• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عبد الرحمن شرقاوی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





عبدالرحمن شرقاوی (۱۹۲۰-۱۹۸۷ م)، نویسنده و ادیب برجسته مصری بود.
او با ترکیب سبک قصیده و قصه، نقش مهمی در توسعه شعر نمایشی عرب ایفا کرد.
او با رویکردی سیاسی-اجتماعی و نگاهی به تاریخ اسلام، نمایشنامه‌های ماندگاری همچون «الحسین ثائراً» را نگاشت.
وی با بهره‌گیری از مفاهیم والای تاریخی برای تحلیل وضعیت معاصر، در پی ترویج ارزش‌هایی چون آزادگی و عدالت در جامعه بود.




عبد الرّحمن الشّرقاوی، نویسنده و ادیب معاصر مشهور است.
وی به سال ۱۹۲۰ میلادی در روستای «الدلاتون» در کشور مصر به دنیا آمد.
او از دانشگاه حقوق در سال ۱۹۴۳ میلادی فارغ التحصیل شد؛ دو سال به عنوان وکیل و چند سال به عنوان بازرس وزارت معارف به کار مشغول گردید.


عبد الرحمن به نوشتن نمایشنامه پرداخت، امّا در نمایشنامه خود به شعر روی آورد. البتّه شعر نمایشی که به مرور زمان خود را در تغییر اسلوب شعری و فاصله گرفتن از شعر غنایی تثبیت نموده بود و شعر آزاد را که بستر مناسب‌تری برای القاء مفاهیم درامی بود برگزید.
بدین‌گونه این نوع ادبی در میان ادبای عرب پذیرفته شد و بدون شک عبد الرحمان الشرقاوی نقش عمده‌ای را در این تحول و شکوفایی ایفا نمود.
نمایشنامه‌ی مشهور او «الحسین ثائراً» (الحسین شهیداً) نام دارد که در آن جنبه‌ی سیاسی-اجتماعی کاملا غالب است و شاعر تلاش می‌کند برای مشکلات عصر خویش از طریق قصّه و نمایش راه حل ارائه نماید.

۲.۱ - نمایشنامه الحسین ثائراً

شرقاوی در اثر خود تلاش نموده حوادث را آنگونه که اتفاق افتاده از میراث تاریخی دینی برگیرد و چنانکه خود می‌گوید از سبکی بین «قصیده» و «قصّه» برای ترسیم حادثه استفاده نمود تا تاثیر آن را در جان مخاطب بیفزاید.
او با این سبک تاریخ گذشته را بازسازی نموده و معتقد است: «اگرچه امکان عبور از گذرگاه زمان وجود ندارد ولی می‌توانیم آنچه را در تاریخ اتفاق افتاد به آینده پیوند زنیم… یقین می‌کنی انسان می‌تواند وضع فاسد را دگرگون و بازسازی کند.»
شرقاوی در این نمایشنامه تلاش کرده با توجه به واقعیت‌های سیاسی-اجتماعی عصر خود، آفت‌های جامعه و شیوه‌ی مقاومت را بیان نماید.
نمایشنامه او در سال‌های شکست عبدالناصر نوشته شده و مؤلف می‌کوشد با الگوهای قهرمانی، ارزش‌ها را حیاتی دوباره بخشد.
از سوی دیگر شیوه نقل و روایی از امور مشهور در این نمایشنامه است و شرقاوی با هنرمندی تمام، اشعار خود را با این روایات هماهنگ می‌سازد.
شرقاوی در تبیین شخصیت و حرکت امام حسین (علیه‌السّلام) بسیار موفق بود و باوجود اینکه از زمره‌ی نویسندگان اهل سنّت است، روح شیعی و پیام‌های بنیادین امام را به‌خوبی دریافته است.
دکتر عبد العزیز الموافی، محور اصلی نمایشنامه را چنین می‌بیند: «قضیه اساسی… جنگ و جانفشانی برای احیای این سخن است که حکومت براساس امامت باشد نه وراثت.»



باید توجه داشت که برخلاف شیوه‌ی رایج در اشعار عرب، شعر نمایشی فاقد جنبه‌ی غنایی است.
شعر نمایشی شعر گفتگو و حرکت است؛ اعمال، رفتار و حرکت بازیگر مکمل شعر و الفاظ می‌باشد.

۳.۱ - درگیری و جدل

از دیگر ویژگی‌های شعر نمایشی همراهی و آمیختگی آن با درگیری و جدال است. درگیری، روح نمایشنامه یا به عبارت بهتر، جوهره‌ی آن است.

۳.۲ - تخیل

عناصر مؤثر دیگر که در شعر و نمایش مشترک است تخیّل می‌باشد که از ارکان اصل جاذبه و ابداع به حساب می‌آید و عاطفه را که لازمه‌ی تاثیرگذاری این دو فن بر مخاطب می‌شمارند، در نمایشنامه‌های تراژدی به وضوح جلوه‌گری می‌کند.

روح نمایش درگیری و کشمکش است که در اشعار حماسی تاثیر فوق‌العاده‌ای بر مخاطب می‌گذارد و این هر دو در نمایشنامه منظوم شرقاوی درآمیخته است.



از مهمترین آثار شرقاوی:
• «علی امام المتقین»،
• «الفتی مهران»،
• «فتح عکّا» را می‌توان نام برد.



زیباترین تصویر را شرقاوی در ترسیم درگیری درونی و مراحل پیشرفت جدال نفسانی حرّ که در نهایت به تغییر کامل حرّ انجامید، دارد.
از لحظه‌ی آغازین برخورد حرّ با امام حسین (علیه‌السّلام):

الحرّ: انا ذا الحرّ الرّیاحی اتیت
الحسین (علیه‌السّلام): اعلینا‌ام لنا؟
الحرّ: بل علیک
الحرّ: لنفسه، اعفنی یا ربّ من هذا القتال!
امام از حرّ بن یزید ریاحی می‌پرسد: آیا با مایی یا بر علیه ما؟ حرّ اعلام می‌کند: بر علیه شما! اما در همین حال زیر لب زمزمه می‌کند و از خدا می‌خواهد که او را از این قتال معاف بدارد.
حرّ و سپاهش مورد ملاطفت امام حسین (علیه‌السّلام) قرار می‌گیرند و به دست ایشان سیراب می‌شوند و حرّ بار دیگر شرمسارانه با خود می‌ستیزد که چگونه بر روی حسین (علیه‌السّلام) شمشیر بکشد؟!

الحرّ: اثرانی اشهر السّیف علی وجه الحسین اعفنی یا ربّ من هذا البلاء.
و اذن یا ابن رسول اللّه فاذهب فی طریق یجهلونه
لا یؤدّی بک، او ترجع منه للمدینة!
حر به جهت اینکه مامور است و باید ماموریت خویش را به انجام رساند، لذا برای رهایی از این تکلیف و نجات از عذاب وجدان، تلاش می‌کند امام را از ادامه‌ی حرکت باز دارد یا مسیر حضرت را تغییر دهد.

شرقاوی ستیز درونی حرّ را به خوبی نشان می‌دهد و سرانجام اولین نمود بیرونی آن در درگیری لفظی با عمر سعد جلوه می‌کند. عمر سعد از او می‌خواهد که بماند اما شمشیر نزند و نزد هر دو گروه آبرو داشته باشد و حرّ می‌گوید:

(مستنکرا) لست ممّن یخدمون السّیّدین....
فعلیّ الآن ان اعمل امّا لضمیری او امیری...
نمی‌تواند برای دو فرمانده کار کند و بین وجدان و امیرش یکی را انتخاب خواهد کرد.


انا ذاک اشکو من غباء الصّالحین
و من ذکاء الفاسدین
و من التّواکل فی نفوس الخیّرین
و من التّحفّز فی قلوب الجائرین

(پیمان‌شکنی کوفیان و خیانت آنان به مسلم را در نجوای مسلم بن عقیل با خویش چنین بیان می‌کند): مسلم از حماقت صالحان و زیرکی فاسدان و بی‌مسئولیتی خوبان و خیز برداشتن ستمگران می‌نالد.


در بخش‌های دیگر نمایشنامه نیز، صحنه‌ها مملو از درگیری بیرونی و اجتماعی است، از جمله این جدال؛
درگیری بین اصحاب امام حسین (علیه‌السّلام) و سرسپردگان یزید، اصحاب امام (علیه‌السّلام) و دنیاطلبان، امام (علیه‌السّلام) و عمر بن سعد، امام (علیه‌السّلام) و شمر، مسلم بن عقیل و ابن زیاد، یزید و زینب (سلام‌الله‌علیها)، یزید و همسرش و....
هدف اصلی شرقاوی از نگارش این نمایشنامه‌ی منظوم، ایجاد انگیزه‌ی قیام و بیداری اجتماعی در جامعه‌ی خویش از طریق تبیین اهداف امام (علیه‌السّلام) می‌باشد.
شرقاوی هوشیارانه نقطه‌ای را برگزید که در جان و روان مصریان، سابقه‌ی دیرینه داشته است.
وجود زیارتگاههای «راس الحسین» و «السیدة زینب» زمینه‌ی مساعدی را برای وصول به این هدف فراهم آورده بود.



الرّجال و النّساء: لا تطلبوا راس الحسین بشرق ارض او بغرب.
فالرّاس مثواه بقلبی
راس الحسین هنا بقلبی
فلتاخذ و اثار الحسین
یا لثارات الحسین

به دنبال سر حضرت در شرق و غرب عالم نگردید. سر حسین در قلب ماست و رمزی و نشانی از خونخواهی و مبارزه است.

شرقاوی در یک تصویر خیالی زیبا و در آخرین صحنه‌ی نمایش، پیام خویش را در جنبه‌های گوناگون به مخاطب القاء می‌نماید.
او یزید را در صحرایی داغ و سوزان که تمثیلی از صحرای سوزان کربلاست، نشان می‌دهد:

یزید: العطش‌؟ یا الهی کدت اقضی فی العطش
الحسین: نحن ایضا قد هلکنا عطشا
یزید: (یفزع الیه) من هنا؟. ..
من انت‌؟! هل عندک ماء....؟
الحسین: ما انا الاّ خیال للحسین بن علیّ‌

یزید فریاد تشنگی سر می‌دهد و می‌گوید که خیلی تشنه هستم.
امام حسین (علیه‌السّلام) می‌فرماید: ما نیز تشنه به شهادت رسیدیم
یزید در حالی‌که به ایشان جزع و فزع می‌کند می‌گوید:
چه کسی اینجاست‌؟ تو کیستی‌؟
آیا در نزد تو آبی یافت می‌شود؟
امام حسین (علیه‌السّلام) فرمود: من جز خیالی از حسین بن علی (علیه‌السّلام) نیستم.

و یزید همچنان در وحشت، اضطراب، تشنگی و ترس به هرسو می‌دود و طنین صدای زینب که فریاد می‌زند:

این تمضی ایّها السّلطان من عارک....
لا مهرب لک
انّ طوفان دم الابرار حولک

‌ای پادشاه که بر تو عاروننگ ابدی است، کجا می‌روی‌؟
تو هیچ راه فراری نداری!
همانا طوفان خون پاکان تو را دربر گرفته است.


۵.۱ - اشعاری از زبان حسین بن علی (علیه‌السّلام)


فلتذکرونی عندما تجد الفضائل نفسها
اضحت غریبة
و اذا الرّذائل اصبحت هی وحدها الفضلی الحبیبة
فاذکرونی
فلتذکرونی حین تختلط الشّجاعة بالحماقة
و اذا المنافع و المکاسب صرن میزان الصّداقة
و اذا غد النّبل الابیّ هو البلاهة
و بلاغة الفصحاء تقهرها الفهاهة
فلتذکرونی حین تشتبه الحقیقة بالخیال
و اذا غدا جبن الخنوع علامة الرّجل الحصیف
و اذا غدا البهتان و التّزییف و الکذب المجلجل
هنّ ایات النّجاح


مرا یاد کنید زیرا تمامی فضایل را در من می‌یابید!
من غریبی هستم که مظلوم واقع شده‌ام
اکنون زمان به‌گونه‌ای است که تنها رذایل باقی مانده است و فضایل ستوده از بین رفته است.
پس مرا یاد کنید در زمانی‌که شجاعت با حماقت درآمیخته است و منفعت میزان راستگویی شده است، و بلاغت فصیحان مانند کسانی است که از گفتار درمانده و عاجز شده‌اند.
پس مرا یاد کنید در زمانی‌که حقیقت با خیال مشتبه شده است.
هنگامی‌که ترس انسان فاجر و بدکار علامت مرد فرزانه و خردمند شود و هنگامی‌که تهمت و بهتان و کذب از نشانه‌های پیروزی باشد.


ساظلّ اقتل کلّما رغمت انوف فی المذلّة
و یظلّ یحکمکم یزید ما... و یفعل ما یرید!
و ولاته یستعبدونکم و هم شرّ العبید
و یظلّ یلعنکم و ان طال المدی جرح الشّهید
لانّکم لم تدرکوا ثار الشّهید
فادرکوا ثار الشّهید!


هنگامی‌که سکوت در برابر فریب را دیدید، یا شاهد تن دادن انسان به ذلّت بودید، بدانید که مرا دوباره سر می‌برند و هر روز هزاران هزاربار به خون می‌غلتم.
آری مرا هم‌چنان سر می‌برند تا زمانی که گروهی در خواری و ذلّت به سر می‌برند.
تا هنگامی‌که مثل یزیدی بر آنان حکومت می‌کند و هرچه می‌خواهد انجام می‌دهد و حاکمانی که از پست‌ترین بندگانند مردم را به بردگی می‌کشانند؛
تا روزگار چنین است زخم شهید شما را لعنت می‌کند. چراکه پیام خون او را نیافتید. پس خون شهید را دریابید!

نمایش منظوم در خاتمه پیام پرطنین و جاودانگی شاعر را به مخاطب می‌رساند.
«فادرکوا ثار الشّهید»، «ثورة» و «شهادة» را دریابید!




۱. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۸۳.    
۲. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۸۳.    
۳. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۸۴.    
۴. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۲۷۲.    
۵. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۳۲۳.    
۶. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۲۰۸.    
۷. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۴۳۴.    
۸. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۳۴۶.    
۹. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۴۴۵.    
۱۰. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۴۴۰-۴۴۱.    
۱۱. المسرح الشعری بعد شوقی، ص۴۴۷.    
۱۲. حسین (علیه‌السّلام) در شعر معاصر عربی.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۲۹.    






جعبه ابزار