سید احمد دهکردی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سیّد احمد دهکردی اصفهانی، مشهور به رحمتعلیشاه، از عالمان امامیه و عارفان نامدار سدهٔ سیزدهم هجری قمری بود که در کنار تحصیل
علوم دینی، در ترویج
عرفان و
تصوف نیز نقش مهمی داشت. او پس از سالها تحصیل در
عتبات و رسیدن به مقام
اجتهاد، در اصفهان به ارشاد سالکان و نگارش آثار عرفانی و ادبی پرداخت.
سيّد احمد فرزند سيّد محمّد باقر ملقّب به رحمتعليشاه در سال ۱۲۸۵ ه. ق در
شهر کرد متولد شد و در
اصفهان نشأت يافت دهكردى اصفهانى از اقطاب صوفيه و اكابر عرفا از علماى اماميه است.
دهكردى پس از اخذ علوم اوليه در نزد آخوند ملا محمد حسين دهكردى دايى خود،
آخوند کاشی و ميرزا محمد حسن نجفى و برادر خود و ديگران راهى عتبات گرديد و در
کربلا فقه و
اصول را از حوزهى ميرزا علينقى حائرى و
فلسفه را از حوزهى شيخ علامه حائرى فرا گرفت و مدتى در نجف اشرف در حوزهى درس
آخوند ملا محمد کاظم خراسانی صاحب
کفایه به مقام علمى و درجه
اجتهاد نايل گرديد.
پس از چندی، سید احمد دهکردی به اصفهان بازگشت و به ترويج
تصوّف و
عرفان پرداخت و از اقطاب
سلسله خاکساریه بود و در محلهى «در كوشك» اصفهان
خانقاه داشت و جمعى از محضرش بهره مىبردند.
دهكردى آثار و تأليفات بسيارى از خود به يادگار باقى گذاشته است و از مشهورترين آنها كتاب «آغاز حقيقت»، «برهان حقيقت نامه»، «رشحات رحمت»، «ديوان فنايى»، «مثنوى در شرح آيهى نور»، «مثنوى در شرح سؤال كميل بن زياد از حضرت على (ع)» در معنى حقيقت، «منطق الطير منظوم» در شرح هفت وادى، «ديوان شعر» و غيره میباشد.
سيّد احمد در دوازدهم
جمادی الاوّل سال ۱۳۳۹ ه. ق. در اصفهان وفات يافت و در محلهى «در كوشك» در كوچهى باغ حرم در بقعهاى مخصوص به خاك سپرده شد.
شهادت امام حسین (علیهالسّلام): | | |
| باز محرم شد و لواى ماتم به پاست • • • • • ماتم سلطان عشق شهید كرب و بلاست | | |
| به عرش و خلد برين فرقهى كروبيّان • • • • • حلقهى ماتمزده، صاحب ماتم خداست | | |
| پيمبران سر به سر لباس نيلى به بر • • • • • شال عزاى سياه به گردن مصطفی «ص» است | | |
| موىكنان در زمين زنان ماتمزده • • • • • مويهكنان در سماء حضرت خير النساست | | |
| ز جور اعداى دون گشته فلك نيلگون • • • • • ر طشت افق پر ز خون از جگر مجتبی ست | | |
| سفر نما از حجاز، بساز ساز عراق • • • • • شور حسينى ببين بلند از نينواست | | |
| به قتلگاه اندرآ، جلوهى عشاق بين • • • • • يكى جدا دست او، يكى سر از تن جداست | | |
| يكى به چشمان او نشسته پيكان تير • • • • • يكى ز ظلم عدو بريده سر از قفاست | | |
| يكى مكيدست تير به جاى پستان شير • • • • • يكى ز خون گلو چو سرو گلگون قباست | | |
| يكى ز گرزگران، سرش شكسته بهم • • • • • يكى تن نازكش زير سُم اسبهاست | | |
| حسین «ع» لب تشنه شد شهید در راه حق • • • • • به روز حشر و جزا خداش هم خون بهاست | | |
| به دشت كربوبلا خون خدا ريختند • • • • • تربت پاكش از آن سجدهگه ماسواست | | |
| سرادقى را كه بود مطاف روح الامین • • • • • تمام نيم سوخته ز آتش اشقياست | | |
| خيام عصمت كه بود گيسوى حورش طناب • • • • • گسسته از يكديگر ز ظلم آل زناست | | |
| پردهنشينان دین شدند صحرانشين • • • • • شدند زنها اسير غیرت مردان كجاست | | |
| حضرت زین العباد به حكم ابن زیاد • • • • • به گردن نازنين فكنده غل از جفاست | | |
| خاك ستمپيشگان رفت به باد فنا • • • • • تربت پاك حسين «ع» به چشم ما توتياست | | |
| نيست نشانى ز شمر غير پليدى بلند • • • • • ببين رواق حسين چون حرم كبرياست | | |
| به كنج بيت الحزن سر به گريبان تن • • • • • حقيقت نوربخش نشسته در اين عزاست. | | |
| | |
معانی کلمات:لوا: درفش و رايت و علم لشكر.
عرش: تخت، آسمان نهم.
كروبيّان: فرشتگان مقرّب.
نيل: مأخوذ از سنسكريت، يك نوع گياهى كه آن را وسمه و رنگ به تازى كتم و سدوس گويند و ماده ملونهاى كه از برگ اين گياه به دست مىآورند در رنگرزى به كار مىبرند، و نيلى يعنى به رنگ نيل كه كبود است و لباس نيلى يعنى لباس عزا.
مويهكنان: نالهكنان.
مجتبى: منظور حضرت امام حسن «ع» مىباشد.
گرز گران: گرز سنگين.
خون خدا: السّلام عليك يا ثار اللّه و ابن ثاره.
سرادق: خيمه.
خيام: مأخوذ از تازى، خيمه و سراپرده، و چادر. جمع خيمه است. خيام عصمت منظور سراپردههاى خاندان عصمت و طهارت است.
توتيا: سرمه.
رواق: مأخوذ از تازى، پيشگاه خانه.
بيت الحزن: خانه غم و اندوه
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۲۱-۱۰۲۰.