سید ابو بکر بن شهاب حضرمی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سید ابو بکر بن شهاب حضرمی، عالم و مصلح دینی، در سال
۱۲۶۲ هجری قمری در تریم
حضرموت متولد شد و در
۱۳۴۱ هجری قمری در حیدرآباد دکن درگذشت.
او برای تحصیل و فعالیتهای علمی به
مکه و سپس به مناطق مختلفی مانند
عدن،
هند،
جاوه و
مصر سفر کرد و به عنوان عالمی اصلاحطلب شناخته شد.
بیش از صد استاد داشت و شاگرد مشهورش
محمد بن عقیل علوی بود.
درباره مذهب او اختلاف نظر وجود دارد، اما اشعارش نشاندهنده محبت به
اهل بیت (علیهمالسلام) است.
وی حدود ۳۰ اثر تألیف کرد.
سید ابو بکر بن شهاب حضرمی، فرزند عبد الرحمن بن محمّد علوی حسینی.
عالم جامع الاطراف و اصلاحطلب. وی به سال ۱۲۶۲ ه.ق. در یکی از قرای تریم در بلاد حضرموت به دنیا آمد.
ابو بکر در هیجده سالگی منظومهای در «
فرائض» سرود و در ۱۲۸۶ هجری به مکه رفت و از
احمد زینی دحلان، شیخ المشایخ
حجاز و دیگران بهره برد و همانجا به اشارهی سیّد فضل پاشا ارجزوهای در «
آداب النساء» سرود.
در سال ۱۲۸۸ هجری به عدن و سرزمینهای مجاور رفت و با
امرای حج آشنا شد و سپس مدت ۴ سال در مناطق خاور زمین چون سنگاپور بهویژه در جاوه گذراند و به تجارت پرداخت و جریانات سیاسی آنجا را دنبال کرد.
وی در سرزمینهای شرقی چون هند، جاوه و ماله به عنوان عالمی اصلاحطلب و مخالف با
بدعت مشهور بود.
ابو بکر در سال ۱۲۹۲ هجری به وطن بازگشت و در جنگهای محلّی میان امرای شبه جزیره وساطت کرد و آتش جنگ را فرونشاند. وی چنانکه از اشعارش برمیآید در این دوره به امارت اسلامی
زنگبار نیز توجه داشت.
ابو بکر به سال ۱۳۰۲ هجری مجددا به عدن، مکه، مدینه، مصر،
شام،
بیت المقدس،
استانبول و حیدرآباد سفر کرد. مشایخ او متجاوز از صد نفر و بیشتر اهل حضرموت بودند.
مشهورترین شاگردش
محمد بن عقیل علوی میباشد.
برخی از شرححال نویسان او را شافعی مذهب دانستهاند.
در حالیکه گروهی دیگر وی را در زمرهی عالمان شیعی آوردهاند.
بهرحال پارهای از اشعار دیوان او تردیدی باقی نمیگذارد که وی دوستدار اهل بیت (علیهالسّلام) بوده است.
ابو بکر تالیفات بسیاری دارد که در حدود ۳۰ اثر از آنها شناخته شده و برخی نیز به چاپ رسیده است. برخی از آثار او عبارتند از:
• «اسعاف الطلاب ببیان مساحة السطوح»،
• «دیوان اشعار»،
• «رشقة الصادی من بحر بنی النبی الهادی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) » و…
در حیدرآباد دکن هند به سال ۱۳۴۱ ه.ق. درگذشت.
-• -
۱ - فهاجت جماهیر الضّلال و اقبلت• • • • • به جیش لحرب ابن بتول عرمرم
۲ - و حین استوی فی کربلاء محیّما• • • • • به تربتها اکرم به من مخیّم
۳ - ابت نفسه الشّماء الاّ کریهة• • • • • یموت بها موت العزیز المکرّم
۴ - هو الموت مرّ المجتبی غیر انّه• • • • • الذّ و احلی من حیاة التّهضم
۵ - و قارع حتّی لم یدع سیف باسل• • • • • بمعترک الهیجاء غیر مثلم
۶ - هی الفتنة الصّماء لم یلف بعدها• • • • • منا رمن الایمان غیر مهدم
۱ - مردم گمراه به صورت یک لشکر بزرگ با هیجان برای جنگ با پسر بتول پیش آمدند.
۲ - تا اينكه او در زمين
کربلا خيمه زد. چه خيمهزنندهى بزرگوارى بود!
۳ - نفس بزرگوار او تسليم نشد و مرگ باعزّت و كرامت را برگزيد.
۴ - ثمرهى مرگ تلخ است. ولى اينگونه مردن لذّتبخشتر و شيرينتر از زندگى با خوارى است.
۵ - در جنگ آنقدر شمشير زد تا اينكه همهى شمشيرهاى جنگاوران دشمن كند شد و تيزى لبههاى آنها از بين رفت. (با همهى جنگاوران نبرد كرد).
۶ - بعد از اين فتنهى كور، هيچ ستونى از ستونهاى ايمان سالم نماند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۴۷.