هدف نهايى در اين شيوه رهبرى استقرار يک رژيم ديكتاتورى و ضد پارلمانى است كه اساس آن بر بزرگداشت دولت و دشمنى آشكار با دموکراسی، لیبرالیزم و سوسیالیزم قرار دارد. اين نهضت و ايدئولوژى اصلا ايتاليايى است ولى قبل از موسولينى نيز طرفدار داشته است. رهبرى فاشيستى نه به امكان صلح پايدار اعتقاد دارد و نه به سودمندى آن؛ ولى سخت به قدرت بىهمتاى دولت پافشارى مىكنند و وسائل ارتباط عمومى را در انحصار دارد و در سياست خارجى هدفهاى امپریالیستی را دنبال مىكند. برخى رهبرى فاشيستى را به مفهوم قبول مشروعیت اشرافى دانسته و به اين معنا تفسير كردهاند كه قدرت بايد در دست گروه زبدگان و برترها باشد و كسانى صلاحيت به دست گرفتن قدرت عالى سياسى را دارند كه به سبب داشتن قريحه طبيعى و شايستگىهاى اكتسابى، امكان بيشترى را براى استفاده از قدرت عالى، دارا هستند.