• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سروش اصفهانی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





میرزا محمدعلی سروش، شاعر توانمند عهد قاجار، با قصاید فاخر و مضامین دینی و اخلاقی، از برجسته‌ترین چهره‌های دوران بازگشت ادبی به شمار می‌رود. او با ذوقی لطیف و زبان آراسته، شعر فارسی را بار دیگر به اوج فخامت و شور معنوی رساند.
شمس الشعرا، میرزا محمّد علی فرزند قنبر على سدهى اصفهانى و متخلّص به «سروش» قصيده‌سراى معروف قرن سیزدهم هجری است كه در «سده» اصفهان در حدود سال ۱۲۲۸ق متولد شد.



وى شاعر ايرانى عهد قاجاريه است كه از دوران كودكى آثار نبوغ شاعرى را از خود بروز مى‌داد و توجه ارباب ذوق را به خود جلب مى‌كرد.
سروش در قصيده‌سرايى مهارت خاص داشت و سبك شاعران دوره‌ى بازگشت ادبى در قصايد او به كمال رسيده است. قصايد او تقليد انورى، امير معزّى و فرخى سيستانى است. با وجود تصنّع و تكلف زياد، اشعارش كاملا شاعرانه و فرهمندانه است.


وى تحصيلات خود را در اصفهان كامل كرد. اين شاعر توانا در سن ۱۵ سالگى قصيده‌اى در مدح آية اللّه سيد محمد باقر رشتى سرود و مورد عنايت خاصّ وى قرار گرفت و نزد او درس خواند.


سروش عاقبت از اصفهان مسافرت كرد و به تهران آمد و در شمار برگزيدگان دربار ناصر الدّین شاه قرار گرفت. بعد از فوت قاآنى بزرگترين شاعر دربار شد و از شاه لقب «شمس الشعرا» گرفت.


آثار سروش عبارتند از: مثنوى «روضة الاسرار» در مراثى اهل بيت عصمت (ع). «شمس المناقب» حاوى قصايد در مدح و منقبت رسول اكرم (ص) و خاندان نبوّت و شصت بند مرثيه و يك بند مثنوى به نام «روضة الانوار» در ذكر واقعه کربلا و ديوانى به نام زينة المدايح.
ديوان قصايد، غزليات و مسمّطات با مقدمه‌ى استاد فقيد جلال همایی در دو جلد چاپ شده است.


وفات او در سال ۱۲۸۵ق در سن ۵۷ سالگى در تهران اتّفاق افتاد.


دارم اندر دست خونين خامه‌اى • • • • • تا كه بنويسم مصيبت‌نامه‌اى
ليك مى‌ترسم كه سوزد خامه‌ام • • • • • همچنان ننوشته ماند نامه‌ام
بشنو از معصوم اين معنىّ نغز • • • • • پوست را بدورد كن، بر گير مغز
بود روزى در مقام خود خلیل • • • • • غرق تسبیح خداوند جلیل
گفت حق برگو بدو جبریل را • • • • • كه ببر حلقوم اسمعیل را
در يكى دل نيست گنجاى دو دوست • • • • • زين دو يك، يا حبّ ما يا حبّ اوست
كش نمايد ذبح اسمعیل سهل • • • • • چون ببينند حال شاه و حال اهل
گفت بنگر عاشق خاصّ مرا • • • • • خوش به خون خويش غوّاص مرا
آن برادر دادنش در راه ما • • • • • و آن سپردن جان به قربانگاه ما
و آن برادرزادگان مقبلش • • • • • خاصّه اکبر، ميوه‌ى باغ دلش
چونكه ابراهیم او را بنگريست • • • • • بر شه لب تشنه بسيارى گريست
گفت حق بر گريه‌ات احسنت و زه! • • • • • كه بود از ذبح اسمعيل به
چون گرستى بر خديو کربلا • • • • • كردم از فرزند تو دور اين بلا
[۱] آرین‌پور، یحیی، از صبا تا نیما،
[۲] جمعی از نویسندگان، دایرةالمعارف فارسی مصاحب، ج۱، ص ۱۲۹۵.
[۳] شمیسا، محمدجواد، فرهنگ شاعران زبان فارسی، ص ۲۷۶.



۱. آرین‌پور، یحیی، از صبا تا نیما،
۲. جمعی از نویسندگان، دایرةالمعارف فارسی مصاحب، ج۱، ص ۱۲۹۵.
۳. شمیسا، محمدجواد، فرهنگ شاعران زبان فارسی، ص ۲۷۶.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۹۰۲.    






جعبه ابزار