سها (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ميرزا محىالدّين محمّد سهاى اصفهانى، مشهور به
ملكالادباء، از برجستهترين غزلسرایان و ادیبان روزگار
قاجار بود كه با احاطهاى كمنظير بر علوم ادبى و تاريخى، در ميان شاعران
اصفهان به «شعر مجسّم» شهرت داشت. او با پايبندى سختگيرانه به ظرايف لفظى و صناعات بديعى، غزلپردازى را به اوج دقّت و استحكام رساند و در انجمنهاى ادبى عصر خود نقشى تأثيرگذار و ماندگار ايفا كرد.
مَلِکالأُدَباء و الشُّعَراء میرزا محیالدّین محمد سها اصفهانی، شيرازیالأصل و دومین فرزند هنرمند «هُمام شیرازی»، در سال ۱۲۶۲ هجری قمری در اصفهان متولد شد.
سها علوم و فنون ادب فارسی و عربی را نزد پدر و دیگر استادان برجستهٔ زمان آموخت. او در تمام شاخههای ادب و قواعد و رموز شعر، تاریخ و انساب، معرفةالکتب، تراجم رجال، و بهویژه در حوزهٔ شعر، ادب و عرفان، تسلطی چشمگیر داشت.
شاعران اصفهان در برابر دانش میرزا محیالدّین خاضع بودند و از نکات فنی وی بهره میبردند و به او لقب «شعر مجسّم» داده بودند.وی در شناخت و معرفی شاعران قدیم و معاصر فارس، همچون یک تذکرهٔ ناطق عمل میکرد.
سهای اصفهانی طبعاً غزلسرا بود، ولی در سایر انواع شعر نیز طبعآزمایی میکرد. او در غزلسرایی پیرو مکتب
سعدی و
حافظ و
طرز عراقیِ جدید بود. یکی از ویژگیهای برجستهٔ شعرش رعایت کامل مناسبات لفظی و صنایع بدیعی چون: مراعات
نظیر،
تضاد،
جناس،
توریه،
ابهام و
تناسب است. وی هیچ شعری را بدون بهکارگیری این «اسباب» رها نمیکرد و در آنها وسواس و اهتمامی فوقالعاده داشت.
ملكالادباء، عضو ثابت انجمنهای مختلف شاعران
اصفهان، از جمله انجمن ابوالفقرا و انجمن شیدا بود. پس از وفات برادرش «عنقا»، حکمران اصفهان لقب ملکالشعراء را به او پیشنهاد کرد، اما سها به احترام برادر این لقب را نپذیرفت و از آن پس او را ملکالأدباء نامیدند.
وی روز دوشنبه ۲۳ صفر ۱۳۳۸ هجری قمری بر اثر بیماری «باد سرخ» درگذشت و در
تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
مدح امام حسین (علیهالسّلام)| به بارگاهش فرمانبرى بود بهرام • • • • • بر آستانش كمر بستهيى بود جوزا | | |
| جمال ياسين شمس يقين امام مبين • • • • • فروغ يزدان مرآت حقّ ولّى خدا | | |
| قفا نكرد به دشمن اگر چه خصم شرير • • • • • ز كين نمود سر انورش جدا از قفا | | |
| به شهربند رضا تا نهاد پاى شكيب • • • • • شد از رضاى خدا شاه شهربند رضا | | |
| غزا چو كرد به راه خدا به يارى دین • • • • • در آن غزا قدر آمد مطيع او چو قضا | | |
| ز مدح آن شه اين بندهى كم از ذرّه • • • • • چو آفتاب بود در ميانهى شعرا | | |
| اگر كه شعر «سها» به درش شود مقبول • • • • • شود به روشنى آفتاب شعر سها | | |
| | |
رباعى:| در ماه محرّم و صفر اى دل من • • • • • در خانهنشين با غم و اندوه و محن | | |
| آنگاه ز سوز سينه در سرّ و علن • • • • • گاهى به حسین گريه كن گه به حسن | | |
| | |
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۴۲-۱۰۴۱.