عدالت اقتصادی (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عدالت اقتصادى در انديشه اسلامى، اساس توزيع عادلانه ثروت و تنظيم روابط توليد، توزيع و مصرف است.
اين مفهوم از مهمترين اركان
نظام اقتصادی اسلام به شمار مىرود و بدون آن، ساختار اقتصادى معناى اسلامى خود را از دست مىدهد.
عدالت در اقتصاد اسلامى بر تقدم مصالح اجتماعى بر منافع فردى تأكيد دارد و اجراى آن از وظايف
دولت اسلامی دانسته شده است.
در
فقه اسلامی با وجود تأكيد
قرآن بر عدالت، قاعده فقهى مستقلى از آن استخراج نشده و اين امر به ركود تفكر اجتماعى در فقه سنتى منجر شده است.
اصل عدالت در مفهوم اسلامى پايه اصلى توزيع ثروت در قلمروى اقتصاد و تقسيم قدرت در عرصه
سیاست است.
اصل عدالت كاربردىترين عنصر نظرى در نظام اقتصادى و نظام سياسى اسلام است كه به همه عناصر ديگر اقتصادى و سياسى معنا و مفهوم خاص مىدهد.
به طورى كه هر كدام از اجزا و عناصر تشكيلدهنده اين دو نظام در اسلام منهاى عدالت مفهوم اسلامى خود را از دست مىدهد.
اصل عدالت با همه اهميت آن در فقه سياسى مورد غفلت واقع شده است، در حالى كه از آياتى چون:
(وَ بِالْوٰالِدَيْنِ إِحْسٰاناً) و
(أَوْفُوا بِالْعُقُودِ) ، قواعد بسيار مهمى در فقه استنتاج و استنباط شده است ولى با آن همه تأكيد بر عدالت در قرآن حتى يک قاعده فقهى از آن به دست نيامده است.
اين مطلب سبب ركود تفكر اجتماعى در
فقه سنتى شده است.
دستور مؤكد اسلام بر عدالت در ايجاد ثروت، توليد، توزيع و مصرف آن و واگذارى اجراى عدالت بر عهده دولت اسلامى نه تنها به معناى سياسى كردن اقتصاد است بلكه مفهوم آن، اولويت دادن به بعد اجتماعى اقتصاد بر بعد فردى آن است.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۳۴.