• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رهبری مکتبی دولتی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




رهبرى مكتبى دولتى یکی از شیوه‌های رهبری مکتبی است که بر اساس ایدئولوژی مشخص و هدف‌گذاری درون‌کشوری شکل می‌گیرد، مانند لیبرالیسم که بر اصالت فرد و آزادی تأکید دارد.
لیبرالیسم با محدود کردن نقش دولت در اقتصاد و تفسیر دموکراسی بر اساس این اصول، به عنوان رهبری مكتبی طبقه‌بندی می‌شود.
با وجود انشعابات ناشی از عدم پایه فلسفی مشخص، این رهبری در احزاب غرب به شکل‌های مختلفی حضور دارد.



منظور از رهبرى مكتبى دولتى آن است كه گاه رهبرى داراى اصول و خط مشى معين مبتنى بر ايدئولوژى مشخص است ولى هدف آن حركت در درون يک جامعه، دولت و كشور خاصى است و از انگيزه‌هاى نژادپرستانه و ناسيوناليستى هم به دور است.


در اين مورد مى‌توان رهبرى ليبراليسم را مثال آورد؛ زيرا ليبراليسم در اصل به دليل اعتقادى كه به آزادى انسان و مختار بودن او دارد و تفكر اجتماعی‌اش مبتنى بر اصالت فرد و فلسفه‌اش بر پايه ايده‌آليسم اخلاقی قرارگرفته، داراى خصايص مكتبى است و خط مشى آن را اصول ذكرشده، تعيين مى‌كند.
رهبرى ليبراليسم سعى دارد قانون و دولت را به حمايت از اين اصول وادار كند، فرد و منافع آن را محور قرار دهد؛ زيرا فرد است كه تنها وسيله آزمون و برآمدن خواست‌ها است و نيازهاى او تنها معيار سودمندى و موفقيت است.


ليبراليسم اقتصادى نتيجه منطقى نهضت ليبراليسم است كه سلطه دولت را بر فعاليت‌هاى اقتصادى نفى مى‌كند و محدود كردن تجارت را با مالیات بر واردات و انحصار تولید و توزیع ثروت را به دست دولت و ديگر كنترل‌ها و نظارت‌هاى مخالف آزادى مردم را نادرست دانسته و با آنها مبارزه مى‌كند و دموكراسى را بر پايه همين تفكر تفسير مى‌كند.


رهبرى ليبراليسم را از آن جهت مكتبى شمرديم كه از نظر فلسفى و جهان‌بينى نيز خواه‌ناخواه براساس اصالت فرد و آزادى انسان اعتقاد بر آن دارد كه هركس در انتخاب ايدئولوژى و راه شناخت جهان، انسان، جامعه آزاد و امت، مى‌تواند مادی‌گرا و يا معتقد به خدا و وحی باشد و نهايت اين نوع تفكر به اصالت انسان به مفهوم نفى اصالت غير انسان مى‌رسد.


قبول مسئوليت در برابر انسان، نفى هر نوع تعهد و مسئوليت در برابر غير انسان نتيجه منطقى تفكر فلسفى ليبراليسم است كه بنا به ماهيت يک تفكر الحادى و شرک‌آلود به شمار مى‌آيد.


ليبراليسم به دليل نداشتن يک بنياد فلسفى مشخص انشعاب‌هاى زيادى به خود ديده و در مسلک‌ها و ايدئولوژى‌هاى ديگر مستهلک شده و در احزاب غرب به شكل‌هاى متفاوتى ظاهر شده است.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۷۲-۲۷۳.    


رده‌های این صفحه : حکومت | فقه سیاسی | لیبرالیسم




جعبه ابزار