ریشههای جنگ از دیدگاه میثاقهای بینالمللی (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
میثاقهای بینالمللی، بهویژه
منشور ملل متحد، بر تأمین
صلح و
امنیت جهانی تأکید دارند اما بهطور مستقیم ریشههای
جنگ را توضیح نمیدهند.
این اسناد بهصورت کلی به عواملی اشاره دارند که وقوع جنگ را ممکن میسازند و خود معلول ریشههای عمیقتر هستند.
عوامل زمینهساز جنگ شامل اختلافات
بینالمللی، تهدید صلح،
نقض حاکمیت و حقوقدولتها، تخلف از
حقوقبشر و
تبعیض،
رقابتهای نظامی، فقدان مرجع بینالمللی و نقض معاهدات است.
حق
دفاعمشروع و آگاهی ملل از حقوقبشر از ابزارهای پیشگیری از درگیری و تقویت صلح جهانی محسوب میشوند.
در میثاقهای بینالمللی، بالاخص منشور ملل متحد، با وجود این که بر تأمین صلح و امنیت جهانی و جلوگیری از جنگ و هر نوع برخورد
خشونتآمیز بین دولتها بهطور مکرر تأکید شده، اما صراحتی در مورد مسأله ریشههای جنگ و عواملی که صلح جهانی و
امنیت بینالمللی را به مخاطره میاندازند به چشم نمیخورد.
در آن قسمت از میثاقهای بینالمللی که اهداف تبیین شده بهطور مبهم و غیرمستقیم اشاره به عواملی دارد که پدیده جنگ را ممکن میسازند، ولی از سوی دیگر، این عوامل خود، پدیدههای معلولی هستند که باید ریشهها و عوامل آنها مورد پیجویی و بررسی قرار گیرند و در حقیقت، مفاهیم کلی و مبهمی که در این میثاقها آمده، معلول همان عواملی هستند که ریشههای جنگ محسوب میشوند.
عمدهترین این مفاهیم کلی که میتوان بهعنوان عوامل زمینهساز جنگ از میثاقهای بینالمللی استنباط نمود عبارتاند از:
الف - اختلافات بینالمللی و شرایطی که منجر به تجاوز یا نقض صلح و امنیت بینالمللی میگردد.
ب - عدم احترام به حق حاکمیت ملل و زیر پا گذاشتن اصل تساوی
دولتها.
ج - عدم مراعات حقوقبشر و
آزادیهای اساسی برای همه و تبعیض و تمایز از
حیث نژاد، جنس، زبان،
عقیده و نظایر آن.
د - صرف حداکثر منابع انسانی و اقتصادی برای
تسلیحات، بالا بردن سطح تولید و هزینههای تسلیحاتی و افزایش روند مسابقه تسلیحاتی.
ه - فقدان یک مرجع بینالمللی که در شرایط به مخاطره افتادن صلح و امنیت بینالمللی بتواند تصمیم لازم برای تصفیه مناسب اختلافات اتخاذ نماید.
و - دفاعمشروع از خود در صورت وقوع حمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد.
ز - نقض یکطرفه قراردادها.
ح - عدم آشنایی ملل نسبت به حقوقبشر، همواره در جریان تاریخ مبدأ سوءظن و بیاعتمادی میان ملل بوده و اختلافات ناشی از آن غالباً منجر به جنگ شده است؛ بنابراین، صلح مورد نظر باید بر پایه
تعاون فکری و اخلاقی بشریت قرار گیرد.
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴-۲۵.