مذاهب‌ کوشیده‌اند که‌ او را تابع‌ مذهب‌ خود معرفی‌ کنند و از جمله‌ سبکی‌ نام‌ او را در کتاب‌ خود در شمار علمای‌ شافعی‌، و قاضی‌ ابن‌ ابی‌ یعلی‌ در زمره علمای‌ حنبلی‌ آورده‌اند، با توجه‌ به‌ نظریات‌ و فتاوی‌ فقهی‌ او - که‌ شیخ‌ جمال‌الدین‌ قاسمی‌ دمشقی‌ با بهره‌گیری‌ از عناوین‌ ابواب‌ کتاب‌ صحیح‌ بخاری‌ گرد آورده‌
[۵۳] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۴۰ـ۴۲، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
ـ باید او را دارای‌ مسلکی‌ مستقل‌ دانست‌. وی‌ آرای‌ خود را معمولاً به‌ صورت‌ نقلِ گفته یکی‌ از اصحاب‌ یا ائمه مذاهب‌ اهل‌ سنت‌ بیان‌ می‌کرده‌ است‌.
[۵۴] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۴۰، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.



آثار بخاری‌ را ۲۵ کتاب‌ شمرده‌اند که‌ از برخی‌ اثری‌ در دست‌ نیست‌، بعضی‌ به‌ صورت‌ نسخه‌های‌ خطی‌ در کتابخانه‌ها نگهداری‌ می‌شود و تعدادی‌ هم‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. از جمله‌ آثار اوست‌.

۷.۱ - آثار غیر از صحیح بخاری

۱) التاریخ‌ الکبیر، در احوال‌ چهل‌ هزار راوی‌ حدیث‌ از زمان‌ صحابه‌ تا زمان‌ مؤلّف‌.
این‌ کتاب‌ از نظر علمی‌ و فنی‌ با ارزش‌ و مستند است‌ و به‌ ترتیب‌ الفبایی‌ تنظیم‌ شده‌ و در حیدرآباد دکن‌ (۱۳۶۱-۱۳۶۲) در هشت‌ مجلّد به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. بخاری‌ این‌ کتاب‌ را در کنار قبر مطهر پیامبر اکرم‌ (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌) در شب‌های‌ مهتابی‌ نگاشته‌ است‌؛
[۵۵] محمد بن‌ جعفر کتانی‌، الرسالة‌ المستطرفة‌، ص۹۶، قاهره‌ (بی‌تا. ).

۲) التاریخ‌ الصغیر، کتابی‌ مختصر و مستند در اسماء رجال‌، که‌ به‌ ترتیب‌ سال‌های‌ فوت‌ تنظیم‌ شده‌ است‌ (چاپ‌ الله‌آباد، ۱۳۲۵)؛
۳) کتاب‌ الضعفاء الصغیر (چاپ‌ الله‌آباد، ۱۳۲۵)؛
۴) کتاب‌ الکنی‌، دربارة‌ کنیه هزار راوی‌ (چاپ‌ حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۰)؛
۵) کتاب‌ خلق‌ افعال‌ العباد، در ردّ فرقه جهمیه‌ و برخی‌ فرق‌ دیگر (چاپ‌ شمس‌الحق‌ عظیم‌ آبادی‌، دهلی‌ ۱۳۰۶)؛
۶) الادب‌ المفرد فی‌ الحدیث‌ (چاپ‌ اول‌: ۱۹۰۶)، که‌ به‌ اردو نیز ترجمه‌ شده‌ است‌؛
۷) قضایا الصحابه‌ والتابعین‌ و اقاویلهم‌، که‌ از آن‌ اثری‌ در دست‌ نیست‌؛
۸) ثلاثیات‌ البخاری‌، مراد احادیث‌ با علوّ سند است‌ که‌ از طریق‌ سه‌ راوی‌ به‌ پیامبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌ وسلّم‌) می‌رسد و تعداد آنها در صحیح‌ بخاری‌ بر ۲۲ حدیث‌ بالغ‌ می‌شود (درباره علوّ سند رجوع کنید به
(ببینید: علوّ سند)
). محمدشاه‌ ابن‌ حاج حسن‌
[۵۶] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
آن‌ را شرح‌ کرده‌ است‌؛
۹) تفسیر البخاری‌، که‌ بخاری‌ آن‌ را یکی‌ از کتاب‌های‌ الجامع‌ صحیح‌ قرار داده‌ است‌. تفسیر دیگری‌ به‌ نام‌ التفسیر الکبیر به‌ بخاری‌ منسوب‌ است‌. نسخه خطی‌ آن‌ در کتابخانه الجزایر موجود است‌؛

۷.۲ - صحیح بخاری

الجامع‌ الصحیح‌، مشهور به‌ صحیح‌ البخاری‌، که‌ معروف‌ترین‌ کتاب‌ بخاری‌ و یکی‌ از صحاح‌ ششگانه‌ (سته) اهل‌ سنت‌، بلکه‌ موثق‌ترین‌ و معتبرترین‌ آنهاست‌ و بی‌شک‌ شهرت‌ بخاری‌ بیشتر مرهون‌ این‌ کتاب‌ است‌. به‌ نظر بخاری‌، مجامع‌ حدیثیِ مدوّنِ عصر او، بر احادیث‌ صحیح‌ و غیرصحیح‌ مشتمل‌ بود، ازاینرو تصمیم‌ گرفت‌ که‌ احادیث‌ صحیح‌ را در کتابی‌ گرد آورد و ظاهراً، به‌ گفته خودش‌، مشوق‌ اصلی‌ او در این‌ کار استادش‌ اسحق‌ بن‌ ابراهیم‌ حنظلی‌ معروف‌ به‌ ابن‌ راهویه‌ بوده‌ است‌.
[۶۰] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌)، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

بخاری‌ برای‌ تألیف‌ این‌ کتاب‌ شانزده‌ سال‌ وقت‌ صرف‌ کرد و احادیث‌ آن‌ را از میان‌ ششصد هزار حدیث‌ برگزید
[۶۱] ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ‌ص۴۹۰، مصر ۱۳۲۸.
و هیچ‌ حدیثی‌ را در کتاب‌ خود نیاورد مگر اینکه‌ نخست‌ وضو یا غسل‌ ساخت‌ و دو رکعت‌ نماز گزارد.

۷.۲.۱ - تعداد احادیث و اختلاف روایات

صحیح‌ بخاری‌ در ۹۷ کتاب‌ و ۳،۴۵۰ باب‌ تدوین‌ شده‌ و تعداد احادیث‌ آن‌ با احتساب‌ احادیث‌ مکرّر به‌ گفته ابن‌ صلاح‌ ۷،۲۷۵ حدیث‌ و با حذف‌ مکرّرات‌ به‌ گفته او و نووی‌ حدود ۴،۰۰۰ حدیث‌، اما به‌ عقیده ابن‌ حجر ۲،۷۶۱ حدیث‌ است‌.
[۶۵] ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۶۵، مصر ۱۳۲۸.
[۶۶] ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۷۸، مصر ۱۳۲۸.

ابن‌ حجر در توجیه‌ این‌ اختلاف‌ می‌گوید که‌ شاید نخستین‌ شمارشگر، احادیث‌ تکراری‌ را که‌ تعدادشان‌ کم‌ نیست‌ حساب‌ کرده‌ است‌.
[۶۷] ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۷۸، مصر ۱۳۲۸.
بعلاوه‌ تعداد احادیث‌ صحیح‌ بخاری‌ در روایات‌ مختلف‌، متفاوت‌ است‌؛ مثلاً روایت‌ فربری‌ سیصد حدیث‌ از روایت‌ ابراهیم‌ بن‌ معقل‌ نسفی‌ زیادتر دارد و نیز تعداد احادیث‌ آن‌ در روایت‌ نَسفی‌ از روایت‌ حماد بن‌ شاکر نَسَوی‌ صد عدد کمتر است‌.
بخاری‌ برای‌ انتخاب‌ حدیث‌ صحیح‌ معیاری‌ داشته‌ که‌ به‌ «شرط‌ بخاری‌» معروف‌ شده‌ است‌. بر طبق‌ آن‌، او حدیثی‌ را صحیح‌ می‌داند که‌ محدثان‌ بزرگ‌ نسبت‌ به‌ وثاقت‌ فرد فردِ سلسله راویان‌ آن‌ تا یک‌ صحابی‌ مشهور اتفاق‌ نظر داشته‌ باشند و سند آن‌ نیز متصل‌ و غیر مقطوع‌ باشد. اگر دو راوی‌ یا بیشتر از یک‌ صحابی‌ روایت‌ کنند چه‌ بهتر ولی‌ اگر تنها یک‌ راوی‌ معتبر روایت‌ نماید، باز هم‌ کافی‌ است‌. بر این‌ اساس‌، بخاری‌ برای‌ گزینش‌ حدیث‌ صحیح‌، اتصال‌ سند، اتقان‌ و وثاقتِ رجال‌ و نیز نبودن‌ اشکال‌ و ضعف‌ در متن‌ یا سند حدیث‌ (عدم‌ علل‌) را مراعات‌ می‌کرده‌ است‌.
از تقسیم‌بندی‌ احادیث‌ کتاب‌ در سخن‌ ابن‌ حجر می‌توان‌ دریافت‌ که‌ شرط‌ مزبور درباره همه احادیث‌ آن‌ رعایت‌ نشده‌ و وی‌ برخی‌ از احادیث‌ را که‌ با شرط‌ او منطبق‌ نیست‌، هرچند با لفظ‌ و تعبیری‌ متفاوت‌ و متمایز، آورده‌ است‌.
صحیح‌ بخاری‌ بیشتر مطابق‌ با کتاب‌ها و ابواب‌ فقهی‌ تبویب‌ و تنظیم‌ شده‌، ولی‌ مطالب‌ و ابواب‌ دیگری‌ نیز در آن‌ وجود دارد؛ ازجمله‌ درباره آغاز خلقت‌، بهشت‌ و دوزخ‌، پیامبران‌ و بویژه‌ پیامبر اکرم‌ (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌) و تفسیر قرآن‌. ابن‌ حجر به‌ منظور بیان‌ تناسب‌ ترتیب‌ کتاب‌ها و ابواب‌ صحیح‌ بخاری‌ و منطقی‌ بودن‌ آن‌ از قول‌ شیخ‌ الاسلام‌ بلقینی‌ توجیهات‌ و دلایلی‌ نقل‌ کرده‌ و گاه‌ خود دلایلی‌ بر آن‌ افزوده‌ است‌؛ مثلاً درباره اینکه‌ بخاری‌ عنوان‌ نخستین‌ باب‌ کتاب‌ را «کیف‌ بدء الوحی‌» آورده‌ و برخلاف‌ ابواب‌ دیگر لفظ‌ «باب‌» را در ابتدای‌ آن‌ قرار نداده‌ است‌، می‌گوید: سرّ آن‌ این‌ است‌ که‌ این‌ باب‌، امّ الابواب‌ و مَقسَم‌ سایر باب‌هاست‌ نه‌ قسیم‌ آنها؛ ازاینرو عنوان‌ آن‌ نیز با ابواب‌ دیگر تفاوت‌ دارد.

۷.۲.۲ - تراجم ابواب و ویژگی‌های ساختاری

از ویژگی‌های‌ کتاب‌ صحیح بخاری، عناوین‌ ابواب‌ (تراجم‌ ابواب‌) آن‌ است‌ که‌ به‌ عقیده شارحان‌ کتاب‌ (از جمله‌ نووی‌ و ابن‌حجر) نشان‌ می‌دهد که‌ مقصود بخاری‌ صرفاً گردآوری‌ احادیث‌ نبوده‌، بلکه‌ مراد وی‌ بیان‌ استنباطش‌ از آنها و استدلال‌ برای‌ موضوعاتی‌ مختلف‌ ـ همچون‌ اصول‌، فروع‌، آداب‌، و امثال‌. . . بوده‌ است‌ و چون‌ این‌ عناوین‌ بیشتر بر تفسیر، تبیین‌ و تأویل‌ احادیث‌ مشکل‌ و مجمل‌ مشتمل‌ است‌، آنها را بیانگر فقه‌ بخاری‌ دانسته‌اند (فقه‌ البخاری‌ فی‌ تراجمه‌ ) و گفته‌اند که‌ بخاری‌ در این‌ کتاب‌ فراتر از یک‌ محدّث‌ صرف‌، و به‌ صورت‌ فقیهی‌ ماهر جلوه‌ کرده‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌، او برخی‌ از احادیث‌ را، بر حسب‌ بابی‌ که‌ در نظر داشته‌، تکرار یا تقطیع‌ کرده‌ و همراه‌ با آن‌، نکات‌ فقهی‌، حکمی‌ و آیات‌ الاحکام‌ آورده‌ است‌ و حتی‌ در برخی‌ ابواب‌ هیچ‌ آیه‌ یا حدیثی‌ ذکر نکرده‌ که‌ به‌ نظر برخی‌ می‌فهماند که‌ وی‌ درباره آن‌ موضوع‌، طبق‌ شرایط‌ خود حدیثی‌ نیافته‌ است‌.
ابن‌ حجر اقسام‌ مختلف‌ عناوین‌ ابواب‌ را در صحیح‌ بخاری‌ بر شمرده‌ است‌؛ از جمله‌: عناوین‌ مشابه‌ با الفاظ‌ حدیثِ راجع‌ به‌ آن‌ و عناوین‌ مغایر، عناوین‌ واضح‌تر از احادیث‌ باب‌ و عناوین‌ مجمل‌تر، و عناوین‌ استفهامی‌. او همچنین‌ برخی‌ از کتاب‌های‌ نوشته‌ شده‌ در این‌باره‌ را نام‌ برده‌ است‌.
[۷۶] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۱-۱۲، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.


۷.۲.۳ - احادیث معلق و موقوف

از دیگر ویژگی‌های‌ صحیح‌ بخاری‌، وجود احادیث‌ «معلَّق‌» در آن‌ است‌. مراد از تعلیق‌ حذف‌ یک‌ نفر یا بیشتر از ابتدای‌ سند حدیث‌ است‌. ابن‌حجر آن‌ دسته‌ از احادیث‌ مرفوع‌ (یعنی‌ احادیثی‌ که‌ در آخر سند به‌ پیامبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌) منتسب‌ و متعلق‌ شود) را که‌ همواره‌ در کتاب‌ به‌ صورت‌ معلّق‌ آمده‌اند، به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌:
۱) احادیثی‌ که‌ با الفاظی‌ حاکی‌ از جزم‌ به‌ صدور حدیث‌ آمده‌اند، مانند «قال‌»؛
۲) آنهایی‌ که‌ با چنین‌ الفاظی‌ نیامده‌اند، (مانند رُوِیَ عَنْ و. . . ).
آنگاه‌ درباره احادیث‌ دسته اول‌ حکم‌ به‌ صحت‌ می‌کند و دسته دوم‌ را هم‌ ـ جز به‌ندرت‌
[۷۸] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
ـ مقبول‌ می‌داند. همچنین‌ درباره احادیث‌ موقوف‌ (احادیثی‌ که‌ بدون‌ اسناد به‌ پیامبر اکرم‌ (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌)، از صحابی‌ روایت‌ شود) می‌گوید که‌ بخاری‌ این‌ احادیث‌ را، که‌ مشتمل‌ بر فتاوی‌ صحابه‌ و تابعین‌ و تفاسیر آیات‌ است‌، برای‌ زمینه‌سازی‌ و قبولاندن‌ مسلک‌ انتخابی‌ خود در موارد اختلاف‌ آورده‌ است‌ هرچند این‌ احادیث‌ مشمول‌ شرط‌ وی‌ نباشد. بنابراین‌، مقصود اصلی‌ از تدوین‌ این‌ کتاب‌، گردآوری‌ احادیث‌ صحیح‌ مستند بوده‌ و احادیث‌ معلّق‌ و موقوف‌ به‌ منظور استشهاد و تفسیر نقاط‌ مبهم‌ و مجمل‌ در احادیث‌ مزبور آمده‌ است‌.
[۸۰] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۴-۳۴۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

ابن‌ حجر در نوشته‌ای‌ با عنوان‌ «تعلیق‌ التعلیق‌» با برشمردن‌ آن‌ گروه‌ از احادیث‌ مرفوع‌ و موقوف‌ که‌ در صحیح‌ بخاری‌ به‌ صورت‌ معلّق‌ آمده‌، با استمداد از آثار بخاری‌ یا دیگران‌، به‌ تکمیل‌ سند حدیث‌ مبادرت‌ کرده‌ است‌.

۷.۲.۴ - مقبولیت و اعتبار

بخاری‌ چون‌ کتابِ خود را به‌ پایان‌ رساند، آن‌ را به‌ بزرگان‌ و ائمه حدیث‌، مانند احمد بن‌ حنبل‌، علی‌ بن‌ مَدینی‌ و یحیی‌ بن‌ معین‌، عرضه‌ داشت‌. همگان‌ تحسین‌ کردند و به‌ صحّت‌ و درستیِ آن‌، جز چهار حدیث‌، شهادت‌ دادند.
[۸۲] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۹۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

این‌ کتاب‌ با استقبال‌ بسیار روبرو شد و نود هزار تن‌ آن‌ را از بخاری‌ استماع‌ نمودند. صحیح‌ بخاری‌ نزد علمای‌اهل‌ سنّت‌ اهمیت‌ و اعتبار خاصی‌ دارد؛ به‌ ادعای‌ برخی‌، همه امت‌ اسلامی‌ در این‌ امر اتّفاق‌ نظر دارند که‌ صحیح‌ترین‌ کتاب‌ پس‌ از قرآن‌ مجید، صحیح‌ بخاری‌ و پس‌ از آن‌ صحیح‌ مسلم‌ است‌،
[۸۵] احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ج۱، ص۱۹، بولاق‌ ۱۳۰۵.
[۸۶] ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، ص۹، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۸۷] یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۱۲۰، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
با اینهمه‌ شافعی‌ و برخی‌ دیگر عنوان‌ «اصحّ الکتب‌» را به‌ «المُوَطَّأ» مالک‌ داده‌اند و آن‌ را «اصل‌ اول‌» و صحیح‌ بخاری‌ را «اصل‌ دوم‌» نامیده‌اند. نیز گفته‌ شده‌ که‌ بخاری‌ در صحیح‌ خود بیشتر از الموطّأ حدیث‌ استخراجکرده‌ است‌.
[۸۸] مالک‌ بن‌ انس‌، اَلمُوَطَّأ، ج۱، مقدمه عبدالباقی‌، صط‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.

ابن‌ حجر
[۸۹] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۸، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
در توجیه‌ سخن‌ شافعی‌ گفته‌ که‌ وی‌ هنگامی‌ این‌ حرف‌ را زده‌ که‌ از صحیح‌ بخاری‌ و صحیح‌ مسلم‌ خبری‌ نبوده‌ است‌. در هر صورت‌، در میان‌ اهل‌ سنت‌ هیچ‌ کتابی‌ به‌ شهرت‌ صحیح‌ بخاری‌ نیست‌ و درباره آن‌ گاه‌ چنان‌ غلو کرده‌اند که‌ آن‌ را در ردیف‌ قرآن‌ دانسته‌ و برایش‌ فضایلی‌ ذکر کرده‌اند.
[۹۰] اسد حیدر، الامام‌ الصادق‌ والمذاهب‌ الاربعة‌، ج۱، جزء ۱، ص۷۸، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
به‌ گفته وجدی‌
[۹۱] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، ج۳، ص۴۸۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).
بعضی‌ به‌ افرادی‌ پول‌ می‌دادند تا احادیث‌ این‌ کتاب‌ را همچون‌ قرآن‌ برای‌ جلب‌ برکات‌ و خیرات‌ آسمانی‌ بخوانند.

۷.۲.۵ - شروح بر صحیح

مقبولیت‌ و اعتبار صحیح‌ بخاری‌ از کثرت‌ شروح‌ و تعلیقات‌ و حواشی‌ آن‌ نیز نمایان‌ است‌ و علمای‌ هر عصر برای‌ درک‌ بهتر این‌ مجموعه حدیثی‌ سعی‌ فراوان‌ کرده‌اند.
ابن‌ خلدون‌ آرزو داشت‌ که‌ برای‌ این‌ کتاب‌ شرحی‌ نفیس‌ نگاشته‌ شود که‌ در آن‌ حق‌ مطلب‌ بتمامی‌ ادا گردد، زیرا از بیشتر استادانش‌ شنیده‌ بود که‌ فراهم‌ آوردن‌ چنین‌ شرحی‌ برای‌ صحیح‌ بخاری‌، دَینی‌ است‌ بر عهده امت‌ مسلمان‌،
[۹۲] ابن‌ خلدون‌، مقدمه ابن‌خلدون‌، ص۴۴۳، بغداد (بی‌تا. ).
ازاینرو، بزرگان‌ حدیث‌ از اعصار پیشین‌ تاکنون‌ به‌ شرح‌ آن‌ همّت‌ گماشته‌اند و شاید کمتر کتابی‌ به‌ اندازه آن‌ شرح‌ و تعلیقه‌ داشته‌ باشد.
حاجی‌ خلیفه‌
[۹۳] مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج‌۱، ستون‌ ۵۴۵ ـ ۵۵۵، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
از دهها شرح‌ و تعلیقه‌ که‌ تا زمان‌ او نوشته‌ شده‌ بود، نام‌ برده‌ است‌. بنابه‌ نوشته مقدمه‌ نویس‌ صحیح‌ بخاری‌ (چاپ‌ مکه‌ ۱۳۷۶) تاکنون‌ تعداد ۵۹ شرح‌ (تمام‌ یا ناتمام‌) بر صحیح‌ بخاری‌ نوشته‌ شده‌ که‌ یازده‌ شرح‌ از آنها چاپ‌ شده‌ است‌. بعلاوه‌، ۲۹ تن‌ برای‌ آن‌ پاورقی‌، و شانزده‌ تن‌ مقدمه‌ نوشته‌اند و پانزده‌ تن‌ آن‌ را خلاصه‌ کرده‌اند. از جمله‌ شروحِ مشهور آن‌ است‌:
۱) شرح‌ امام‌ ابوسلیمان‌ احمد بن‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ خطاب‌ البستی‌ الخطابی‌
[۹۴] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
با نامِ اعلام‌ السنن‌؛
[۹۵] مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۵۴۵، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

۲) فتح‌ الباری‌ شرح‌ صحیح‌ البخاری‌ نوشتة‌ حافظ‌ شهاب‌الدین‌ ابن‌ حجر عسقلانی‌؛
[۹۶] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
[۹۷] ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ص۳۹۷، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
[۹۸] ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ۳، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.

۳) عمدة‌ القاری‌ فی‌ شرح‌ البخاری‌ تألیفِ محمود بن‌ احمد عینی‌؛
[۹۹] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
[۱۰۰] ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

۴) ارشاد السّاری‌ فی‌ شرح‌ البخاری‌ از احمد بن‌ محمد بن‌ ابی‌بکر قسطلانی‌؛
[۱۰۱] محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
[۱۰۲] احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ۱۲۷۶، ۱۲۸۸، ۱۳۰۴، ۱۳۰۵، بولاق‌ ۱۳۰۵.
[۱۰۳] ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، ۱۳۲۵، ۱۳۲۶، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۱۰۴] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌البخاری‌، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

۵) شرح‌ ابوزید عبدالقادر بن‌ علی‌ فاسی‌ (چاپ‌ فاس‌ ۱۳۰۷).
همچنین‌ صحیح‌ بخاری‌ به‌ زبان‌های‌ مختلف‌ ترجمه‌ شده‌ است‌.

۷.۲.۶ - قداست‌زدگی و نقدهای عامه

صحیح‌ بخاری‌ را هاله‌ای‌ از قداست‌ فرا گرفته‌ و کمتر کسی‌ در صحّت‌ احادیث‌ آن‌ و جرح‌ رجالش‌ جرأت‌ تردید داشته‌ است‌.
به‌ گفته ابوالحسن‌ مقدّسی‌، هر کس‌ در صف‌ ناقلان‌ احادیثِ صحیحین‌
[۱۰۵] یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
قرار گیرد، از هرگونه‌ عیب‌ و نقصو انتقاد مبراست‌.
[۱۰۶] احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۱، بولاق‌ ۱۳۰۵.
ازاینرو بسیاری‌ از حفّاظ‌ تمامی‌ احادیث‌ آن‌ را بدون‌ تأمل‌ پذیرفته‌اند و حتی‌ تسلیم‌ کامل‌ در برابر احادیث‌ مزبور از اصول‌ ایمان‌ و ارکان‌ اسلام‌ تلقّی‌ شده‌ است‌.
[۱۰۷] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۵، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

ذهبی‌ هنگام‌ ذکر برخی‌ احادیث‌ آن‌ می‌گوید: اگر هیبت‌ صحیح‌ بخاری‌ نبود، می‌گفتم‌ که‌ این‌ احادیث‌ موضوعه‌ است‌.
[۱۰۸] ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، ۱۴۰۴، ج۸، ص۱۴۶.
به‌ گفته امام‌ الحرمین‌ اگر کسی‌ قسم‌ بخورد که‌ تمامی‌ احادیث‌ صحیحین‌ مطابق‌ با واقع‌ و کلام‌ رسول‌ خداست‌، قسم‌ او درست‌ است‌، کفّاره‌ای‌ بر او نیست‌، زیرا همه امت‌ اسلامی‌ در صحّت‌ آنها اتفاق‌ دارند.
[۱۰۹] یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۱۲۷، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
با وجود این‌، بعضی‌ از بزرگان‌ حدیث‌ از اهل‌ سنت‌، از جمله‌ حافظ‌ دارِقُطْنی‌، به‌ نقد آن‌ مبادرت‌ کرده‌اند و این‌ عقیده‌ را که‌ احادیث‌ آن‌ صحیح‌ترین‌ احادیث‌ به‌ شمار می‌رود، مورد مناقشه‌ قرار داده‌اند.
[۱۱۰] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۲ـ۳۱۳، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

به‌ گفته ابن‌ حجر، حفّاظ‌ ۱۱۰ حدیثِ صحیحین‌ را نقد کرده‌اند که‌ ۳۲ حدیث‌ را هر دو و ۷۸ حدیث‌ را تنها بخاری‌ نقل‌ کرده‌ است‌. همچنین‌ حدود هشتاد تن‌ از رجال‌ حدیثِ صحیح‌ بخاری‌ غیر قابل‌ اعتماد معرفی‌ شده‌اند.
[۱۱۱] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص‌۹، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
البته‌ به‌ نظر محمدرشید رضا احادیث‌ معروض‌ انتقاد در این‌ کتاب‌ بیشتر از این‌ تعداد است‌.
[۱۱۲] محمدرشید رضا، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۶۷۱، مصر ۱۳۶۷.

بخش‌ مهمی‌ از این‌ انتقادات‌، از جمله‌ بیشتر اشکالات‌ دارقطنی‌، متوجه‌ رجال‌ اسناد بخاری‌ است‌. ابن‌ حجر
[۱۱۳] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
احادیث‌ انتقاد شده‌ را به‌ شش‌ گروه‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌؛ از جمله‌:
احادیثی‌ که‌ با دو سند یا بیشتر آمده‌ و یک‌ سند نسبت‌ به‌ دیگری‌ چند راوی‌ بیشتر دارد یا به‌ جای‌ بعضی‌ از راویان‌، اشخاصدیگری‌ ذکر شده‌، منفرداتِ برخی‌ از راویانی‌ که‌ انتقاد شده‌ است‌، احادیثی‌ که‌ برخی‌ روایان‌ آن‌ آماجاتهام‌ یا طعن‌ قرار گرفته‌اند. آنگاه‌ وی‌ درباره هر گروه‌ به‌ پاسخ‌ دادن‌ و دفع‌ اشکال‌ پرداخته‌
[۱۱۴] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۵-۳۴۶، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
و سپس‌ با طرح‌ اشکالات‌ دارقطنی‌ و نیز برخی‌ نقّادان‌ دیگر به‌ ترتیب‌ ابواب‌ صحیح‌ بخاری‌ بدانها پاسخ‌ مفصل‌ داده‌ است‌.
[۱۱۵] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۶-۳۸۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
همچنین‌ با برشمردن‌ «اسباب‌ جرح‌» در راویانی‌ که‌ طعن‌ و تضعیف‌ شده‌اند - از قبیل‌ مجهول‌ الحال‌ بودن‌ (جهالة‌ الحال‌)، بدعت‌ (با کفر یا فسق‌)، کثیر الاشتباه‌ بودن‌ (الغَلَط‌)، مخالفت‌ با راوی‌ موثق‌ و صدوق‌ - به‌ توثیق‌ رجال‌ مذکور و پاسخ‌ به‌ اعتراضات‌ منتقدان‌ مبادرت‌ کرده‌ است‌.
[۱۱۶] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۵۶-۳۸۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.


۷.۲.۷ - نقدهای شیعه بر صحیح

انتقاد دیگر بر صحیح‌ بخاری‌، که‌ عمدتاً علمای‌ شیعه‌ مطرح‌ کرده‌اند، نقل‌ نکردن‌ حدیث‌ از طریق‌ امامان‌ شیعه‌ و فرزندان‌ آنان‌ است‌. با آنکه‌ او دست‌ کم‌ با دو تن‌ از ائمه شیعه‌ (امام‌ هادی‌ و امام‌ حسن‌ عسکری‌ (علیهماالسلام‌)) معاصر بوده‌، تنها احادیث‌ معدودی‌ از امیرالمؤمنین‌ و امام‌ حسن‌ مجتبی‌ و امام‌ باقر (علیهم‌السّلام‌) روایت‌ کرده‌ است‌.
در برابر، روایاتی‌ از خوارج‌ و نواصب‌ از قبیل‌ عکرمه‌، عمران‌ بن‌ حطان‌ و عروه‌، که‌ حتی‌ بسیاری‌ از محدثان‌ اهل‌ سنّت‌ آنان‌ را جرح‌ و تضعیف‌ کرده‌اند
[۱۱۷] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۲۴-۴۳۲، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۱۸] ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ۱۳۲۸، ج۳، ص۱۷۸ـ۱۸۰، مصر ۱۳۲۸.
[۱۱۹] ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ج۵، ص۹۳، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
[۱۲۰] محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۷۹ـ۲۸۰، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
[۱۲۱] هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌الحدیث‌ و المحدثین‌، ص۱۶۵ـ۱۹۱، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
در اسناد احادیث‌ آن‌ آمده‌اند.
از آنجا که‌ امامان‌ افرادی‌ ناشناخته‌ و گمنام‌ نبودند و شاگردان‌ آنان‌، بویژه‌ شاگردان‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌ (علیهماالسّلام‌)، در عراق‌ و حجاز فراوان‌ بودند و بخاری‌ تنها نام‌ بیست‌ تن‌ از رجال‌ شیعه‌ را آورده‌ است‌،
[۱۲۲] اسد حیدر، الامام‌ الصادق‌ والمذاهب‌ الاربعة‌، ج۳، جزء ۶، ص۵۰۱، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
این‌ انتقاد علاوه‌ بر منابع‌ شیعی‌ که‌ آن‌ را بیشتر معلول‌ تعصب‌ دانسته‌اند
[۱۲۳] هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌الحدیث‌ و المحدثین‌، ص۱۷۶، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
[۱۲۴] محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۷، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
در برخی‌ کتب‌ اهل‌ سنت‌ نیز مطرح‌
[۱۲۵] ابن‌ تیمیه‌، منهاج‌السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.
[۱۲۶] محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تذکرة‌ الحفّاظ‌، ج۱، ص۴۱۴، بیروت‌ ۱۹۵۶.
[۱۲۷] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۱ـ۳۱۲، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
و توجیه‌ شده‌ است‌. از جمله‌ گفته‌ شده‌ که‌ بخاری‌ درباره امام‌ صادق‌ (علیه‌السّلام‌) از یحیی‌ بن‌ سعید سخنی‌ شنید و بدان‌ جهت‌ از آن‌ حضرت‌ حدیث‌ نقل‌ نکرد.
[۱۲۸] ابن‌ تیمیه‌، منهاج‌السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.

شاید بتوان‌ گفت‌ که‌ افزون‌ بر عقیده شخصی‌ خود بخاری‌، با توجه‌ به‌ اینکه‌ او در زمان‌ خلفایی‌ چون‌ متوکل‌، از مقتدرترین‌ و ستیزه‌جوترین‌ خلفای‌ عباسی‌ با اهل‌ بیت‌ (علیهم‌السّلام‌) می‌زیسته‌، ملاحظات‌ سیاسی‌ نیز در این‌ امر بی‌ تأثیر نبوده‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، انتقادات‌ دیگری‌ نیز در منابع‌ شیعی‌ مطرح‌ شده‌ است‌، از جمله‌: عدم‌ نقل‌ احادیث‌ در شأن‌ اهل‌ بیت‌ (علیهم‌السّلام‌)،
[۱۲۹] محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۷۹، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
وجود راویان‌ مجهول‌ و ساختگی‌ در آن‌ و پذیرش‌ احادیث‌ مجعول‌
[۱۳۰] عبدالحسین‌ امینی‌، الغدیر فی‌الکتاب‌ و السنّة‌ والادب‌، ج۹، ص۲۸۱ـ۲۸۹، ج‌۹، بیروت‌ ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
و جز آن‌
[۱۳۱] محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۶۳، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
با وجود این‌ بسیاری‌ از محدثان‌ شیعه‌، بر طبق‌ یک‌ سنّت‌ متداول‌ در روایت‌ حدیث‌، اجازه نقل‌ احادیث‌ بخاری‌ و صحاح‌ اهل‌ سنّت‌ را از محدثان‌ عامه‌ دریافت‌ می‌داشته‌اند.
[۱۳۲] ابن‌ شهرآشوب‌، المناقب‌ آل‌ ابی‌طالب‌، ج۱، ص۶، بیروت‌ ۱۴۰۵.
[۱۳۳] محمدباقر بن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار، ج۱، ص۶۲، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۳۴] محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۸۰، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.


۷.۲.۸ - تقطیع و تکرار و نقدهای دیگر

از دیگر ویژگی‌های‌ صحیح‌ بخاری‌، که‌ برخی‌ آن‌ را نشانه ضعف‌ کتاب‌ شمرده‌اند، تقطیع‌ یا تکرارِ تعداد بسیاری‌ از احادیث‌ آن‌ است‌. به‌ نوشته ابن‌ حجر عسقلانی‌
[۱۳۵] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۰، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
وجه‌ اینکه‌ برخی‌ از علمای‌ مغرب‌ و ابوعلی‌ نیشابوری‌، صحیح‌ مسلم‌ را بر صحیح‌ بخاری‌ ترجیح‌ داده‌اند همین‌ امر و نیز دقت‌ مسلم‌ در ثبت‌ الفاظ‌ احادیث‌ بوده‌، زیرا مسلم‌ احادیث‌ را تقطیع‌ نمی‌کرده‌ است‌.
به‌ گفته ابن‌حجر در صورت‌ تکرار یک‌ حدیث‌ در چند باب‌، بخاری‌ آن‌ را در هر باب‌ با سندی‌ خاصآورده‌ مگر در جاهای‌ معدود که‌ در آنجاها نیز تکرار به‌ دلیل‌ فایده‌ای‌ در سند یا متن‌ حدیث‌ بوده‌ است‌ و ابن‌ حجر این‌ فواید را برمی‌شمارد.
[۱۳۶] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۲-۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

برخی‌ شارحان‌ کتاب‌ ادعا کرده‌اند که‌ بخاری‌ هیچگاه‌ حدیث‌ و سند را بدون‌ تغییر تکرار نکرده‌ است‌
[۱۳۷] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۲۳ـ۲۴، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
ولی‌ به‌ تصریح‌ ابن‌ حجر در متن‌ کتاب‌ چند تکرار از این‌ دست‌ دیده‌ می‌شود که‌ شاید ناشی‌ از عدم‌ توجه‌ بخاری‌ بوده‌ است‌.
[۱۳۸] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
همچنین‌ به‌ گفته ابن‌ حجر، بخاری‌ احادیثی‌ را که‌ تقطیع‌پذیر و دارای‌ جملات‌ متعدد بوده‌اند، برای‌ اجتناب‌ از تطویل‌ کتاب‌، بر حسب‌ باب‌ مورد نظر تقطیع‌ می‌کرده‌ است‌. البته‌ در برخی‌ منابع‌ انگیزه‌های‌ دیگری‌ نیز برای‌ تقطیع‌ احادیث‌ ذکر شده‌ است‌.
[۱۳۹] محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۳۷، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
نیز باید گفت‌ که‌ گاه‌ بخاری‌ بخشی‌ از متن‌ حدیثی‌ را آورده‌ و بقیه‌ را در هیچ‌ جای‌ کتاب‌ نیاورده‌ است‌
[۱۴۰] ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
علاوه‌ بر این‌، ناقدان‌ حدیث‌ انتقادات‌ دیگری‌ نیز بر صحیح‌ بخاری‌ وارد کرده‌اند؛ از جمله‌ اینکه‌ وی‌ به‌ نقل‌ الفاظ‌ احادیث‌ مقیّد نبوده‌، و احیاناً بعضی‌ احادیث‌ را نقل‌ به‌ معنی‌ کرده‌ است‌.
[۱۴۱] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۰، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

ابوریّه‌ در این‌باره‌ به‌ روایاتی‌ استناد کرده‌ که‌ نشان‌ می‌دهد بخاری‌ در مجالس‌ سماع‌ حدیث‌، آن‌ را نمی‌نوشته‌ و به‌ حافظه خود متکی‌ بوده‌ است‌ و از قول‌ ابن‌ حجر می‌گوید که‌ گاه‌ بخاری‌ یک‌ حدیث‌ را با سندی‌ واحد ولی‌ با دو لفظ‌ نقل‌ کرده‌ است‌.
[۱۴۲] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۰، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
بعلاوه‌ ابن‌ حجر درباره حدیثی‌ از ابن‌ عمر (قال‌ النبی‌ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌: یومَ الاحزابِ أن‌ لایُصَلِینَّ احدٌ العصرَ الاّ فی‌ بَنی‌قُرَیظَة‌)، که‌ مسلم‌ برخلاف‌ بخاری‌ به‌ جای‌ لفظ‌ «العصر»، «الظُهر» آورده‌، اختلاف‌ را ناشی‌ از عدم‌ تحفّظ‌ بخاری‌ بر لفظ‌ دانسته‌ است‌.
[۱۴۳] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۳، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
همچنین‌ برخی‌ از احادیث‌ صحیح‌ بخاری‌ از نظر صحّت‌ متن‌ معروض‌ مناقشه‌ و تضعیف‌ قرار گرفته‌ است‌.
به‌ گفته محمد رشید رضا
[۱۴۴] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۲ به‌ نقل‌ از المنار، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
در مفهوم‌ بسیاری‌ از احادیث‌ این‌ کتاب‌ اشکالات‌ ونیز تعارضاتی‌ با احادیث‌ دیگر دیده‌ می‌شود و با آنکه‌ ابن‌ حجر در رفع‌ آن‌ کوشیده‌، بعضی‌ از توجیهات‌ وی‌ رضایت‌ بخش‌ نیست‌. به‌ گفته او هرچند اثبات‌ وجود احادیث‌ موضوعه‌
[۱۴۵] محمدباقر بن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
در میان‌ احادیث‌ مسند کتاب‌ مشکل‌ و نپذیرفتنی‌ است‌، احادیثی‌ در آن‌ وجود دارد که‌ برخی‌ قرائن‌ بر «وضع‌» در آن‌ دیده‌ می‌شود؛ مانند حدیث‌ «سحر کردن‌ برخی‌ افراد، پیامبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌) را»، که‌ دانشمندانی‌ چون‌ جصاص‌ و شیخ‌ محمد عبده‌ آن‌ را مردود دانسته‌اند و همینطور احادیث‌ دیگر که‌ از اصول‌ و فروع‌ دین‌ نیست‌.
[۱۴۶] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۵ به‌ نقل‌ از المنار، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
نیز برخی‌ از شافعیان‌ و دیگر مذاهب‌ عامه‌ بعضی‌ از احادیث‌ صحیحین‌ را که‌ در کتاب‌هایی‌ مانند الانتصار ابن‌ جوزی‌ آمده‌، قابل‌ استناد ندانسته‌اند.
[۱۴۷] محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۶، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
با اینهمه‌ صحیح‌ بخاری‌، نزد مذاهب‌ مختلف‌ اهل‌ سنت‌، بویژه‌ اهل‌ حدیث‌ ایشان‌، اعتبار بسیار دارد.


(۱) ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، چاپ‌ محمد [ابوالفضل‌ ابراهیم‌]، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷؛
(۲) ابن‌ ابی‌ یعلی‌، طبقات‌ الحنابله، بیروت‌ [بی‌تا.] ؛
(۳) ابن‌ تیمیه‌، منهاج‌السنه، مصر ۱۳۳۱؛
(۴) ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، مصر ۱۳۲۸؛
(۵) ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
(۶) ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌البخاری‌، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
(۷) ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵؛
(۸) ابن‌ خلدون‌، مقدمه ابن‌خلدون‌، بغداد [بی‌تا.] ؛
(۹) ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌؛
(۱۰) ابن‌ شهرآشوب‌، المناقب‌ آل‌ ابی‌طالب‌، بیروت‌ ۱۴۰۵؛
(۱۱) ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌اخبار من‌ذهب‌، بیروت‌ [بی‌تا.] ؛
(۱۲) محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، مصر [تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷] ؛
(۱۳) عبدالحسین‌ امینی‌، الغدیر فی‌الکتاب‌ و السنّة‌ والادب‌، ج‌۹، بیروت‌ ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛
(۱۴) محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
(۱۵) مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
(۱۶) هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌الحدیث‌ و المحدثین‌، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸؛
(۱۷) اسد حیدر، الامام‌ الصادق‌ والمذاهب‌ الاربعة‌، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
(۱۸) احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، بیروت‌ [بی‌تا.] ؛
(۱۹) محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲؛
(۲۰) محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تذکرة‌ الحفّاظ‌، بیروت‌ ۱۹۵۶؛
(۲۱) محمدرشید رضا، تفسیر المنار، مصر ۱۳۶۷؛
(۲۲) عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌، مصر [بی‌تا.] ؛
(۲۳) صبحی‌ صالح‌، علوم‌ الحدیث‌، بیروت‌ ۱۹۶۵؛
(۲۴) خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج‌۲، چاپ‌ س‌. دیدرینغ‌، ویسبادن‌ ۱۳۹۴/۱۹۷۴؛
(۲۵) احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، بولاق‌ ۱۳۰۵؛
(۲۶) محمد بن‌ جعفر کتانی‌، الرسالة‌ المستطرفة‌، قاهره‌ [بی‌تا.] ؛
(۲۷) مالک‌ بن‌ انس‌، اَلمُوَطَّأ، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
(۲۸) محمدباقر بن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
(۲۹) محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌؛
(۳۰) یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛
(۳۱) محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌ ، بیروت‌ [بی‌تا.] ؛
(۳۲) یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌، چاپ‌ ووستنفلد، لایپزیگ‌ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۶۵.


۱. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۶، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۱۱، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، ج‌۴، ص‌۱۹۰، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.    
۴. عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌، ج‌۲، ص‌۲۱۲، مصر (بی‌تا. ).    
۵. محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تذکرة‌ الحفّاظ‌، ج‌۲، ص۱۰۴، بیروت‌ ۱۹۵۶.    
۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، ۱۴۰۴، ج‌۹، ص‌۴۷.    
۷. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص‌۲، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۸. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۶، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۹. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، ج‌۴، ص‌۱۹۰، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.    
۱۰. ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ذهب‌، ج‌۳، ص‌۲۵۳.    
۱۱. یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌، ج‌۱، ص‌۳۵۵.    
۱۲. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۱۰-۱۱، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۱۳. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج۲، ص‌۱۴۹.    
۱۴. احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ج‌۱، ص‌۳۱، بولاق‌ ۱۳۰۵.    
۱۵. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج‌۲، ص۱۴۹.    
۱۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص‌۴۸۶، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۱۷. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص۷، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۱۸. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۱۹. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۲۰. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۷، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۱. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج‌۲، ص‌۷، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۲. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۷، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۳. ابن‌ ابی‌ یعلی‌، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۷۶، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۴. ابن‌ ابی‌ یعلی‌، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۷۵، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۵. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج۲، ص۱۴۹.    
۲۶. ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌، ج۳، ص۲۵۳.    
۲۷. ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌، ج۳، ص۲۵۴، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۲۸. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۹۱، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۲۹. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۰۳۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳۰. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳۱. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳۲. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ص۴۶، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۳. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳۴. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۳، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۳۵. یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌، ج۱، ص۳۵۵.    
۳۶. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج۲، ص۱۴۹.    
۳۷. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، ج۴، ص۱۹۰، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.    
۳۸. عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌، ج۲، ص۲۳۲، مصر (بی‌تا. ).    
۳۹. ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌، ج۳، ص۲۵۵، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۴۰. ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌، ج۳، ص۲۵۳، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۴۱. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج۲، ص۱۴۸.    
۴۲. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۷۹-۴۸۰، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۴۳. هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌ الحدیث‌ و المحدثین‌، ص۱۲۴، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸.    
۴۴. محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۲۵، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
۴۵. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۶. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۴۷. خلیل‌ بن‌ ایبک‌ صفدی‌، الوافی‌ بالوفیات‌، ج۲، ص۱۴۹.    
۴۸. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۲۰، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۴۹. ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، ۱۴۰۴، ص۶.
۵۰. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، ج۴، ص۱۹۰، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.    
۵۱. عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌، ج‌۲، ص۲۱۲، مصر (بی‌تا. ).    
۵۲. ابن‌ ابی‌ یعلی‌، طبقات‌ الحنابله، ج‌۱، ص‌۲۷۱، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۵۳. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۴۰ـ۴۲، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۵۴. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۴۰، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۵۵. محمد بن‌ جعفر کتانی‌، الرسالة‌ المستطرفة‌، ص۹۶، قاهره‌ (بی‌تا. ).
۵۶. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌ القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۵۷. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۵۲۲، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.    
۵۸. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۴۴۳، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.    
۵۹. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۸، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۶۰. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌)، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۶۱. ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ‌ص۴۹۰، مصر ۱۳۲۸.
۶۲. احمد بن‌ علی‌ خطیب‌ بغدادی‌، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۹، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۶۳. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان‌، ج‌۴، ص۱۹۰.    
۶۴. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌ الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۵۴۱، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.    
۶۵. ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۶۵، مصر ۱۳۲۸.
۶۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۷۸، مصر ۱۳۲۸.
۶۷. ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ص۴۷۸، مصر ۱۳۲۸.
۶۸. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌ الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ۵۴۱.    
۶۹. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۷، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۰. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۶، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۱. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۶، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۲. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۷۰-۴۷۳، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۳. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۸، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۴. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۳، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۵. ابن‌ حجر عسقلانی‌،فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۸، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۱-۱۲، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۷۷. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۷، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۷۸. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۷۹. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۹، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۸۰. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۴-۳۴۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۸۱. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۷-۷۱، (مقدمه‌:هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۸۲. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۹۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۸۳. ابن‌ ابی‌ یعلی‌، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۷۴، بیروت‌ (بی‌تا. ).    
۸۴. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌ الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۵۴۱، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.    
۸۵. احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ج۱، ص۱۹، بولاق‌ ۱۳۰۵.
۸۶. ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، ص۹، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۸۷. یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۱۲۰، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۸۸. مالک‌ بن‌ انس‌، اَلمُوَطَّأ، ج۱، مقدمه عبدالباقی‌، صط‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۸۹. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۸، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۹۰. اسد حیدر، الامام‌ الصادق‌ والمذاهب‌ الاربعة‌، ج۱، جزء ۱، ص۷۸، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۹۱. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، ج۳، ص۴۸۲، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۹۲. ابن‌ خلدون‌، مقدمه ابن‌خلدون‌، ص۴۴۳، بغداد (بی‌تا. ).
۹۳. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج‌۱، ستون‌ ۵۴۵ ـ ۵۵۵، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۹۴. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۹۵. مصطفی‌ بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، کشف‌ الظنون‌ عن‌ اسامی‌الکتب‌ والفنون‌، ج۱، ستون‌ ۵۴۵، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۹۶. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۹۷. ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ص۳۹۷، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
۹۸. ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ۳، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
۹۹. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۱۰۰. ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۰۱. محمد فرید وجدی‌، دائرة‌ معارف‌القرن‌ الرابع‌ عشر/ العشرین‌، بیروت‌ (بی‌تا. ).
۱۰۲. احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ۱۲۷۶، ۱۲۸۸، ۱۳۰۴، ۱۳۰۵، بولاق‌ ۱۳۰۵.
۱۰۳. ابن‌ حجر هیتمی‌، الصواعق‌ المحرقة‌، ۱۳۲۵، ۱۳۲۶، چاپ‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، قاهره‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۰۴. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌البخاری‌، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۰۵. یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۱۰۶. احمد بن‌ محمد قسطلانی‌، ارشاد الساری‌ فی‌شرح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۱، بولاق‌ ۱۳۰۵.
۱۰۷. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۵، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۰۸. ابن‌ حجر عسقلانی‌، تهذیب‌ التهذیب‌، ۱۴۰۴، ج۸، ص۱۴۶.
۱۰۹. یحیی‌ بن‌ شرف‌ نَوَوی‌، شرح‌ صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۱۲۷، ج‌۱، چاپ‌ خلیل‌میس‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۱۱۰. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۲ـ۳۱۳، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۱۱. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص‌۹، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۲. محمدرشید رضا، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۶۷۱، مصر ۱۳۶۷.
۱۱۳. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۵، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۴. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۵-۳۴۶، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۵. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۳۴۶-۳۸۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۵۶-۳۸۱، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۷. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۴۲۴-۴۳۲، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۱۸. ابن‌ حجر عسقلانی‌، الاصابة‌ فی‌ تمییز الصحابة‌، ۱۳۲۸، ج۳، ص۱۷۸ـ۱۸۰، مصر ۱۳۲۸.
۱۱۹. ابن‌ ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه، ج۵، ص۹۳، چاپ‌ محمد (ابوالفضل‌ ابراهیم‌)، بیروت‌ ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
۱۲۰. محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۷۹ـ۲۸۰، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۱۲۱. هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌الحدیث‌ و المحدثین‌، ص۱۶۵ـ۱۹۱، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
۱۲۲. اسد حیدر، الامام‌ الصادق‌ والمذاهب‌ الاربعة‌، ج۳، جزء ۶، ص۵۰۱، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۳. هاشم‌ معروف‌ حسنی‌، دراسات‌ فی‌الحدیث‌ و المحدثین‌، ص۱۷۶، بیروت‌ ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
۱۲۴. محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۷، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
۱۲۵. ابن‌ تیمیه‌، منهاج‌السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.
۱۲۶. محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تذکرة‌ الحفّاظ‌، ج۱، ص۴۱۴، بیروت‌ ۱۹۵۶.
۱۲۷. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۱ـ۳۱۲، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۲۸. ابن‌ تیمیه‌، منهاج‌السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.
۱۲۹. محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۷۹، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۱۳۰. عبدالحسین‌ امینی‌، الغدیر فی‌الکتاب‌ و السنّة‌ والادب‌، ج۹، ص۲۸۱ـ۲۸۹، ج‌۹، بیروت‌ ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
۱۳۱. محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۶۳، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
۱۳۲. ابن‌ شهرآشوب‌، المناقب‌ آل‌ ابی‌طالب‌، ج۱، ص۶، بیروت‌ ۱۴۰۵.
۱۳۳. محمدباقر بن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار، ج۱، ص۶۲، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۳۴. محمدباقر بن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌الجنّات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌، ج۷، ص۲۸۰، قم‌ ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۱۳۵. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۰، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۳۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۲-۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۳۷. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، مقدمه‌ منیر دمشقی‌، ص۲۳ـ۲۴، مقدمه محمدمنیر دمشقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۳۸. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۳۹. محمدصادق‌ نجمی‌، سیری‌ در صحیحین‌، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۳۷، قم‌ ۱۳۵۱ ش‌.
۱۴۰. ابن‌ حجر عسقلانی‌، فتح‌ الباری‌ بشرح‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱۳، (مقدمه‌: هدی‌الساری‌ )، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۴۱. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۰، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۴۲. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۰، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۴۳. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۱۳، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۴۴. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۲ به‌ نقل‌ از المنار، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۴۵. محمدباقر بن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۶. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۵ به‌ نقل‌ از المنار، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۴۷. محمود ابوریّه‌، اضواء علی‌السنة‌المحمّدیة‌، ص۳۰۶، مصر (تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۷).



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بُخاری‌،ابوعبدالله‌محمد بن‌اسماعیل‌».    
۲:۰۴. ۵:۱۰. ۲:۰۰.



جعبه ابزار