طلائع بن رزیک (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ابو الغارات ملک صالح نصیر الدین طلائع بن رزیک بن صالح ارمنی، در سال
۴۹۵ هجری قمری در
آذربایجان زاده شد.
اصل او از شیعیان
عراق است و به عنوان
فقیه ممتاز،
ادیب نکتهبین، شاعر قافیهپرداز و وزیر دادگستر شهرت داشت.
او وزیر
الفائز بالله خلیفه فاطمی بود که با تدبیرهایش، امنیت، صلح و قدرت
دولت فاطمیان را استوار کرد و به لقب
ملک صالح مشهور شد؛
در فضایل دینی و دنیوی شایسته بود و با شعر و نثر از ولای ائمه اطهار دفاع میکرد.
ابن خلکان او را صاحب فضل، بخشنده و خوشبرخورد توصیف کرده است.
تالیفات وی شامل
الاعتماد در رد بر اهل عناد در اثبات امامت
علی (علیهالسّلام) و دیوان دو جلدی با ۱۴۰۰ بیت مدح
اهل بیت (علیهمالسّلام) است که در کتاب
رائق علامه
سید احمد عطار ثبت شده است.
ابن صالح ارمنی به سال ۴۹۵ (ه. ق) در آذربایجان متولد شد.
اصل او از شیعیان عراق است.
وی فقیهی ممتاز و ادیبی نکتهبین و قافیهپرداز و وزیری دادگستر بود.
ملک صالح وزیر الفائز باللّه خلیفه فاطمی بود که دولت فاطمیان از حسن تدبیرش در سیاست رعیت و انتشار امنیت و دوام صلح و صفا به استحکام و قدرت رسید و خود در شمار ملوک بود که به لقب «ملک صالح» نامور شد.
طلائع بن رزیک در همهی فضایل و آداب دینی و دنیوی شایسته بود و خودباختگی در ولای ائمه اطهار (علیهمالسّلام) و نشر آثارشان و دفاع از حریمشان را با دست و زبان و نظم و نثر انجام میداد.
اشعار شیوا و رسایی دارد که گواه فضل بیکران و اعتقاد او به مذهب شیعه میباشد.
ابن خلکان گوید: «
ملک صالح در ایام خلافت الفائز باللّه متصدی وزارت شد و مستقلا عهدهدار امور سیاست و تدبیر کار دولت شد و مردی صاحب فضل و دوستدار اهل فضل بود همچنین دستی بخشنده داشت و خوشبرخورد و نیکو نیز بود.»
طلائع بن رزیک تالیفی به نام
الاعتماد در ردّ بر اهل عناد دارد که متضمن امامت علی (علیهالسّلام) است.
دیوان وی دو جلد میباشد که در فنون مختلفه شعر مهارت خود را نمایان نموده است.
۱۴۰۰ بیت از اشعار او در مدح و ثنای اهل بیت (علیهمالسّلام) است که علامه سید احمد عطّار کلیهی اشعار او را در کتاب «رائق» ثبت گردیده است.
ملک صالح روز دوشنبه نوزدهم ماه مبارک
رمضان سال
۵۶۶ ه ق در دهلیز کاخش بیخبر مورد هجوم قرار گرفت و کشته شد، و در کاخ وزارتخانهی
قاهره، به خاک سپرده شد.
بعدها پسرش ملک عادل که بنا به وصیت پدر جانشین او شده بود، در نهم
صفر سال
۵۵۷ هجری تابوت پدر را از قاهره به مزار تازه بنیانی که در «قرافه» ی
مصر برای او تاسیس شده بود منتقل کرد.
| | |
| یا امّة سلکت ضلالا بیّنا • • • • • حتی استوی اقرارها و جحودها | | |
| | |
| قلتم: الا انّ المعاصی لم تکن • • • • • الاّ بتقدیر الاله وجودها | | |
| | |
| لو صحّ ذا کان الاله بزعمکم • • • • • منع الشریعة ان تقام حدودها | | |
| | |
| حاشا و کلاّ ان یکون الهنا • • • • • ینهی عن الفحشاء ثمّ یریدها | | |
| | |
| | |
۱ -ای امتی که آشکارا به راه ضلالت رفتی، اعتراف و انکارت یکسان بود.
۲ - گفتید: معاصی جز به تقدیر خدای جهان چهره نگشود.
۳ - اگر چنین باشد، خدای شما خود مانع اجرای فرمان خواهد بود.
۴ - حاشا و کلاّ که پروردگار ما از کبیره و فحشا نهی کند و هم خواهان آن باشد.
| | |
| اذ ضیع القوم الشریعة • • • • • فیه لحفظهم الشریعه | | |
| | |
| منعت لذیذ الماء منه • • • • • کتائب منهم منیعه | | |
| | |
| غدرت هناک و ما وفت • • • • • مضر العراق و لا ربیعه | | |
| | |
| لما دعته اجابها • • • • • و دعا فما کانت سمیعه | | |
| | |
| شاع النفاق بکربلا • • • • • فیهم و قالوا: نحن شیعه | | |
| | |
| | |
۱ - آن قوم در روز
عاشورا برای حفظ شریعه (
فرات)، شریعت را تباه کردند.
۲ - گروهی از لشکریان آن قوم، از رسیدن آب گوارا به او جلوگیری کردند.
۳ - قبائل مضر و ربیعه در عراق به او خیانت کرده، و به عهدشان وفا نکردند.
۴ - چون او را فراخواندند، دعوتشان را پذیرفت. لیکن هنگامی که او آنان را فرا خواند پاسخش ندادند.
۵ - آنها میگویند که ما شیعه هستیم ولی نفاق و دورویی در میانشان گسترش یافته است.
| | |
| یا فعلة جاؤا بها • • • • • فی الغدر فاضحة شنیعه | | |
| | |
| عصت النّبی و اصبحت • • • • • لسواه سامعة مطیعة | | |
| | |
| باعت هناک الدّین • • • • • بالدّنیا و خسران کبیعة | | |
| | |
| ما کان فیما قد مضی • • • • • اسلامها الاّ خدیعة | | |
| | |
| تحت السّقیفة اضمرت • • • • • ما بالطّفوف غدت مذیعة | | |
| | |
۶ - آنها به زشتترین و رسواترین نوع خیانت دست یازیدند.
۷ و ۸ - پیامبر را نافرمانی کردند و سخن او را گوش ندادند و دین را به دنیا فروختند و خسران دنیا را خریدند.
۹ و ۱۰ - و با گذشت زمان اسلام را در جهت خدعه و نیرنگ خود به کار بردند و آنچه در کربلا واقع شد زیر سقف سقیفه و برآمده از دل آن بود.
| | |
| یا بقعة (بالطف) حشو • • • • • ترابها دنیا و دین | | |
| | |
| اضحت کاصداف یصادف • • • • • ضمنها الدّر الثمین | | |
| | |
| | |
۱ -ای آرامگاهی که در سرزمین طف هستی، خاک تو دنیا و دین را در آغوش خود دارد.
۲ - در این بقعه صدفهایی وجود دارند که درون آنها پر از مروارید گرانبها است.
| | |
| یا عروة الدّین المتین • • • • • و بحر علم العارفینا | | |
| | |
| یا قبلة للاولیاء • • • • • و کعبة للطایفینا | | |
| | |
| من اهل بیت لم یزالوا • • • • • فی البریّة محسنینا | | |
| | |
| ألتائبين العابدين • • • • • الصائمين القائمينا | | |
| | |
| ألعالمين الحافظين • • • • • الرّاكعين السّاجدينا | | |
| | |
| يا من إذا نام الورى • • • • • باتوا قياما ساهرينا | | |
| | |
| | |
۱ - اى دستاويز دين و آئين، درياى علم و معرفت.
۲ - قبلهى دوستان خدا، كعبهى زائرين حرم.
۳ - سرور آن خاندان كه هماره راه نيكى سپارند.
۴ - تائبان به حق، پرستندگان حقيقت، روزهداران، نمازگزاران.
۵ - دانشمندان، خويشتنداران، ركوع و سجدهكنندگان.
۶ - اى كه ديگران در خواب ناز باشند و تو با خدا در راز و نياز.
| | |
| قوم علومهم عن جدّهم أخذت • • • • • عن جبرئيل و جبريل عن اللّه | | |
| | |
| هم السفينة ما كنا لنطمع أن • • • • • ننجو من الهول يوم الحشر لو لا هى | | |
| | |
| ألخاشعون اذا جنّ الظلام فما • • • • • تغشاهم سنة تنفي بأنباه | | |
| | |
| و لابدت ليلة الاّ و قابلها • • • • • من التّجد منهم كل أوّاه | | |
| | |
| و ليس يشغلهم عن ذكر ربّهم • • • • • تغريد شاد و لا ساق و لا طاهي | | |
| | |
| سحايب لم تزل بالعلم هامية • • • • • أجلّ من سحب تهمى بأمواه | | |
| | |
| | |
۷ - خاندانى كه علم و معرفت از جدّشان به ارث برند. جدّشان از جبريل امين، و جبريل از خداى عالميان.
۸ - كشتى نجات هم آنان باشند و جز با اين كشتى نجات از هول و عذاب قيامت نجاتى نيست.
۹ و ۱۰ - تاريكى شب كه درآيد، با خشوع تمام به عبادت برخيزند و خواب ناز را بر ديدهى آنان راهى نيست.
۱۱ - ياد خدا از خاطر نبرند، با نغمهى بلبلان و قمريان سرگرم نباشند.
۱۲ - ابر رحمت الهى كه دانش و معرفت بوزد، مافوق ابر بهاران كه آب فرات انگيزد.
| | |
| إنّ النبيّ محمّدا و وصيّه • • • • • و ابنيه و ابنته البتول الطاهره | | |
| | |
| أهل العباء فإننّى بولائهم • • • • • أرجو السلامة و النجا في الآخرة | | |
| | |
| و أرى محبّة من يقول بفضلهم • • • • • سببا يجير من السبيل الحايره | | |
| | |
| ارجو بذاك رضا المهيمن وحده • • • • • يوم الوقوف على ظهور الساحره | | |
| | |
| | |
۱۳ - پيامبر خدا محمد (ص) و جانشيناش با دو فرزند و هم پاك دختر بتولش.
۱۴ - همان اهل «عباء» كه به آبروى ولايشان اميدوارم از غمهاى آخرت نجات يابم.
۱۵ - و حتى مهر دوستانشان نيز مايهى بركنارى از انحراف و جهالت است.
۱۶ - بدين وسيله رضامندى ذات احديت را آرزومندم، باشد كه در صحراى محشر دستگيرم باشد.
| | |
| بحبّ علیّ ارتقی منکب العلی • • • • • و اسحب ذیلی فوقهام السحائب | | |
| | |
| امامی الذی لمّا تلفّظت باسمه • • • • • غلبت به من کان بالکثر غالبی | | |
| | |
| ائمّة حقّ لو یسرّون فی الدّجی • • • • • بلا قمر لاستصحبوا بالمناسب | | |
| | |
| بهم تبلغ الآمال من کلّ آمل • • • • • بهم تقبل التوبات من کلّ تائب | | |
| | |
| | |
۱۷ - با مهر علی (علیهالسّلام) بر دوش اختران برشدم، و دامن بر سر ابر و کوهساران میکشم.
۱۸ - پیشوای من علی (علیهالسّلام) است که با نامش بر دشمن بدخواه پیروز و غالب شدم.
۱۹ - پیشوایان برحق که اگر در تاریکی شب گام زنند، خورشید رخسارشان چراغ راه باشد.
۲۰ - آرزوی آرزومندان به یمن وجودشان رواست، توبهی نادمان به درگاه حق مقبول و پذیرا.
ملک صالح در یکی از قصائد خود، سرودهی مشهور دعبل خزاعی را به استقبال رفته که میگوید.
| مدارس آیات خلت من تلاوة • • • • • و منزل وحی مقفر العرصات | | |
| | |
| | |
| الایم دع لومی علی صبواتی • • • • • فما فات یمحوه الذی هو آت | | |
| و ما جزعی من سیّئات تقدّمت • • • • • ذهابا اذا اتبعتها حسنات | | |
| الا اننّی اقلعت عن کلّ شبهة • • • • • و جانبت غرقی ابحر الشبهات | | |
| شغلت عن الدنیا بحبّی معشرا • • • • • بهم یصفح الرّحمن عن هفواتی | | |
| | |
| | |
۱ -ای نکوهشگر! زبان در کام گیر که من پند نگیرم. نه این است که توبهی پیری گناه جوانی بزداید؟
۲ - برگذشتهی ناروای خود بیتابی نکنم، زیر که آیندهای تابناک و حسن دارم.
۳ - با وجود این، از شبهات گریختم، از فرورفتن دریای مهالک پرهیز گرفتم.
۴ - از دنیا رو برتافتم و دل به مهر کسانی سپردم که به آبروی آنان خدای رحمن از گناهان من درگذرد.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۷۱.