• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

صنوبری (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.


ابو القاسم (ابو بکر) احمد بن محمّد بن الحسن بن مرّار الجوزی الرقیّ الضبیّ الحلبی انطاکی، شاعر شیعی قرن چهارم هجری، شعرش ترکیبی از لطافت و قوت است
او باغ‌ها را توصیف می‌کند، مداحی اهل بیت (علیهم‌السلام) می‌سراید و با سبک‌حسن و تلفیق‌حسن، حس زیبایی و تندی را در ابیات خود به‌هم می‌پیوندد.




ابو القاسم، ابو بکر، احمد بن محمّد الرقیّ‌ الضبیّ‌ الحلبی انطاکی مشهور به صنوبری شاعر شیعی قرن قرن چهارم هجری است که شعرش لطافت و رقّت شاعری را با قوّت طبع شاعرانه با هم جمع کرده و از نظر متانت و حسن اسلوب، بهره کافی به دست آورده و شعرش در اعلی درجه خوبی است.


مضامین اشعارش وصف باغ‌ها و گل‌ها و مدایح اهل بیت (علیهم‌السّلام) است.



صنوبری در حلب و دمشق سکونت داشته و در وصف شهر حلب نیز قصیده‌ای با ۱۰۴ بیت دارد که «بستانی» این قصیده را بهترین توصیف از شهر حلب می‌داند.


سبب شهرت احمد بن محمد به صنوبر را گفته‌اند که او صاحب یکی از بیت الحکمة‌های مامون بود و روزی مقابل مامون مناظره‌ای در گرفت و طرز سخن گفتن و قاطعیت لحنش را مامون پسندید و گفت: «تو صنوبری شکلی» مقصود هشیاری و قاطعیت و تند مزاجی او بود.


در مورد تشیّع احمد بن محمد اشعار نغزش گواهی است؛ و ابن شهر آشوب او را از مدیحه‌سرایان اهل بیت (علیهم‌السّلام) شمرده است.
وی نسبت به «کشاجم» دوستی شدیدی داشت.



صنوبری در سال ۳۳۴ هجری وفات یافت.



ما فی المنازل حاجة تقضیها• • • • • الاّ السّلام و ادمع نذریها
و تفجّع للعین فیها حیث لا• • • • • عیش اوازیه بعیشی فیها
ابکی المنازل و هی لو تدری الذی• • • • • بحث البکاء لکنت استبکیها
باللّه یا دمع السحائب سقّها• • • • • و لئن بخلت فادمعی تسقیها
یا مغریا نفسی بوصف غریرة• • • • • اغریت عاصیة علی مغریها


۱ - درایین جایگاهها کاری ندارم مگر اینکه سلامی بگویم و اشکی فرو ریزم.
۲ - و‌اندوهی گران، در جایی‌که هیچ نوع زندگی را، با زندگی در این منازل، برابر نمی‌دانم.
۳ - بر این جایگاهها می‌گریم، در حالی‌که خود این جاها هم علت گریه‌ام را نمی‌دانند، اگر درک می‌کردند، آنها را هم به گریه می‌انداختم.
۴ - به خدا سوگند‌ای سرشک ابرها! بر این منازل فرو بارید و اگر بخل ورزید، سرشک من آنها را آبیاری کند.
۵ -‌ای کسی‌که مرا به خود باختگی به این منازل می‌فریبی، تو کسی را فریفته‌ای که بر فریبنده خود عصیانگر است.


لا خير في وصف النّساء فأعفني • • • • • عمّا تكلّفنيه من وصفيها
يا ربّ قافية حلى إمضاؤها • • • • • لم يحل ممضاها إلى ممضيها
لا تطمعنّ النّفس فى إعطائها • • • • • شيئا فتطلب فوق ما تعطيها
حبّ النّبىّ محمّد و وصيّه • • • • • مع حبّ فاطمة و حبّ بنيها
أهل الكساء الخمسة الغرر الّتي • • • • • يبني العلا بعلاهم بانيها


۶ - در توصيف زنان، چيزى وجود ندارد، مرا از تكلف اوصاف آنان، معاف دار!
۷ - چه بسيار قافيه‌اى كه گذراندنش زيبا است، ولى اجراى آن براى گذراننده نازيبا است.
۸ - نبايد در دادن چيزى به نفس، آن را به طمع انداخته، سپس بالاتر از آنچه او را داده‌اى از او طلب كن!
۹ و ۱۰ - مهر پيامبر، محمّد (ص) و وصى‌اش همراه با مهر فاطمه و مهر دو فرزندش، خمسه‌ى طيّبه اهل كساء مهر كسانى است كه سازنده بزرگى، بر عظمت آنان، بزرگى خود را مى‌سازد.


كم نعمة أوليت يا مولاهم • • • • • في حبّهم فالحمد للموليها
إنّ السّفاه بشغل مدحى عنهم • • • • • فيحقّ لي أن لا أكون سفيها
هم صفوة الكرم الذي أصفاهم • • • • • ودّي و أصفيت الذي يصفها
أرجو شفاعتهم فتلك شفاعة • • • • • يلتذّ برد رجائها راجيها
صلّوا على بنت النّبىّ محمّد • • • • • بعد الصّلاة على النّبىّ أبيها


۱۱ - اى دوستدار آنان، چه بسيار نعمت‌هايى كه در محبّت آنان به تو ارزانى داشته شد، سپاس صاحب اختيار نعمت است.
۱۲ - اين سفيهانند كه به جاى مدّاحى‌هاى من، نسبت به آنان، به كار ديگر مى‌پردازند پس شايسته من است كه سفيه نباشم.
۱۳ - اينان برگزيده شخصيت‌اند، كه مهر خاص من منحصرا براى آنها باشد و براى هركس است كه آنان را خالصانه دوست دارد.
۱۴ - من اميدوار شفاعت آنانم و هركس به شفاعتشان اميدوار باشد، لذت گوارايى، درك مى‌كند.
۱۵ - پس از صلوات بر پيامبر (ص) بر دخترش فاطمه (س) صلوات بفرستيد.


و ابكوا دماء لو تشاهد سفكها • • • • • في كربلاء لماونت تبكيها
تلك الدّماء لو أنّها تفدى إذا • • • • • كانت دماء العالمين تقيها
لو أنّ منها قطرة توقى إذا • • • • • كنّا بنا و بغيرنا نفديها
إنّ الّذين بغوا إراقتها بغوا • • • • • مشؤمة العقبى على باغيها
قتل ابن من أوصى إليه خير من • • • • • أوصى الوصايا قطّ أو يوصيها


۱۶ - و بر خون‌هايى گريه كنيد كه اگر ريختن آن را ديده بوديد، هرگز از گريه باز نمى‌ايستاديد.
۱۷ - اينها خون‌هايى بود كه اگر مى‌شد از ريختن آنها جلوگيرى كرد، شايسته بود كه خون همه‌ى جهانيان را فداى آنها كنند. (خونهايى كه اگر حفظ مى‌شد، خون همه‌ى جهانيان محفوظ مى‌ماند.)
۱۸ - اگر می‌شد برای هر قطره‌ای از آن فدیه داد، ما و دیگران فدای آن می‌شدیم.
۱۹ - کسانی‌که ستمگرانه آن خونها را ریختند به ننگی بدفرجام، بر خود ستم کردند.
۲۰ - کشته شد فرزند کسی‌که بهترین وصیت‌کنندگان از گذشته و آینده، او را وصی خود قرار داد.


رفع النّبیّ یمینه بیمینه• • • • • لیری ارتفاع یمینه رائیها
فی موضع اضحی علیه منبّها• • • • • فیه و فیه یبدئ التنبیها
آخاه فی «خمّ‌» و نوّه باسمه• • • • • لم یال فی خیر به تنویها
هو قال: افضلکم علیّ انّه• • • • • امضی قضیّته التی یمضیها
هو لی کهارون لموسی حبّذا• • • • • تشبیه‌هارون به تشبیها
[۸] این قصیده ۴۲ بیت دارد که در اینجا ۲۵ بیت آن را می‌آوریم. دنباله‌ی ابیات در مورد امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) است.
امینی، عبدالحسین، الغدیر ج۳، ص۳۶۷-۳۶۸.    


۲۱ - پیامبر دست او را به دستش گرفته برداشت تا بیننده بلندی دست او را ببیند.
۲۲ - در جایی‌که نیمروز فرا رسیده بود درباره او که خود آغاز هر توجه و هشیاری است، مردم را متوجه ساخت.
۲۳ - در محل خم (غدیر) او را برادر خود قرار داد و تصریح به نامش کرد و هیچ خیری را از او روی نگردانید.
۲۴ - او گفت: برترین شما علی است، همانا او کار خود را که باید بکند، کرد.
۲۵ - او نسبت به من مانند‌هارون نسبت به موسی است، چه خوب تشبیهی است، تشبیه به‌هارون!




۸.۱ - مرثیه امیرالمؤمنین و فرزند شهیدش


نعم الشهیدان ربّ العرش یشهدلی• • • • • و الخلق انّهما نعم الشهیدان
من ذا یعزّی النبیّ المصطفی بهما• • • • • من ذا یعزّیه من قاص و من دان‌؟
من ذا لفاطمة اللهفاء ینبئها• • • • • عن بعلها و ابنها انباء لهفان‌؟
من قابض النفس فی المحراب منتصبا• • • • • و قابض النفس فی الهیجاء عطشان‌؟
نجمان فی الارض بل بدران قد افلا• • • • • نعم و شمسان امّا قلت شمسان
سیفان یغمد سیف الحرب ان برزا• • • • • و فی یمینیهما للحرب سیفان


۱ - چه خوب دو شهیدی هستند. پروردگار عرش و خلق ما سوی، گواه من بر خوبی آن دو شهیدند.
۲ - کیست پیامبر مصطفی را در مورد آنها تسلیت گوید، کیست از دور و نزدیک مایه‌ی تسلّی خاطرش گردد.
۳ - کیست فاطمه مصیبت‌دیده را از شوهر و فرزندش خبر دهد و مصیبت‌های آن دو را برایش برخواند.
۴ - آیا دانستند که چه‌کس را در محراب عبادت کشتند و چه‌کس را در میدان نبرد لب‌تشنه شهید کردند؟
۵ - دو ستاره در زمین بلکه دو ماه، بلی دو خورشید، اگر بگویم دو خورشید غروب کردند.
۶ - دو بزرگواری که اگر برای جنگ، با شمشیر غلاف‌شده ظاهر شوند، خود نیز دو شمشیراند.


۸.۲ - مرثیه ابا عبد اللّه الحسین (علیه‌السّلام)


ذکر یوم الحسین بالطفّ اودی• • • • • بصماخی فلم یدع لی صماخا
متبعات نساؤه النوح نوحا• • • • • رافعات اثر الصراخ صراخا
منعوه ماء الفرات و ظلّوا• • • • • یتعاطونه زلالا نقاخا
بابی عترة النبیّ و امّی• • • • • سدّ عنهم معاند اصماخا
خیر ذا الخلق صبیة و شبابا• • • • • و کهولا و خیرهم اشیاخا


۱ - یاد روز حسین (علیه‌السّلام) در کربلا گوشم را برده و پرده‌ی صماخی برایم باقی نگذاشت.
۲ - زنان حرم پیوسته صدای گریه و سوگشان شنیده می‌شود، و پی‌درپی صدای شیون از آنها بلند است.
۳ - او را از آب فرات بازداشتند و خود آن آب زلال و خنک را دست به دست به هم تعارف کردند.
۴ - پدر و مادرم فدای عترت پیامبر باد، و گوش معاندشان کر باد.
۵ - کسانی‌که کودکان، جوانان، سالمندان و پیرانشان، بهترین خلق خدایند.


اخذوا صدر مفخر العزّ مذکا• • • • • نوا و خلّوا للعالمین المخاخا
النقیّون حیث کانوا جیوبا• • • • • حیث لا تامن الجیوب اتّساخا
یالفون الطوی اذا الف النّا• • • • • س اشتواء من فیئهم و اطّباخا
خلقوا اسخیاء لا متساخی‌• • • • • ن و لیس السخیّ من یتساخی
اهل فضل تناسخوا الفضل شیئا• • • • • و شبابا اکرم بذاک انتساخا


۶ و ۷ - در نهان خود صدر جایگاه افتخار عزت را گرفتند و برای مردم دیگر جهان، مانند مغز و لب‌اند. در وضعی که از پاکدلی دیگران تامینی نیست اینان همه پاک‌دلانند.
۸ - اینان در همان وقتی‌که مردم از سهم آنان به غذاهای بریان و پخته عادت کرده‌اند، به گرسنگی خو گرفته‌اند.
۹ - اینان با سخاوت آفریده شده‌اند، نه متظاهر به سخاوت. و هیچ‌گاه سخاوتمند، مانند متظاهر به سخاوت نیست.
۱۰ - اینان اهل فضیلت‌اند و فضیلت در پیر و جوانشان درجه‌ای است که اسم فضیلت را به خود نسخ کرده‌اند.


بهواهم یزهو و یشمخ من قد• • • • • کان فی النّاس زاهیا شمّاخا
یابن بنت النبیّ اکرم به ابنا• • • • • و باسناخ جدّه اسناخا
و ابن من وازر النبیّ و والا• • • • • ه و صافاه فی «الغدیر» و واخی
و ابن من کان للکریهة رکّا• • • • • با و فی وجه هولها رسّاخا
للطلی تحت قسطل الحرب ضرّا• • • • • با و للهام فی الوغی شدّاخا
ذو الدّماء التی یطیل موالی‌• • • • • یه اختضابا بطیبها و التطاخا
ما علیکم اناخ کلکله الده‌• • • • • ر و لکن علی الانام اناخا


۱۱ - هرکس در جامعه بدرخشد و بزرگی یابد به عشق آنان می‌درخشد و به بزرگی آنان به مقام بلند نائل گردد.
۱۲ -‌ای فرزند دخت پیامبر! چه فرزند با کفایتی از پیغمبر هستی، و چه سنخیت کاملی با نیای خود داری!
۱۳ - فرزند كسى‌كه در سختيهاى نبرد، كرّار و در مقابله با خطرات پابرجا بود.
۱۴ - او سخت در هنگامه نبرد ركاب مى‌كشيد. و حملاتش در جنگ خردكننده بود.
۱۵ - او را خونهايى است كه دوستدارانش به عطر آن‌ها، بسيار خود را رنگ‌آميزى كنند و بيالايند.
۱۶ و ۱۷ - سنگينى بار مصيبت را روزگار بر شما وارد نساخت بل بر مردم (كه از نعمت فيض شما محروم شدند) وارد ساخت.

۸.۳ - در رثاى حسين شهيد (ع)


يا خير من لبس النب • • • • • ‌وّة من جميع الأنبياء
وجدى على سبطيك وج • • • • • ‌د ليس يؤذن بانقضاء
هذا قتيل الأشقيا • • • • • ء و ذا قتيل الأدعياء
يوم الحسين هرقت دم • • • • • ‌ع الأرض بل دمع السماء
يوم الحسين تركت با • • • • • ب العزّ مهجور الفناء


۱ - اى آنكه در ميان همه‌ى پيامبران، بهتر از همه خلعت نبوّت به قامت كرده‌اى!
۲ - اندوه و گداز من بر دو سبط تو، اندوه و گدازى پايان‌ناپذير است.
۳ - اين يكى كشته‌ى دست اشقياء، و آن ديگر كشته‌ى زنازادگان است.
۴ - روز حسين، سرشك مردم زمين، بل اهل آسمان فرو باريد.
۵ - روز حسين درهاى عزّت را به روى ما بربست.


يا كربلاء خلقت من • • • • • كرب علىّ و من بلاء
كم فيك من وجه تشرّ • • • • • ب ماؤه ماء البهاء
نفسي فداء المصطلى نار • • • • • الوغى أىّ اصطلاء
حيث الأسنّة في الجوا • • • • • شن كالكواكب في السماء
فاختار درع الصبر حي‌ • • • • • ث الصبر من لبس السناء


۶ - اى كربلا، تو از اندوه و بلا براى من سرشته شده‌اى!
۷ - چه بسيار چهره‌هاى تو را كه آبش را آبرو، برچيده است.
۸ - جانم قربان آتش‌افروز جنگ، چه آتش‌افروز مقدسى.
۹ - آنجاكه نيزه‌ها در زره‌ها همچون اختران در آسمان فرو رفته.
۱۰ - او، زره صبر را كه لباس بزرگى است، برگزيد.


و أبى إباء الاسد إنّ • • • • • الاسد صادقة الإباء
و قضى كريما إذ قضى • • • • • ظمآن فى نفر ظماء
منعوه طعم الماء لا • • • • • وجدوا لماء طعم ماء
من ذا لمعفور الجوا • • • • • د ممال أعواد الخباء؟
من للطريح الشلو ع • • • • • ريانا مخلّى بالعراء؟
من للمحنّط بالترا• • • • • ب و للمغسّل بالدماء؟
من لابن فاطمة المغیّ‌• • • • • ب عن عیون الاولیاء؟


۱۱ - و مناعت نفس شیران را، که شیران را مناعتی صادق است، بکار برد.
۱۲ - و با گروهی تشنه‌لب با جوانمردی و لب‌تشنه زندگی را وداع کرد.
۱۳ - او را که از چشیدن آب، منع کردند امید است مزه آب را نچشند.
۱۴ - کیست لب‌تشنه، افتاده در خاک را با خیمه‌های سرنگون شده‌اش، یاری کند.
۱۵ - کیست که افتاده عریان و بی‌کس را در بیابان بردارد.
۱۶ - کیست آن را که حنوطش از خاک و غسلش از خونست، یاری کند.
۱۷ - کیست به یاری فرزند فاطمه که از دید دوستدارانش پنهان مانده، یاری دهد.


۱. شهر معروف کنار شطّ فرات که‌هارون الرّشید آن را ساخت.    
۲. وابسته به ضبة که پدر قبیله معنی می‌دهد.    
۳. حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب، ج۲، ص۳۲۵.    
۴. المعارف بستانی، ج۷، ص۱۳۸.    
۵. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۲، ص۲۳.    
۶. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۳۷۰.    
۷. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۲، ص۲۳.    
۸. این قصیده ۴۲ بیت دارد که در اینجا ۲۵ بیت آن را می‌آوریم. دنباله‌ی ابیات در مورد امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) است. امینی، عبدالحسین، الغدیر ج۳، ص۳۶۷-۳۶۸.    
۹. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۳۷۱.    
۱۰. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۳۶۸-۳۶۹.    
۱۱. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۳۷۱-۳۷۲.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۱۲۹.    






جعبه ابزار