• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رهبری چیست

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




رهبرى در فقه سیاسی به عنوان نیروی سازمان‌دهنده‌ای تعریف می‌شود که گروه‌ها را از میان موانع به سمت اهداف هدایت می‌کند.
این فرآیند نه علم، بلکه هنر و مهارت کاربردی است که نیازمند درک عمیق از موانع و امکانات موجود است.
رهبری به عنوان ابزاری برای تبدیل آرمان‌ها به واقعیت، در تطبیق بین ایده‌ها و شرایط واقعی جامعه نقش محوری دارد.
موفقیت رهبری به توانایی تطبیق عقیده با ضرورت‌های عملی بستگی دارد.



انسان‌هائى كه به صورت گروه و مجموعه به هم پيوسته زندگى مى‌كنند داراى امكانات و نيروهاى بالقوه، بالفعل، مشكلات، موانع، ناهنجاری‌ها و نيز هدف‌ها و آرمان‌هاى مشخص بوده و آماده كسب امكانات جديد و آرمان‌هاى پيچيده‌ترى نيز مى‌باشند.
در چنين شرايطى نيروى سازمان‌دهنده‌اى لازم دارند كه با بهره‌گيرى از امكانات و نيروهاى موجود و استخراج آنچه بالقوه وجود دارد از ميان انبوه مشكلات و موانع، آن گروه و جمع را به سوى هدف‌ها و آرمان‌های‌شان پيش ببرد که اين نيرو رهبرى است.


از رهبرى به دليل شكل‌هاى مختلف و شيوه‌هاى متفاوت و پيچيدگی‌هائى كه دارد مشكل بتوان تعريف جامع و مانعى ارائه داد، ولى آن معنى ارتكازى كه همه از اين مفهوم در ذهن دارند كار تعريف شرح‌الاسمى آن را آسان مى‌نمايد.


فرمانروائى فرد يا گروهى كه نماينده قدرتى است، بر گروه ديگر، نوعى رهبرى است.
نيز مى‌توان به اطاعت‌درآوردن گروهى را توأم با نفوذ و قدرت، رهبرى ناميد.
به تعبيرى ديگر رهبرى نوعى جريان عملى است كه فرد يا گروهى با استفاده از افكار، شرائط و امكانات خاص، گروهى را طبق آن از لابه لاى جريان‌هاى مخالف و رويدادهاى طبيعى به سوى اهداف خاص سوق مى‌دهند.
بنابر اين تعريف، رهبرى يك جريان عملى است و در عمل ظاهر مى‌گردد، ولى از عقيده، آرمان، نوعى بينش و تفکر نيز جدا نيست.


بديهى است عمل بر طبق عقيده همواره با دشواری‌ها و مشكلات و موانعى مواجه است كه رهبرى را به صورت يك امر پيچيده در مى‌آورد.
نيز در رسيدن به اهداف خاص همواره رويدادهاى طبيعى و جريان‌هاى مخالف سد راه هستند كه بايد با طرحى متكى بر پايه‌هاى فكرى و اعتقادى مشخص شده، از سر برداشته شوند.
رويدادهاى طبيعى و جريان‌هاى مخالفى كه كار حركت به سوى هدف را دشوار مى‌سازند ضرورت‌هاى عملى و واقعيت‌هاى عينى جامعه هستند و طرحى كه نتيجه جمع بين عقيده و اين نوع ضرورت‌هاست در حقيقت همان رهبرى است.
در هر نوع رهبرى بايد اين دو عنصر (عقيده و ضرورت‌هاى عينى) شناخته شوند و تكنيك لازم براى تلفيق آن دو استنباط گردد.

۴.۱ - رهبری و مهارت

با توجه به اين بيان روشن مى‌گردد كه رهبرى يك نوع قدرت و مهارت در بهره‌گيرى از امكانات بالفعل و بالقوه به منظور راندن گروه و جامعه از لابه لاى ضرورت‌هاى عملى واقعيت‌هاى عينى جامعه به سمت اهداف مشخص است.
به همين دليل رهبرى گرچه به دانش وسيع احتياج دارد ولى خود قبل از آنكه يك علم باشد يك فن، هنر و مهارت خاص كاربردى است.

۴.۲ - تلفیق عناصر اصلی رهبری

در مورد دو عنصر عقيده و ضرورت‌هاى عملى بايد توجه داشت كه گاه ايده‌ها و آرمان‌هاى خاص بدون آنكه خاستگاه و پايگاه عقيدتى داشته باشد جاى عنصر عقيده و تفكر بنيادين را در رهبرى مى‌گيرد.
نيز در بسيارى موارد جريان‌هائى كه از طرف رهبرى ايجاد مى‌شود جايگزين رويدادهاى طبيعى يا حوادث مخالف مى‌گردد.
ولى در هر دو صورت رهبرى به تكنيك خاص تلفيق آن دو عنصر نيازمند است.


نكته دقيقى كه در درك مفهوم صحيح رهبرى بايد بدان توجه داشت اين است كه بخشى از اين قدرت، تكنيك و طرح خاص به راهيابى از ميان ضرورت‌هاى عملى جامعه مربوط مى‌گردد و گروه و جامعه از لابه لاى رويدادهاى طبيعى يا جريان‌هاى مخالفى كه ايجاد مى‌شود به سمت اهداف خاص هدايت مى‌شود و بخشى ديگر به خود انسان كه گروه و جامعه را تشكيل داده است ارتباط پيدا مى‌كند.
بدين معنى كه رهبرى تنها در اين خلاصه نمى‌شود كه انسان‌ها به صورت يك ابزار يا به شكل تعدادى وجود ثابت و غير متغير به مثابه محموله پر ارزشى كه از گذرگاه خطرناكى عبور داده مى‌شود و يا چون سربازان محاصره شده‌اى كه فرماندهى آنان را سالم از محاصره بيرون مى‌آورد، طبق برنامه و طرحى به سوى هدف كشانده شوند.
مسأله مهم در رهبرى اجراى طرحى است كه بر پايه بينش و عقيده خاص، گروه و جامعه را متناسب با بخش اول بسازد و تحولى را بر اين اساس در درون انسان‌ها ايجاد كند و آنها را به گونه‌اى رشد دهد كه خود را منطبق با شرائطى نمايند كه در رسيدن به هدف ضرورى است.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۵۳-۲۵۵.    








جعبه ابزار