علل پیدایش مذاهب اسلامی (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
علل پیدایش مذاهب اسلامی؛ به بررسی علل گذار
جامعه اسلامی از وحدت عصر نبوی به تفرقه پس از
رحلت پیامبر میپردازد.
این نوشتار با نقد رویکرد صرفاً روایی در آثار سنتی
ملل و نحل، در پی تبیین فلسفی شکافهای کلامی است؛ شکافهایی که برخلاف سادگی و وضوح عقاید و تکالیف در صدر
اسلام، بستر را برای پیدایش جدالهای فکری و انشعابات مذهبی فراهم آورد.
اگر
مسلمانان در زمان
پیامبر گرامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از وحدت خاصی برخوردار بودند، و عظمت مقام
رسالت و
مرجعیت مسلم او برای پیروانش، مانع از بروز دوگانگی بود، ولی پس از در گذشت او، شکاف عجیبی در میان آنان پدید آمد، و آن
وحدت و
ایثار، جای خود را به
جدال و نزاع کلامی، و احیاناً به نبردهای خونین، آنهم برسر عقائد، داد.
مهمترین مسأله در این مورد، بررسی علل پیدایش اختلافها و پیریزی مذاهب است که در کتابهای مربوط به تاریخ عقائد، پیرامون آن کمتر گفتگو شده و حق آن ادا نشده است.
از آنجا که تاریخنگاری در میان مسلمانان به صورت نقلی بود، کمتر به تحلیل تاریخ میپرداختند. بالطبع، چنین روشی در بحثهای مربوط به
ملل و نحل که یک نوع تاریخ نگاری (تاریخ عقائد) است، نیز سایه افکند و جدای از نقل حوادث، کمتر به تحلیل آن پرداختند. در نتیجه، فلسفه این همه اختلاف، بعد از رسول خدا در بین
امت اسلامی روشن نشد.
پس از در
رحلت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، برای گروهی از مسلمانان، مسائل کلامی، مطرح نبود و آنان، جز به
جهاد و نشر اسلام در جهان، به چیزی نمیاندیشیدند، و در مسائل مربوط به
توحید و شناخت
صفات خدا و مانند آن، از آنچه از
کتاب و
سنت فرا گرفته بودند، پا فراتر نمینهادند.
زیرا آنان اسلام را با دو امتیاز شناخته بودند:
۱: عقائدی واضح و روشن،۲: تکالیفی سهل و وظائفی آسان.اسلام، با این دو امتیاز، در
شبه جزیره و سپس در سائر نقاط، اسلامی گسترش یافت. اگر مشکلی پیش میآمد به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مراجعه میکردند.
شیعیان نیز که سخن
عترت را قرین
قرآن میدانستند، مشکلات فکری را با آنان در میان میگذاشتند.
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۵۷.