زکریا تفعلی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
زکریا تفعلی ماسوله، آموزگار و دانشجوی سال آخر ادبیات فارسی، متولد ۱۳۵۵
تهران است که از سال ۱۳۶۹ عهدهدار سرایش
شعر شد۔ وی در قالبهای
غزل و
رباعی، و گاهی
شعر نیمایی، به خلق آثار ادبی پرداخته است.
زكريا تفعّلى ماسوله فرزند اسماعيل به سال ۱۳۵۵ ه. ش در تهران به دنيا آمد.
تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و سپس در مركز تربيت معلم در رشته زبان و
ادبیات فارسی به تحصيل پرداخت، و به استخدام آموزش و پرورش در آمد، و هم اكنون دانشجوى سال آخر رشتهى زبان و ادبيات فارسى در مقطع كارشناسى از دانشگاه پيام نور مىباشد.
تفعلى از سال ۱۳۶۹ شمسى به طور جدى شروع به سرودن شعر نمود.
سرودههاى وى بيشتر در قالب غزل و رباعى است گرچه شعر نو را در قالب نيمايى تجربه كرده است.
زكريا تفعلى آموزگار است و از مربيان تربيتى يكى از مدارس تهران مىباشد.
| تو هلال منى و هركه جمالت ديدهست | | موعد بدر تو اى ماه ز من پرسيدهست |
| جز تو اى قارى قرآن بر سر نى چه كسى | | «أَمْ حَسِبْ» خوانده و بر روى سنان خنديدهست |
| بوى سيب است كه در کوفه وزيدن دارد | | يا شميم نفس فاطمىات پيچيدهست؟ |
| خارجى خواندمان كوفه و من در عجبم | | چه كسى خواندن قرآن تو را نشنيدهست |
| دخترت بود كه مىگفت به كوفى بس كن | | اينقدر سنگ مزن لعل لبش خشكيدهست |
| | |
به پاس گلويت:
| نيزارها مىنوازند، محزون به پاس گلويت | | عمريست لب تر نكرده است هامون به پاس گلويت |
| زخمى نشسته است شايد، مردى شكسته است شايد | | بايد كه ماتم بگيرد، مجنون به پاس گلويت |
| دلهاى زخمى غمينند، شايد غريبان چنينند | | در سينهها عقده ماندست، مشحون به پاس گلويت |
| بعد از فرود تو مولا، بر قاب غمرنگ شيعه | | از خون فراتى كشيديم تا خون به پاس گلويت |
| يك آیه از کهف باقيست، خورشید آهستهتر خوان | | داوود هم ساليانيست، مفتون به پاس گلويت |
| | |
يادگار:
| زخم پا، يادگار آبله بود | | سالها تا ظهور فاصله بود |
| چشم خورشيد خوب مىپاييد | | نظرش بر عبور قافله بود |
| در كلاس خودآزمايى عشق | | درس امشب نماز نافله بود |
| لن ترانى شنيدهاى مىگفت: | | كه جواب هزار مسئله بود |
| در گلوى شهید كوچك عشق | | يادبودى ز تير حرمله بود |
| زخم دستم نشان داس، امّا | | زخم پا، يادگار آبله بود |
| | |
مرضیه، محمد زاده، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۶۹۰