علل زیستی جنگ (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
علل زیستی جنگ عواملی هستند که ریشه در تفاوتهای زیستی انسانها و محدودیت منابع دارند.
جنگ نتیجه طبیعی
تنازع بقا و ابقای شایستهتر انسانها است.
کمبود منابع، رشد جمعیت، تفاوتهای زیستی و نژادی، و رقابت بر فضای حیاتی از عوامل اصلی آناند.
بازماندگان جنگ نمایانگر پیروزی در تنازع بقا و گزینش طبیعی در
جامعه انسانی هستند.
نظریه تنازع بقا و ابقای شایستهتر و قویتر گرچه به عنوان
قانونی حاکم بر طبیعت در زندگی جانداران مطرح شده است ولی برخی از دانشمندان، کاربرد آنرا تا زندگی اجتماعی انسان توسعه دادهاند.
صرفنظر از این که این نظریه در توجیه
استعمار و
سیاست ضعیفکشی مورد بهرهبرداری قرار گرفته، نتیجه عملی آن چنین است که مسائل زیستی همواره عامل اصلی جنگ بین انسانها بوده است و استقرار و تداوم حیات بشری در چارچوب قانون تنازع بقاء و ابقاء شایستهتر، قویتر و پیوسته با پدیده جنگ همراه بوده و خواهد بود و تنها منطقی که در این میان میتواند مفهوم و مقبول باشد زور است.
نظریه علل زیستی جنگ، به گونههای مختلف تفسیر و تبیین شده که اهمّ آن به قرار زیر است:
الف -برخی معتقدند رشد جمعیت با میزان تولید مواد غذایی و امکاناتی که در این زمینه در طبیعت وجود دارد هماهنگ نیست، با توجه به سرعتی که در رشد جمعیت دیده میشود میتوان پیشبینی کرد که پس از چندی، مواد غذایی کفاف زندگی تمام انسانها را ندهد.
نتیجه این محاسبه آن است که باید جلو توسعه بیحساب جمعیت گرفته شود و همان طور که بیماریهای مسری در تعدیل جمعیت نقشی طبیعی داشته است جنگها نیز میتواند این وظیفه را بر عهده داشته باشد.
برخی پا را فراتر گذارده و گفتهاند: جنگ حجامت
جامعه بشری است.
در این میان بر اساس تنازع بقاء قویتر میماند و ضعیف از میان میرود.
ب - همه انسانها به گونه مساوی متولد نمیشوند و از امکانات و اقتدارات برابر، برخوردار نمیگردند، شرایط زیستی به برخی برتری میبخشد و انسانها با
استعدادها و استحقاقهای متفاوت در صحنه زندگی ظاهر میگردند. به این ترتیب انسانها به صورت نژادهای متفاوت به وجود میآیند و نژاد برتر در جنگ و ستیز حیاتی در برابر نژاد پستتر پیروز میشود و جنگ با
خشونت و
قساوت، ضعفا را به
جرم ناتوانی از سر راه نژادهای برتر برمیدارد.
با این حساب بازماندگان جنگ در حقیقت برگزیدگان طبیعت و فاتحان تنازع بقای حیات هستند که ارزش زیستن را بهدست آوردهاند.
ج -نظریههای فضای حیاتی که توسط
هیتلر مطرح شد و جهان را به خاک و خون کشید توجیهی دیگر بر ریشه زیستی جنگ میباشد.
انگلستان که مفهوم نالهها و شکوههای هیتلر در زمینه کمبود فضای حیاتی را بخوبی درک میکرد موضوع واگذاری
مستعمراتی را به
آلمان پیشنهاد مینمود.
این پیشنهاد برای آلمان به معنی دور ریختن ثروتی بود که میبایست برای اداره مستعمرات هزینه میکرد. بیشک فضای خالی هم وجود نداشت.
هیتلر
اتریش و سرزمین پهناور
روسیه را میخواست، بسیاری معتقدند که فضای حیاتی فقط یک بهانه برای آغاز جنگ بود ولی هر چه بود نظریهای است که هیتلر برای توجیه جنگ به آن استناد مینمود.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، ج۵، ص۲۱-۲۲.