• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

صلح و فطرت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






صلح و فطرت صلح و همزیستی، بر اساس فطرت و طبیعت انسان، حالت اصلی و مطلوب در روابط اجتماعی و سیاسی به شمار می‌آید و با فضایل اخلاقی و وحدت روحی انسان‌ها پیوندی عمیق دارد.
در مقابل، جنگ و ستیزه‌گری نتیجه افراط در بهره‌برداری از غرایز و بروز حالات روانی انحرافی است، نه ویژگی ذاتی سرشت انسانی.
عقل، تجربه تاریخی و تحلیل‌های روان‌شناختی نیز نشان می‌دهند که گرایش به صلح ریشه‌دارتر و طبیعی‌تر از گرایش به جنگ است.
نظریه‌هایی که جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند، بیشتر بازتاب انحراف در انتخاب‌های اجتماعی و سیاسی بشر هستند.



قابل انكار نيست كه مقتضاى فطرت و طبيعت انسان در مناسبات و روابطى كه در ميادين مختلف زندگى اجتماعى و سياسى با همنوعان خود پيدا مى‌كند.
قطع نظر از علل و عوامل خارجى، حالت همزيستى و صلح مى‌باشد و اين حالت فطرى و طبيعى با سجاياى نيک و خصایص عاليه و ملكات اكتسابى و پسنديده انسانى نيز پيوندى بس عميق و غيرقابل تفكيک دارد.
اصولاً بايد آن را از مظاهر معنوی حيات و وحدت روحى انسان‌هاى به شمار آورد.


گرچه حالت ستيزه‌گرى و جنگ نيز در ميان انسان‌ها از يک سلسله احساسات سركش درونى سرچشمه مى‌گيرد.
غريزه حب ذات و حسن استخدام و غرایز ناشى از آن دو در زمينه‌سازى جنگ و توليد حالت ستيزه‌گرى نقش اساسى را ايفاء مى‌كند.
نبايد از اين نكته غفلت داشت كه ارتباط عارضه جنگ با غرایز انسانى، تنها در صورت افراط در بهره‌بردارى از غرایز درونى قابل قبول است.
از اين رو اگر ما به نظر دقيق، عوامل درونى و علل روانى پديده جنگ را در انسان جستجو نمائيم.
انگشت روى حالت روانى عارضى و به اصطلاح غرایز ثانوى كه نامش از افراط و تفريط در بهره‌بردارى از غرایز اوليه مى‌باشد بگذاريم و حالات انحرافى درونى را عامل اصلى آن بدانيم.


از طرف ديگر پيوند فطرى و طبيعى و اخلاقى مسئله همزيستى و صلح با انسان از نظر واقعيت‌هاى عينى و حقایق تاريخى نيز مورد تأييد بوده و اصول و قواعد عقل و فكر و دانش نيز اين پيوند معنوى را بيش از پيش محکم‌تر ساخته است.
[۱] ضیایی بیگدلی، محمد رضا، اسلام و حقوق ملل، ص۸۶.



گرچه برخى از تئوريسين‌ها جنگ را در زندگى بشر اجتناب‌ناپذير مى‌دانند، ولى دلایلى كه در اين زمينه ارائه مى‌دهند، نشان‌دهنده انحرافاتی است كه در انتخاب شيوه‌هاى زندگى، دامنگير ملت‌ها و يا سران آن‌ها مى‌گردد.


۱. ضیایی بیگدلی، محمد رضا، اسلام و حقوق ملل، ص۸۶.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۷۷-۳۷۸.    






جعبه ابزار