• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

طرح مسئله و کلیات

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





در فقه سیاسی مسأله رهبری از اساسی‌ترین چالش‌های سیاسی و فرهنگی بشر است که در تمامی جوامع تاریخی، پایه‌ای برای تحولات اجتماعی بوده است.
نظریه‌های دورکیم درباره عدم وجود رهبری در جوامع اولیه، با شواهد تاریخی مغایرت دارند.
انتخاب رهبر و شرایط آن به عنوان محور اصلی فقه سیاسی، همواره در مرکز بحث‌های جامعه‌شناسی و سیاست‌شناسی قرار دارد.
این مسأله، از دو بعد فردی و اجتماعی، همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل سیاسی و فرهنگی در جوامع انسانی مطرح شده است.




مسأله رهبرى همواره مشكل بزرگ سياسى، فرهنگى و تربيتى بشر در طول تاريخ بوده است.
همانگونه كه امروز نيز در جهان شاهد اهميت فوق‌العاده، حساسيت و نقش تعيين‌كننده آن در حيات و رشد ملت‌ها هستيم.
هيچ‌گاه كمبود امكانات و نيروهاى لازم براى حركت تكاملى ملت‌ها در زمينه‌ها و ابعاد مختلف زندگى اجتماعى به اندازه فقدان يا ضعف رهبرى در بهره‌گيرى از امكانات و نيروهاى موجود اثر منفى و مخرب نداشته است.
از آنجا كه مشكل رهبرى در رابطه با چگونگى رشد استعدادهاى بيكران و نيروهاى گسترده، پيچيده و بالقوه انسان‌ها در دو بعد فردى و اجتماعى مطرح بوده است، هيچ‌گاه اين مشكل براى انسان به صورت مقطعى و در رابطه با زمان و شرائط زندگى خاص نبوده است و همواره به صورت عام و يك مسأله انسانى و برخاسته از مكانيزم خاص زندگى انسان در تمامى زمان‌ها و در هر نوع شرائط، فكر و ميدان وسيعى از اعمال انسان‌ها را به خود مشغول نموده است.

۱.۱ - تاریخچه و اهمیت مسأله رهبری

بزرگترين رويدادها و مهم‌ترين حركت‌ها و بالأخره حادثه آفرين‌ترين برخوردها و درگيری‌ها، از مسأله رهبرى سرچشمه گرفته است و هم اين مشكل محور اصلى بسيارى از تصادم قدرت‌ها و جنگ‌هاى خانمان‌سوز و پايه بروز اختلافات ريشه‌دار عقيدتى در ميان بشر بوده است.
در مطالعه تاريخ و بررسى اجتماعات بشرى اعم از جامعه‌هاى ابتدائى و پيشرفته، بى‌پايه و استوار، الحادى و مذهبى، واپس‌گرا و پيشرو، دو دسته متمايز ديده مى‌شود، فرمانروايان و مدعيان رهبرى در يك سو و انبوه مردم فرمانبردار، مطيع و تحت رهبرى در سوى ديگر.

۱.۲ - جدایی‌ناپذیری نقش رهبری از جوامع

رابطه اين دو دسته گاه به شكل ساده و گاه به شكل پيچيده است ولى زندگى اجتماعى بشر هرگز جداى از اين رابطه نبوده است.
آيا اين مسأله همزاد با انسان و يا حداقل همزاد با زندگى اجتماعى اوست‌؟
يا امرى عرضى و مشكلى پديد آمده از خاستگاه‌هاى جديد انسان كه از پيچيده‌شدن زندگى اجتماعى ناشى شده است‌؟

۱.۳ - نظریه دورکیم

برخى از جامعه‌شناسان مانند دوركيم مى‌گويند:
«در آغاز بشريت اين تمايز و دودستگى وجود نداشته است و قدرت در دست گروه و همه بوده و همه افراد از قواعد عمومى كه گویى تمامى افراد در وضع آن شركت داشته‌اند اطاعت مى‌كرده‌اند، همه فرمانبردار بوده‌اند بدون آنكه فرمانروائى داشته باشند.»

۱.۴ - نقد نظریه دورکیم

اين نظريه در مورد انسان‌هاى اوليه فاقد دليل قابل قبول است.
زيرا بخشى از اين ادوار تاریخ براى بشر ناشناخته و همچنان تاريك مانده است.
بخش شناخته‌شده آن نيز - تا آنجا كه بر احوال آنها واقف شده‌ايم - همواره با نشانه‌هائى از قدرت‌هاى حاكم همراه بوده و ما در بررسى بسيارى از اجتماعاتى كه موسوم به جوامع اوليه بوده است به قدرت‌ها و افراد مقتدرى برخورد كرده‌ايم كه با نام‌هاى مختلف بر ديگران حكم مى‌رانده و به نوعى رهبران ديگران را بر عهده گرفته‌اند.

۱.۵ - نظریه موریس دوورژه

موریس دوورژه مى‌گويد:
«اگر دموکراسی را حکومت مردم بر مردم تعريف كنيم معنى آن چنين نيست كه امتياز حاکم و محکوم را انکار نمائيم و مفهوم دموكراسى هرگز چنين نخواهد بود كه همه مردم فرمانروا و در عين حال فرمانبردار هستند. اگر كسانى دموكراسى را اينگونه تفسير مى‌كنند جز خيالاتى واهى و بازى با كلمات چيز ديگرى نيست.»

امور عمومى و چرخ‌هاى جامعه و كارهاى جمعى به طور دائم و مستمر به وسيله عده‌اى كه فرمانروايان واقعى بوده‌اند و يا نام‌ها و نشان‌هاى گوناگونى شناخته مى‌شدند اداره مى‌شده است.
به همين دليل است كه مسأله شرايط يك رهبر صالح و فرمانرواى عادل و چگونگى انتخاب يا انتصاب آن از اساسی‌ترين مسائل حياتى و مشكلات فرساينده جوامع بشرى بوده است و به صورت قديمى‌ترين مشكل سياسى، فرهنگى و تربيتى انسان‌ها در آمده است.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۵۱-۲۵۳.    






جعبه ابزار