• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شریعت و فقه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





شریعت و فقه، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
اسلام در قرآن کریم به‌عنوان دین کامل و پذیرفته‌شده نزد خداوند معرفی شده است.
این دین، نظامی جامع است که سه حوزه اعتقادات، اخلاق و احکام عملی را شامل می‌شود.
شریعت اسلامی، مجموعه احکام الهی است که هدف آن هدایت انسان به‌سوی عدالت و کمال است.
فقه در اصطلاح تخصصی، علم استنباط احکام عملی شرعی از منابع تفصیلی آن است.
این علم، تکلیف عملی انسان را در قبال خدا، خود و دیگران در گستره زندگی فردی و اجتماعی مشخص می‌کند.



قرآن، دين را اسلام می‌داند. (إِنَّ اَلدِّينَ عِنْدَ الله اَلْإِسْلاٰمُ)
همچنین اسلام را دين كامل مى‌شمارد. (اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ اَلْإِسْلاٰمَ دِيناً)


قرآن، مفهوم اسلام را از يک سو شامل قلمرو رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خويشتن و رابطه انسان با ديگران، از سوى ديگر فراگير نسبت به عقيده و زندگى مى‌داند.
از اين‌رو شريعت اسلام شامل سه بخش زير است:
الف: احكام اعتقادى كه مربوط به شناخت جهان، حقيقت آفرينش و رابطه آن با خدا و انسان است؛
ب: احكام اخلاقى كه بيانگر آن است كه انسان از نظر صفات و خلقيات چگونه بايد باشد؛
ج: احكام عملى كه نوع گفتار و رفتار انسان را در رابطه با خدا، خويشتن و ديگران مشخص مى‌كند.



اسلام دين را به معنى عقيده مجرد و يا اصولى كه بيانگر رابطه انسان با خداست تفسیر ننموده و اعتقاد را به زندگى و عمل ارتباط داده و از آن شريعت را به‌وجود آورده است.
شريعت در لغت به معنى نهر آبى است كه تشنگان به‌سوى آن مى‌روند.
در اصطلاح فقها عبارت از اوامر، نواهی و ارشاداتى است كه خداوند براى تربيت انسان‌هاى با ايمان و تكامل بشريت از طريق وحى صادر نموده است.
هدف از شريعت در كليه موارد، يعنى آنچه به عقاید، اخلاق يا اعمال انسان مربوط مى‌گردد، هدايت او به حق، عدالت و انصاف است تا از طريق عمل به شريعت به شايستگى مقام خلافت الهى ارتقا يابد.


كلمه فقه در لغت به معنى علم، معرفت، فهم و هوش (فطنه) آمده است.
در اصطلاح فقها، به آن بخش از شريعت گفته مى‌شود كه مربوط به احكام عملى انسان در رابطه با خدا، خويشتن و ديگران است.
معنى كلمه فقه در اسلام تحولاتى به خود ديده و در معانى مختلفى به‌كار رفته است.
قرآن اين كلمه را بيشتر بر علم دين به مفهوم عام آن اطلاق كرده است. (فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ)
به اين لحاظ تفقه بيانگر تصور درست از انديشه اسلامى است. «قال امير المؤمنين لولوده محمد بن الحنفيه: تفقه فى الدين فان الفقهاء ورثة الانبياء»
به‌تدريج با تقسيماتى كه در معنى دين و مفهوم شريعت اسلام به‌وجود آمد، فقه به بخش احكام مربوط به اعمال اطلاق گرديد و منظور از آن عبارت بود از مجموعه احکام شرعی و وظایفى كه از جانب قانونگذار اسلام مقرر شده است.
سپس با پيدايش علوم اسلامی و اختلاف‌نظر در احكام عملى و نياز به استخراج آن از ادله معتبره شرعيه اصطلاح جديدى در معنى فقه به‌وجود آمد كه تا به امروز نيز ادامه داشته است.

۴.۱ - اصطلاح جدید فقه

بنابر اصطلاح جديد، فقه عبارت است از فهم دقيق و استنباط مقررات عملى اسلام از منابع و مدارک تفصيلى مربوط به آن «الفقه هو العلم بالاحكام الشرعية الفرعية عن ادلتها التفصيلية»
گاه به معنى مجموعه مسایل شرعى عملى استنباط شده و آراء مستدل فقها نيز اطلاق مى‌شود.
[۷] عبدالناصر، جمال، موسوعة الفقه الاسلامى، ج۱۰، ص۱۲.
[۸] سجادى، جعفر، فرهنگ علوم اسلامى، ص۴۰۶.

در علم فقه كار فقیه تعيين تكليف عملى هر حادثه در زندگى انسان است و موضوع آن احكام شرعى و يا وظایف عملى از نظر استنباط از ادله است.
برخى نيز موضوع علم فقه را احوال مكلفين از نظر اينكه متعلق حكم اقتضایى يا تخییری است دانسته‌اند.
همچنین فقه در معنى علم طريق آخرت و حصول ملكه‌اى كه احاطه به حقایق امور دنيوى و معرفت دقایق آفات نفوس را تعليم مى‌دهد به‌كار رفته است.


هدف از فقه در اين تعبير آن بوده كه پرهيز كافى براى اعراض از امور فانى و اقبال به امور باقى به‌دست آيد.
شايد مراد، آن حديث است كه از پیامبر (صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم) نقل شده: «الا انبئكم بالفقيه كل الفقيه‌؟ قالوا: بلى يا رسول اللّه قال: من لم يقنط الناس من رحمة اللّه و لم يؤمنهم من مكر اللّه و لم يؤيسهم من روح الله و لم يدع القرآن رغبة عنه الى ما سواه»
رسول خدا (صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم) فرمود: آيا به شما خبر دهم از فقيه، كسى كه كاملاً فقيه است‌؟ مستمعين گفتند: آرى.
فرمود: فقيه كسى است كه مردم را از رحمت خدا نااميد نكند، آنها را از مجازات خدا بى‌خيال نسازد، از روح الهى آنها را مأيوس نگرداند و به‌جاى قرآن به چيز ديگر دل نبندد.


۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۲. مائده/سوره۵، آیه۳.    
۳. توبه/سوره۹، آیه۱۲۲.    
۴. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ح۱، ص۲۱۶.    
۵. سیوری، مقداد، نضد القواعد الفقهیه، ص۵.    
۶. عاملی، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد‌، ص۳۰.    
۷. عبدالناصر، جمال، موسوعة الفقه الاسلامى، ج۱۰، ص۱۲.
۸. سجادى، جعفر، فرهنگ علوم اسلامى، ص۴۰۶.
۹. حکیم، سید محمدتقی، الأصول العامة للفقه المقارن، ص۱۵.    
۱۰. سیوری، مقداد، نضد القواعد الفقهیه، ص۵.    
۱۱. سیوری، مقداد، نضد القواعد الفقهیه، ص۶.    
۱۲. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۶.    



زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص ۲۱.    






جعبه ابزار