• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ریشه داشتن جنگ در نهاد انسان (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





جنگ پدیده‌ای طبیعی در نهاد انسان است.
افلاطون آن را ناشی از تمایل به نیازهای غیرضروری می‌دانست، ارسطو وسیله‌ای برای کسب مال می‌دید و سقراط حس افزون‌طلبی و طمع به اموال دیگران را عامل آن می‌شمرد.
دیدگاه اخلاقی بر تعادل شهوت و غضب برای جلوگیری از جنگ تأکید دارد.
دیدگاه روان‌شناسی میل به قدرت و برتری‌جویی را محرک درگیری و جنگ می‌داند.
دیدگاه روانکاوی نقش عامل جنسیت را در درگیری‌ها و خشونت برجسته می‌کند.



افلاطون و ارسطو معتقد بودند که جنگ یک پدیده طبیعی است که در نهاد هر انسانی ریشه دارد.
[۱] فاسترو، مایکل برسفورد، خداوندان‌اندیشه سیاسی، دکتر شیخ اسلامی، ج۱، قسمت اول، ص۸۴.


۱.۱ - دیدگاه افلاطون

افلاطون می‌گفت: تمایل مردم به چیزهایی که لزوم حیاتی ندارند و جزء نیازهای تجملاتی به شمار می‌روند عامل اساسی جنگ است.

۱.۲ - دیدگاه ارسطو

ارسطو می‌گفت: فن جنگ به حکم طبیعت، به نحوی فن به‌دست آوردن مال است.
[۲] ارسطو، سیاست، م دکتر حمید عنایت، ص۲۱.


۱.۳ - دیدگاه سقراط

پیش از آن دو فیلسوف، سقراط نیز حس افزون‌طلبی را انگیزه یک سلسله نیازهای غیرضروری شمرده و آن را موجب چشم طمع دوختن به حقوق، اموال و اراضی همسایگان دانسته و احساس متقابل همسایگان را در نهایت، ریشه بروز جنگ معرف کرده است.
[۳] ارسطو، سیاست، م دکتر حمید عنایت، ص۸۴.



این دیدگاه را به چند صورت می‌توان مطرح کرد:

۲.۱ - دیدگاه اخلاقی

از نقطه نظر اخلاق: علم اخلاق بر اساس تفکر فلسفه یونان عدالت را حالت میانه و تعادل دو کشش درونی شهوت و غضب می‌داند و زیاده‌روی در شهوات موجب بهره‌گیری انسان از قوه غضب می‌گردد و افراط در اعمال غضب ناگزیر خشونت و جنگ را به وجود می‌آورد. بر اساس این تحلیل، می‌توان انسانها را با یک نظام ارزشی که شهوت و غضب را در درون آنها از افراط و تفریط باز بدارد به اجتناب از جنگ وادار نمود.

۲.۲ - دیدگاه روان‌شناسی

از دیدگاه روان شناسی: میل به برتری‌جویی در همه انسانها کم و بیش وجود دارد و شرایط زندگی زمینه اعمال آن را فراهم می‌آورد.
برتری‌طلبی و تمایل به قدرت به صورتهای متفاوت از آن جمله رقابت، زورآزمایی، استثمار و درگیری و جنگ آشکار می‌گردد.
توماس‌هابز می‌گفت: در طبیعت انسان سه انگیزه اصلی وجود دارد: رقابت، عدم اعتماد و کسب افتخار و مقام‌طلبی

• حالت اول برای کسب سود بیشتر، انسان را وا می‌دارد تا برای سیطره بر اشخاص و زن و فرزند و احشام آنها بزور متوسل شود.
• حالت دوم باعث می‌شود آدمی برای دفاع از خود و حفظ امنیت جان و مال، از قوه قهریه استفاده کند.
•حالت سوم هم برای نام‌آوری و احراز مقام و شان انسان‌زا وادار به تاختن به هم‌نوع خود می‌کند و عدم اعتماد او به پایداری قدرت فعلی و حفظ شرایط مطلوب او را مجبور می‌کند تا زور را همیشه به کار گیرد.
[۴] فاسترو، مایکل برسفورد، خداوندان‌اندیشه سیاسی، علی رامین، ج۲، قسمت اول، ص۱۲۲.

با این نگرش برای کنترل انگیزه‌های روانی اصلی باید از این اصول تربیت، سود جست تا رفتار انسانها علیرغم انگیزه‌های روانی در جهت زندگی مطلوب هدایت شود.


۲.۳ - دیدگاه روانکاوی

از نقطه روانکاوی: نقش عامل جنسیت در رقابتها و درگیریها بر اساس نظریه فروید عامل تعیین کننده تلقی شده و در هر جنگی ردپایی از این عامل پی‌جویی و کشف شده است.



۱. فاسترو، مایکل برسفورد، خداوندان‌اندیشه سیاسی، دکتر شیخ اسلامی، ج۱، قسمت اول، ص۸۴.
۲. ارسطو، سیاست، م دکتر حمید عنایت، ص۲۱.
۳. ارسطو، سیاست، م دکتر حمید عنایت، ص۸۴.
۴. فاسترو، مایکل برسفورد، خداوندان‌اندیشه سیاسی، علی رامین، ج۲، قسمت اول، ص۱۲۲.



عمید زنجانی، عباسعلی، ج۵، ص۱۸-۱۹.    


رده‌های این صفحه : جنگ | سیاست | فقه سیاسی | فلسفه سیاسی




جعبه ابزار