• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سیاست و رهبری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





در فقه سیاسی رهبری به عنوان تلفیق عقیده و ضرورت‌های عملی، فراتر از مدیریت ساده است.
این مفهوم در تاریخ سیاسی از سیستم‌های یونانی تا مارکسیستی تحول یافته و در جریان‌های اجتماعی پیچیده نقش محوری دارد.
رهبری موفق نیازمند شناخت عناصر ایدئولوژیک و واقعیت‌های جامعه و تطبیق آن‌هاست.
رهبران واقعی با توجه به اهداف بلند مدت، جامعه را از موانع واقعی به سمت آرمان‌ها هدایت می‌کنند.



رهبرى را با مفهوم مديريت - چه در سطح يك مؤسسه، يا سازمان و يا كشور - نبايد اشتباه كرد.
مديريت كه مفهوم وسيع آن در مورد جامعه به كار برده مى‌شود، به معنى اداره جامعه و نام اصطلاحى آن در سیاست معادل كلمه پلی تیک است.

۱.۱ - مدیریت و مفهوم پلی تیک

در يونان باستان كه جامعه شهرى به عنوان يك واحد اجتماعى بزرگ و داراى قانون و حکومت بود، كلمه پلى تيك به معنى شهر و مفهوم شهردار و مديريت جامعه شهرى به كار برده مى‌شد.
به تدريج در غرب مفهوم وسيع‌ترى يافت و در مورد اداره سازمان و حكومت به كار برده شد.
از اين رو حكومت كه كارش پلى تيك بود اداره شهر يا كشور و شهروندان يا ملت را بر عهده داشت و موظف بود نظم و قانون را در جامعه برقرار كند و در قلمرو قانون زندگى آسوده و سعادتمندى را براى شهروندان فراهم آورد.

۱.۲ - مفهوم سعادت در پلی تیک

سعادت نيز در داشتن امكانات مالى و مادى كافى، حيثيت و موقعيت اجتماعى، خانواده، درآمد، رفاه و آينده مطمئن خلاصه مى‌شد و سياست (پلى تيك) كارى با اصلاح مردم، تربیت، هدايت فكرى، رشد و تعالى انسان آنچنان كه شايسته اوست نداشت.
همچنین ايجاد تحول و رشد تكاملى در بعد معنوى و ساختار باطن انسان از حدود مسئوليت سازمان حكومت و پلى تيك خارج بود.
اگر نيازى به دگرگونى ديده مى‌شد تنها با منطبق‌ساختن پديده‌هاى خارجى با آنچه گروه يا جامعه مى‌خواست (نه آنچه كه مى‌بايست بخواهد و بطلبد) انجام مى‌گرفت.

۱.۳ - پلی تیک منهای تربیت و هدایت

كلمه سياست و مشتقات آن كه به جاى پلى تيك در زبان عربی و فارسی به كار رفته، گرچه در ابتدا به مناسبت مفهوم اوليه لغوى آن كه در مورد تربيت اسب به كار مى‌رفته معنى وسيع‌ترى كه شامل تربيت و هدايت نيز باشد منظور گرديده، ولى در جريان عمل در مورد همان معنى معادل پلى تيك استعمال گرديده و از مفهوم زنده تربيت و هدايت جدا گشته است.
بى‌شك معنى پلى تيك و سياست كه در حقيقت هدف آن خدمت به شهروندان و جامعه است، اگر از اين دو مفهوم (تربيت و هدايت جامعه) تجريد گردد چه بسا در موارد بسيارى تبديل به خیانت شود و موجب گردد كه به خاطر رفاه مادى - بر اساس نيازهاى بالفعل - رشد و تعالى جامعه و نيازهاى بالقوه و تكامل انسان قربانى شود.


رهبرى، آن نوع مديريت و سياستى است كه بر پايه تربيت و هدايت فرد، جامعه و رشد استعدادها - بر اساس نيازهاى بالقوه و آنچه فرد و جامعه بايد باشد - استوار است و عنصر تربيت، هدايت و اصالت نيازهاى بالقوه انسان، عمده‌ترين مشخصه ممتاز آن است.
رهبر بيش از آنكه به ايجاد دگرگونى در پديده‌هاى اجتماعى بينديشد به تحولات رشددهنده به انسان و جامعه فكر مى‌كند و به جاى محور قرار دادن نيازهاى گذراى بالفعل و رفاه مقطعى زندگى، نيازهاى آينده و رابطه‌هاى بالقوه و پيچيده را مورد نظر قرار مى‌دهد.
بر اين اساس است كه كشوردارى و سياست توأم با رهبرى (اصلاح، تربيت و هدايت)، بالمآل، خدمت محسوب مى‌گردد گرچه در ابتداى امر نتواند امكانات و رفاه لازم را متناسب با نيازهاى موجود و گذرا (براى شهروندان) فراهم سازد.


اين مقتضاى ماهيت پلى تيك به معنى كشوردارى، اداره جامعه و تأمين سعادت شهروندان بوده كه در غرب آزادی‌ها را رشد داده و روح فرديت (اندیویدوآلیسم) و آزادی افكار (لیبرالیسم) و حكومت دموکراسی را به وجود آورده است.
در لا به لاى اين ره‌آوردها، رهبرى به مفهوم اراده جمعى و منهاى ارزش‌ها و اصول بی‌توجه به آنچه انسان بايد باشد و بطلبد شكل گرفته است.

۳.۱ - تحولات سیاسی در غرب

زياده روى در اين نوع سياست كه نهايتاً بر محروميت قشر عظيمى از اعضاى فعال جامعه انجاميده است، جمعى از متفكران غرب را بر آن داشته كه مفهوم اصلاح و هدايت را در قالب يك ايدئولوژى انقلابى به سياست و كشوردارى بيفزايند و انسان و جامعه را به نفع طبقه فعال جامعه بازسازى كنند که از اين تحول حكومت پرولتاریا به وجود آمده است.
اما اين بار نيز هدف، تأمين سعادت انسان و جامعه است.
نهايت آنكه حكومت و سياست از سعادت و رفاه حداكثر (داشتن ثروت، نفوذ اجتماعى، همسر و فرزندان خوب، درآمد كافى و آينده مطمئن) دست‌كشيده و به حداقل آن يعنى نان، مسكن، كار و يا شعارهاى مشابه بسنده كرده است.

۳.۲ - تاریخچه سیاست پرولتاری

اين تحول گرچه نهايتاً به همان نقطه آغاز بازگشته است و نوعى ديگر از سياست براى تأمين (گونه‌اى ديگر از سعادت و رفاه) را مطرح نموده است ولى بنيان‌گذاران سياست و حكومت پرولتاريا در ذهن خويش اصلاح، تربيت و هدايت را هدف مى‌پنداشته‌اند و به همين دليل آن را انقلابى مى‌دانسته‌اند.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۵۵-۲۵۷.    






جعبه ابزار