عریف (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عریف در متون اسلامی به مأموری اطلاق میشود که مسئول شناخت اوضاع اجتماعی، قبیلهای و انتقال اطلاعات به حاکمان بود.
نقیب نیز با معنایی نزدیک، ناظر و سرپرست گروههای مردمی به شمار میرفت.
در نظام
امامت، این دو نقش رابط میان امام و مردم را داشتند.
با آن که اصل عرافه از نظر شرع صحیح است، احادیث نسبت به خطر لغزش در این منصب هشدار دادهاند.
در
قرآن و سیره
نبوی، کارکرد عرافه و نقابت به عنوان سازمانهای اطلاعاتی، اجتماعی مشروع و سازمان یافته مطرح شده است.
دو واژه «
عريف» و «
نقيب» در تاريخ و متون اسلامى نشانگر سابقه ممتد شبكه اطلاعاتى در تفكر دينى به طور عام و انديشه اسلامى به طور خاص است.
«
عريف» به كسى گفته مىشد كه مسئوليت خاصى را در زمينه شناخت خصوصيات و اخبار قوم، قبيله و اشخاص داشته و در موقعيتهاى مناسب مورد مشاهده مسئولان قرار گرفته و اطلاعات لازم را در اختيار آنان قرار مىداد و به خاطر اين خصوصيت به سرپرستى آنها گمارده مىشد.
«
نقيب» مترادف با «عريف» نيز به كسى اطلاق مىشد كه مسئوليت نظارت بر اوضاع و احوال مردم را عهدهدار بوده و به علت شناخت صحيحى كه در مورد گروهها و شخصيتها داشته، به عنوان مسئول و سريرست انتخاب مىشده است.
در نظام
امامت نيز «اعراف و نقبا» در واقع نقش رابط بين گروهها و واحدهاى اجتماعى با امام را بر عهده داشتهاند و امام اطلاعات لازم براى تصميمگيرىها را از عريفها و نقيبها كسب مىكرد.
اغلب براى اين مسئوليتها افراد شايستهاى كه اطلاعات دقيق و عميقى را در رابطه با واحدهاى مختلف اجتماعى و شخصيتها داشتند، انتخاب مىشد.
شبكه اطلاعاتى «عرافت» و «نقابت» بيشتر در مسائل نظامى و دفاعى استفاده مىشد و به همين لحاظ برخى آن را تنها مربوط به جنگ دانسته و مقام عريف و نقيب را يک رتبه نظامى در سلسله مراتب فرماندهى در جهاد تلقى كردهاند.
در
روایات آمده است:
«العرافة حق و العرفاء فى النار.» عرافت شغلى است به صلاح مردم و لازم براى حسن جريان امور و شايسته يک جامعه مطلوب، اما بيشتر آنان كه به كار «عرافت» مىپردازند به دليل ظرافت كار «عرافت» و لغزشهايى كه پيدا مىكنند، گمراه و به سرنوشت عذاب آتش، گرفتارند.
مانند
قضاوت كه شغلى شريف، عبادتى بزرگ، وظيفهاى خطير و مهم در احياى عدالت در جامعه است ولى بيشتر كسانى كه به اين امر مهم مىپردازند، اهل آتشند.
علامه حلی در كتاب «
تذکرة الفقهاء» مىنويسد:
بر
دولت امام لازم است كه ديوانى را براى ثبت اسامى قبايل، گروهها و مستمرى آنها داشته باشد و براى هر كدام عريفى بگمارد، كه نشانه گروه خود را به همراه داشته و براى هر كدام مشخصات و پرچم معين كند، چنانكه
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در جريان
فتح خیبر براى هر ده نفر يک عريف معين كرد.
علامه در كتابهاى فقهى ديگرش به استناد آيه:
(وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا) مىنويسد:
دولت امام بايد در سپاه خود تقسيمبندى منظمى را اعمال كرده و آنها را در دستهجات و احزاب مشخصى درجهبندى كند و براى هر كدام عريفى تعيين كند.
به دليل سوء استفادههاى كه خلفا، سلاطين و امراى جور از اين مقام و افرادى كه به عنوان عريف شناخته مىشوند، مىكردند، در تعدادى از روايات از عمل «عرافه» نكوهش شده و آن را مشاركت در قتل مردم
و موجب گرفتارى در روز جزا خواندهاند.
پيامبر اكرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: كسى كه مسئوليت «عرافه» را بر عهده بگيرد، روز
قیامت در حالى كه دستهايش برگردن آويخته، محشور مىشود؛ اگر در عمل خود درستكار بوده و به امر
خدا رفتار كرده باشد، آزاد مىشود و اگر به كسى ظلم كرده باشد، طعمه آتش مىشود.
امام علی (علیهالسلام) به يكى از ياران خود فرمود: «مبادا شغل عشارى و عريفى را بپذيرى»
در حديث ديگر آمده است كه رسول اكرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به يكى از يارانش فرمود: «چه خوب بود كه در حالى از دنيا مىرفتى كه نه اميرى، نه كاتبى و نه عريف.»
اين احاديث خطير بودن مسئوليت «عرافت» را بيان مىكند كه بسيارى از اشخاص به دليل عدم توانايى براى تحمل اين مسئوليت سنگين، نبايد آن را بپذيرند.
اما پيامبر اكرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از شبكه عريف و نقيب استفاده كرده است.
در حكومت امام على (علیهالسلام) نيز در مواردى عريفان براى انجام مسئوليت هايى به كار گماشته شدهاند.
هنگامىكه
حنظلة بن ربیع، باوجود بيعتش با امام (علیهالسلام) به سوى معاويه گريخت، به دستور امام (علیهالسلام) عريف قوم وى احضار شد و توسط وى (عريف) خانه حنظله منهدم شد.
در مورد ديگر مقدارى عسل و مواد غذايى كميابى از
همدان به خدمت امام على (علیهالسلام) آوردند، امام (علیهالسلام) عريفها را احضار و توسط آنها تمامى آن مواد غذايى را بين ايتام
کوفه تقسيم كردند.
بسيارى از مفسران نقيب را در آيه:
(وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اِثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً) و نيز در حديث مربوط به بيعت عقبه ثانيه:
«اخرجوا الى منكم اثنى عشر نقيباً يكفلون عليكم بذلك» به معناى مطلع، مراقب و ناظر تفسير كردهاند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۴۰-۲۴۲.