• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سَنَسِمُه (لغات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





سَنَسِمُه: (سَنَسِمُهُ عَلَى)        
سَنَسِمُه: از ماده «وسم» (بر وزن رسم) و «سمة» (بر وزن هبه) به معنى «اثر گذاشتن» (داغ، علامت و نشان) است و «متوسّم» (اسم فاعل) به كسى مى‌گويند كه از كمترين اثر، پى به واقعيت‌هايى مى‌برد و معادل آن در فارسى: هوشيار، بافراست و باذكاوت است:
(إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ‌
«در اين (سرگذشت عبرت‌انگيز) نشانه‌هايى است براى هوشياران»     )
بنابراين «متوسّمين» اشخاص باهوش و زيركند و به علامت و نشان نظر مى‌افكنند و از روى فراست از ظاهر به باطن و حقيقت چيزى پى مى‌برند و فراست از صفات مؤمنان است، چنان‌كه پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مى‌فرمايد: «از فراست مؤمن بپرهيزيد، چرا كه به نور خدا مى‌بيند.» در روايت ديگرى مى‌خوانيم كه امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «متوسّمين، امامانند» و از امير مؤمنان على (علیه‌السلام) نقل شده كه فرمود: «متوسّم، پيامبر بود و من بعد از او و سپس امامان از دودمان من».



به موردی از کاربرد سَنَسِمُه در قرآن، اشاره می‌شود:

۱.۱ - سَنَسِمُه (آیه ۱۶ سوره قلم)

(سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ)    
(ولى ما بزودى بر بينى او داغ ننگ مى‌نهيم.)

۱.۱.۱ - سَنَسِمُه در المیزان و مجمع‌ البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: مصدر وسم و همچنين سمه به معناى علامت‌گذارى است و كلمه خرطوم به معناى بينى است. بعضى‌ گفته‌اند: اطلاق خرطوم بر بينى آن شخص کافر، با اينكه خرطوم تنها بينى فيل و خوک است، در حقيقت نوعى توبيخ و ملامت است و در اين آیه تهديدى است به آن شخص، به خاطر عداوت شديدى كه با خدا و رسول او و دينى كه بر رسولش نازل كرده، مى‌ورزيده است. و ظاهرا منظور از علامت‌گذارى در بينى او اين باشد كه بى‌نهايت او را خوار مى‌كنيم و ذلتى نشاندار به او مى‌دهيم، به طورى كه هر كس او را ببيند با آن علامت او را بشناسد، چون بينى در قيافه و صورت انسان يكى از مظاهر عزت و ذلت است، هم مى‌گوييم فلانى باد به دماغش انداخته و هم مى‌گوييم من دماغ فلانى را به خاک ماليدم و يا دماغش را خرد كردم، و ظاهرا عمل علامت‌گذارى در دماغ آن شخص در قيامت واقع مى‌شود نه در دنیا. هر چند كه بعضى‌ از مفسرين آن را حمل بر رسوايى در دنیا كرده و براى توجيه اين نظريه خود را به زحمت انداخته است.

۱.۲ - سَنَسِمُه (آیه ۷۵ سوره حجر)

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ)    
(در اين سر گذشت عبرت‌انگيز، نشانه‌هايى است براى هوشياران.)

۱.۱.۱ - سَنَسِمُه در المیزان و مجمع‌ البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: كلمه آيه به معناى علامت و نشانه است و منظور از آيات كه در اول آيه است نشانه‌هايى است كه بر وقوع حادثه‌اى دلالت كند، مانند بقايا و آثار آن حادثه. و مراد از كلمه آيه كه در دو آيه بعد آمده، علامتى است براى مؤمنين كه بر حقانيت دعوت الهى و انذار آن دلالت كند. و كلمه توسم به معناى تفرس و منتقل شدن از ظاهر چيزى به حقيقت و باطن آنست.
و معناى آيه اين است: در جريان اين عذابى كه بر قوم لوط آمد و بلاد آن‌ها را نابود كرد، علامت‌ها و بقاياى آثارى است كه هر متفرس و زيركى از ديدن آن به حقيقت جريان منتقل مى‌شود، چون اين علامات سر راه هر عابرى است و هنوز بطور كلى نابود نشده است و اين خود براى مؤمنين نشانه‌ايست كه بر حقيقت انذار و دعوت دلالت مى‌كند و معلوم مى‌سازد كه آنچه پيغمبران از آن انذار مى‌كردند حقيقت دارد و شوخى نيست. با اين بيان روشن مى‌گردد كه چرا يک جا جمع آورد و فرمود آيات و جاى ديگر مفرد آورد.

۱. ↑ قلم/سوره۶۸، آیه۱۶.    
۲. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۷۵.    
۳. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۷۵.    
۴. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، دار القلم، ص۸۷۱.    
۵. ↑ طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۶، ص۱۸۳.    
۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه‌، ط-دار الکتب الاسلامیه‌، ج۱۱، ص۱۱۳.    
۷. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه‌، ط-دار الکتب الاسلامیه‌، ج۱۱، ص۱۱۶.    
۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه‌، ط-دار الکتب الاسلامیه‌، ج۲۴، ص۳۸۸.    
۹. ↑ قلم/سوره۶۸، آیه۱۶.    
۱۰. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۶۵.    
۱۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۶۲۳.    
۱۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۷۲.    
۱۳. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۲۱۹.    
۱۴. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۰۲.    
۱۵. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۷۵.    
۱۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۶۶.    
۱۷. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۲۷۲.    
۱۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۸۵.    
۱۹. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۲۰۸.    
۲۰. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۲۸.    



• شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، برگرفته از مقاله «سَنَسِمُه»، ج۴، ص۶۶۸.






جعبه ابزار