زیدیه الأقویاء
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
زِيديّة الأقوياء،
علم را در میان
زیدیه و امامانشان یکسان میدانستند و در نبود دانش نزد
امامان،
اجتهاد شخصی را لازم میشمردند.
ضعفای زیدیه
عجلیه نام دارند و پیرو
هارون بن سعید عجلی هستند.
شماری از آنان
بتریه یا ابتریه خوانده میشوند.
بتریه به دوستی
علی (علیهالسلام) دعوت میکردند، اما
امامت او را با
ولایت ابوبکر و
عمر میآمیختند.
از اینرو نزد
اهل سنت بهترین
فرقه شیعه شمرده میشوند.
در كتاب
فرق الشیعة نوبختی آمده است كه دستهاى از زيديه علم و دانش را در ميان آن
طایفه و
ائمۀ ايشان برابر دانستهاند و گفتند:
«هركه از ايشان به دانشى در زندگانى خود محتاج باشد بايد آن را فراگيرد و بر
وفق آن رفتار كند.
هرگاه مردم به دانستن دانشى نيازمند شوند و در نزد ائمه خود يا كسان ديگر نيابند بايد در آن باره به
رأی خود اجتهاد كنند و اين سخن اقوياى زيديه است.»
ضعفاى زيديه كه عجليه نام دارند از ياران هارون بن سعيد عجلى هستند.
دستهاى از ايشان بَتْرِيَّه يا اَبْتَریّه ناميده شدند كه ياران
کثیر النواء،
حسن بن صالح بن حی،
سالم بن ابی حفصه،
حکم بن عتیبه،
سلمة بن کهیل و
ابوالمقدام ثابت حدّاد مىباشند.
آنان كسانى هستند كه مردم را به دوستى على بن ابیطالب (علیهالسلام) خواندند و سپس امامت او را با ولايت ابو بكر و عمر بياميختند.
ايشان در نزد
عامّه يعنى سنّيان بهترين فرقههاى شيعه هستند؛ زيرا در عين حال كه على (علیهالسلام) را برتر مىشمارند، امامت ابوبكر را نيز استوار مىدارند.
ایشان
عثمان،
طلحه و
زبیر را نكوهيده و همراهى و به
جنگ بيرون شدن با هريک از فرزندان على (علیهالسلام) را از نظر
امر به معروف و
نهی از منکر واجب مىدانند.
ايشان در امامت، شخص معينى را درنظر نگيرند، بلكه هركه از فرزندان على (علیهالسلام) خروج كند، از هر
بطن و تيرهاى كه باشد او را امام دانند.
شايد علت اينكه دسته مذكور از زيديه را ضعفا خواندند از جهت خفت
عقل عجليه بوده باشد؛ زيرا از
حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام) روايت شده:
«كسى، نادانتر از عجليه نيست.»
کشّی در
رجال خود به روايت از
حمدویه از ابوعبداللّه جعفر صادق (علیهالسلام) آورده است كه فرمود:
«مَا أَحَدٌ أَجْهَلَ مِنْهُمْ يَعْنِي الْعَجْلِيَّةَ، إِنَّ فِي الْمُرْجِئَةِ فُقَهَاءَ وَعُلَمَاءَ، وَفِي الْخَوَارِجِ فُقَهَاءَ وَعُلَمَاءَ، وَمَا أَحَدٌ أَجْهَلَ مِنْهُمْ»«هیچکس نادانتر از آنان یعنی عجلیه نیست. همانا در
مرجئه فقیهان و دانشمندانی هستند و در
خوارج نیز فقیهان و دانشمندانی هستند، ولی هیچکس نادانتر از آنان نیست.»
•
مشکور، محمدجواد؛ مدیرشانه چی، کاظم، فرهنگ فرق اسلامی، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹.