۱ - درایین جایگاهها کاری ندارم مگر اینکه سلامی بگویم و اشکی فرو ریزم. ۲ - واندوهی گران، در جاییکه هیچ نوع زندگی را، با زندگی در این منازل، برابر نمیدانم. ۳ - بر این جایگاهها میگریم، در حالیکه خود این جاها هم علت گریهام را نمیدانند، اگر درک میکردند، آنها را هم به گریه میانداختم. ۴ - به خدا سوگندای سرشک ابرها! بر این منازل فرو بارید و اگر بخل ورزید، سرشک من آنها را آبیاری کند. ۵ -ای کسیکه مرا به خود باختگی به این منازل میفریبی، تو کسی را فریفتهای که بر فریبنده خود عصیانگر است.
۶ - در توصيف زنان، چيزى وجود ندارد، مرا از تكلف اوصاف آنان، معاف دار! ۷ - چه بسيار قافيهاى كه گذراندنش زيبا است، ولى اجراى آن براى گذراننده نازيبا است. ۸ - نبايد در دادن چيزى به نفس، آن را به طمع انداخته، سپس بالاتر از آنچه او را دادهاى از او طلب كن! ۹ و ۱۰ - مهر پيامبر، محمّد (ص) و وصىاش همراه با مهر فاطمه و مهر دو فرزندش، خمسهى طيّبه اهل كساء مهر كسانى است كه سازنده بزرگى، بر عظمت آنان، بزرگى خود را مىسازد.
۱۱ - اى دوستدار آنان، چه بسيار نعمتهايى كه در محبّت آنان به تو ارزانى داشته شد، سپاس صاحب اختيار نعمت است. ۱۲ - اين سفيهانند كه به جاى مدّاحىهاى من، نسبت به آنان، به كار ديگر مىپردازند پس شايسته من است كه سفيه نباشم. ۱۳ - اينان برگزيده شخصيتاند، كه مهر خاص من منحصرا براى آنها باشد و براى هركس است كه آنان را خالصانه دوست دارد. ۱۴ - من اميدوار شفاعت آنانم و هركس به شفاعتشان اميدوار باشد، لذت گوارايى، درك مىكند. ۱۵ - پس از صلوات بر پيامبر (ص) بر دخترش فاطمه (س) صلوات بفرستيد.
۱۶ - و بر خونهايى گريه كنيد كه اگر ريختن آن را ديده بوديد، هرگز از گريه باز نمىايستاديد. ۱۷ - اينها خونهايى بود كه اگر مىشد از ريختن آنها جلوگيرى كرد، شايسته بود كه خون همهى جهانيان را فداى آنها كنند. (خونهايى كه اگر حفظ مىشد، خون همهى جهانيان محفوظ مىماند.) ۱۸ - اگر میشد برای هر قطرهای از آن فدیه داد، ما و دیگران فدای آن میشدیم. ۱۹ - کسانیکه ستمگرانه آن خونها را ریختند به ننگی بدفرجام، بر خود ستم کردند. ۲۰ - کشته شد فرزند کسیکه بهترین وصیتکنندگان از گذشته و آینده، او را وصی خود قرار داد.
۲۱ - پیامبر دست او را به دستش گرفته برداشت تا بیننده بلندی دست او را ببیند. ۲۲ - در جاییکه نیمروز فرا رسیده بود درباره او که خود آغاز هر توجه و هشیاری است، مردم را متوجه ساخت. ۲۳ - در محل خم (غدیر) او را برادر خود قرار داد و تصریح به نامش کرد و هیچ خیری را از او روی نگردانید. ۲۴ - او گفت: برترین شما علی است، همانا او کار خود را که باید بکند، کرد. ۲۵ - او نسبت به من مانندهارون نسبت به موسی است، چه خوب تشبیهی است، تشبیه بههارون! ۸.۱ - مرثیه امیرالمؤمنین و فرزند شهیدش
۱ - چه خوب دو شهیدی هستند. پروردگار عرش و خلق ما سوی، گواه من بر خوبی آن دو شهیدند. ۲ - کیست پیامبر مصطفی را در مورد آنها تسلیت گوید، کیست از دور و نزدیک مایهی تسلّی خاطرش گردد. ۳ - کیست فاطمه مصیبتدیده را از شوهر و فرزندش خبر دهد و مصیبتهای آن دو را برایش برخواند. ۴ - آیا دانستند که چهکس را در محراب عبادت کشتند و چهکس را در میدان نبرد لبتشنه شهید کردند؟ ۵ - دو ستاره در زمین بلکه دو ماه، بلی دو خورشید، اگر بگویم دو خورشید غروب کردند. ۶ - دو بزرگواری که اگر برای جنگ، با شمشیر غلافشده ظاهر شوند، خود نیز دو شمشیراند. ۸.۲ - مرثیه ابا عبد اللّه الحسین (علیهالسّلام)
۱ - یاد روز حسین (علیهالسّلام) در کربلا گوشم را برده و پردهی صماخی برایم باقی نگذاشت. ۲ - زنان حرم پیوسته صدای گریه و سوگشان شنیده میشود، و پیدرپی صدای شیون از آنها بلند است. ۳ - او را از آب فرات بازداشتند و خود آن آب زلال و خنک را دست به دست به هم تعارف کردند. ۴ - پدر و مادرم فدای عترت پیامبر باد، و گوش معاندشان کر باد. ۵ - کسانیکه کودکان، جوانان، سالمندان و پیرانشان، بهترین خلق خدایند.
۶ و ۷ - در نهان خود صدر جایگاه افتخار عزت را گرفتند و برای مردم دیگر جهان، مانند مغز و لباند. در وضعی که از پاکدلی دیگران تامینی نیست اینان همه پاکدلانند. ۸ - اینان در همان وقتیکه مردم از سهم آنان به غذاهای بریان و پخته عادت کردهاند، به گرسنگی خو گرفتهاند. ۹ - اینان با سخاوت آفریده شدهاند، نه متظاهر به سخاوت. و هیچگاه سخاوتمند، مانند متظاهر به سخاوت نیست. ۱۰ - اینان اهل فضیلتاند و فضیلت در پیر و جوانشان درجهای است که اسم فضیلت را به خود نسخ کردهاند.
۱۱ - هرکس در جامعه بدرخشد و بزرگی یابد به عشق آنان میدرخشد و به بزرگی آنان به مقام بلند نائل گردد. ۱۲ -ای فرزند دخت پیامبر! چه فرزند با کفایتی از پیغمبر هستی، و چه سنخیت کاملی با نیای خود داری! ۱۳ - فرزند كسىكه در سختيهاى نبرد، كرّار و در مقابله با خطرات پابرجا بود. ۱۴ - او سخت در هنگامه نبرد ركاب مىكشيد. و حملاتش در جنگ خردكننده بود. ۱۵ - او را خونهايى است كه دوستدارانش به عطر آنها، بسيار خود را رنگآميزى كنند و بيالايند. ۱۶ و ۱۷ - سنگينى بار مصيبت را روزگار بر شما وارد نساخت بل بر مردم (كه از نعمت فيض شما محروم شدند) وارد ساخت. ۸.۳ - در رثاى حسين شهيد (ع)
۱ - اى آنكه در ميان همهى پيامبران، بهتر از همه خلعت نبوّت به قامت كردهاى! ۲ - اندوه و گداز من بر دو سبط تو، اندوه و گدازى پايانناپذير است. ۳ - اين يكى كشتهى دست اشقياء، و آن ديگر كشتهى زنازادگان است. ۴ - روز حسين، سرشك مردم زمين، بل اهل آسمان فرو باريد. ۵ - روز حسين درهاى عزّت را به روى ما بربست.
۶ - اى كربلا، تو از اندوه و بلا براى من سرشته شدهاى! ۷ - چه بسيار چهرههاى تو را كه آبش را آبرو، برچيده است. ۸ - جانم قربان آتشافروز جنگ، چه آتشافروز مقدسى. ۹ - آنجاكه نيزهها در زرهها همچون اختران در آسمان فرو رفته. ۱۰ - او، زره صبر را كه لباس بزرگى است، برگزيد.
۱۱ - و مناعت نفس شیران را، که شیران را مناعتی صادق است، بکار برد. ۱۲ - و با گروهی تشنهلب با جوانمردی و لبتشنه زندگی را وداع کرد. ۱۳ - او را که از چشیدن آب، منع کردند امید است مزه آب را نچشند. ۱۴ - کیست لبتشنه، افتاده در خاک را با خیمههای سرنگون شدهاش، یاری کند. ۱۵ - کیست که افتاده عریان و بیکس را در بیابان بردارد. ۱۶ - کیست آن را که حنوطش از خاک و غسلش از خونست، یاری کند. ۱۷ - کیست به یاری فرزند فاطمه که از دید دوستدارانش پنهان مانده، یاری دهد.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۱۲۹. |