• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شیخ عبد اللّه العلائلی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




شیخ عبدالله العلایلی سال ۱۹۱۴ در بیروت متولد شد.
او نویسنده و ادیب برجسته اهل سنت لبنان بود که تحصیلات خود را در بیروت و الازهر مصر گذراند.
شیخ عبدالله تحت تأثیر اندیشه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی، فعالیت‌های فکری و سیاسی گسترده‌ای داشت.
العلایلی ارادت قلبی عمیقی به امام حسین (علیه‌السلام) داشت و قیام عاشورا را نه حرکتی قدرت‌طلبانه، بلکه اعتراضی اصولی به حکومت فاسد یزید می‌دانست.
از او آثار متعددی در زمینه‌های لغت، ادب و تاریخ به جا مانده است.




شیخ عبد اللّه العلائلی
[۱] وجه تسمیه‌ی خانوادگی علایلی، به گفته‌ی شیخ عبد اللّه، بدان جهت است که شجره‌ی خانوادگی آنان به علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) می‌رسد و شاید این کلمه تصحیف شده‌ی «علی لی» ترکی باشد که در زبان ترکی «لی» نشان نسبت وابستگی شخص به شغل است و شیخ معتقد است که چنین ترکیبی به روزهایی می‌رسد که مصریان در شیوه‌ی عمومی زندگی و تحت تاثیر فرهنگ ترکان بودند. بنابراین نیای پیشین خانواده از اشراف قوم خود بوده است و شیخ عبد اللّه می‌گفت جدّه‌ی اعلای پدریش نیز از اشراف آل سراج حلب بوده است.
نویسنده و ادیب برجسته‌ی اهل سنت لبنانی است که در زمینه‌ی لغت، ادب، شعر و تاریخ قلم زده است.
پدر شیخ، حاج عثمان علایلی است که در بیروت به کار تجارت مشغول بود، در سال ۱۸۹۴ میلادی با دختری به نام نفیسه ازدواج کرد و فرزندانی آورد.
از جمله شیخ عبد اللّه که کوچکترین فرزند آنان بود.
علایلی در شب برافروخته شدن آتش جنگ جهانی اول، بیستم تشرین الثانی (نوامبر) ۱۹۱۴ میلادی، در یک محله‌ی توده‌ای فقیرنشین بیروت، در یک خانواده‌ی بازرگان و ثروتمند و از مادری تحصیل کرده به دنیا آمد.
در پنج سالگی به مکتب‌خانه رفت و پس از آن در مدرسه‌ای با روش جدید به تحصیل مشغول شد و مقدمات و اصول زبان عربی و فرانسوی و تاریخ و جغرافیا و حساب را فراگرفت.



شیخ عبدالله در سال ۱۹۲۴ به قاهره عزیمت کرد.
او وقتی وارد قاهره شد که جنبش فکری مصر در سه جهت حرکت می‌کرد: اسلامی و مصری - فرعونی و پیوند عربی.
علایلی با وجود کمی سن وارد جریان‌های فکری و سیاسی شد و در آن حوادث فعالانه شرکت جست.
جنبش اسلامی از بقیه‌ی جنبش‌ها فعالتر بود و بیشتر از هر چیزی در شعر آشکار شد و شاعران آن دوره خلیفه را عامل وحدت همه‌ی مسلمانان می‌دانست.



علایلی در زمره‌ی جنبش اسلامی قرار گرفت و تحت تاثیر‌اندیشه‌ها و آموزش‌های سید جمال الدین اسدآبادی (۱۹۳۸-۱۸۹۷ م) قرار داشت.
شیخ علایلی، سیّد جمال را گردبادی می‌دید که در قرن نوزدهم برخاسته ریشه‌ها و نهال‌های نهضت مصر و اسلام را کاشته است.
علایلی نه تنها او را رهبری راستین و حقیقی بلکه شایسته‌ترین رهبری می‌دانست که شرق شناخته است و به رغم عمر کوتاه برق مانندش، همه‌ی شرق مدیون او هستند.
علایلی تحت تاثیر مصطفی کمال هم بود و همانند او معتقد بود که دینداری و میهن‌دوستی همزاد و همراه یکدیگر هستند. لذا فعّالیّت دین را همانند فعالیت برای ریشه‌دار کردن میهن‌دوستی می‌دانست. شاید از این جهت بود که او را از طرفداران حزب وطنی دانسته‌اند.
به هر حال علایلی در الازهر از اساتید بزرگی استفاده کرد که غالبا از شاگردان سیّد جمال یا عبده بودند.
او در ادبیات معتقد بود که ریشه‌های فرهنگ و ادب به سلسله درس‌هایی می‌رسد که در راس آنها نهج البلاغه قرار داشته است.


شیخ عبدالله در زمینه‌های مختلف کتاب نوشت و شعر سرود که از مهم‌ترین آنها می‌توان به کتابهای زیر اشاره کرد:
• «تاریخ الحسین»،
• «سمّو المعنی فی سمّو الدّات»،
• «الموسوعة اللغویه»،
• «مقدمة لدرس لغة العرب»،
• «المعری ذلک المجهول»،
• «مثامن الاعلی»،
• «شرح قسطل»،
• «شیوه بلاغت در نقد معنوی»،
• «برترین هدف در برترین نهاد».



علایلی در سال ۱۹۹۶ میلادی درگذشت.



علایلی به حسین (علیه‌السّلام) و قیام عاشورایی او عشق می‌ورزید.

وی با شور و حال زائد الوصفی از امام حسین (علیه‌السّلام) سخن می‌گوید و با تمام وجود در برابر عظمت او تواضع می‌نماید. او علاوه بر شعر و نثر زیبایی که در مورد امام حسین (علیه‌السّلام) دارد، به تفصیل به بررسی و تحلیل حادثه‌ی کربلا و ریشه‌یابی آن پرداخته است. وی فلسفه‌ی قیام امام حسین (علیه‌السّلام) را اعتراض به حکومت یزید می‌داند که ساختمان اساسی دین و حکومت اسلامی را برهم زده بود. از دیدگاه او، امکانات امام حسین (علیه‌السّلام) برای ساقط کردن نظام حکومتی یزید کافی نبود، لذا با این قیام تنها درصدد رساندن پیام اعتراض خود به گوش حکومت و مردم عصر خود بود تا درصدد تغییر حکومت یزید برآیند. او از حسین (علیه‌السّلام) پای‌بندی به اصول و حراست از آن را می‌آموزد، چنانکه حیات و مرگ را از او تعلیم می‌گیرد. او می‌بیند که حسین (علیه‌السّلام) نقشه جاودانگی را برای همه قهرمانان مخلص تا ابد ترسیم نموده است.

علایلی با تحلیل اوضاع زمان یزید، سکوت را بر هیچ انسان دیندار و آزاده‌ای جایز نمی‌داند.
او می‌نویسد: برای همه‌ی متفکّران مسلمان آن روزگار ثابت شده بود که یزید، با توجه به اخلاق خاص و تربیت مشخص آن‌چنانی، وسیله‌ای است، و برای هیچ مسلمانی سکوت در آن موقعیت هرگز جایز نبود و وظیفه‌ی آنان مخالفت و اعتراض آشکار بود.
در این صورت قیام حسین (علیه‌السّلام) در حقیقت اعلام نامزدی خود برای حکومت نبود، بلکه ذاتا و بیش از هرچیز، اعتراض به ولایت یزید به شمار می‌رفت. گواه این ادّعا گفتار حسین (علیه‌السّلام) به ولید است که چون از او خواست که بیعت کند، فرمود: «یزید فاسقی است که فسقش برای خدا آشکار می‌باشد».



معروفترین قصیده‌ی علایلی در رثای حسین (علیه‌السّلام) «دمعة سنّی علی الحسین» می‌باشد و در حاشیه‌ای که بر عنوان قصیده‌اش نگاشته، به عزاداری شیعه اشاره می‌نماید و با عظمت از آن یاد می‌کند:
«شیعه هر ساله، یاد عاشورا را برای پندآموزی و یادآوری زنده نگاه می‌دارد، این مراسم از آن حیث بزرگ است که پر از موعظه و ذکر دلاوریها در مسیر جهاد است و چنین یادهایی موجب باروری روح‌های بزرگ می‌گردد. امروزه، چقدر ما به این بزرگداشتها، خصوصا در دوره‌ی انقلابی خویش نیازمندیم! »
باید به شعر علایی، پیش از آنکه از جنبه‌ی فن و به کارگیری صنعت‌های ادبی نگریسته شود، از جهت معنی و استفاده‌ی تحلیلی از قضایا و حوادث نگاه کرد، چراکه اشعار او به نثر منظوم یا شعر تعلیمی نزدیکتر است.


-• -
۱ - وقفت علی زمرة ثائر• • • • • ین یکاد الحفاظ یرامی الحمم
۲ - یقولون: ثار لنا نائم• • • • • نرید انتقاما یروّی الضرم
۳ - یروّی الضّلوع یعید النّخا• • • • • یروّی النّفوس یعید الشّمم
۴ - فقلت: الیکم و این التّرات‌؟! • • • • • قالوا جمیعا: طواها الرّمم
۵ - فقلت: الیکم لماذا الحفاظ؟! • • • • • هل فی القبور هوی ینتقم‌؟!
۶ - هناک الاله الیه القضا• • • • • الیه العدالة فی المحتکم
۷ - فقالوا و الووا الیّ الرّؤوس• • • • • ...: رایت الامور بعین امم!
[۵] الامام الحسین، ص۱۰۹ و ۱۱۰.

۱‌-‌۴ - در میان گروهی از انقلابیون اطراف قبر حسین (علیه‌السّلام) ایستاده بودم که با فریاد و خروش به دنبال خونخواهی از حسین (علیه‌السّلام) بودند. من می‌دیدم که این خشم و خروش می‌رود تا سیاهی‌ها را بدرد و عظمت و فخر گذشته را باز آورد.
۵ (آنها گفتند می‌رویم تا سیاهی‌ها را بدریم و ریسمان کهنه و پوسیده را پاره کنیم.) از آنان درباره‌ی مسئله خونخواهی سؤال کردم. که این خونخواهی برای چیست‌؟ آیا در دل خاک عشقی نهفته است و این‌چنین شما را به انتقام فرامی‌خواند که شما می‌خواهید انتقام او را بگیرید؟
۶ - سرنوشت خویش را به خدا بسپارید که او بهترین حاکم است!
۷ - آنان به من اشاره کردند که: «از امور مشاهده‌ی عمیق و نزدیک داشته باش».
• • •
۱ - نحیّی الکرامة فی شخصها• • • • • نحیّی البطولة فی ذا العلم
۲ - نحیّی الحقیقة فی نبلها• • • • • نحیّی الفداء نحیّی الحطم
۳ - نحیّی ضمیرا سما طهره• • • • • نحیّی ضحیّة حق عزم
۴ - نحیّی الطّهارة فی بیتها• • • • • اطار الطّهارة قدس و دم
۵ - نحیّی مثالا اجاب النّدا• • • • • فکان فداء کرمز الحرم
۶ - اجاب و یا روعة للجواب• • • • • اذ قال مرحی بسکنی الرجم
۷ - و فیه افتداء حقوق غدت• • • • • تننّ بلیل اذا ما اعترم
۸ - و فیه نداء یفلّ قوی• • • • • ظلوم غشوم اذا ما احتکم
۹ - و فیه نداء ایا الظّالمین• • • • • رویدا رویدا فللحقّ یوم
۱۰ - و فیه هزیم کصوت الرّعود• • • • • و یوم الحقیقة یوم حسم
[۶] الامام الحسین، ص۱۰۹ و ۱۱۰.

مفهوم: (عزاداری‌ها و خونخواهی‌های عاشوراییان به منظور تشفی و انتقام نیست) بلکه ما به‌وسیله‌ی آن کرامت‌ها و دلاوری‌ها و حقیقت‌ها و پاکی‌ها و اصالت‌ها را زنده کنیم و هدف احیای آنهاست و بدین‌وسیله ندای امام حسین (علیه‌السّلام) را در روز عاشورا که هشداری به ستم‌پیشگان است را استجابت می‌کنیم:
«آهسته‌تر، دست بدارید، که روز حق خواهد رسید.»
روزی برّنده که صدای شکست باطل را چون رعد به گوش جهانیان خواهد رساند.
• • •
۱ - فطرّبت لمّا فهمت الرّموز• • • • • و ارسلت دمعی فوق الرّمم
۲ - «ابازیت»
[۷] ابازیت: جمع ابزیت: انقلابی ماندگار در خاطره‌ی تاریخ.
مجد لحیّیکم• • • • • و نعم الخشوع بذکری العلم
[۸] الامام الحسین، ص۱۱۰.

۱ - من تازه شیفته و حیران شدم هنگامی‌که رمز و راز این حرکت (حرکت شیعه در عزاداری‌ها و سوگواری بر امام حسین «ع») را فهمیدم و اشکم را بر استخوان‌های پوسیده جاری می‌کنم.
۲ - این انقلاب ماندگار در تاریخ را برای شما زنده می‌کنم. این خشوع در برابر چنین اسطوره‌های بزرگی و نشانه‌های هدایت چه شیرین و گواراست.
• • •
۱ - و یا کربلا، قد صرت قبلة کلّ ذی• • • • • نفس تصاغردون مبدئها الدّنا
۲ - و یا کربلا، قد حزت مجدا مؤثّلا• • • • • و حزت فخارا ینقضی دونه المدی
۳ - فخار لعمری سطّرته ضحیّة• • • • • فکان لمعنی المجد اعظم مجتلی
۴ - فللمسلم الاسمی شعار مقدس• • • • • هما قبلتان للصّلاة و للابا
[۹] الامام الحسین، ص۱۰۹.

۱ -‌ای کربلا! تو ملجا و قبله‌ای برای حیات آزادمنشانه و زندگی حقیقی هستی! (اگر انسان تو را مبدا و قبله‌ی آمال خود قرار ندهد حقیر و فرومایه خواهد بود)
۲ و ۳ -‌ای کربلا! درخشندگی و جذبه‌ی رموز و نمادهای تو به حدّی است که تو ملجا و قبله‌ی زندگی حقیقی هستی
۴ - پس مسلمان رشید دو قبله دارد، «کعبه» قبله‌ی نماز و عبودیت او، و کربلا قبله‌ی سازش‌ناپذیری و ایستادگی اوست.
• • •
فماطلّ دمّ جری فی الثّری• • • • • یصیح مدی الدّهر: یاللهمم
یصیح بصوت رعود رعوب• • • • • یهزّ قرار النّفوس الرّکم
[۱۰] الامام الحسین، ص۱۱۰.

خون‌های به زمین ریخته شده در طول روزگاران، همت‌های عالی را به طغیان می‌خواند و با صدای رعدآسای خویش سکون جان‌های بسیاری را بر هم می‌زند و آنها را به تکان می‌آورد.



۱. وجه تسمیه‌ی خانوادگی علایلی، به گفته‌ی شیخ عبد اللّه، بدان جهت است که شجره‌ی خانوادگی آنان به علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) می‌رسد و شاید این کلمه تصحیف شده‌ی «علی لی» ترکی باشد که در زبان ترکی «لی» نشان نسبت وابستگی شخص به شغل است و شیخ معتقد است که چنین ترکیبی به روزهایی می‌رسد که مصریان در شیوه‌ی عمومی زندگی و تحت تاثیر فرهنگ ترکان بودند. بنابراین نیای پیشین خانواده از اشراف قوم خود بوده است و شیخ عبد اللّه می‌گفت جدّه‌ی اعلای پدریش نیز از اشراف آل سراج حلب بوده است.
۲. علایلی، عبدالله، برترین هدف در برترین نهاد، مقدمه ص۱۰-۲۵ با تلخیص.    
۳. علایلی، عبدالله، الامام الحسین، ص۳۵۰.    
۴. علایلی، عبدالله، برترین هدف در برترین نهاد، ص۸۸-۸۹.    
۵. الامام الحسین، ص۱۰۹ و ۱۱۰.
۶. الامام الحسین، ص۱۰۹ و ۱۱۰.
۷. ابازیت: جمع ابزیت: انقلابی ماندگار در خاطره‌ی تاریخ.
۸. الامام الحسین، ص۱۱۰.
۹. الامام الحسین، ص۱۰۹.
۱۰. الامام الحسین، ص۱۱۰.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۶۵.    






جعبه ابزار