• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شعر معاصر حسینی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.


«رثا»، از صادق‌ترین اغراض شعری است که گوی سبقت را از دیگر فنون ربوده است، اما در دوره معاصر با روح حماسه، امید و مبارزه همراه شده است.
هم‌چنین قالب‌هایی چون مدح، هجو، حماسه و حکمت در اشعار عاشورایی حضوری پررنگ دارند و شاعران از طریق آن‌ها فضایل امام حسین(علیه‌السّلام) و یاران‌اش، ظلم‌ستیزی و آزادگی را بازتاب می‌دهند.
شعر معاصر حسینی، علاوه بر روایت واقعه کربلا، به مسائل سیاسی و اجتماعی جهان اسلام نیز توجه کرده و عاشورا را الگویی برای مقاومت، عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم معرفی می‌کند.
در این دوره، نمادهای عاشورایی به زبان مشترک شاعران با گرایش‌های مختلف تبدیل شده و قیام امام حسین(علیه‌السّلام) به عنوان نماد جاودانه آزادی و ایستادگی شناخته می‌شود.




در میان اغراض شعر معاصر حسینی، هم‌چنان «رثا»، از صادق‌ترین اغراض شعری است که گوی سبقت را از دیگر فنون ربوده است، زیرا از دل‌های سوخته و عواطف سرشار سرچشمه می‌گیرد و همراه با درد آه و آتشی است که از دل مرثیه‌سرا برمی‌خیزد.
شعر حسینی، در همه‌ی عصرها، مملو از رثای دردناک است که به صورتی غالب و تاثیرگذار، اثر شاعران را در هر فنّی، پوشش داده است. تراژدی دردناک عاشورا، از عوامل عمده‌ی این رنگ‌آمیزی در اشعار عرب است. از این‌رو است که هر چه زمان به عاشورا نزدیک‌تر می‌شود، سوز و گداز و حرارت رثا را بیشتر و عمق فاجعه را در ترنّم حزین شاعران فزون‌تر می‌یابیم.
تفاوت عمده‌ای که در رثای این دوره نسبت به دوره‌های گذشته‌ی شعر حسینی به چشم می‌خورد، وجود روح حماسه و امید زندگی در آن است که در قرون گذشته به سمت یاس و خاموشی سوق داده شده بود.
احمد امین می‌گوید: «این حوادث - قتل شیعیان و فشار بر آنان - با فاجعه‌ی قتل حسین (علیه‌السّلام) و اهل بیت او آغاز گردید.
قصاید اشک‌بار، خطابه‌های آتشین، گفتار از خون برخاسته، انعکاسی برای خون‌های ریخته شده و پیکرهای به خاک غلتیده بود.
این یاد، در همه‌ی نسل‌ها‌ اندوه را زنده می‌کرد و‌ اندوه نیز ادب را برپا می‌داشت...»
[۱] ضحی الاسلام، ج۳، ص۳۰۱.

رثای معاصر با وجود حفظ بسیاری از شیوه‌های قدیم، از نظر محتوا از روح بدبینی و خمودگی که در قرون گذشته بر آن، حاکم گردیده بود، فاصله می‌گیرد. در دهه‌های اخیر با شروع نهضت‌های آزادی‌بخش در کشورهای اسلامی، رثا به سرعت جای خود را به فخر و حماسه می‌دهد.
از جلوه‌های مهم رثا در شعر معاصر به موارد زیر می‌توان اشاره نمود:
۱ - گریه بر اطلال و دمن: برخی شاعران به پیروی از سبک قدیم شعر عرب، بر اطلال و دمن به جای مانده از یاران سفر کرده گریسته‌اند. اما شاعر حسینی، تداوم زندگی محبوب کربلایی خویش را یادآور می‌شود و با ترسیم خرابی‌های به‌جامانده از دیار یار، از ظلم و ستمی که دشمن به اهل و کاشانه‌ی آنان روا نموده است، می‌گوید و شدت مصیبت اهل بیت (علیهم‌السّلام) را در رثای خویش مجسّم می‌کند.
[۳] البابلیات، ج۴، ص۳۲.

۲ - وصف احوال درونی شاعر: در اکثر مرثیه‌هایی که به سبک کلاسیک سروده شده است سخن از اشک است و آه. اشک خونین و آه شعله‌ی برخاسته از آتش سوزان درون است.
رثای برخی شاعران معاصر، از عشق زائد الوصف درون‌شان پرده برمی‌دارد.
۳ - توصیف فاجعه کربلا و بیان عظمت آن: از نکات بارز در مرثیه‌های حسینی، به کارگیری وصف است. وصف تشنگی حسین (علیه‌السّلام) و اطفال آن حضرت، سر بریده و رفتار زشت و متاثرکننده‌ی یزید در اهانت به سر، وضعیت دل‌خراش اسرا و...
صحنه‌هایی که عرش را به لرزه درمی‌آورد و همه چیز را به گریه وامی‌دارد.
۴ - روح زندگی در رثا: مرثیه‌های حسینی، در دهه‌های اخیر، تپش زندگی و روح ماندن را به خواننده منتقل می‌کند، شاعر لبنانی، حسین (علیه‌السّلام) و کربلا را در جنوب می‌یابد. او کربلا را رمزی می‌بیند که در درگیری جنوب لبنان تمثل یافته است.
[۴] عاشورا فی الادب العاملی المعاصر، ص۲۳۰.



اشعار حسینی، گرچه به صورت غالب، رنگ و بوی ماتم و رثا دارد ولی مدح فضایل حضرت و اصحاب ایشان نیز شعر برخی شاعران را طراوت بخشیده است. این ستایش‌ها به‌گونه‌ای ناخودآگاه و خودجوش به‌واسطه‌ی عشق و عظمتی که شاعر شیعی نسبت به خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) احساس می‌کرد فوران می‌کند، و اکثرا صدق و صفای شاعر را به نمایش می‌گذارد. مدح به هدف تکسّب و طمع، در شعر حسینی وجود نداشته است و اگر در دوره‌های پیشین به امید اجر اخروی و ثواب بود، در عصر حاضر درصد کمی از شاعران به این انگیزه توجه نموده‌اند.
عمده‌ترین مسائلی که فنّ مدح در عصر حاضر بدان پرداخته عبارتند از:
۱ - مدح نسب: از مصادیق بارز مدح در شعر حسینی، ذکر پدران، اجداد و خاندان پاک حضرت است. این مدح نسب از دو جهت به مدح فضایل برمی‌گردد. اوّل اینکه اتصال این نسب به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و معدن وحی به آن قداست و معنویت می‌بخشد.
دوم آنچه از شرف و کرامت و حسن در نسب ممدوح ذکر می‌شود تائیدی بر این خصال در نفس ممدوح است.
[۵] لیلة عاشوراء، ص۲۸۱.
مدح این عظمت، هنگامی به اوج می‌رسد که با فضایلی مانند شجاعت، عقل، مردانگی و وفا درآمیزد.
۲ - مدح خصایص فردی: ذکر خصوصیات قهرمانان کربلا به شیوه‌های مختلف در شعر معاصر آمده است. گاه شاعر فضایل را شرح می‌دهد. گاه به وصف حادثه می‌پردازد؛ و خصیصه‌ای در ممدوح را شرح می‌دهد؛ و گاه از زبان ممدوح فضایل او را بیان می‌کند.
۳ - مدح سازنده: این مدایح مقدمه‌ای است برای تحرک و جنبش و دعوتی است به سیر در مسیر حسین (علیه‌السّلام).


هجو را در تقابل مدح دانسته‌اند؛ بالطبع شاعر مدیحه‌سرا، دشمن ممدوح را شایسته‌ی هجو و طعن می‌داند و زبان به نکوهش او می‌گشاید. البته این فن در شعر معاصر به دلایل متعددی از جمله روابط اجتماعی، قوانین مدنی و حفظ وجاهت فرهنگی شاعر، قوّت و گزندگی خویش را از دست داده است. ولی در برخی اشعار کورسویی از آن را می‌توان شاهد بود؛ و بخش کوچکتری از شعر معاصر را شامل می‌گردد. تحول عمده در شیوه‌ی هجو نسبت به قرون گذشته تغییر جهت نوک تیز حمله از بنی امیّه و اشاره رفتن آن به سوی حاکمان جور، به عنوان اخلاف بنی امیه، و مملوس گشتن این فن در میان مردم است.
در هجو نیز گاهی نسب آباء و اجداد مورد توجه قرار می‌گیرد و گاهی دیگر به خصوصیات جسمی و ظاهری فرد توجه می‌شود و دیگرگاه خصوصیات اخلاقی، اثبات صفات رذیله در او و نفی صفات حسنه مورد عنایت است.
از دیگر خصوصیات بارز هجو در این عصر، کوتاهی آن است و ناقدان این خصوصیت را حسن آن می‌دانند.


شاعران معاصر، خصوصا در دهه‌های اخیر بسیار در این فن سروده‌اند، حماسه‌ی معاصر بیش از آن‌که به وصف جنگاوری و شرح کارزار بپردازد، به شرح همّت‌های بلند و عظمت‌های روحی حماسه‌سازان عاشورا توجه نموده است. حماسه حسینی در اشعار معاصر با حماسه‌ی انقلابیون در سراسر سرزمین‌های اسلامی درآمیخته است.
۱ - مجد و عظمت، جاودانگی و خلود: روز عاشورا، تداعی‌گر مجد و بزرگواری و عزّتی ماندگار است. مجدی که بر ستون‌های شهادت و ایثار تکیه کرده و با فناپذیری دنیا، رنگ فنا نمی‌پذیرد.
[۶] عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۶۶.

۲ - حقارت دنیا: لازمه‌ی بلند همّتی و دلاوری، تحقیر دنیا و دلبستگی‌های آن است و در حماسه حسینی چنین دیدگاهی، فراوان به چشم می‌خورد. شاعر، حسین (علیه‌السّلام) را وارث پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌داند و همانگونه که آن حضرت، نه تنها در برابر متاع ناچیز (دنیا) بلکه در تملک ماه و خورشید، حاضر به دست کشیدن از رسالت بزرگ خویش نبود، حسین (علیه‌السّلام) نیز با بی‌اعتنایی و تمسخر به دنیایی که سخاوتمندانه به او عرضه می‌شود، می‌خندد و خورشید و ستارگان را نیز دون همت والای خویش می‌داند.
[۷] عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۶۶.

۳ - جنگاوری و دلاوری: مردان حماسه، با سر و جان در میدان کارزار حضور می‌یابند و دشواری‌های بزرگ را حقیر و کوچک می‌شمارند. آنها در پیکار، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند. گویا برای چنین صحنه‌هایی آفریده شده‌اند.
۴ - استقبال از مرگ: کربلاییان باوجود اینکه آسمان را به فرمان خویش می‌بینند، برای در آغوش کشیدن مرگ با عزّت، از آماج تیرها استقبال می‌کنند.
۵ - شهادت؛ زیباترین پایان حماسه: انتخاب شهادت، آن هم به شیوه‌ی حسینی (علیه‌السّلام)، مهیج‌ترین صفحه‌ی حماسه و حماسه‌سازی است. شهادتی که نه بوی یاس و نومیدی دارد، نه مزه‌ی تلخ شکست را به کام می‌ریزد و نه رنگ انتحاری جبری، که انتخابی است وفادارانه، اختیاری فریادگونه و تمرّدی شجاعانه در برابر ظلم و زور و ترسیم مسیری است برای تمامی تاریخ و همه‌ی جنگاوران راه حق.
[۸] عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۰.



فن حکمت و شیوه‌های آن، تفاوتی با دوره‌های پیشین ندارد، این فن، هم‌چنان به عنوان اثری ماندگار و مؤثر در جاودانگی شعر، قصائد معاصرین را زینت بخشیده است. این حکمت‌ها به مناسبت شرایط و مواضع مختلفی که امام حسین (علیه‌السّلام) در جریان قیام، با آن مواجه می‌گردد، بر زبان و قلم شاعر جاری می‌شود و احساس او را به عنوان یک اصل پایدار به حافظه‌ی تاریخ می‌سپارد:
۱ - مظلومیت حق و اجتماع مردم بر باطل: پس از حرکت امام تمامی مسیر حسین (علیه‌السّلام) شاهد گمراهی و پراکندگی مردم از دور حق و تجمعشان بر باطل است، گویا این رسم روزگار است که دلها را از حق دور سازند و عهد و پیمان را زشت بنمایاند.
[۹] البابلیات، ج۴، ص۹۹.

حقیقت این است که انسانها، قدر نعمت‌های الهی را نمی‌دانند تا زمانی‌که از آن محروم گردند، صبح اگر نورش را از دست دهد.
شبى ظلمانى است.
۲ - پايدارى حقيقت و ناپايدارى باطل:واقعيت اين است كه دشمنى‌ها و مكر و حيله روزگار و مردم نمى‌تواند حق را خاموش سازد، دلاورى‌ها، مرارتها، جهاد و صبر، جاودانگى را به ارمغان مى‌آورد. زنده داشت ياد حسين (ع) در قلوب مردم و نابودى نام يزيد، دليل پايدارى حق و ناپايدارى باطل است.
۳ - تغييرناپذيرى سرشت خوب و بد:بى‌وفايى و خيانت كوفيان در مواضع و منازل مختلف، دل اديب را به درد مى‌آورد تا آنجا كه از هدايت و اصلاح اين افراد منافق و خائن نااميد مى‌شود.
موضوعات شعر حسينى
شاعران معاصر براى اشعار خود موضوعاتى را انتخاب كرده‌اند:
از قرون گذشته به نظم كشيدن جزييات حادثه‌ى عاشورا در شعر متداول گرديد. به‌گونه‌اى كه برخى اشعار به مقتل منظوم شبيه‌ترند اين شيوه در سده‌ى معاصر هم‌چنان ادامه مى‌يابد. شعرا از شيوه‌هاى گوناگون براى بيان تفصيلى حادثه سود جسته‌اند كه مى‌توان آنها را به سه دسته تقسيم كرد:
۱ - نقل روايى:شاعر در اين شيوه، به وضوح تلاش مى‌كند حادثه را مطابق نقش روايت و بدون هيچ تغييرى به خواننده منتقل كند.
۲ - نقل قصصى:شاعر ضمن نقل حادثه، با تصرّفاتى در متن روايت و حذف اسناد و راويان، ترسيمى داستانى از حادثه ارائه مى‌دهد.
۳ - نقل وصفى:توصيف حادثه، شخصيت‌ها، صحنه‌ها و حالات، اين نقل را به اشعار غنايى نزديك كرده است.


حادثه‌ى عاشورا، عصاره‌ى تلاش و جهاد همه‌ى انبياء و اولياء در طول تاريخ است، چنانكه سرزمين كربلا، زبان گوياى همه‌ى زمينهايى است كه پذيراى قدوم قدسيان بوده و خون پاكشان را به جان نيوشيده‌اند. ازاين‌رو در تحدّى با رموز مقدّس تاريخ، پيروز و سرفراز مى‌درخشد. ادبا نيز، اين رموز را در آن زمان و مكان و در قهرمان بزرگش مجسّم مى‌بينند.
نماد اشخاص قدسى:
شاعران در قياس پاكبازى حسين (ع)، جانبازى و معراج عيسى (ع) در دلدادگى، را مشاهده مى‌كنند و در سخنان عاشقانه حضرت با معبود، موسى (ع) را مجسّم ديده‌اند. استقامت و استقبال حسين (ع) و اصحاب او از مرگ، آنانى‌كه براى وصول مرگ در راه خدا با يكديگر مسابقه مى‌دهند را عينيت مى‌بخشند.


اينكه حسين (ع) حج را ناتمام مى‌گذارد و به سمت كربلا روان مى‌شود. در حقيقت، نهضت حسين (ع) تكميل مناسك حج است. مناسكى كه اسماعيل با تسليم خويش، آغازگر عبرتهاى آن بود و حسين (ع) با خون خويش آن را مهر كرد.
كربلا از ديرباز قداستى ويژه داشته است. شايد يكى از عوامل آن اخبار پيامبران گذشته در مورد حوادثى است كه در اين سرزمين واقع مى‌شود و چنين است كه كربلا وادى مقدس «طوى» مى‌گردد و با كعبه‌ى حجّاج به مفاخره مى‌پردازد و علوّ خويش را به اثبات مى‌رساند.


ادبا و انديشمندان تاريخ از عصر عاشورا تاكنون در برابر سازش‌ناپذيرى، استقامت و ظلم‌ستيزى امام (ع) كرنش نموده‌اند.


در شعر معاصر، مهم‌تر از وصف حادثه و رثاى آن، تحليل واقعه، پيامدهاى آن و شمارش آثار نهضت است. شاعر از اين فراتر رفته و از دريچه‌ى اين قيام به افق‌هاى دور مى‌نگرد و انتظار ثمرچينى افزون آن را در مسير تاريخ دارد.
پيروزى قيام امام (ع) از زاويه ديد شاعر معاصر در افق‌هاى گوناگون تجلى مى‌يابد.
الف: جاودانگى:جاودانگى و بقا از آرزوهاى ديرينه‌ى انسان بوده است و شاعران به خلود حسين (ع) و ماندگارى نهضت او اشاره نموده‌اند.
ب: پيامدهاى پيروز قيام حسين (ع):از آثار كربلا ايستادگى، تمرّد و مبارزه‌طلبى به يادگار مانده است.
ج: انتظار منجى:علاوه بر ثمرات عاشورا در قيام‌هاى پياپى عاشوراييان، وعده‌هاى الهى در ظهور مهدى موعود، گسترش عدل و داد جهانى و خونخواهى شهيدان، نقطه‌ى اميد و قوّتى در دل آزادگان است. انتظار مهدى (عج) در شعر اين عصر جنبه‌ى تسكين‌بخش و روزنه‌ى اميدى بر يأس و نوميدى محسوب نمى‌شود بلكه قوّت قلبى براى دلهاى مبارزان و توان مضاعفى براى گام‌هاى جهادگران راه آزادى است.


در شعر معاصر، قيام امام (ع) با مردم و در متن نيازهاى جامعه، جلوه مى‌كند. و اين نهضت، ستاره‌ى راهنما، بلكه خورشيد فروزنده‌اى است كه مسير تاريك و سردرگم بشريت عصر جديد را روشن مى‌كند.
شكوه از حاكمان نالايق و دعوت به قيام:با زنده شدن دوباره‌ى ابوسفيانها در كشورهاى اسلامى، شاعر از عاشورا بازگشت ديگرى را مى‌طلبد تا بر درد جانكاه، درمان شود.
ذلّت اعراب و مسلمين:از يكسو، نگرش به قيام امام حسين (ع) همه وجود شاعر را از غرور، آزادگى و عزّت سرمست مى‌سازد و از سوى ديگر وضعيت اسف‌بار و تحقيرآميز مسلمين را مشاهده مى‌كند و از اينكه مسلمين فقط بر حسين اشك مى‌ريزند خجالت‌زده مى‌شود و از حسين (ع) عذرخواهى مى‌كند.
مكتب حسين (ع) آموزشكده‌ى مبارزان:در اين پايگاه صلابت و عزم آموزش داده مى‌شود، عزمى كه اگر سلاحهاى آهنين در نبرد، كند و ناتوان گردند، هرگز سست نخواهد شد.
فلسطين؛ كربلايى ديگر:پس از سالها از اشغال فلسطين، هم‌چنان شاعران براى رهايى به عاشورا مى‌نگرند و پيام عزّت حسينى (ع) را در حماسه‌سرايى‌هاى خويش به فلسطينيان هديه مى‌كنند.
شاعر ذلّت و خوارى مسلمين را مى‌بيند و با يادآورى عزّت و سازش‌ناپذيرى امام، در جانها روح مقاومت و ايستادگى مى‌دمد. شاعر از خون حسين در جنوب لبنان و در مقاومت فلسطين بسيار مدد مى‌جويد.


برگزاری مراسم عزاداری حسینی که در قرن معاصر، به شکل سنتی و با آدابی خاص از قبیل سینه‌زنی، زنجیرزنی و برخی اوقات قمه‌زنی همراه گردیده است، موجب موضعگیری‌های متفاوت و گاه متضاد در میان شاعران حسینی شده است. گروهی این مراسم و اشک و ندبه برای حسین (علیه‌السّلام) را برای زنده‌داشت یاد حضرت و ادامه‌ی حرکتش ضروری می‌شمارند و آن را ترغیب می‌نمایند. درحالی‌که گروهی دیگر آن را نوعی ریا، مخالف با سنّت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و در مواردی موجب وهن و مخدوش گردیدن چهره‌ی مسلمین می‌شمارند.
در این دوره، رمزگرایی به شعر راه می‌یابد و رموز عاشورایی به عنوان نمادی آشنا برای همه‌ی ادبا در سرفرازی و «اباء» به شمار می‌آید. بسیاری از شاعران معاصر نام حسین (علیه‌السّلام) را به عنوان رمز مبارزه و الگوی سازش‌ناپذیری در شعر عرب جلوه می‌کنند و هرجا شاعری بنای گردن‌فرازی و سر خم نکردن در برابر ظلم دارد، خود را به حسین (علیه‌السّلام) منتسب می‌نماید و از سر حسین (علیه‌السّلام) بر نیزه می‌گوید. در حزن و مظلومیت نیز حسین (علیه‌السّلام) نمادی جاودانه است. نمادی که با مقاومت آمیخته گردیده است. خون حسین، نشان ماندگاری و سر بریده‌ی او نماد مقاومت حق‌طلبانه تا آخرین لحظه است.
در مناطقی از سرزمین‌های عرب که شور حماسه و مبارزه شعله‌ورتر است، رموز حسینی نیز در آثار شاعران تابنده‌تر و پر تلالؤتر جلوه‌گری می‌کند.
دوره‌ی معاصر تنها دوره‌ای است که شاعران با مذهب و مسالک مختلف در این وادی قلم زده‌اند؛ از شاعران شیعی گرفته تا سنّی، مسیحی و حتی کمونیست. آنچه همه‌ی آنان را مجذوب حسین (علیه‌السّلام) نموده است: آزادگی، سازش‌ناپذیری و ظلم ستیزی آن حضرت می‌باشد. آنها مسیری را که حسین (علیه‌السّلام) ترسیم کرد بهترین راه مبارزان راه حق در سراسر جهان می‌دانند.
ورود موضوعات جدید در شعر معاصر حسینی قابل توجه است. به گونه‌ای‌که موضوعات وجدانی و تاریخی که در گذشته عمده‌ی این اشعار را به خود اختصاص داده بود تقلیل می‌یابد و موضوعات سیاسی - اجتماعی همراه با تحولات روز، شکوفا می‌گردد. در این زمان شعر حسینی با حوادث و نیازهای روز می‌تپد و از عمق درد و نیاز مردم با آنها سخن می‌گوید.
[۱۰] امام حسین (علیه‌السّلام) در شعر معاصر عربی، با تلخیص.



۱. ضحی الاسلام، ج۳، ص۳۰۱.
۲. آغاز اکثر قصائد جاهلی به وقوع شاعر بر آثار به‌جامانده از یار سفر کرده و ذکر خاطرات گذشته و گریه بر فراق، اختصاص داشت. این شیوه در شعر عرب نیز تداوم یافت.    
۳. البابلیات، ج۴، ص۳۲.
۴. عاشورا فی الادب العاملی المعاصر، ص۲۳۰.
۵. لیلة عاشوراء، ص۲۸۱.
۶. عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۶۶.
۷. عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۶۶.
۸. عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۰.
۹. البابلیات، ج۴، ص۹۹.
۱۰. امام حسین (علیه‌السّلام) در شعر معاصر عربی، با تلخیص.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۵۲۳.    






جعبه ابزار